جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
جمعه 30 فروردين 1398 / 13 شعبان 1440 / a 19 Apr 2019    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
راديو و تلويزيون
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
جمعه 27 دي 1381 - ساعت 16:46
شماره خبر: 100004201479
گفتگو با عباس نباتي دوبلور
با سابقه راديو ، تلويزيون و سينما
جام جم آنلاين: «عباس نباتی» که اکنون 60سال دارد، کار دوبله را از حدود 40سال پیش با گویندگی در فیلم «مادام کاملیا» با سرپرستی «علی کسمایی» آغاز کرده است .
او که فارغ التحصیل رشته زبان انگلیسی است ، طی این مدت طولانی در آثار معروفی گویندگی کرده است ؛ از جمله «ویرجینیایی» «دوگ مک کلور)، «سوئینی » (دنیس واترمن) کارتون «ای کی یو، مرد کوچک» (ژنرال)، کارتون «ماجراهای هاکلبری فین» (جیم)، «جنگجویان کوهستان» . او مدیر دوبلاژ چند سریال به یاد ماندنی بوده است . از جمله «بوژست »، «جزیره گریز» که در سال 1368پخش شد و اولین کار حرفه ای تعدادی از گویندگان جوان دوبله ایران است ، «خانواده ویال»، «نامزد» (که هر دو جزو اولین سریال های شبکه سوم هستند)، «انتقام» و کارتون های «باخانمان» و «دوقلوها» ،دوبله مجدد فیلم لورنس عربستان و دوبله و ترجمه فیلم «ترافیک» (اثر ژاک تاتی) نیز از جمله کارهای اوست.
دوبله برنامه سینمای حرفه ای را از چه زمانی آغاز کردید؛
فکر می کنم از اوایل سال 1379 .
پیش از شما آقای طهماسب این برنامه را دوبله می کردند. چه شد که شما کار را به عهده گرفتید؛
فقط آقای طهماسب نبودند ، بلکه مدتی هم آقای منانی این برنامه را کار کردند ، اما ادامه ندادند. بعد مدیر تولید آن زمان واحد دوبلاژ کار را به من پیشنهاد کردند و من هم پذیرفتم ؛ زیرا در این برنامه جدیدترین فیلمهای سینمای جهان نمایش داده می شوند و آشنایی با بزرگان سینمای جهان به معلومات عمومی و تخصصی مدیر دوبلاژ می افزاید. به نظر می رسد دوبله برنامه هایی همانند سینمای حرفه ای کار دشواری نیست و دقت دوبله فیلمهای کامل را نیاز ندارد؛ زیرا در چند صحنه ای که از هر فیلم نشان داده می شود ، شخصیت ها خوب معلوم نمی شوند و حس و حال آنچنانی ای هم وجود ندارد که کار گوینده را دشوار کند ، از طرفی مقداری از برنامه ، گفتگو با عوامل و تصاویر پشت صحنه است . اتفاقا کار بسیار سختی است و نیاز به دقت و حوصله فراوان دارد؛ البته در صورتی که بخواهیم کار را خیلی خوب انجام بدهیم ؛ زیرا صحنه های متفاوتی از فیلمها را دوبله می کنیم ، مثلا 5دقیقه از یک فیلم و 10دقیقه از فیلمی دیگر و باید برنامه ریزی های مختلفی انجام داد که باعث می شود کار بسیار بهتر شود.مگر وقتی فیلمهای کامل را دوبله می کنید به همین ترتیب عمل نمی کنید؛ ابتدا چند دقیقه را کار می کنید و بعد چند دقیقه دیگر را که ممکن است ادامه همان صحنه ها نباشد. درست است ، اما وضعیت در سینمای حرفه ای فرق می کند. ما معمولا در هر نوبت کاری از 50تا 100دقیقه از این برنامه را کار می کنیم . برای دوبله باید کسانی را انتخاب کنیم که بتوانند در نقشهای متنوع و متعدد گویندگی کنند ؛ زیرا گاهی آن زمان شامل چند فیلم می شود. اینجاست که سختی کار معلوم می شود؛ زیرا باید برای هر کدام از فیلمها که معمولا متنوع هم هستند ، برنامه ریزی جداگانه ای کرد و این کار انرژی بسیاری می طلبد.
هنگام دوبله سینمای حرفه ای با کمبود گوینده مواجه نشده اید؛ آیا تمام گویندگان حتی باسابقه ها می پذیرند که فقط چند دقیقه گویندگی کنند؛
هیچ گاه کمبود گوینده نداشته ایم و گویندگان هم در هر نوبت چندین دقیقه گویندگی می کنند ؛ زیرا هر بار چند آیتم از برنامه را دوبله می کنیم.
پس چرا برای «نیکلاس کیج» از آقای مقامی یا والی زاده استفاده نکرده اید که سابقه گویندگی به جای او را دارند؛
فیلمهایی که سینمای حرفه ای نمایش داده می شوند ، بیشتر از فیلمهایی هستند که تاکنون بطور کامل نشان داده نشده اند و نقشها به گوینده های خاصی تعلق ندارد. من سعی کرده ام صدایی را انتخاب کنم که با شخصیت هنرپیشه هماهنگ باشد.
