جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
پنجشنبه 02 اسفند 1397 / 15 جمادي الثاني 1440 / a 21 Feb 2019    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
گفتگو
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 03 بهمن 1385 - ساعت 14:13
شماره خبر: 100004089514
حکايت انرژي درماني در يک مناظره خواندني
جام جم آنلاين: پدیدهای به نام انرژیدرمانی سالهاست در کشور ما رواج یافته، بدون اینکه تعریف مشخصی داشته باشد، سازمان و یا وزارتخانهای بر عملکرد این دسته از افراد نظارت کند
و چارچوب و ضابطه قانونی مشخصی برای فعالیت آنان وجود داشته باشد.
قطعا در این اصل که انرژی درمانی نیز پدیدهای است که در بسیاری از کشورها به عنوان یک علم مطرح است و بسیاری از پژوهشگران بر روی آن کار میکنند، تردیدی نیست. اما آنچه که در کشور ما به عنوان چنین پدیدهای خود را نشان داده است ، کلا با مستندات علمی متفاوت است.
چندی پیش جلسه مناظرهای از سوی انجمن متفکران و محققان که یک تیم علمی صد و چند نفره هستند، با حضور یکی از مدعیان انرژیدرمانی برگزار شد. از آنجا که «جامجم» علاقهمند است مستندات علمی و قانون پدیده انرژی درمانی را واکاوی کند و مرزبین مدعیان دروغین و انرژیدرمانگرهای واقعی را مشخص کند، متن این مناظره عینا از نظر میگذرد. دکتر پریس کینژاد، متخصص بیولوژی تلوینی، رشد و ترمیم و نمو و رئیس گروه تحقیقات طب متعالی به همراه محمد علیاکبری به عنوان انرژیدرمانگر برگزارکنندگان این مناظره هستند. قضاوت درباره این مناظره را به عهده خوانندگان فهیم خود میگذاریم و از درج هرگونه نقطه نظر در این باره استقبال میکنیم.



خانم دکتر کینژاد در ابتدا شمهای از وضعیت آنچه به عنوان انرژیدرمانی در کشور ما و دیگر کشورها وجود دارد، ارائه دهید.
کینژاد: براساس جستجوهای وسیعی که انجام شده و در سایتهای مختلف و مجامع معتبر و قابل استناد، مکررا از سوی ارگانهای بینالمللی عنوان میشود، هیچ تحقیق علمی که بتواند ثابت کند انرژیدرمانی یا صوتدرمانی بتواند به عنوان یک روشدرمانی جایگزین مورد استفاده قرار گیرد و اثر درمانی چشمگیری داشته باشد، وجود ندارد.
علیاکبری: چرا، وجود دارد.
کینژاد: عرض میکنم. چند سال پیش FDA که یک ارگان کاملا معتبر علمی است و در حوزههای مواد غذایی و دارویی و... فعالیت میکند، تصمیم گرفت تکلیف انرژیدرمانی را مشخص کند. بر این اساس فراخوان گستردهای دادند و موضوع را در دانشگاه هاروارد که معتبرترین سانتر علمی است، مطرح کردند که آزمایشها و تحقیقاتی انجام شود و در نهایت مشخص شود که تکلیف انرژیدرمانی چیست. چرا که برای مثال در امریکا و اروپا حدود 11 هزار نفر به صورت غیررسمی به کار انرژیدرمانی مشغولند، اما هیچ مکانیسمی برای فعالیت آنها تعریف نشده است.

این فراخوان را در تمام سایتهای معتبر دادند و مبلغ گزافی نیز به عنوان جایزه تعیین کردند که اگر کسی بتواند انرژیدرمانی را به عنوان یک روش درمانی اثبات کند، به او پرداخته شود. گزارش این فراخوان منتشر شد، هیچ کس نتوانسته بود آن را اثبات و جایزه را از آن خود کند. حاصل این فراخوان صدور بیانیهای شد که در 13 نوامبر سال 2003 در دانشکده علمی پزشکی نیویورک که محققان برجسته دانشگاههای دنیا در آن هستند، منتشر شد و در آن بیانیه تاکید شد که تا به امروز هیچ تحقیق علمیای وجود ندارد که بتواند اثرات انرژیدرمانی را روی هیچ کدام از بیماریها اعلام کند.
