جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
سه شنبه 23 مهر 1398 / 15 صفر 1441 / a 15 Oct 2019    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
گردشگري
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
پنجشنبه 24 خرداد 1386 - ساعت 01:50
شماره خبر: 100004058790
هرکول در دشت بيستون
جام جم آنلاين: هرکول یا هراکلیس ، پرآوازه ترین قهرمان داستان های کلاسیک یونان باستان را لم داده بردل صخره ای از کوه بیستون به نظاره می نشینیم.

برکناره جاده ابریشم یا جاده بزرگ خراسان . نرسیده به کتیبه داریوش. او پس از گذراندن 12 خوان که خدایان به او ماموریت داده اند، غنمیت هایی چون گرز و... پوست شیرنمه و... به دست آورد تا با استفاده از نیروی سحر آنها، افسانه وار، شکست ناپذیر شود. هرکول هر بار با نوشیدن جام مخصوص خود به خلق شاهکارهای عجیب و بزرگ روی زمین دست می یازد و پهلوانی نامی می شود. تنها یک نیروی مافوق طبیعی می توانست بر او چیره شود. سرانجام نیز مغلوب همان نیرو می شود. امروز همه آنچه به نیروی افسانه ای در هرکول منجر می شود، پیرامون نقش برجسته او بر گوشه ای از بیستون حک شده است.

حجار هرکول را میان 2 شکاف زمین که 3 متر با هم فاصله دارند، می تراشد تا در امان بماند. او خوب می داند اگر هرکول روی شکافها نقش شود، صدمات جبران ناپذیری می بیند و ممکن است به طور کامل متلاشی شود. هرکول موقعیت شناس بوده و در نزدیکی سراب بیستون ، دامان فراغت می گستراند تا بیشتر در بن چشم نظاره گر بنشیند. او کماندان و تیردان خویش را بر درخت زیتون پشت سرش آویخته و آرام و آسوده لمیده است.
دست راست را روی پای راست گذاشته ، پای چپ را هم تکیه گاه پای راست خویش قرار داده است. پشت سرش و در کنار درخت یک گرز و کتیبه ای به چشم می خورد. کتیبه در قابی شبیه به معابد یونانی و آرامگاه های دوره هلنیستیک آسیای صغیر قرار دارد. کماندان کاملا مشابه نقش کماندان های یافت شده روی «متوپ های نسا»، پایتخت اولیه اشکانیان است.
پژوهشگران احتمال زیاد می دهند درختی که هرکول در سایه سارش بال فراغ گسترده ، درخت زیتون باشد. دلیلشان هم مقدس بودن درخت زیتون در باور یونانیان است. یونیان از این درخت تغذیه می کردند و از برگ آن تاجی درست می کرده و بر سر فاتحان مسابقات المپیک قرار می دادند.

