جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
شنبه 27 مهر 1398 / 19 صفر 1441 / a 19 Oct 2019    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
فرهنگ و سينما
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 26 فروردين 1383 - ساعت 16:52
شماره خبر: 100004180594
گفتگو با رضي هيرمندي مولف و مترجم فرهنگ گفته هاي طنزآميز
جام جم آنلاين: رضی خدادادی (هیرمندی) در پنجمین دهه زندگی اش و پس از ترجمه های بسیاری از آثار نویسندگان کودک و نوجوان مانند شل سیلور استاین ، رول دال و...
کتابی با عنوان فرهنگ گفته های طنزآمیز منتشر کرده است.
این کتاب که به قول خود هیرمندی تمام ویژگی های یک فرهنگ را داراست ، توانست به علت سوژه جدید خود درفرهنگ نویسی ایرانی بسرعت مورد توجه قرار بگیرد.
با هیرمندی درباره این فرهنگ و حواشی آن به گفتگو نشسته ایم:

جناب هیرمندی! ایده فرهنگ طنز از کجا شکل گرفت؛
راستش ، جواب این سوال کمی طولانی است. اگر اغراق نباشد، از دوران دانش آموزی که در یکی از دبیرستان های زابل روزنامه دیواری تهیه می کردیم ، یکی از کارهای مورد علاقه ام این بود که بریده روزنامه ها را جمع می کردم و آنها را به عنوان مطالب روی روزنامه دیواری می چسباندم.
وارد دانشگاه هم که شدم ، عادتم این بود که جمله های مهمی را که به دلم می نشست ، در دفترچه ای یادداشت می کردم.
چند سال که گذشت ، متوجه شدم 3-4 دفتر کامل دارم ، که برایم مجموعه خوبی شده است.

تا این مرحله ، اصلا به فکر چاپ آنها افتاده بودید؛
نه ، اصلا به فکر چاپ آنها نبودم ، تا این که در کتابخانه های مختلف و همچنین سفرهای خارجی متوجه فراوانی نوع خاص فرهنگ شدم که فرهنگ «گزین گفته ها» «ictionaryofQuotations» نام داشت.
در برخوردهای مختلف با این کتابها متوجه شدم که از بزرگترین انتشاراتی های دنیا گرفته تا انتشاراتی های دسته دوم و کوچک که معمولا کارشان کپی کردن است ، همه از این فرهنگها چاپ کرده اند.
در همین زمان این جرقه در ذهنم خورد که چرا در ایران هیچ کار تالیف یا ترجمه ای در این زمینه انجام نشده است.
همین فکرها و همچنین وضعیت خاص طنز در کشور ما که در 10سال گذشته با استقبال مواجه شده باعث شد کم کم به سراغ دفترهایم بروم.
در مراحل بعدی وقتی مطالعه می کردم ، متوجه شدم با این که در ایران مولفان و مترجمان توانمندی داریم ، هیچ کس به سراغ کتاب کردن فرهنگ طنز نرفته است.
بنابراین اول با تردید و بعد با یقین فکر کردم اولین فرهنگ گفته های طنزآمیز را جمع آوری کنم. بنابراین پیشنهاد این کار را به آقای داوود موسایی در انتشارات فرهنگ معاصر دادم و ایشان هم استقبال کردند.

و از این مرحله کار را شروع کردید؛
تقریبا. البته قبل از شروع کار جلسه ای با دکتر محمدرضا باطنی و دکتر علی محمد حق شناس داشتیم. من چارچوب کار را توضیح دادم و مورد تصویب هم قرار گرفت و قرار شد در طول یک سال این کار آماده شود.

کتابی که از سال 78 شروع به جمع آوری شده بود، چرا سال 82 چاپ شد؛
متاسفانه این هم از مشکلات وضعیت نشر کشور است. در طول یک سالی که تصویب شده بود تمام کارهای کتاب انجام گرفت و من چون همه را از قبل ترجمه کرده بودم ، کار بسرعت و در یک سال پیش رفت.
پس از آماده شدن کتاب متوجه شدیم براحتی نمی توان ویراستار صاحب صلاحیتی پیدا کرد که هم انگلیسی دان باشد، هم زبان فارسی را عمیقا بداند و هم زبان طنز را بفهمد و ضمنا سرش خلوت باشد، تا کتاب را به او بدهیم.
کتاب حدود 6 ماهی روی دست ناشر مانده بود، تا به آقای عبدالله کوثری دادیم که زحمت ویرایش آن را بکشند.

فقط 6 ماه وقت برای پیدا کردن ویراستار صرف کردید؛
فکر می کنم که ناچار به ذکر مصیبتی باشم. اصولا ما در کارهای فرهنگی و مخصوصا ادبی در ایران با کمبود متخصص مواجه هستیم. یکی از این حوزه ها هم حوزه ویرایش است.
واقعیت این است که ما در حوزه ویرایش فقیریم ؛ یعنی کسانی که ویراستار باشند و کارشان هم خوب باشد، کم داریم.
بازهم خدا را شکر که مرحله پیدا کردن ویراستار 6 ماه طول کشید.

چرا؛
چون اگر وساطت ها و طرح آشنایی ها برای انجام کار از سوی آقای کوثری نبود، بیش از اینها طول می کشید. همان طور که گفتم ، برای این کتاب به ویراستاری نیاز بود که به 2 زبان فارسی و انگلیسی مسلط باشد و طنز، آن هم زبان طنز نویسنده های مختلف و سبک و سیاقشان را بشناسد.