علیاکبری: به هر حال دکترای آن را من دارم و آن دکترا حقیقی است و به هیچ عنوان جعلی نیست. لوگو هم دارد[!] یک نماینده از دانشگاه کمبریج وجود دارد که از طرف دانشگاهآمد سراغ من وگفت مدتهاست دنبال من هستند و میخواهند مدرک دکترای انرژیدرمانی را به من بدهند و در ایران هیچ کس جز من شایسته گرفتن این دکترا نیست.
من از آنها پرسیدم برای چه میخواهند دکترا بدهند، من نیازی ندارم، اما آنها اصرار داشتند و یک دکترای پژوهشی به من دادند وگفتند شما مستنداتی از بیمارانی که بهبود یافتهاند را به ما بدهید. دو ماه طول کشید و بالاخره یک روز مرا دعوت کردند در محل دانشگاه کمبریج در ایران و رئیس دانشگاه مدرک دکترا را به من دادند. دکتر کسری افروغ گفتند باید مدارک را ببرم سفارت انگلیس در تهران و تایید شود. وقتی من آن را بردم، گفتند مدرک باید کپی برابر اصل شود. این کار شد و یک مهر برجسته هم به آن زدند. خانم ساندرا بود که کپی برابر اصل را تایید کرد.

خانم دکتر کینژاد، شما در رابطه با مدرک صحبتی دارید؛
کینژاد: من راجع به مدرک دکترا صحبت میکنم، اما بحث ما کمی پرت افتاد. ما در حوزه علمی تا زمانی که مستندات علمی ثابت نشده و آزمایشهای علمی روی آقای علیاکبری انجام نشده و استانداردهای علمی آن تایید نشده، کل موضوع زیرسوال است.
ببنید. در یک تحقیق علمی چند عامل باید رعایت شود که آن تحقیق قابل استناد شود.
1- جامعه آماری کافی
2- انتخاب تصادفی از بین بیماران
3- فاکتور بسیار مهم که به آن آزمایشهای «دوسوکور» میگویند، این است که نه درمانگر بداند روی آن کار میشود و نه بیمار.
در حالی که به دفعات در صحبتها و مصاحبههای آقای علیاکبری شنیدهام که میگویند کسی که تفکر مثبت دارد و کسی که روش من را باور دارد؛ اطلاع و همراهی بیمار برای اثر بخشی این روش درمانی یک شرط لازم و حتمی است. پس در اینجا موضوع استانداردهای تحقیقات علمی زیر سوال میرود و خود به خود اگر این شیوه را بپذیریم، یعنی داریم جهت میدهیم به نتیجهای که میخواهیم بگیریم.
در حالی که چنین مسالهای از نظر مجامع علمی بینالمللی قابل استناد نیست. سوال من این است که چه تحقیق علمی روی بیماران تاکنون شده است. ما مکرر میبینیم اعلام میکنند بیماران در نتیجه نیرو درمانی بهبود یافتهاند. این که بیمار فرضا اعلام کند یک ساعت قبل حالش بد بوده و حالا خوب شده است، قابل دفاع نیست، چون پارامترهای کیفی قابل استناد نیست. برای نمونه بیماریهایی مثل تودههای بدخیم پیش رونده، ام اس، پارکینسون که ادعا میشود، با این روش درمان شدهاند، مدارکش کجاست؛
اما در مورد مدرک آقای علیاکبری چند نقطه ابهام جدی وجود دارد. ببینید همه میدانند برای اعطای یک مدرک دکترا و PhD در همه دنیا، باید یک کار تحقیقاتی معتبر با ستاپ قابل قبول انجام شود و در یک ژورنال ISI، چاپ شود.
