جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
شنبه 04 خرداد 1392 / 15 رجب 1434 / a 25 May 2013    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
راديو و تلويزيون
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
دوشنبه 05 آذر 1386 - ساعت 00:44
شماره خبر: 100004066576
يانگوم با نوستالوژي اوشين
جام جم آنلاين: «جواهري در قصر» يا همان سريال يانگوم ، عاقبت تمام شد، اما موج يانگونيسم همچنان در جامعه تداوم دارد.

تاريخ هنري ما در دوران معاصر گواهي مي دهد که نزد ايرانيان اگر فيلم هاي هندي در سينما محبوب بود در تلويزيون نيز اين سريال هاي ژاپني و چشم بادامي ها بودند که طرفداران پر و پا قرصي داشتند و طيف متنوع و گسترده اي از مخاطبان را جذب خود مي کردند؛ واقعيتي که گويي اينک پس از توسعه شبکه هاي تلويزيوني و ماهواره اي و تغيير و تحولات ژرف فرهنگي همچنان به قوت خود باقي است و سريال جواهري در قصر يا همان يانگوم اين ادعا را به اثبات مضاعف رسانده است . بسط فرامتني اين سريال ها و تاثير آن به عنوان يک خرده فرهنگ رسانه اي در زندگي روزمره را مي توان از همين جايگزين شدن نام قهرمان داستان بر عنوان اصلي فيلم درک کرد. شايد کمتر کسي نام «سال هاي دور از خانه» را به ياد داشته باشد و همه آن را به اسم اوشين مي شناسند؛ مجموعه تلويزيوني اي که در دهه 60 با هژموني رسانه اي خويش به يک پديده فرهنگي در جامعه ما بدل شد که به قول دکتر محسنيان راد، استاد و پژوهشگر ارتباطات مي توان بر آن نام اوشينيسم گذاشت . سريال سال هاي دور از خانه يا همان اوشين به دلايل تاريخي و روان شناسي آن سال ها، چنان نفوذي در توده مردم پيدا کرد که در حد يک مد اجتماعي ، فرهنگ عامه را تحت تاثير خود قرار داد. مدل موهاي اوشيني ، لباس ژاپني و حتي بازار تاناکورا در معرفي فروشگاه هاي دست دوم فروشي از تاثيرات اجتماعي اين سريال در آن سال ها بود که اين آخري هنوز نيز براي مشاغل اينچنيني اطلاق مي شود!
مروري اجمالي بر سريال هاي خارجي در 2دهه اخير نشان مي دهد آثار ژاپني و شرقي از جايگاه خاصي نزد مخاطب ايراني برخوردار است و هنوز نام هايي مثل اوشين ، اوتارو، هانيکو و لينچان از حافظه جمعي آنان پاک نشده است ؛ اما هيچ کدام از سريال هاي شرقي که پس از اوشين مطرح شد نتوانسته وجه کاريزماتيک و محبوبيت اسطوره اي وي را کسب کنند تا اين که جواهري در قصر از راه رسيد و يانگوم بار ديگر نوستالوژي اوشين را تداعي و بار ديگر تب اوشينيسم را در صورت يانگوم بازتوليد کرد.البته اين هماوردي در شرايط رسانه اي امروز کمي عجيب به نظر مي رسد. اوشين در زماني پخش مي شد که هنوز شبکه هاي تلويزيوني محدود به 2کانال بود و ماهواره و اينترنت نيز گسترش عمومي پيدا نکرده بود. به اين مساله بايد شرايط فرهنگي و اجتماعي ناشي از جنگ را نيز اضافه کرد. به طور قطع در چنين وضعيتي ، امکان برجسته شدن و مورد توجه قرار گرفتن يک اثر هنري بديهي به نظر مي رسد، اما تکرار اسطوره اي همان محبوبيت در جامعه امروزي که جهان در سيطره شبکه ها و رسانه هاي گوناگون تصويري قرار دارد و سينماي تکنيکي و ديجيتالي غرب بر دنياي تصويري و مجازي سلطه يافته است ، کمي عجيب به نظر مي رسد. اين که چطور در هژموني تکنيک و ديجيتال و جلوه هاي ويژه بر سينماي جهان که قاپ مخاطبان را دزديده