جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
دوشنبه 02 ارديبهشت 1398 / 16 شعبان 1440 / a 22 Apr 2019    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
راديو و تلويزيون
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
دوشنبه 01 ارديبهشت 1382 - ساعت 16:57
شماره خبر: 100004197058
نقد سريال طنز پاورچين
جام جم آنلاين: مهران مدیری ، به عنوان یک برنامه ساز موفق در زمینه طنز نشان داده که همواره در صدد «نوجویی» بوده است طی سالهایی که او در این زمینه مشغول فعالیت است
، بی تردید شاهد برنامه هایی متفاوت ، نو و دور از انتظار بوده ایم که از سوی او بازی و کارگردانی شده اند. به همین دلیل ، دیدن برنامه متفاوت دیگری همچون «پاورچین» از مهران مدیری ، چندان هم دور از انتظار نیست . با وجود این نکته به گمان نگارنده و احتمالا بسیاری از بینندگان طنز «پاورچین» واجد خصوصیات منحصر به فردی بوده که نمونه اش تقریبا در تلویزیون دیده نشده است . «پاورچین» ، همچون بسیاری دیگر از برنامه های تولیدی که نمی توان آنها را صددرصد «تولیدی» نامید، واجد خصوصیاتی بود که نوع تولید را به سوی برنامه «زنده» سوق می داد. دلیل این امر هم روشن است . در یک برنامه تولیدی ، روند تولید چه به لحاظ متن ، چه انتخاب بازیگران و چه سایر مسائل تولیدی از پیش تعیین شده است . از این نکات مهمتر، رابطه «دوسویه» ای میان ارسال کنندگان برنامه (تولیدکنندگان / سیما) و گیرندگان برنامه (بینندگان) وجود ندارد، یعنی برنامه تولید می شود و در زمان معینی روی آنتن پخش قرار می گیرد. بی آن که تماشاگران برنامه بتوانند در مورد قالب و شکل و شمایل برنامه اظهارنظر موثری انجام دهند. به گونه ای که قالب و روند برنامه را تحت تاثیر قرار دهد و جهت آن را عوض کند. این نوع رویکرد، معمولا در برنامه «زنده» اتفاق می افتد که بینندگان امکان ارتباط مستقیم با برنامه و اظهارنظر دارند. طبعا چنین اظهارنظرهایی موجب می شود تا برنامه سازان با بازخوردهای برنامه شان روبه رو شوند و در جریان ادامه تولید برنامه ، تغیراتی در قالب و محتوای آن ایجاد کنند. در چنین تعریفی است که برنامه ای همچون پاورچین را می توان در گروه و نام جدیدی با عنوان «تولیدی / زنده» قرار داد. اگر نخستین قسمتهای پاورچین را بخوبی به یاد داشته باشید، حتما به یاد می آورید که شکل و شمایل برنامه از نخستین برنامه ها تا این اواخر، تغییرات زیادی کرد و به قالبی متفاوت رسید. طبعا این تغییر قالب از پیش تعیین نشده بود و با واکنش های مخاطبان در تعامل بود. یعنی تاثیر «سرما» یا «گرما»ی برنامه روی بینندگان ، آنان را به واکنش هایی واداشت که در اشکال متفاوت همچون تلفن به روابط عمومی سیما، انتقال نظرات از طریق دوستان و آشنایان افراد دست اندرکار برنامه و... انعکاس یافت . به هر حال ، این اشاره به نحوه تولید برنامه و رویکرد آن ، از این جنبه اهمیت دارد که بدانیم مخاطبان کاملا با پاورچین همراه بودند، آن را پسندیدند و به همین دلیل نیز آن را به طور دقیق دنبال کردند. اکنون ببینیم این برنامه طنز واجد چه ویژگی هایی بوده است که نگارنده همراه با بسیاری از مخاطبان آن را کاری نو و متفاوت ارزیابی می کند.

