جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
پنجشنبه 25 مهر 1398 / 17 صفر 1441 / a 17 Oct 2019    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
تاريخ
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 31 ارديبهشت 1382 - ساعت 16:06
شماره خبر: 100004195464
به مناسبت دوم خرداد سالگرد تحويل 11تن طلاي ايران توسط شوروي در مرز جلفا
جام جم آنلاين: اشاره : در نیمسال اول سال تحصیلی 70 - 71 در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران دکتر جواد شیخ الاسلامی درس تاریخ روابط خارجی ایران را عرضه می کرد .او که احاطه خوبی بر سر فصلهای این درس داشت و مطالب خود را با خاطرات
شیرین و توضیح دقائق و رموز دیپلماسی همراه می کرد ، به مناسبت وقایع سالهای 1919 تا 1921 بحث مربوط به طلب 11تن طلای ایرا ن از شوروی و چگونگی تادیه آن را در سال 1334 توسط روسها دقیقا شکافت و روشنگریهای سودمندی در باره سیاست خارجی محمد رضا پهلوی بویژه پس از کودتای 28مردادنمود .ضمن تحفظ بر پاره ای از نقاط تامل در دیدگاه های ایشان درباره عصر قاجار و مشروطیت ،مقاله حاضر را که تقریرات درس آن مرحوم است ، به مناسبت سالگرد انتقال طلاها به ایران تقدیم خوانندگا ن گرامی می کنیم و از درگاه ایزد منان برای آن استاد فقید، رحمت و غفران مسالت داریم .
حسین نوری

در اکتبر 1917 انقلاب روسیه پیروز شد و بلشویک ها روی کار آمدند و بلافاصله کلیه عهدنامه های استعماری تزار را لغو کردند. به همین دلیل نزد مردم بسیار محبوب شدند. در سال 1921 قراردادی میان ایران و شوروی به امضا رسید که طی آن طرفین ، ضمن لغو مقررات کاپیتولاسیون ، کلیه عهدنامه های موجود میان ایران و روسیه را لغو کردند و روسها تمام قرضهای سابق ایران در زمان تزار را بخشیدند و گروهای قروضی هم آزاد گردید. همچنین تمام امتیازات ماخوذه توسط روسها نیز به دولت ایران بازگردانده شد، مشروط به این که به هیچ دولت خارجی دیگری واگذار نشود. همچنین در ماده سوم این قرارداد آمده بود: از آنجا که دولت جمهوری سوسیالیستی فدرال شوروی به هیچ وجه خیال ندارد از ثمره اعمال غاصبانه دولت پیشین تزاری بهره برداری کند، لذا از جزایر آشوراده و سایر جزایری که در سواحل ایالت استرآباد (گرگان) قرار دارند صرف نظر می کند و آنها را به دولت ایران برمی گرداند. آنها همچنین قصبه فیروزه و اراضی مجاور آن را که دولت ایران به موجب قرارداد 28می 1893 به دولت روسیه تزاری واگذار کرده بود، مجددا به مالکیت دولت ایران بازدرآوردند. دولت ایران هم در مقابل تعهد کرد شهر سرخس را که به سرخس روس یا سرخس کهنه معروف بود، به همراه اراضی اطراف آن که به رودخانه سرخس منتهی می شد جزو قلمرو ارضی روسیه بداند.

سردرگمی سیاستمداران انگلستان

نورمن (وزیرمختار انگلیس) به لردکرزن (وزیرخارجه انگلستان) اعلام کرد که این پیشنهادها به قدری به نفع ایران است که مشکل بتوان حسن نیت روسها را باور کرد. دولت انگلستان متن قرارداد 1921 را برای نایب السلطنه وقت هند که به سیاست شرقی خیلی وارد بود، فرستاد و از او کسب نظر کرد، او نیز پاسخ داد: با گزارش وزیر مختار در تهران ، بخصوص قسمتی که مدعی است بلشویک ها با سوئنیت این امتیازها را داده اند، موافق نیستم .