سوال این است مقاله شما که چاپ شده کجاست؛ در قسمتی از این مدرک آمده که این یک مدرک دکترای افتخاری نیست که بدون یک کار تحقیقاتی معتبر و بدون چاپ شدن یک مقاله در یک ژورنال علمی بتواند اعطا شود.
ببینید، کسی که میخواهد کار تحقیقاتی انجام دهد و نظریهای را اثبات کند، در هر ژورنالی نمیتواند مقالهاش را چاپ کند. در حال حاضر 14 هزار ژورنال ISI در رشتههای مختلف در دنیا وجود دارد که فقط در صورتی که یک کار تحقیقاتی در آنها چاپ شود، قابل استناد است. آیا شما چنین طرح تحقیقاتیای را دارید؛ کجاست؛
علیاکبری: من که ندارم، باید از خودشان بپرسید.
کینژاد: آقای علیاکبری، چنین چیزی نمیشود. شما به عنوان سابقه تحصیلی و داشتن این مدرک باید مقاله شما به این مدرک منگنه شده باشد، در غیراین صورت اعتبار آن زیر سوال میرود.
علیاکبری: خوب برود زیر سوال. چه کارش کنم.
کینژاد: خب، حاصل چنین امری همین جریانی میشود که اکنون شاهد آن هستیم. حاصل آن زیر سوال رفتن مدرک شما میشود.
علیاکبری: ببینید. این چیزی است که آنها میدانند چه کار کنند. مقاله هایی که شما میگویید در اختیار آنهاست.
کینژاد: اما چنین چیزی وجود ندارد. بنده خودم جستجوهای متعددی کردم شما میفرمایید مدرک جعلی نیست، دو تا موضوع اینجا قابل اشاره است که تزی که در رابطه با این مدرک ارائه شده و مقاله آن که چاپ شده کجاست؛
همان جا، در دانشگاه. آدرس آن را بدهید، شما به عنوان گیرنده این مدرک باید آدرس آن را داشته باشید و نکته دوم: در هیچ جای دنیا نیست که یک نامه اداری امضا بشود و اسم امضاکننده آن زیرش نباشد، حتی در عقبافتادهترین کشورهای دنیا.
علیاکبری: خوب امضاش که هست.
کینژاد: اولا خارجیها مثل ما نیستند که امضای آنها یک طرح گرافیکی باشد، آنها اکثرا همان اسم و فامیل خود را با شکل بزرگتر مینویسند، اما در هیچ جای دنیا نیست که اسم امضاکننده آن زیر مدرک نباشد. الان این مدرک را چه کسی امضا کرده است؛ شما مدرکی را روی سایت خودتان گذاشتهاید مربوط به موسسه ارشیا و نماینده دانشکده کمبریج در ایران به نام دکتر کسری افروغ. ایشان مسوول کمبریج نیست. یک کد ذکر شده به نام IR.18. من هرجا سرچ کردم در سایت دانشگاه کمبریج، اصلا چنین کدی را نمیشناسد. وقتی یک موسسه خصوصی میآید با نام دکتر کسری افروغ یک چنین مدرک جعلیای را مینویسد، چگونه باید قابل استناد باشد.
نکته مهم دیگر این است که یک روال مشخص در کشور ما برای تایید مدارک تحصیلی خارج از کشور وجود دارد. هر مدرکی که صادر میشود، واحد ارزشیابی و معادلسازی وزارت علوم باید آن را تایید کند. سپس مدرک در کمیسیون مربوطه مطرح شود. سوال اینجاست، مدرک شما چرا به وزارت علوم نرفته و چرا ارزشیابی و معادلسازی نشده است.
علیاکبری: وزارت علوم ریزنمرات را میخواهد.
کی نژاد : آفرین، چرا ریزنمرات نیست، هیچ چیز این مدرک همخوانی ندارد.
علیاکبری: نیروی من خدادادی است.
