جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
سه شنبه 23 مهر 1398 / 15 صفر 1441 / a 15 Oct 2019    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
فرهنگ و سينما
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
دوشنبه 08 ارديبهشت 1382 - ساعت 14:55
شماره خبر: 100004196684
وقتي تمام خوبي ها براي بچه ها باشد
در نقد فيلم من سام هستم
جام جم آنلاين: بازتاب عشق پاک اکران «من سام هستم» از حدود 15ماه پیش به صورت محدود آغاز شده بود و اکنون هفت ماه است که اکران
جهانی آن بویژه در آسیا و اروپا می درخشد. ضمن اینکه اکران جنبی این فیلم در جشنواره کن مصادف با سالروز تولد میشل فایفر نیز شده است .. از سویی گرایشات ضد جنگ شون پن (بازیگر اصلی این فیلم) ضمن اکران «من سام هستم» - که فیلمی سراسر صلح طلب و خواهان آرامش و عنایت خداوندی است - حین جنگ نابرابر و ظالمانه امریکا و انگلیس علیه مردم مظلوم عراق قابل توجه است . پن از ماهها پیش ضمن اکران دیگر فیلمهایش در کنار «من سام هستم» در پخش جهانی ، حرفها و نظریات ضدجنگ و ضدسیاست های خصمانه سران کاخ سفید را اعلام کرده بود حتی او چندی پیش از حمله امریکا به عراق به بغداد سفر کرد و با شهروندان آنجا به گفتگو پرداخت و نظریات ضدجنگ خود را به گوش آنان رسانید. به نحوی که پس از بازگشت او به امریکا، علاوه بر پرونده سازی های فراوان برای پن ، هر لحظه مقامات FBI در جستجوی فرصتی هستند تا او را ضمن دستگیر کردن از هرگونه فعالیت سینمایی برکنار کنند. ذکر این نکته الزامی است که در «من سام هستم» سیستم قضایی حال حاضر ایالات متحده نیز به نقد کشیده می شود و کاستی ها و بویژه تفسیر به رای ها و توصیه پذیری در آن نهاد به روشنی روایت می گردد. در ذیل نقد تحلیل محتوایی فیلم «من سام هستم» تقدیم خوانندگان ارجمند می شود: سام داوسون (Sam Dawson) مردی است با عقب ماندگی ذهنی که در یک کافی شاپ پیشخدمت است . در یکی از روزها که سام مثل همیشه با نشاط کامل و البته به شیوه خودش مشغول سرویس دهی به مشتریان است ، رئیس اش یادآوری می کند که امروز موقع وضع حمل زنش ، ربکاست . سام سراسیمه تا بیمارستان می دود و هنگامی که به اتاق زایمان می رسد ، دختر کوچولوی او که از پیش سام نام لوسی دیاموند Lucy Diamond را برایش انتخاب کرده ، به دنیا می آید. ربکا که از دست خل بازی های سام به ستوه آمده دخترش را به آغوش سام می سپارد و 3نفری از بیمارستان خارج می شوند؛ اما در ایستگاه اتوبوس ربکا ، لوسی نوزاد و سام را قال می گذارد و در میان جمعیت ناپدید می شود. از اینجاست که سام می فهمد با تمام مشکلاتی که دارد، باید لوسی را خودش یکه و تنها بزرگ کند. روندی که خود هرگز ازانجام دادنش ابایی ندارد؛ زیرا هنگامی که اولین لالایی را در بدو به دنیا آمدن لوسی در گوشش زمزمه کرد، چنین بود: تمام آسمان برای لوسی ، تمام آبی ها ، تمام آسمان ها برای لوسی سام ... سام (شون پن) آیینه تمام نمای افراد مثبت و خیر است . او تا زمانی که خداوند لوسی را به وی هدیه داد ، جدای از مشکل جسمی و روحی اش (شامل لکنت زبان ، عقب ماندگی ذهنی ، عدم توانایی انجام کارهای کمی سخت و...) از داشتن پدر و مادری که در نوجوانی یا جوانی کنارش باشند ، محروم بوده و هر دو او را سالها پیش ازدست داده ، حتی او نتوانسته آنچنان که لازم است در مدرسه کودکان استثنایی درس بخواند و شغلی نیز که در حال حاضر بدان مشغول است ، آخرین رشد و ترقی او در کارش محسوب می شود. (که البته طی شکل گیری قصه درمی یابیم که اخراج می شود) با این حال او المنت هایی مثبت و تمام نشدنی در ذات خود و در رفتار و اعمال خود دارد و آنها را بدون شائبه بروز می دهد که همگان بدین علت شیفته اش می شوند. برای مثال در زندگی ماشینی جوامع امروز، هرشهروند چند دوست صمیمی و صادق می تواند داشته باشد که با آنها راحت باشد؛ سام به جای یکی بیش از 10دوست این چنینی دارد. (برای مثال براو، جو، رابرت و فتی دوستانی که هر چهارشنبه شب در خانه سام جمع می شوند و به قول براو ویدئونایت دارند را به یاد بیاورید) ضمن این که آنی همان همسایه مسن (با بازی دایان وست) برایش نه تنها دوست ؛ بلکه در حکم مادر نیز می باشد. انگاره های جامعه شناسی و معناشناختی فیلم «من سام هستم» در اصلی ترین محور تشکیل دهنده زیر ساخت دراماتیک خود یادآوری می کند که برای خوشبخت بودن لازم