اهداف شوروی

هدف بلشویک ها بسیار ماهرانه است ، آنها می خواهند ما را در ایران مفتضح کنند و جوانمردی و بلندنظری بلشویک ها را به رخ ایران بکشند؛ چراکه مردم ، قرارداد 1921 ایران و شوروی را با قرارداد 1919 ایران و انگلیس مقایسه می کنند و در نتیجه افکار عمومی ایران و جهان علیه انگلیس مخدوش می شود و در یک بررسی مقایسه ای نشان می دهند که بلشویسم چگونه عمل می کند و سرمایه داری چطور! روسها بعدا به 2مورد از قرارداد عمل نکردند که یکی از آنها ماده 3بود که طبق آن آشوراده و قریه فیروزه باید به ایران باز می گشت . بعدا رضاخان حمله کرد و آشوراده را گرفت و روسها هم که حرفی برای گفتن نداشتند از خود مقاومتی نشان ندادند؛ زیرا این مساله ارزش جنگیدن و تقویت انگلستان در ایران را نداشت. همچنین روسها ابتدا فکر می کردند که رضاخان یکی از افراد پایین ملت است که بالا آمده و می تواند جامعه ایران را از فئودالیزم به بورژوازی جهش دهد، لذا از او حمایت کردند؛ اما بعدها خلاف آن ثابت شد.

قریه فیروزه

این قریه بسیار خوش آب و هوا، ییلاق اهالی عشق آباد بود و طبق ماده 3 قرارداد 1921 جزو اراضی و قصباتی بود که به ایران بازگردانده شد؛ ولی روسها در عمل بدون هیچ عذری آن را تحویل ندادند و شاید اگر خودشان تحویل این قصبه را در قرارداد نمی گنجاندند، دولت ایران به هیچ وجه به سراغ آن نمی رفت . از سال 1921 تا 1953 (1332) مالکیت این قریه به طور رسمی با ایران بود و عملا تحت حاکمیت روسها قرارداشت و به یادداشت ها و اعتراضات مکرر دولت ایران در این زمینه نیز ترتیب اثر نمی دادند که ذیلا یک نمونه از این اعتراض ها را ذکر می کنیم :

نامه قوام السلطنه

قوام السلطنه ، دومین نخست وزیر ایران پس از کودتای سوم اسفند، در 22مرداد 1301 نامه ای به شرح زیر به سفارت شوروی نوشت : جناب آقای وزیر مختار طبق اطلاعات واصله به وزارت امور خارجه ایران ، سرکنسول شوروی (مقیم مشهد) از دادن ویزا به آقای مترجم الایاله که مامور تحویل گرفتن قریه فیروزه و اراضی مجاور آن می باشد، خودداری کرده است . با این که جناب آقای روتشتاین در جواب مراسله 23اسفند سال گذشته وزارت خارجه ایران دایر به اعزام مامور به فیروزه کتبا اظهار موافقت فرموده اند، تعلل ماموران روسی از پذیرفتن مامور مزبور و خودداری از تحویل فیروزه به ایران و مغایرت صریح با مفاد عهدنامه منعقده میان دولتین دارد و بی گمان اثری بد در افکار عمومی ملت ایران خواهد بخشید، لذا با کمال احترام خواهشمند است به وسیله تلگراف به سرکنسول شوروی در خراسان دستور داده شود که در امضای گذرنامه مترجم الایاله و تحویل قریه فیروزه به ایران تسریع کنند و حکومت ایران را از نتایج اقدامات خود آگاه سازند. موقع را برای تجدید احترامات فائقه مغتنم می شمارد.
قوام السلطنه