کینژاد: ما راجع به نیروی خدادادی هم صحبت میکنیم. نکته مهم دیگر درباره مدرک شما این است، هر مدرکی به دارالترجمه میرود، باید برود وزارت دادگستری، مهر بخورد و سازمان نظام پزشکی و بهداشت و درمان آن را تایید کند، بعد برود در کمیسیون ارزشیابی وزارت علوم و معادلسازی شود. مدرک شما نه مهر وزارت دادگستری را دارد که البته مسوولیت آن با دارالترجمهای است که آن را ترجمه کرده، خوب، هر متنی را به هر دارالترجمهای که ببریم، دارالترجمه موظف است مهر خود را بر آن بزند؛ اما آن مدرک وقتی مهر دادگستری و امور خارجه را ندارد، فاقد ارزش است. در حالی که مدرک شما فقط به تایید سفارت انگلیس در ایران رسیده و سفارت در جایگاهی نیست که بخواهد چنین مدرکی را تایید کند. دانشکده کمبریج اعلام میکند چنین مدرکی را صادر نکرده و بارکد آن را نمیشناسد. اگر شما مدرکی دال بر آن دارید، ارائه کنید. نگاه ما در این باره نگاهی محققانه به موضوع است. اکنون در کدام یک از تعاریف دانشگاههای دنیا چنین رشتهای تعریف شده که بنده محقق بروم آن را بخوانم.
علیاکبری: برای این که این رشته نو است.
کینژاد: اتفاقا دیگر بدتر، وقتی یک چیزی نو است، باید مستندات کافی روی آن باشد. همین طوری نیست که ما بیاییم یک رشتهای را تعریف کنیم و ندانیم فلسفه آن چیست.
علیاکبری: من تلفن خودش را میگیرم و با او صحبت کنید.
کینژاد: به هر حال موضوعی که برای من ابهام جدی دارد، این مدرک است. به هر حال هر دانشجوی پزشکی باید نسخهای از تز خود داشته باشد، تز شما کجاست؛
علیاکبری: خانم، شما چرا شلوغش میکنید. همه این مدارک از طرف سفارت جمهوری اسلامی ایران تایید شده. ما که نرفتیم نخود بیاوریم اینجا.
کینژاد: ببخشید مهر این مدرک که شما میگویید کجاست؛
علیاکبری: مهر نمیخواهد. آرم جمهوری اسلامی بالای آن است.
کینژاد: چنین چیزی نمیشود. کجای دنیا دیدهاید یک نامه اداری مهر نداشته باشد.
علیاکبری: هیچ جا، از من بپرس. آرم جمهوری اسلامی ایران بالای آن است.
کینژاد: این فقط یک سربرگ است.
علیاکبری: میتوانید زنگ بزنید از سفارت بپرسید.
کینژاد: من و شما میتوانیم خیلی منطقی با هم صحبت کنیم.

سوالی که مطرح است و خیلیها دوست دارند پاسخ آن را بدانند، این است که انرژی درمانی چه طیف از بیماریها را درمان میکند.
علیاکبری: همه نوع بیماریها را، جز بیماریهای مادرزادی و بیماریهایی که مثلا اگر کسی چاقو خورده باشد و بیناییاش را از دست داده باشد. اما بیماریهایی مثل سرطان، تومور مغزی، آسم، اماس، میگرنهای شدید، گرفتگی عروق، فلج مغزی.
خانم دکتر شما نظرتان چیست؛
کینژاد: چیزی که بنده مجددا تکرار میکنم، همان نتیجه دانشگاه هاروارد است. فقط بیماریهای سطحی و بیماریهایی که از تلقین و باور تاثیرپذیر است، با انرژی درمانی بهبود مییابند. حال اگر آقای علیاکبری مستنداتی دارند، ارائه دهند. چون روال مستندسازی درمان یک بیماری مشخص است. مثلا تصاویری امآرآی آن بیمار قبل و بعد از بیماری باید از سوی یک هیات ژوری بررسی و تایید شود. کجاست، چنین مستنداتی؛ مولفهای که در آن گزارش 16 صفحهای هیات 7 نفره پزشکان را دارد، فقط روی بهبودی بیمار تاکید دارد. علیاکبری: در این گزارش آمده: همچنین تعداد قابل توجهی از بیماران که مدارک پزشکی آنها قبل و بعد از نیرودرمانی بررسی شده، ثابت میکند بعد از گرفتن انرژی توسط آقای علیاکبری بهبود یافتهاند.