است يک درام تاريخي شرقي ، قلب مخاطبان را تسخير مي کند و بسط فرامتني مي يابد. جواهري در قصر (Jewel in the Palase) نه تنها در ايران ، بلکه در اروپا و امريکا نيز نفوذ و جاي خود را ميان مخاطبان باز کرده است . قدرت تلويزيون و نقش آن در بسط تاريخي فرهنگ و انديشه يک قوم و ملت در جهان از طريق فهم محبوبيت اين سريال قابل درک است . جوامع بشري و کشورهاي مختلف جهان با بصري کردن فرهنگ خودي و بازنمايي تصويري آن به معرفي هويت تاريخي خود در جهان دست مي زنند و به قول بودريار با تبديل واقعيت به حاد واقعيت از طريق فرآيند جذاب رسانه اي و تزريق صورتي مجازي به صيرورت تاريخي خويش ، اعلام موجوديت مي کنند. اگر در گذشته اين قهرمانان و شخصيت هاي اسطوره اي بودند که به اعتبار تاريخي يک ملت حيات مي بخشند، در جهان تصويري شده امروز با خلق اسطوره هاي بصري و رسانه اي به اين جايگاه مي توان رسيد. کره جنوبي با وجه بصري بخشيدن به يکي از اسطوره ها و شخصيت هاي تاريخي خود، متن سينمايي يانگوم را به فرامتني فرهنگي بدل کرده و به واسطه آن به معرفي کشور خويش در جهان مي پردازد. اين استفاده بهينه از ظرفيت فوق العاده رسانه و تصوير است که ما با آن همه مفاخر و اسطوره هاي قدرتمندتر و جذاب تر از يانگوم نتوانستيم به آن دست يابيم ! اما محبوبيت و استقبال سريال هاي شرقي مثل اوشين و يانگوم در ايران به دلايلي فراتر از مسائل سينمايي وابسته است و علت آن را بايد در سنخيت فرهنگ عامه و افق هاي نزديک زيست جهان آنها جستجو کرد. قهرمان هاي سينمايي همواره جايگزين نمادين اتوپياي مخاطبان است که به واسطه همذات پنداري با آنها در تجربه هاي زيسته تبلور مي کند و همچون اسطوره هاي باشکوه ، عظمت و محبوبيت مي يابند. هر چقدر شرايط واقعي زندگي سخت تر باشد، قهرمان هاي مجازي قدرت مي يابند و دامنه نفوذ و اثرگذاري شان بيشتر مي شود. سنخيت فرهنگي و تجربه هاي زيستي مشابه با روان شناسي اجتماعي شرقي در اين همنشيني تاثير دارد. اوشين و تا حدودي يانگوم براساس آن پيرنگ ذهني مخاطب ايراني با الگوهاي مطلوب انساني و اخلاقي ، هماهنگي دارند و گويي وي سبک زندگي و کنش هاي اخلاقي خود را در صورت آنها مي بيند و فرافکني مي کند؛ زني صبور، پرتلاش و خانواده دوست که در شرايط سختي با مشکلات زندگي دست و پنجه نرم مي کند و بدون اين که دچار ياس و نااميدي شود به فرداي بهتر مي انديشد. مناسبات انساني اين زندگي با خرده فرهنگ هاي مشابه شرقي و شرايط مشابه قهرمانان با مخاطبان به نفوذ اين سريال کمک مي کند. وضعيت تراژديک زندگي در جهان شرقي و خرده فرهنگ هاي برساخته آن همواره به همذات پنداري و فرافکني انسان هاي هم درد مي انجامد که اگرچه در يک سرزمين جغرافيايي به سر نمي برند، اما به سرزمين تاريخي و عاطفي مشترکي تعلق دارند که حديث رنج خويش را در قصه هاي همديگر بازخواني مي کنند. امروز رسانه بويژه تلويزيون به زبان مشترک مخاطبان خود بدل شده که گرچه از يک سو آدميان را از هم دور کرده ، اما از طرفي ديگر به هم نزديک شده است. از اوشين يا يانگوم فاصله اي است که با اين تجربه مشترک طي شده و آنها ابژه هاي هم دردي مخاطب ايراني هستند.

نظر خوانندگان:*
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:*    پست الکترونیک:





کد بالا را وارد کنید(بزرگ و کوچکی حروف تاثیری ندارد):