علل عدم تحویل فیروزه از سوی شوروی ها

روسها دلایل خود را در پس ندادن قریه فیروزه بصراحت ابراز نمی کردند؛ ولی استنکاف آنها 2علت عمده داشت :
1- روسها مدعی بودند که قصبه خوش آب و هوای فیروزه که در دره ای بسیار باصفا و پر آب قرار گرفته تنها نقطه ییلاقی عشق آباد است و پیشنهاد می کردند که دولت ایران این قصبه را با محل دیگری در خاک شوروی تعویض کند.
2- می خواستند دولت ایران را با این وسیله تحت فشار قرار دهند تا خواست عمده آنها را که بستن قرارداد مربوط به شیلات دریای خزر بود ، بپذیرد.

سابقه امتیاز شیلات بحر خزر

در زمان ناصرالدین شاه استفان لیانازوف (ارمنی از اتباع روسیه) در سال 1876 (20 سال پیش از قتل ناصرالدین شاه) امتیاز شیلات خزر را گرفت . طبق این امتیازنامه ، تمام صید ماهی توسط کشتی متعلق به لیانازوف بود و او ماهی ها را به ایرانی ها می فروخت . در آن زمان به دلیل حرمت شرعی خاویار، ماهی برای ایران زیاد اهمیت نداشت ؛ اما برای روسها خیلی مهم بود، لذا آنها انزلی را درست کردند تا بتوانند ماهی صید کنند. این امتیاز در سالهای 1879 ، 1886 و 1893 تمدید شد که در سال 1893 تمدید آن طولانی بود و بالاخره در سال 1906 در آخرین سال سلطنت مظفرالدین شاه برای 20سال تمدید شد. در سال 1916 لیانازوف از دنیا رفت و از او 2پسر (مارتین و لئون) و یک دختر (ورونیکا) باقی ماند. آنها می خواستند امتیاز پدر، محفوظ بماند ، لذا شرکت لیانازوف ها را تشکیل دادند تا میراث تقسیم نشود؛ اما سال بعد با وقوع انقلاب اکتبر (1917) همه اموالشان مصادره شد. در سال 1918 وثوق الدوله به این بهانه که آنها حق دولت ایران را ندادند، امتیاز را لغو کرد و با عجله این امتیاز را به شخصی به نام وانیتسف داد. دولت شوروی هم که به ماهی خزر نیاز فراوان داشت به هیچیک مجال نداد و از 1917 تا 1921 خودشان ماهی را صید می کردند و می بردند. در جریان عقد قرارداد 1921 به دلیل اهمیتی که برای شیلات خزر قائل بودند ، ماده 14 را در آن گنجاندند. بر طبق این ماده : ماده چهاردهم چون سواحل بحر خزر برای اعاشه و تامین مواد غذایی روسیه اهمیت حیاتی دارد، لذا دولت ایران به میل و رضایت خود قول می دهد که پس از انقضای مدت قانونی امتیازاتی که در این باب به سایرین داده شده است قرارداد ویژه ای برای صید ماهی در بحر خزر و با اداره کل ارزاق و خواربار شوروی منعقد کند. نیز دولت ایران آماده است که حتی پیش از انقضای مدت امتیاز قبلی با دولت جمهوری سوسیالیستی فدرال شوروی وارد مذاکره شود و ترتیبی اتخاذ نماید که مردم روسیه از ممر معاش خود در بحر خزر محروم نمانند. ایران که از روسها بسیار خلف وعده دیده بود، قلبا میل نداشت که با دولت روسیه طرف باشد و مایل بود مجددا امتیاز را به لیانازوف ها بدهد؛ زیرا آنها شخص حقیقی بودند و دولت ایران می توانست حقوق خود را از آنها بگیرد و ضمنا دولت سوسیالیستی شوروی هم از آنها حمایتی نمی کرد؛ اما در عین حال در ماده 14 قرارداد نیز تعهد رسمی برخلاف آن داده بود. در سال 1922 لیانازوف ها مجددا مدعی شدند و دولت ایران یک دیوان حکمیت تشکیل داد که 3نفر از طرف ایران (میرزا محمدعلی فروغی زکائالملک ، رئیس دیوان کشور ، حاج سید نصرالله تقوی دادستان دیوان کشور ، دکتر سید ولی الله نصر رئیس کل ثبت اسناد) و دو نفر از طرف لیانازوف ها معین شدند. فروغی دراینجا ضرب شست خوبی به شوروی ها نشان داد و با این که اکثریت هیات (سه نفر در مقابل دو نفر) ایرانی بودند و در جریان رسیدگی به پرونده می توانستند به نفع ایران رای دهند؛ ولی فروغی به نفع لیانازوف ها رای داد و گفت : نه تنها امتیاز مال آنهاست ؛ بلکه باید غرامت هم به آنها داده شود و غرامت آن هم تمدید 15ساله قرارداد است .آنها از راهی وارد شدند که دولت شوروی هیچ حرفی نمی توانست بزند. در این گیرودار ناگهان خبر پیچید که مارتین گم شد و یک هفته بعد از مسکو سردرآورد و تمام حق خود و خانواده اش را به دولت شوروی منتقل کرد.