تلگرافی از هرکول

شناسنامه ای که از هرکول باقی مانده ، گنگ است و چیزی واضحی را به خواننده نمی دهد. در دل کتیبه به خط یونانی چنین نوشته اند: «در سال 164 سلوکی ماه پانموی هرکول کالینیکون به وسیله هیاکینتوس ، پسر پانتا اخوس به دلیل نجات کل امن فرمانده بزرگ این مراسم برپا شد.» در این کتیبه از هرکول نام برده و او را با لقب کالینیکون که به احتمال بسیار باید فاتحی درخشان باشد، خوانده است.
همین کتیبه باعث می شود پژوهشگران بدون هیچ شک و شبهه پیکره سلوکی دشت بیستون را متعلق به هرکول یونانی بدانند. برخی از پژوهشگران ماه پانموی نام برده شده در کتیبه را با احتمال خیلی زیاد برابر با اواخر اوت و اوایل سپتامبر می داند و سال 164 سلوکی را برابر با 153 پیش از میلاد. یعنی همان سال که اوج درگیری بین اشکانیان به رهبری مهرداد اول و سلوکیان به رهبری دیمیتریوس اول بوده.
جنگهای زیادی در این منطقه سرمی گیرد و با احتمال هم این پیکره بازمانده یکی از آن جنگهایی بوده که سپاه اشکانی و سپاه یونانی (سلوکی) انجام گرفته است. سپاه یونانی پیروز شده و به رسم دیرین خویش نقش لمیده هرکول را بر دل بیستون حک کرده است ، هر چند امروزه آنچه نظاره گران را بدین دشت می کشاند نوشته ای از داریوش هخامنشی است و در مقابل عظمت آن ، این کتیبه گوشه کوچکی از صفحه ذهن تماشاگران را به خویش می دهد. در این کتیبه از هیاکینتوس (Hyakinthos) ، پسر پانتا اخوس (Panthaochos) نام برده می شود. شخصی است مجهول الهویه . پژوهشگران را احتمال است که هیاکینتوس حاکمی بوده که در ساتراپی (استان) ماد بزرگ سمتی داشته و چون فرمانده سلوکی به نام کل امن (Kloamen) به پیروزی می رسد به یاد بود این پیروزی ، پیکره هرکول را می سازند. اما در پشت هرکول نقش یک شیر به چشم می خورد. عده ای اعتقاد دارند نقش شیر متعلق به همین دوره سلوکی است که نه شیر که پوست شیری که هرکول روی آن لم داده است.
چون طبق اساطیر یونان ، هرکول در خوان اول شیری به نام شیر نمه را که رویین تن بوده خفه می کند و با چنگال خود پوست شیر را می درد. هرکول پوست شیر را همواره مانند لباسی بر تن می کرده تا هیچ تیر و شمشیری در او کارگر نیفتد.
اما برخی دیگر را اعتقاد بر این است که آنچه هرکول برآن لم داده ، نه پوست شیر که خود شیر است و به دوره پیشتر از هرکول بازمی گردد.. نخستین بار پروفسور دیوید استروناخ در سال 1966 در دیدار از دشت بیستون اعلام می کند از نظر تکنیکی این دو را نمی توان به یک دوره زمانی نسبت داد. چون پیکره هرکول حالت خیلی برجسته دارد، یعنی یک نقش تمام برجسته محسوب می شود، اما مجسمه نیست. چون از بخشهای پشت و زیر کاملا به کوه متصل است ولی حالت برجستگی دارد. در صورتی که نقش شیر یک نقش کم تر برجسته است و بسیاری در نظر اول متوجه نقش شیر زیر پیکره نمی شوند. نقش شیر خیلی واضح نیست. ولفرام کلاییس هم نظرات استروناخ را تاکید می کند، اشاره می کند هنگامی که هرکول را ساختند، باعث بخشهایی از پشت شیر صدمه می ببیند و نقش قوس و انحنای خویش را از دست می دهد. یعنی نقش پشت شیر کاملا صاف است .بسیاری از پژوهشگران اعتقاد دارند این نقش به طور یقین پیش از هرکول حک شده ، اما هیچ کس نمی داند شیر از چه دوره بر دل بیستون نقش شده است. وجود همین شیر باعث می شود سلوکیان نقش هرکول پرآوازه شان را در آنجا بر تن کوه به یادگار کنند.

12 خوان تا هرکول شدن

هرکول فرزند زئوس خدای خدایان و آلکمنه زنی زمینی بود. یک نیمه خدا بود نه کامل . هرکول بزرگ می شود و با مگارا ازدواج می کند و صاحب فرزندانی می شود. دیوانه می شود و در حالت جنون بدون آن که بخواهد فرزندان خویش را از دم تیغ می گذراند. برای طلب مغفرت ، هرکول مجبور بوده کارهای سختی را که اورستیوس ، عموزاده اش و حاکم آرگوس بر او تحمیل می کند، انجام دهد و همین ها 12 خوان هرکول را به وجود می آورد. هرکول در خوان اول شیر نمه را می کشد. در خوان دوم اژدهای نه سر ل&رن را نابود می کند. در خوان سوم گوزن زرین شاخ کورینتیس را برای اورستیوس می برد. در خوان چهارم ، گراز کوه ارومانتوس را برای اورستیوس می برد. در پنجمین خوان ، پرندگان استومفالوس را نابود می کند. در خوان ششم اصطبل های آوگیاس را تمیز می کند. در خوان هفتم ، گاو زیبای جزیره کرت را برای اورستیوس می برد. در هشتمین خوان ، هرکول مادیان های انسان خوار دیومدس را از بین می برد.