بعد از ویرایش ، بازهم کتاب را دیدید؛
بله. آقای کوثری در مشهد ساکن هستند. کتاب بخش بخش برای ایشان فرستاده می شد و ایشان ویرایش می کردند.
khoddadi2.jpg

من آن بخشها را مجددا می دیدم و بعد در تهران جلسه می گذاشتیم.

بنابراین کار ویرایش بیش از حد باید طول کشیده باشد.
حدود 7-8 ماه طول کشید. بحث ویرایش بخش کوچکی از مشکلات این کتاب بود، به علت این که قرار بود کتاب دو زبانه منتشر شود، ناشر چندین و چند بار کتاب را صفحه آرایی کرد تا به شکل حاضر چاپ شد.
واقعا اگر دانش فنی و صبر و حوصله ناشر نبود، بعید بود کتاب با این شکل و شمایل چاپ شود.

فرمودید گزین گویه ها، در ایران قبل از این کتاب هیچ کتاب دیگری نداشت ، اما در همین چند سال اخیر چندین و چند انتشارات کتابهای جیبی و غیرجیبی این گونه فرهنگ را منتشر کرده اند...
درست است. در فاصله ای که «فرهنگ گفته های طنزآمیز» را آماده می کردیم ، 2 فرهنگ از این دست منتشر شد، اما من ناچارم ادعا کنم این فرهنگ در نوع خود اولین است ، زیرا ویژگی های یک فرهنگ را دارد، در حالی که کتابهای دیگر «فرهنگ» نبودند.

مثلا چه ویژگی هایی؛
این کتاب موضوع بندی الفبایی و نمایه دارد و همچنین دارای فهرست و باقی فاکتورهایی است که برای یک فرهنگ نیاز است.
اگر کتابهای دیگر هم این ویژگی ها را داشتند فرمایش شما درست بود. ما گزین گویه هایی داریم که به چاپ پانزدهم هم رسیده اند، اما فرهنگ تعریف خاص خودش را دارد.

قرار است این کتاب به همین یک جلد محدود شود؛
مجبورم دوباره به بخشی از مشکلات این کتاب اشاره کنم. اصل این کتاب چیزی حدود 800 صفحه بود؛ یعنی از 3 قسمت مجزا تشکیل می شد.
1- گفته های طنزآمیز از نویسنده ها و مشاهیر جهان
2- گزیده «فرهنگ شیطان» تالیف آمبروز بیدس
و سومی هم «الفبای شهروند خوب و تاریخ جهان در یک کلام» از «برتراند راسل».
این 3 بخش قرار بود در چارچوب یک کتاب واحد چاپ شود؛ حتی کارهای فنی کتاب هم انجام شده بود. اما در آخرین لحظات با همفکری ناشر به این نتیجه رسیدیم که این 3 بخش علی رغم اشتراکی که با هم دارند، کتاب را از حالت فرهنگ درمی آورند.
بنابراین در آینده ای نزدیک کتاب بعدی این مجموعه با عنوان فرهنگ شیطان منتشر می شود.

این کتاب هم قرار است 6 ماه منتظر ویراستار بماند؛
{خنده} متاسفانه بله. مشکل ما درارتباط با این کتاب همان مشکل قدیمی است. آقای کوثری دیگر نمی توانستند در این کتاب با ما همکاری کنند.
به هر حال همه می دانند که زندگی کردن از راه قلم اعم از نوشتن و ترجمه و ویرایش چقدر کار دشواری است. فعلا داریم همان مسیر قبلی را برای پیداکردن مترجم دنبال می کنیم ، همان ماجرای کفش و عصای آهنی و صبر ایوب!

در نهایت فرهنگ طنز با یک جلد به پایان نمی رسد؛
فرهنگهای طنز زمینه توسعه بی پایانی دارند. وقتی فرهنگ گفته های طنزآمیز آکسفورد را نگاه می کنید، مولف می گوید از بین 200 هزار نقل قول آنها را انتخاب کرده ، یا مولف دیگری می گوید 20 سال ضمن کار در برنامه های تلویزیونی مشغول گردآوری گفته ها بوده است ، با این حساب می بینم که ما خیلی جای کار داریم.

کتاب اول این مجموعه که شما منتشر کردید، از میان چه مقدار نقل قول انتخاب شده است؛
فکر می کنم از بین بیش از 20هزار گفته طنزآمیز.

چه زمانی به سراغ 180 هزار تای باقیمانده می روید؛
به زنده بودنم بستگی دارد. هر چند با خودم قرار گذاشته ام دیگر ترجمه نکنم ، اما این کار که دنباله کارهای قبلی من است ، احتمالا در فرصت مناسب به سراغش خواهم رفت. امیدوارم فرهنگ طنزنویسی و طنزخوانی در مملکت ما توسعه پیدا کند و مسوولان «تمییزدادن» هم با سعه صدر و رواداری بیشتری با طنز روبه رو شوند.

نوید آقایی
aghaee @jamejamdaily.net


نظر خوانندگان:*
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:*    پست الکترونیک:





کد بالا را وارد کنید(بزرگ و کوچکی حروف تاثیری ندارد):