عقد قرارداد جدید شیلات در دولت رضاشاه

ایران و شوروی ، که هر دو تمایل به توافق داشتند، در سال 1925سال ختم امتیاز لیانازوف و همچنین سال به سلطنت رسیدن رضاشاه قراردادی را منعقد کردند که طی آن یک شرکت شیلات ایران و شوروی برای مدت 25سال تشکیل شود و سهام آن نیز 50 50باشد. هیات مدیره نیز 3نفر ایرانی و 3نفر روسی بودند و برای این که به غرور ایرانیها برنخورد، روسها موافقت کردند که در مدت قرارداد (25سال) همواره رئیس هیات مدیره ایرانی باشد.

داستان 11تن طلا

در جنگ جهانی که ایران اشغال شد ، متفقین مخارج زیادی داشتند، بویژه روسها که منبع تامین آذوقه شان یعنی اوکراین به دست آلمان ها افتاده بود و آنها برای نیروهایشان در ایران و همچنین برای مردمشان به آذوقه نیاز داشتند. پیش از اشغال ، گندم در ایران خرواری 12تومان بود. دولت برای این که به خارجی نفروشند آن را به خرواری 100تومان رساند ؛ اما اشغالگران ، قیمت گندم را به خرواری 400تومان رساندند. همچنین متفقین برای خرید آذوقه به پول ایران احتیاج داشتند ، لذا درصدد برآمدند حساب جاری در یک بانک ایرانی افتتاح کنند. به همین دلیل در بانک ملی 2حساب جداگانه ارزی برای دلار امریکا و پوند انگلیس مفتوح شد تا آنها ارز خود را به این حساب واریز کنند و در مقابل از ایران ریال بگیرند و آذوقه بخرند و چنین استدلال می کردند که این ارز پس از جنگ به کار ایران می آید. روسها نیز می خواستند حساب ارزی بر مبنای روبل باز کنند ولی دولت ایران روبل روسیه را قبول نداشت ، چون بسیار ضعیف بود. در نهایت قرار شد روسها که طلای زیادی داشتند (زیرا مقدار زیادی طلای خاندان تزار را مصادره و به شمش تبدیل کرده بودند) به ازای ریالی که می گیرند به ایران طلا تحویل بدهند. پس از خاتمه جنگ دوم جهانی ، بدهی روسها به ایران به 11تن طلا رسید (از سال 1941 تا 1945) اما آنها علاوه بر این که طلب ایران را نمی پرداختند ، از تخلیه کشور نیز امتناع داشتند.