کینژاد: بله تاکید میکند «بهبودی»، یعنی یک مولفه کیفی. سوال این است مدارک کمی بیماران و مستندات آن کجاست؛
علیاکبری: در دادگاه هست.
کینژاد: بابا 4 تا از این بیماران را به ما معرفی کنید و ما بدون جنجال آنها را بررسی کنیم. ما میخواهیم محققانه موضوع را واکاوی کنیم.
علیاکبری: خانم این حرفها را نزنید. به خدا قسم من دارم به شما میگویم همین تهمتها را آقای علویان (معاون وزیر بهداشت) به من زد و من از او شکایت کردم.
کینژاد: این تهمت نیست.
علیاکبری: شما تا نبینید، شما هیچ وقت در جلسات من آمدهاید؛
کینژاد: بله. اتفاقا من یک شاهد زنده و حاضر هستم که در خیلی از جلسات شما شرکت کردهام. در رابطه با طیف اثر روی بیماریها، عمدتا دردهایی مثل سردرد، آرتروز، میگرن بر اثر انرژی درمانی احساس بهبودی میشود و بیمار بعد از جلسات انرژی درمانی احساس میکند حالش خوب است و یا اعلام میکنند بعد از انرژی درمانی تعداد مراجعه بیماران به پزشک کاهش یافته است. آیا از نظر کسی که حتی اطلاعات کاملی در این زمینه ندارد، این حرف قابل استناد است؛ اکنون از جمع سه نفره ما که اینجا هستیم، اگر بپرسند شما چقدر حالتان خوب است، چگونه می شود حالت خوب بودن ما را با هم یکسانسازی کرد و در یک مولفه کمی درآورد.
اینکه شما میفرمایید تومورهای سرطانی، ام اس، فلج مغزی و... به یکسری مکانیسمها بر میگردد. اولا هیچ موردی از شفا و برطرف شدن آنها تا این لحظه دیده نشده است. اگر میفرمایید هست، بسیار خوشحال میشویم آن را ببینیم. پس چرا این فهرست شفایافتگان منتشر نمیشود. اگر شما میگویید دارند برایتان جنجال درست میکنند، چرا آمارتان را منتشر نمیکنید و مستندات خود را اعلام نمیکنید.
علیاکبری: به خاطر اینکه جان من در خطر میافتد.
کینژاد: درباره شرط اثرگذاری انرژیدرمانی بر بیماری هم اگر ممکن است توضیح دهید.
علیاکبری: طرف باید با دید باز بیاید. نباید گارد بگیرد. این خیلی مهم است باید مثبت باشد. دوم اینکه بیماری مادرزادی نداشته باشد. تلهپاتی ها و کارهایی که میگویم انجام دهد و چندین جلسه، حداقل سه جلسه را باید بیاید.

توصیهای که شما میکنید از چه جنسی است و به بیماران چه میگویید؛
علیاکبری: میگویم از فرداشب راس ساعت 10:10 یک لیوان آب جلوشان بگذارند، تمرکز کنند و فقط به بیماریشان و به من فکر کنند. چرا به من؛ چون من هم ممکن است آن ساعت بنشینم. البته ضروری نیست من حتما بنشینم. اما سعی میکنم بنشینم چون برای خودم هم خوب است.