قهرمان سنگی زیر تیغ زمانه


مرگ پایان قصه هرکول در این دنیا نیست. هرکول به باد فراموشی سپرده می شود و گرد فراموشی آمد و شد روزگار آن را از دیدگان نهان می دارد تا در سال 1337 و هنگام عملیات اجرایی احداث جاده همدان به کرمانشاه از سوی کارکنان شرکت راهسازی کمپاکس انگلستان خویش را در بن چشمان کارکنان این شرکت می نشاند. برخورد ماشین های راهسازی سر وی را از تنش جدا می کنند تا سر بی جانش چند روز دیگر پیدا شود. تلفات این تصادف به همین جا ختم نمی شود و دست هرکول چند تکه می شود و به جام میان دستش نیز آسیب می رسد. تکه تکه شدن بدن هرکول پس از سالها فراموشی او را به یکی از خبرسازترین اشیا تاریخی تبدیل کرد

در نهمین خوان کمربند هیپولیتا، ملکه آمازون ها را زنانی بودند جنگجو و مجرد که اطراف دریای سیاه زندگی می کردند برای دختر اورستیوس می برد. در خوان دهم ، گله گاوهای قرمز رنگ گریون را برای اورستیوس می برد. در خوان یازدهم ، هرکول سگ کربروس را که سه سر و نگهبان جهان زیرین بود برای اورستیوس می برد. در دوازدهمین خوان ، سیبهای زرین خدایان را که نماد جاودانگی آنها بود از باغ هسپریدها می دزدد و برای اورستیوس می برد. اینها 12 خوان هرکول بودند تا از گناه فرزندکشی مبرایش کنند. اما همه آنچه در زندگی هرکول اتفاق می افتد، به این 12 خوان ختم نمی شود. هرکول در مسیر انجام 12 خوان خویش را درگیر مسائلی چون نجات مردم مظلوم می کرده است.
جنگها و لشکرکشی های هرکول مرحله دیگری از زندگی اوست. هرکول در اسطوره خویش جنگهای معروفی چون تروآ، آوگیاس ، دریوپ ها و اورمینیون را پشت سر گذاشته بود.

آتش به جان هرکول افتاد

دیگر زمانی می رسد که هیچکدام از آنچه که هرکول را به یک افسانه و اسطوره تبدیل کرده است ، نمی تواند مرگ را از وی برهاند. هرکول که پیراهنی آغشته به سم به تن داشت ، در حال مرگ سم در بدنش رسوخ می کند. شخصی به نام فیلوکتتیس هرکول را آتش می زند و هرکول به دنیای دیگر می رود.

هرکول به خدایان می پیوندد

هرکول را مرگ با خود می برد تا به جمع خدایان بپیوندد، اما هرگز خدای کاملی نمی شود. او از مادری زمینی متولد شده است . وی پس از مرگ با هیه که یک ایزد بانو بوده ازدواج می کند.

دزدان ، افسانه پهلوانی هرکول را ربودند

سر هرکول در سال 1337 پس از انجام مرمتهای جزیی در جای اصلی خود قرار گرفت ، چند سال به سرقت می رود. اما پیش از خروج از کشور در مرز بازرگان کشف و به اداره میراث فرهنگی کرمانشاه تحویل داده شد. سال 70 دوباره سر هرکول بر بدنش قرار می گیرد، اما قاچاقیچان برای دومین بار سر را از تنش جدا می کنند و به سرقت می برند. این بار رد پای قاچاقچیان برتن هرکول جا می ماند و بخشهایی را آن را تخریب می کنند. سر هرکول دو شقه می شود و بخشی از ریشش از بین می رود. همین اتفاق باعث می شود سر هرکول سالها دور از تن درخزانه میراث استان کرمانشاه نگهداری شود.

سر هرکول بر تنش نشست

سر هرکول بالاخره در نوروز سال 84 روی تنش نشست. در خلال این مدت ، 7 کپی با مواد مختلف از سر مجسمه ساخته شد که همگی به دلایلی از جمله سرقت ، نگهداری نامناسب و سنگ پرانی مردم از بین رفتند. بالاخره کارشناسان سنگی از کوههای بیستون انتخاب کردند که از جنس بدن هرکول است و پیش بینی می شود در مقابل تغییرات جوی مقاومت بیشتری نشان دهد. آنها سر ساخته شده برای هرکول را در مقابل دیدگان مسافر نوروزی روی هرکول گذاشتند تا قاچاقچیان اشیا تاریخی مطمئن شود که سر اصل نیست و دیگر به طمعی بر هرکول زخم نزنند.
سر واقعی هرکول از ترس دزدیده شدن برای همیشه در خزانه سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری کرمانشاه پناهنده شد.


زهرا کشوری

نظر خوانندگان:*
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:*    پست الکترونیک:





کد بالا را وارد کنید(بزرگ و کوچکی حروف تاثیری ندارد):