جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
جمعه 04 خرداد 1397 / 10 رمضان 1439 / a 25 May 2018    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
اجتماعي
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 26 فروردين 1385 - ساعت 09:44
شماره خبر: 100004143926
آهنگ نامبارک در ازدواج اجباري
جام جم آنلاين: حق نه گفتن نداشتم. پدر و مادرم هر دو راضی به این ازدواج بودند و من که خسته شده بودم از بس در سالروز تولدم به جای کادوهای رنگارنگ و حرفهای محبت آمیز، بارانی از متلکها بر سرم می ریخت ، تن به این ازدواج دادم.

او به خواستگاری ام آمد و من لباس سپید عروس پوشیدم. حالا با گذشت چند سال ، بیشتر نقش یک پرستار را دارم تا همسر.
او محدودم کرده است و اجازه نمی دهد به تنهایی از خانه بیرون بروم. کارم را از دست داده ام و حق ندارم همچون گذشته با دوستانم ارتباط داشته باشم.
از صبح تا شب مجبورم ناله های پیرمرد 65ساله را تحمل کنم و پاهای ورم کرده اش را ماساژ دهم و حواسم باشد که از ساعت قرص هایش نگذرد و مادرم مدام می گوید: صبر کن.
ازدواج اجباری مصداق عینی تضییع حقوق انسانهاست که دختران جامعه قربانیان اصلی آن هستند. ازدواج اجباری و زودرس هنوز هم واقعه ای تلخ در جهان است که خاموش و بی صدا در دنیای دختران فقر و تسلیم رخ می دهد و آنها را وادار به پذیرش خواسته های تحمیلی ناخواسته از دل خویش می کند تا بیش از عقل و منطق ، تنها به سنت اجدادی شان عمل کنند و یا از سر بیچارگی تن به بایدها دهند.
ازدواج های اجباری هیچ جایگاهی در قانون مدنی ایران ندارد و طبق قانون و شرع، هر عقدی که به اجبار از سوی خانواده ها صورت گیرد، باطل است و به رسمیت شناخته نمی شود.
اما با این همه، این آسیب اجتماعی گریبانگیر حدود 60درصد دختران و پسران جوامع ابتدایی بویژه عشایر و دامنگیر 20درصدجوانان شهری است و آنها را تسلیم خواسته های والدینشان می کند تا به سنت اجدادیشان عمل کنند.
این در حالی است که بنا به اعتقاد بسیاری از آسیب شناسان اجتماعی، ناتوانی مالی والدین در امرار معاش فرزندان موجب ازدواج های اجباری در سنین پایین یعنی در دوره ای می شود که پدر و مادر احاطه کامل بر فرزند خود دارند و او نمی تواند مخالفتی در این زمینه داشته باشد.
سالانه 4میلیون دختر در جهان مجبور به ازدواج اجباری می شوند. سالانه 4میلیون زن در جهان خرید و فروش یا مجبور به ازدواج اجباری می شوند. بخشی از این ازدواج ها مربوط به دوران خردسالی دختران است.
بیشتر ازدواج های پایین تر از 12سالگی ، اجباری و ناخواسته است و معمولا پس از چند سال به جدایی ، همسرکشی یا دیگر آسیبهای فردی و خانوادگی منجر می شود.
به اعتقاد بسیاری از آسیب شناسان اجتماعی ، این پدیده از نظر جغرافیایی مرز نمی شناسد و در همه کشورهای آسیایی و حتی در اروپا هم مشاهده می شود؛ اما معمولا در جوامع روستایی ، شهرهای کوچک و مناطقی که هنوز در آنها قبیله جایگاهی فراتر از قانون دارد و بیشتر برای دختران کم سن ، رخ می دهد.
هرچند بیان می شود در جوامع سنتی حقوق زنان در موضوعاتی نظیر انتخاب همسر، تصمیم گیری در خانواده و آزادی طلاق نادیده انگاشته می شود؛ اما در عصر حاضر، در جوامع صنعتی نیز ازدواج های تحمیلی رواج بسیاری دارد.
برای نمونه در کشورهای صنعتی و پیشرفته ای همچون آلمان دامنه این نوع ازدواج ها وسیع است. خانم فولتز، سخنگوی سازمان سرزمین زنان در آلمان بیان می کند: در 2سال گذشته گزارش های بسیاری درباره ازدواج اجباری بسیاری از دختران جوان ارائه شده است.
مهاجران بیش از همه در معرض ازدواج ناخواسته قرار دارند، در عین حال حتی دخترانی که در آلمان به دنیا آمده اند نیز از سوی والدین یا برادران خود در سنین پایین مجبور به ازدواج می شوند و ازدواج ناخواسته و اجباری شامل حال دختران آلبانیایی ، مراکشی و کشورهای آفریقایی نیز می شود.
متاسفانه ازدواج های تحمیلی در کشور ما نیز دامنه وسیعی یافته است و در برخی استان های کشور مانند کردستان ، خوزستان و سیستان و بلوچستان مواردی از ازدواج های اجباری گزارش شده است ؛ اما هنوز آمار دقیق تعداد این آسیب اجتماعی ثبت نشده است.