کینژاد: موارد زیادی مطرح است که مکانیسمهای این اثر چیست؛ ما تاکید داریم روی باور بیمار، انجام تلهپاتیها، عدم مقاومت بیمار. مطالب قابل استنادی وجود دارد که وقتی به فرض میگویند عمده اثراتی که از انرژی درمانی گرفته شده، اثر دارونماست. اثرات مثبت حاصل از تلقین است، اینها نشانههای آن است. انستیتوی طب روانتنی که دکتر هربرت نبسن، استاد دانشگاه هاروارد روی آن تحقیقات زیادی انجام داده، آخرین نظراتی که اعلام میکنند، این است که اثر «پلاسمو» دارونما تا 90 درصد میتواند علایم بیماری را کاهش دهد، فقط علایم بیماری. همچنین یکی از محققان دانشگاه بوفالو به نام «آلفرد فیشمن» تحقیقی روی آسیبهای حاد و اثر درمانهای جایگزین از جمله انرژیدرمانی انجام داد و ایشان هم تاکید میکند که احساس امنیت، توجه و تلقینی که در بیمار به وجود میآید، عامل تاثیرات مثبت است.
در جلسات انرژیدرمانی شما که بنده حضور داشتهام، رفتارهایی از برخی بیماران سر میزند، مثلا چرخشهای سر، تنفسهای عمیق، گریههای شدید، حرکات ریتمیک زانو. اینها دقیقا بر اساس آنچه یکی از استادان معروف هیپنوتیزم در کتاب خودش اعلام میکند، علایم هیستریک حاصل رفتن بیمار به خلسه و حالت ترانس است. ببینید تعریف هیپنوتیزم حالت تلقینپذیری بسیار شدید مغز است و برخی بیمارانی که گرهها و نقایص هیستریک دارند، در این جلسات تمرکز میکنند، به بیماری خود فکر میکنند و ممکن است موضوع صوت و باور به انرژی درمانی هم با آن قاطی شود و بعد افراد خیال میکنند در جلسه انرژیدرمانی اتفاق خاصی افتاده است.
براساس قوانین فیزیک کوانتوم همه میدانند که چیزی به نام قانون اثر مشاهدهگر داریم و موضوع اثر فکر بر ماده و تغییراتی که میتواند در آن ایجاد کند، کاملا ثابت شده است. روشهای تصویرسازی ذهنی هدایت شده برای درمان خیلی از بیماریهای صعبالعلاج و ناعلاج هم یکی دیگر از مباحثی است که باز میگردد به اثرات فکر بر ماده. یعنی در این علم سایکوسایبرنتی گفته میشود که مغز یک سرو مکانیزم است (که اصطلاح ریاضیدانان است) مثل یک ماشینی که وقتی خروجی را برای آن تعریف میکنیم، خودش میرود دنبال متریال و آنها را سر هم میکند و نتیجه نهایی را به ما میدهد. ذهن انسان و مغز او چنین حالتی دارد. بر همین مبنا مکانیسمی که ارائه میشود، حتی برخی انرژی درمانگرها هم ادعا میکنند که فرضا توموری به این شکل از بین رفته است. بله چند سال پیش گزارشی به ما رسید که یک پسربچه آمریکایی یک تومور مغزی بزرگ در سر داشته و پزشکان او را جواب میکنند. پدر و مادر او را به یکی از کلینیکهایی میبرند که کار تصویرسازی ذهنی هدایت شده را انجام میداده است. بچه را 2 تا 3 ماه آنجا میبرند و حالتی مثل بازیهای کامپیوتری برای او تعریف میکنند و به او میگویند هر روز بنشین، تومورت را در نظر بگیر و یک سری سفینههایی که با آن شلیک میکنند، در ذهن بساز. در فاصله چند ماه که بچه این بازی را انجام میدهد، یک روز به پدرش میگوید امروز که با سفینههایم رفتم سراغ تومور، دیگر آن را ندیدم. از او امآرآی میشود اثری از تومور بدخیم نبوده است.
بنابراین اثر فکر بر ماده و تصویرسازیهای هدایت شده تا این حد قوی است. وقتی ما میگوییم یک بیمار باید باور داشته باشد، تمرکز کند، جلسات متعدد شرکت کند و به بیماری خود بیندیشد، از کجا معلوم که چنین مکانیزمهایی در بهبود او موثر نبوده است. شما میگویید من هفتهای دو شب ممکن است بنشینم، پس موضوع انرژی دادن شما هم مطرح نیست.