دیکته بیست و گرفتی!

متن خوب ، مهمترین عنصر پیش برنده یک برنامه طنز است . هر چند که در همه قالبهای نمایشی متن همچون زیربنای ساختمان مهم و حیاتی است . در پاورچین ، نویسنده ای بهنام پیمان قاسم خانی حضور داشته که مسوولیت اصلی در زمینه نویسندگی به عهده او بوده است . قاسم خانی اکنون در این عرصه یعنی طنز فردی کاملا نام آشنا محسوب می شود. «من زمین را دوست دارم» و «نان و عشق و موتور 1000» فیلم موفق در زمینه طنز هستند که به وسیله قاسم خانی نوشته شده اند. پاورچین ، نیز تایید و گسترش این توانایی ها بود. باید اشاره شود در برنامه های روتین که هر شب پخش می شوند، طبیعی است نویسندگان با محدودیت هایی در نوشتن روبه رو باشند. محدودیت زمانی و تعدد برنامه ها از جمله مواردی هستند که نویسنده را از نظر انتخاب موضوع و پرداخت کافی و مناسب در تنگنا قرار می دهند. این اتفاق البته برای پاورچین هم افتاده است . با این وجود، اصل قضیه به قوت خود باقی است : پاورچین متن خوبی دارد.

فامیل من بیدی !

مهمترین ویژگی برنامه ای همچون پاورچین ، «شخصیت محور» بودن آن است . در این نوع برنامه های طنز و بیشتر برنامه های از این نوع ابتدا شخصیت ها تعریف می شوند و شکل می گیرند. سپس بر مبنای این شخصیت هاست که رویدادها و قصه هایی یافته و نوشته می شود. در واقع قصه ها بهانه ای هستند برای به صحنه آمدن این شخصیت های کمیک و ایجاد انبساط خاطر بیننده . همین جاست که اهمیت کار نویسنده کاملا معلوم می شود. قاسم خانی و البته بی تردید با همفکری مهران مدیری موفق شده است چند نمونه شخصیت منحصر به فرد را طراحی کند و به آنها هویت فیزیکی ببخشد. (قابل اشاره است که این روند به صورت زنده و در واکنش به فضا، رویدادها و شخصیت های نه چندان جذاب قسمت های ابتدای مجموعه اتفاق افتاد.) داوود (با بازی جواد رضویان) مهمترین شخصیت کمیک پاورچین بود. با تشخیص درست موقعیت و حذف چند شخصیت نامناسب (پیرمردها) داوود وارد مجموعه شد. این شخصیت بخوبی توانست دیگر شخصیت محوری مجموعه به نام مهندس فرهاد (با بازی مهران مدیری) را کامل کند. در حالی که نخستین قسمت های پاورچین از نوعی سردرگمی رنج می برد، بتدریج همه چیز به اصطلاح «جفت و جور» شد. اگر به شخصیت های پاورچین نگاهی بیندازیم ، متوجه می شویم که تقریبا همه شخصیت ها در موقعیت های «زوج» قرار دارند. همه شخصیت های اصلی زن و شوهر هستند؛ اما مهمترین جنبه زوج بودن آنان ، در «مکمل» بود نشان است : داوود فرهاد یاسمن (همسر داوود) مهتاب (همسر فرهاد) / سپهر شادی / 2کارمند اداره / داوود و فرهاد سپهر / پدر فرهاد پدر داوود و... همان طور که می بینید این شخصیت ها یکدیگر را کامل می کنند و بر رنگ و لعاب طنز برنامه می افزایند. داوود و فرهاد در عین این که خصوصیات مشترکی دارند، با هم دچار تضاد و تناقض هم هستند. همین امر باعث کتک کاری ، رجز خوانی ، همیاری و نظایر آن نزد این دو می شود. این رویکرد در سایر زوجها نیز دیده می شود. در حین وارد شدن شخصیت های جدید، ویژگی هایی در نظر گرفته شد که به اصطلاح «آن روی سکه» یکی از شخصیت ها باشد. برای همین مثلا «یاسمن» درست نقطه مقابل «مهتاب» است . در حالی که مهتاب داوم به فرهاد غر می زند، یاسمن قربان صدقه داوود می رود!.