ازدواج اجباری قطعا باطل است
یک حقوقدان با تاکید بر این که ازدواج اجباری قطعا باطل است و دختر باید برای ازدواج رضایت داشته باشد، معتقد است: هنگامی که در ازدواج اجبار وجود داشته باشد، یعنی یکی از زوجین البته معمولا «زوجه» قصد و رضایتش مختل شده باشد و اراده ای نداشته باشد، در این مورد عقد کاملا باطل است ؛ چراکه قصد و رضایتی در هنگام دادن وکالت به عاقد وجود نداشته است.
دکتر محمدعلی اردبیلی با تاکید بر این که هر عقدی که با اکراه و به اجبار صورت گیرد، باطل و سند ازدواج از اعتبار ساقط می شود، اظهار می کند: دختر عقدنامه را امضا می کند و اصل بر این است که او به ازدواج رضایت دارد، بنابراین پس از ازدواج اثبات این مساله که در زمان ازدواج اجباری وجود داشته ، بسیار مشکل و حتی می توان گفت غیرممکن است.
اما اگر دختر پس از ازدواج بتواند اثبات کند که ازدواج او به اجبار یا تهدید صورت گرفته است ، براساس آیین دادرسی مدنی می تواند با رجوع به دادگاه طرح دعوی کرده و تقاضای ابطال سند نکاحیه کند. بنابراین از نظر قانونی امکان این مساله وجود دارد؛ ولی عموما افراد از قوانین اطلاع درستی ندارند.

پیامدهای ازدواج های تحمیلی
به اعتقاد بسیاری از روانشناسان ، ازدواج باید بر پایه اخلاق ، عشق ، محبت و درک متقابل دو انسان شکل گیرد تا بتواند جوانه های امید و خوشبختی را به همراه آورد.
اکراه در همسر گزینی، این پیوند مقدس را به صورت یک کابوس وحشتناک در می آورد و زندگی فردی ، خانوادگی و اجتماعی زنان را با آسیبهای جدی مواجه می کند.
شاید درک تمام زوایای پنهان و آشکار ازدواج های ناخواسته بسیار مشکل باشد؛ اما با این وصف ، در این قسمت تلاش می کنیم تا اندازه ای از مشکلات و زیانهای ناشی از ازدواج تحمیلی را به تصویر بکشیم.

آسیب های جسمی و روحی
اولین عوارض منفی ازدواج های اجباری بویژه در سنین پایین متوجه جسم زنان می شود.
کمترین عوارض جسمی ازدواج اجباری برای دختر بچه ها، بیماری دستگاه باروری زنان ، مرگ و میر دختران و کودکانشان ، تولد کودکان نارس و عوارض ناشی از آن ، قادر نبودن دختران در نگهداری کودکان خود، سوئتغذیه کودک و مادر است.
ازدواج اجباری نه تنها عوارض خطرناکی بر دختران کم سن و سال دارد، بلکه برای دخترانی هم که در سن مناسب ازدواج ، به اجبار و ناخواسته ازدواج می کنند مشکلات بسیاری ایجاد می کند.
دخترانی که در سنین پایین و به اجبار والدین خود روانه خانه همسر می شوند، علاوه بر حاملگی های ناخواسته و زودرس در معرض عوارض جبران ناپذیر جسمی قرار می گیرند. زایمان و شیردهی هم به این عوارض منفی اضافه خواهد شد و تاثیرات ناگوار ازدواج تحمیلی را چندین برابر خواهد کرد.
اغلب دخترانی که با اجبار والدین راهی خانه شوهر شده اند، دچار اختلالات روحی و روانی می شوند و سلامت آنها به خطر می افتد. آنها به یکباره از کانون خانواده جدا می شوند و سایه فردی را بالای سر خود می بینند که هیچ رغبت و علاقه ای به او ندارند. بویژه در صورتی که فاصله سنی محسوسی میان زن و شوهر وجود داشته باشد.

پایان تلخ
زنان در ازدواج های اجباری هزینه های فراوانی را برای رهایی از زندگی متحمل شده اند و بر این اساس در برخی موارد تنها راه رهایی از محرومیت و فشار و نابرابری را اقدام به قتل همسر خود یافته اند.
براساس تحقیقات صورت گرفته ، بیشتر زنان همسرکش در سنی پیش از 25سالگی ازدواج کرده اند و به طور متوسط تنها 10سال زندگی مشترک داشته اند. همچنین بیشتر ازدواج های آنها در سنین زیر 12سال ناخواسته و اجباری بوده است که این عامل در همسرکشی مردان کمتر مشاهده شده است.
کارشناسان نابرابری حقوقی مردان و زنان در این زمینه را عامل مهمی در ارتکاب به قتل زنان می دانند و معتقدند زنان با ازدواج اجباری زیر 12سال با سختی های بسیاری مواجه و هزینه کلانی برای رهایی از زندگی تحمیل شده به خود متقبل می شوند و بر این اساس ، تنها راه رهایی از محرومیت ، فشار و نابرابری تحمیلی را قتل همسر خود می دانند.
به اعتقاد پژوهشگران مسائل اجتماعی ، همسرکشی زنان انتهای مسیری است که ابتدای آن ازدواج ناخواسته ، طول مسیرش تحمل فشارها، سختی ها و نابرابری های بسیار و رسیدن به نقطه کور و عاری از هرگونه راه حل منطقی است.

پوران محمدی

نظر خوانندگان:*
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:*    پست الکترونیک:





کد بالا را وارد کنید(بزرگ و کوچکی حروف تاثیری ندارد):