علیاکبری: نه نیرویی که من دارم آن موقع فعال میشود.
کینژاد: یعنی انرژی در بدن بیمار میماند و آن موقع فعال میشود و مکانیسم آن هم مشخص نیست؛
علیاکبری: بله.
کینژاد: به هر حال ما معتقدیم مکانیزم اثر، دارونما، تلقین در بیماریهای سطحی و علائم هیستریک هیچ رابطهای با انرژی درمانی ندارند. وقتی بیمار میرود در حالت خلسه، تمرکز میکند و یا تحت تاثیر صدای آواز قرار میگیرد و انتظار علائم بهبود دارد. خود به خود تمرکز و سکوتی که در این جلسات بروز میکند، آن فرد در حالت خلسه میرود و بعضی گرهها رفع میشود. این مباحث علمی است و اگر کسی چیز دیگری دارد، ارائه کند.
موضوع دیگر این است که آقای علیاکبری میفرمایند آمار 57 درصدی موفقیت درمان بیماری را دارند، اما براساس آمارهای ارائه شده معتبر اصیلترین انرژی درمانها هم آمار بالای 35 درصد ندارند.
علیاکبری: من بالاتر بودم.
کینژاد: اما ما آمار کمتر از یک درصد موفقیت شما را داریم. راه یافتن آن هم آسان است. یک فراخوان و ایمیل معمولی و دعوت از کسانی که ویزیت کردهاید بیایند و مدارک خود را ارائه دهند. این که بگوییم آمار ندارم، منتشر نشده به نظر میرسد از نظر علمی معتبر نیست.

آقای علیاکبری آیا انرژی درمانی خطراتی هم برای بیمار دارد؛
علیاکبری: انرژی درمانی متضمن هیچ ضرری نیست. در صورتی که بیمار داروهای پزشکی خود را هم مصرف کند. چون ممکن است نیرو روی او اثر نگذارد ولی دارو اثر بگذارد. اگر دارو مصرف کند، نیرو هم بگیرد، زودتر درمان میشود.
کینژاد: آقای علیاکبری به دفعات اعلام کردهاند اطلاعات پزشکی ندارند.
میگویند دستم را روی بیمار میگذارم بعد دستم شروع میکند به گز گز کردن و سپس تشخیص میدهم کجای بیمار مریض است.
علیاکبری: اما به بیمار نمیگویم.
کینژاد: کار نداریم. در رابطه با بیماریهایی که در چند جای بدن است مثلا یکی از عوارض کم کاری تیروئید، بدکاری تخمدان و ناباروری است. شما از کجا میتوانید تشخیص دهید که به کدام عضو میخواهید انرژی دهید. بالاخره تیروئید بیماران یا تخمدان؛
علیاکبری: اصلا بیمار نیاز نیست بیماری خود را به من بگوید. من نیرو را به مغز میدهم. او تمرکز میکند روی آن نقطه. تمام شد رفت.
کینژاد: پس اینجا صحبت از نقش فعال خود بیمار است، یعنی اگر بیمار تمرکز نکند عملا نتیجهای نمیگیرد.
علیاکبری: کمتر نتیجه میگیرد.
کینژاد: پس این میشود یک نقطه پررنگ که شرط لازم برای اثربخشی تمرکز بیمار است و میشود مکانیسم خوددرمانی. ما راجع به این موضوع که وقتی یک بیماری به این شکل مطرح میشود که تو بیا و تمرکز کن و درمان شو. خصوصیت ما آدمها این است که دنبال راه میانبر و مسکن لحظهای و راه کوتاه میگردیم. آن هم با مشکلاتی که بخش دارو و درمان ما امروزه به آن مبتلاست. مثل رفت و آمدها، جراحتها، دردها و هزینه سنگین. بنابراین انرژی درمانی یک امید واهی به بیمار میدهد که بیمار مراحل درمان خود را ادامه ندهد. فکر میکند یک روش طلایی از آسمان نازل شدهای است که میتواند بسیار راحت او را درمان کند و هیچ دردسری را هم تحمل نکند. این امید واهی فرصت درمانهای کلاسیک را از بیمار میگیرد و این خطر انرژی درمانی است.