تحریم اقتصادی دولت مصدق توسط انگلستان

در جریان نهضت ملی کردن نفت که مصدق وارد میدان مبارزه با انگلیس (و بعدها نیز) امریکا شد، منابع نفت ایران در اختیار انگلیسی ها بود. آنها ایران را تحریم و حتی کشتی ای که نفت ایران را می برد توقیف نمودند و به علاوه در دادگاه نیز ایران را محکوم کردند و گفتند: اگر کشتی حامل نفت ایران را بگیریم ، کالای دزدی محسوب می شود. از یکسو شرایط سخت ناشی از تحریم اقتصادی ، حقوق ارتش 7ماه عقب افتاده بود و خود من (= دکتر شیخ الاسلامی) آن موقع در انگلستان 2-3هفته سیب زمینی می خوردم و دولت در شرایط بسیار وخیمی به سر می برد، و از سوی دیگر مصدق که حد اعلای آزادی را به توده ای ها داده و روابط با شوروی را به سطح خوبی رسانده بود، می خواست از آنها چیزی بگیرد و حق هم این بود که در آن شرایط خطیر، شوروی سوسیالیست به دولت ضعیف ایران که با 2دولت امپریالیست (امریکا وانگلیس) پنجه در پنجه انداخته بود کمک برساند؛ اما مصدق هر چه تلاش کرد تا لااقل 11تن طلا را که حق مسلم ایران بود بگیرد، روسها ندادند.

کودتای 28مرداد و تحویل طلاها

با وقوع کودتای 28مرداد حکومت ملی با پول و نقشه امریکایی ها سرنگون گشت و شاه فعال مایشائ شد. زاهدی نیز سیاست سختی علیه توده ای ها اتخاذ کرد و آنها را اعدام و زندانی و مطبوعاتشان را تعطیل نمود. در این گیر و دار ناگهان خبر پیچید که شوروی 11تن طلا را به حکومت زاهدی تحویل داد. در زمان محمدرضا پهلوی هیچ کس نفهمید قضیه از چه قرار است ؛ اما بعد از انقلاب مقداری از اسناد، علنی و معلوم شد که حکومت زاهدی در آذرماه  1333موافقتنامه ایران و شوروی راجع به حل مساله مرزی و مالی فی مابین» را با شوروی در تهران به امضا رسانده که طبق ماده اول آن «طرفین متعاهدین تایید می کنند که مرز میان ایران و شوروی ... مطابق با دژ عباس آباد درقریه حصار در خاک ایران می ماند؛ اما قریه فیروزه و املاک اطراف آن به شوروی داده می شود». در ماده 4نیز «طرفین موافقت کردند که تمام دعاوی مربوط به جنگ دوم جهانی را به شرح زیر حل و فصل کنند : بانک دولتی شوروی تا 2هفته پس از امضای عهدنامه در ایستگاه مرزی جلفا 11196 کیلو و هفتاد گرم طلا را به ایران تحویل دهند...» و بدین ترتیب مقرر شد شهرستان فیروزه رسما به روسها تحویل و در عوض اختلافات مرزی ایران و شوروی در 2ناحیه مرزی (سرخس و مغان) به نفع ایران حل شود. به عبارت دیگر، شوروی ها حدود 120کیلومتر مربع از زمینهای مورد اختلاف را که قسمتی از آن در مغان و آستارا و قسمتی دیگر در ناحیه سرخس روسیه واقع بود به ایران دادند و در عوض شهرستان مهم و خوش آب و هوای فیروزه را که اگر به ایران برمی گشت یکی از زیباترین مناطق ییلاقی خراسان می شد، رسما و قانونا به تصرف خود درآوردند. مجلس فرمایشی دوره 18 این قرار و حسب الامری را با یک قیام و قعود ساده و با رای وکلایی که غاصبانه بر مسند مدرس ها و مصدق ها تکیه زده بودند، تصویب کرد.

نظر خوانندگان:*
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:*    پست الکترونیک:





کد بالا را وارد کنید(بزرگ و کوچکی حروف تاثیری ندارد):