ویای بریم برره؛!

مهمترین ویژگی متن در پاورچین ، فضاسازی جذاب و غیرمتعارفی است که در آن انجام شده است این فضاسازی با طراحی یک جغرافیای جعلی به نام «برره» آغاز و با جزییات بیشماری گسترش یافت . تقسیم «برره» به 2منطقه «پایین» و «بالا» و سپس (با توجه به نیاز مجموعه) به «برره غربی» ، تنها قابلیت های اندکی از فضای متن را نمایان می کند. طرح موضوع محصول «نخود» به قدر کافی دستمایه جزییات دراماتیک بوده است که بتوان درباره آن مفصل حرف زد. شیوه های خاص غذا خوردن «برره ای» و اعمال و رفتار غیرمتعارف به واسطه گستردگی فضای متن ، امکانات فراوانی را در اختیار کارگردان و بازیگران مجموعه گذاشت . به گونه ای که این فضا تخیلی و غیرواقعی ، بدرستی در بخشهای مختلف کار از بازیهای گرفته تا روایت قصه های عجیب و غریب تعریفی باورپذیر پیدا کرد.

من چیکاره بیدم؛!

در میان قسمتهای مختلف پاورچین به تناسب شرایط و فضا با موضوعاتی روبه رو می شدیم که نشان از هوشیاری نویسندگان و سازندگان برنامه داشت . آنان گرچه به روشنی برای خود تعریف کرده بودند که قصد ساختن برنامه ای سرگرم کننده را دارند؛ اما این نگرش به هیچ وجه به معنای درک نکردن موقعیت نبود. درک موقعیت ، یعنی حضور داشتن در میان مردم ، دانستن مسائل ، حساسیت ها و نیازهایشان . به همین دلیل هم گاه و بی گاه با موضوع هایی در برنامه مواجه می شدیم که بار طنز آن از مسائل اجتماعی به سوی رخدادهای سیاسی یا سیاسی - اجتماعی می چرخید. این چرخش اتفاقا موجب شد تا برنامه بتواند حوزه گسترده تری از مسائل پیرامون بینندگان برنامه را پوشش دهد و از همین منظر هم بر محبوبیت آن افزوده شد. برنامه «انتخاب نماینده برای شورای تعیین قیمت نخود» یکی از این نمونه ها بود که به شکل ظریف و هنرمندانه ای به مسائل انتخابات شوراها - و البته قابل تعمیم در شکلی کلان و همه شمول به هر نوع انتخاباتی - پرداخت .

ویبره در وکردی؛!