علیاکبری: وقتی ما میگوییم داروهایش را هم مصرف کند، چه فرصتی را از او میگیریم.
کینژاد: شما چگونه میتوانید تضمین بدهید که بیمار شما مراحل درمانش را قطع نکند.
علیاکبری: آن دیگر دست خودش است. مسوولیت از گردن من سلب میشود.
کینژاد: پس موضوع «اتیکس» (اخلاق پزشکی) چه میشود. کسی که در حوزه پزشکی وارد میشود یک قسمنامه دارد. شما به هر حال در حوزه پزشکی دارید دخالت میکنید.
علیاکبری: وقتی من میگویم داروهایت را مصرف کن، حرف مرا باید گوش کند.
کینژاد: ولی یک امید واهی دادن است وقتی من میگویم آقای x این قرص را شما بخورید. دیگر نه نیاز است دکتر بروی، و نه هیچ کاری دیگری بکنی، این یک ماده جادویی است که تمام دردهای تو را خوب میکند، روی همه بیماریها هم تاثیر میگذارد، خود به خود در ذهن آن بیمار یک امیدی به وجود میآید که این ماده، درمان دردش است. طبیعی است که دنبال این که جراحی شود، پول دارو بدهد و روشهای تشخیصی را انجام دهد نمیرود. این یک امر طبیعی است. اگر کسی غیر از این رفتار کند. «کانسرن» است. بعد چه کسی جوابگوی آن است که یک فرد ممکن است یک توده بدخیم سرطانی پیشرونده داشته باشد و هر یک روز برای او حیاتی باشد.
علی اکبری: میگویم: کار پزشکیات را هم انجام بده. کینژاد: به هر حال امید کاذبی که به بیمار میدهید، فرصت درمان را از او میگیرید.
علی اکبری: خندهام میگیرد. امید کاذب! این حرفها را نزن.
کی نژاد: ما به فرد کار نداریم، ما درباره روش صحبت میکنیم.
کینژاد: موضوع دیگر این است که خیلی وقتها، هیجانات وارده بر افراد در قرارگیری در این پروسهها باعث میشود خود به خود بیماری را فراموش کنند و علائم برطرف شود. مثالی میزنم. شما فکر کنید مادری آسیبی دیده مثلا دستش شدیدا درد میکند. اگر در یک لحظه مثلا ببیند بچه یک سالهاش از یک ارتفاع بلند پرت میشود، آن مادر به دلیل هیجان و شوکی که دیده، علائم دردش برطرف میشود و این مراحل که افراد طی میکنند باعث میشود خیلی وقتها علائم بیماری ناپدید شود. اما ریشه بیماری برطرف نشده و علت اصلی بیماری پیچیدهتر و شدید میشود.
خانم دکتر به طور کلی نظرتان راجع به فلسفه انرژی درمانی چیست؛
کینژاد : ببینید. فلسفه انرژی درمانی جزو فلسفههای اصیل کهن است و اصل فلسفه آن زیر سوال نمیرود، اما این که چه کسی واقعا انرژی درمانگر اصیل است، باید نشانهها و شرایط آن را داشته باشد.
1  جان بیمار را به خطر نیندازد
2  به اعتقادت مذهبی مردم خدشه وارد نکند
شما آقای علی اکبری میفرمایید یک نیروی خدادادی هستید. پس خود به خود پای مقدسات مردم میآید وسط. شما اذان میگویید، دعا میخوانید، نام بقیهالله را میآورید.
علیاکبری: عیبی دارد؛
کینژاد: عیبی ندارد.