نیست حتما ثروت یا اعتبار به اندازه کافی در دسترس باشد. می توان یک عقب مانده ذهنی بود؛ اما سیرت زیبا را با کاراکترهای مثبت در هم آمیخت ، و این مهم می تواند جهانشمول باشد و گسترش و تعمیم آن می تواند متعلق به هرنژاد یا فرهنگی نیز باشد. سام منشا خیر است ، حتی او می تواند نمادی از تلاش بردباری و صبر باشد با چنین انگاره های است که سام می تواند خودش را از دردسرهای ناخواسته رها کند. (برای مثال به یاد بیاورید صحنه ای را که ناخواسته سام در مهمانی تولد لوسی برسریکی از بچه ها فریاد می کشد و همین امر سبب می شود که دادگاه خانواده سرپرستی لوسی را از او خلع کند.) سام که سمبل راستی و صداقت است و با نگاره ای در حد ظرف و توان خود شاکر خداوند، می تواند یک وکیل بسیار مبرز ریتا هریسون (با بازی میشل فایفر) Michelle Pfeiffer را ترغیب نماید تا از او در دادگاه خانواده دفاع کند. ریتا هریسون نیز که خود به نوعی سرنوشت مشابهی با سام دارد در ابتدا از رفتار سام بشدت عصبانی می شود. در آغاز برای او قابل درک نیست که مردی با پیشبند رستوران وارد دفتر کار مجللش شود و در حضور چند موکل با آن طرز ادای دیالوگ و رفتارهای غریب درخواست استخدام وکیل را کند؛ اما لازم نیست چندین روز یا چندین ماه طول بکشد تا هریسون صداقت و راستی سام را کشف کند. او به قدری بی زنگار است که حتی یک وکیل سختگیر نیز در برابر عظمت روح او درمی ماند. در این رابطه ، تعامل لوسی با سام نیز بسیار جالب توجه در فیلم پرداخت شده است . سام و لوسی لحظه ای از هم جدا نمی شوند. حتی در کافی شاب سام ، لوسی را داخل قنداقک تاشو گذاشته و به کار مشغول می شود؛ اما چند خرابکاری نه از روی تنبلی یا بدجنسی بلکه به این دلیل که بضاعت سام درآن حد نیست که هم قنداق لوسی را حمل کند و هم این که کافه گلاسه مشتری را آماده نماید (روندی که حتی برای آدمی عادی نیز جای اشکال می تواند باقی بگذارد) باعث می شود که لوسی مجبور باشد در خانه بماند. اینجا نیز فرشتگان خداوند آماده اند. آنی آنچه می تواند از جان مایه می گذارد تا لوسی به 3سالگی برسد. از اینجا به بعد دیگر دختر و پدر می توانند قدم به قدم با هم باشند. وقتی لوسی باهوش استثنایی که خداوند برایش به ودیعه گذارده خواندن یاد می گیرد، سام یک داستان را بارها و بارها تعریف می کند؛ داستان «من سام هستم» سرانجام اتفاق ناخواسته یعنی همان صحنه برخورد در مهمانی تولد لوسی رخ می دهد و دادگاه با وجود تمام تلاش های هریسون حضانت لوسی را به خانواده ای دیگر می سپارد و به سام اطلاع داده می شود که او هفته ای 2بار و هر نوبت 2ساعت می تواند لوسی را ببیند. این در حالی است که لوسی فقط می تواند وقتی بخوابد که پدر بی همتایش موهایش را نوازش کند و داستان I am Sam را برایش بخواند و اوست که تعداد نفس های لوسی را از وقتی که می خوابد تا صبح که راس ساعت 45/7 برمی خیزد شماره هایش را حفظ است . سام در زندگی اش بدهکار کسی نبوده که هیچ این اطرافیان و حتی غریبه ها بوده اند که از وجود سرمنشا و سراسر خیر او سود معنوی برده اند، بنابراین حکم دادگاه برای او قابل درک نیست . او که از کسی چیزی نگرفته پس مدام در دادگاه با اشک و زاری و ناله می گوید: «این لوسی را که فقط خداوند به من داده ، لوسی با من به خانه بیاید. او که مال کسی نیست ، ما 7سال است که مال هم هستیم.» نقطه عطف فیلم I am Sam در صحنه های دادگاه است . کریستین جانسون ، به عنوان طراح و فیلمنامه نویس اصلی «من سام هستم» کاری بزرگ انجام داده است . او با پرداخت چندین کاراکتر بسیار متفاوت با یکدیگر (البته در ظاهر امر) چنان قوامی به انگاره های زیرساختی قصه تزریق می کند که از ابتدای آشنایی با شخصیت ها، قصه چارچوب کلی اش را باز می شناسد. در این زمینه جسی نلسون به عنوان همکار فیلمنامه نویس که عمدتا دیالوگ نویسی را هم به عهده داشته از آنجایی که خود کارگردانی این فیلم را هم به عهده دارد ، سعی داشته با وسواس هرچه تمامتر آنچه که از ابتدا زائد می نماید را حذف کند. از این رو در روایت «من سام هستم» بندرت مسائل فرعی و حاشیه ای مطرح می شود و این به کشش هر چه بیشتر و جذب مخاطب افزون تر کمک شایانی کرده است.

فریبا نیک نژاد

نظر خوانندگان:*
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:*    پست الکترونیک:





کد بالا را وارد کنید(بزرگ و کوچکی حروف تاثیری ندارد):