بازیها در پاورچین از ترکیب 2نوع «بازی اغراق» و «بازی طبیعی» شکل گرفته است ؛ البته اشاره به این دو نوع بازی ، به معنای تناقض میان آنها نیست . اتفاقا برای یکنواخت نشدن بازی و ایجاد تنوع لازم در برنامه ، به چنین رویکردی نیاز بوده است . در حالی که بازی بازیگران نقشهای داوود، یاسمن و تا اندازه ای مهتاب و شادی با اغراقهای لازم برای این جنس کمدی همراه بوده است ، فرهاد و سپهر در قالبی تقریبا طبیعی به ایفای نقش پرداختند. اتفاق جالب توجه این است که در یک فضای کمدی و در کنار بازیهای اغراق شده برخی از بازیگران ، این بازی طبیعی به طور ناخودآگاه نزد بیننده بار کمدی پیدا می کند. لازم به اشاره است که بازی مهتاب و شادی به تناسب موضوع و متن از هر دو گرایش مورد اشاره بهره برده است که این خود باعث شده تا نوعی درهم آمیزی مناسب میان فاصله این دو نوع بازی انجام گیرد. از دیگر خصوصیات بازی در پاورچین ، ترکیب «فضای صحنه» و «پشت صحنه» است . اگر به لحظات مختلف بازیها یا صحنه های در حال اجرا دقت کرده باشید، بوفور لحظه هایی را خواهید یافت که بازیگران همچنان که در حال ایفای نقش خود هستند، خنده بر لب دارند. حتی در بسیاری مواقع می توان دریافت ته خنده موجود در صحنه به این دلیل است که بازیگر نتوانسته خود را کنترل کند و به دلیل جو حاکم بر این نوع طنز به خنده افتاده است . با این حال ، نکته جذاب در پاورچین همین اتفاق ساده است . یعنی شما به عنوان بیننده ، نمی توانید جلوی خنده خود را که از خنده بازیگر حاصل شده بگیرید. در حالی که در الگوی قالب بندی شده قرار است تعدادی بازیگر، صحنه ای را بازی کنند و از برآیند بازی ، دیالوگ ، متن و مجموعه عوامل صحنه شما خنده تان بگیرد. همین ویژگی که مطمئنا به شکلی آگاهانه از سوی مدیری به ساختمان پاورچین وارد شده ، شرایط مناسبی را فراهم آورده است تا در پایان هر برنامه و حین عنوان بندی پایانی ، شاهد نماهای تکرار برداشتهای ناشی از خنده و تپق بازیگران باشیم . این استفاده مناسب از برداشت های تکراری علاوه بر این که با همان ویژگی مورد اشاره تناسب دارد، موجب می شود تا فضای مفرح برنامه در پایان آن نیز حفظ شود و حتی به تعبیری افزایش یابد. نمی دانم لهجه موجود برره ای در پاورچین ، حاصل همفکری نویسنده و کارگردان با بازیگران بوده است یا نه ؛ اما به هر شکلی که حاصل شده باشد، نتیجه فرخنده دیگری در پی داشته ؛ این که باز هم نوعی نوآوری در کار مهران مدیری محسوب می شود. از این گذشته ، باید به نوعی بازی مدیری نیز اشاره کنم . او به شیوه ای متفاوت از سایر بازیگران طنز و در واقع قالبی ابداعی خودش - در میان بازی ، گاه و بی گاه به دوربین نگاه می کند. به نظر نگارنده ، این شیوه ای بدیع است و مدیری از پس اجرای آن بخوبی برآمده است . این روش نگاه به دوربین ، لحظه های طنز بصری فوق العاده ای را به وجود آورده اند که از تناقض 2نوع نگاه و حرکت (یکی رو به بازیگر مقابل و دیگری رو به تماشاگر) حاصل شده است . در حالی که مدیری رو به بازیگر مقابلش دیالوگ یا حرکت خاصی را ادا می کند، نگاهش رو به دوربین ، بیننده واجد حرفهای دیگر و در واقع شیطنت آمیزی است .

دل ما تنگ وشد!

پاورچین ، در یک نقطه اوج تمام شد. امید می رود که مهران مدیری آن اندازه هوشیار باشد که از تکرار مجموعه با ساخت سری جدید آن بپرهیزد. دامی که برنامه «زیر آسمان شهر» گرفتارش شد و خاطره شیرین نخستین سری اش را از ذهن مخاطبان زدود ، البته این حرف اصلا به این معنا نیست که «نمی شود» و یا «نباید» تولید یک برنامه موفق را ادامه داد. نکته اینجاست که اگر تصمیم به ادامه تولید پاورچین گرفته شد ، حتما با مطالعه و بیشتر پاورچین پاورچین باشد!.

محمدرضا باباگلی

نظر خوانندگان:*
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:*    پست الکترونیک:





کد بالا را وارد کنید(بزرگ و کوچکی حروف تاثیری ندارد):