یکی از فیلمهایی که قسمتهایی از آن در این برنامه با دوبله جدید نمایش داده شد ، لورنس عربستان است . ملاک شما برای انتخاب گویندگان چه بود؛
بهترین صدا برای پیتر اوتول ، صدای چنگیز جلیلوند است که در دوبله سینمایی فیلم به جای او حرف زده است و اکنون در ایران نیست . در غیابت او بهترین صدا ، صدای بهرام زند است که من انتخاب کرده ام . برای «عمر شریف» هم از آقای مقامی استفاده کرده ام که گوینده ثابت وی هستند. بطور کلی به دوبله سینمایی این فیلم توجه کردم و سعی کردم صداها به این دوبله نزدیک باشد.
آیا دیالوگ های لورنس عربستان در دوبله شما مثل دوبله اولیه آن است؛
بله ، بی کم و کاست همان دیالوگ ها را به کار برده ایم ، البته به طور کلی تغییرات بسیار جزیی در بعضی از فیلمها انجام می شود که مربوط به هنجارها و ناهنجاری های هر جامعه ای است و این کار بسیار طبیعی است . درباره کارتون «گربه سگ» صحبت کنیم که اثر متفاوتی است ؛ ماجراهای یک گربه و یک سگ به هم چسبیده . به نظر من ارتباط این 2موجود، تضادها و تفاهم هایشان هیچ فرقی با انسان ها ندارد. احتمالا سازنده این اثر به نحو استعاری خواسته است که بگوید انسان ها ناگزیرند با وجود داشتن سلیقه ها و نظریات متفاوت و متضاد باهم زندگی کنند و یکدیگر را تحمل کنند.
به نظر می رسد این کارتون ترجمه خوبی برای دوبله نداشته است؛
نکاتی وجود دارد که در فرهنگ غرب ، هنجار محسوب می شود و در فرهنگ ما ناهنجار و برعکس . فرهنگ ها وجوه مشترک دارند و تضاد هم دارند و این امری اجتناب ناپذیر است . این سریال را فقط برای ما نساخته اند و دلیل ابهامات آن نیز همین است.
بر چه اساسی همت مومی وند و تورج نصر را برای 2نقش اصلی برگزیده اید؛
من به صداهای اصلی بسیار توجه می کنم و در این اثر به این نتیجه رسیدم که مومی وند و نصر، هم توان گفتن این نقشها را دارند و هم توان شبیه کردن صدایشان به صدای اصلی . بسیار شنیده ایم که دوبله ایران در دنیا تک است و مدیران دوبلاژ هیچ گاه دوبله خارجی فیلمها را قبول نداشته اند و به آن توجه نمی کنند.
پس شما چگونه از دوبله اصلی «گربه سگ» استفاده کرده اید؛
کاری که خارجی ها با کارتون انجام می دهند ، دوبله نیست . مثلا کاری که در کارتون «شرک» انجام شده و ادی مورفی به جای الاغ حرف زده است ، اسمش دوبله نیست . آنها ابتدا صداها را ضبط می کنند و بعد با تصویر هماهنگ می کنند.
آیا شما قبول دارید که کارتون های قدیمی از کارتون های امروزی بهتر بودند؛برای مثال آیا «باخانمان» که سالها پیش خودتان دوبله کرده اید و «ای کی یو ، مرد کوچک» که در آن گویندگی کرده اید بهتر از تمام کارتون های امروزی نیستند؛
هر زمانی یک چیزی می طلبد. در زمانهای قدیم ، فیلمها ریتم آرام داشتند و رمانتیک بودند؛ اما امروز سرعت و خشونت در آنها رواج دارد. کارتون های امروزی لطافت و آرامش کارتون های قدیمی را ندارند؛ زیرا سرعت و فناوری باعث ایجاد التهاب و تشویش در آنها شده است.
دوبله کارتون ها چطور؛آیا دوبله های قدیمی البته نه خیلی قدیمی ، مثلا دوبله های 10سال پیش بهتر نبودند؛
در گذشته من اگر در 2فیلم سینمایی حرف می زدم ، دستمزدش برای مخارج زندگی یک ماه من کافی بود؛ اما امروز من اگر در 2فیلم گویندگی کنم ، دستمزدش فقط برای پرداخت هزینه آب و برق و تلفن کفاف خواهد کرد. پس مجبورم که تعداد بیشتری فیلم را با سرعت بیشتر دوبله کنم که بر کیفیت کار ، تاثیر منفی می گذارد. با این حال ما امروز دوبله های بسیار خوب هم داریم . همین دوبله هایی را که با سرعت و ظرف یک روز انجام می شوند را مقایسه کنید با دوبله های خارجی . حتی بعضی از دوبله های امروزی از دوبله های قدیمی بهتر هستند.
آیا علت بعضی از دوبله های بد کنونی ، در زمینه کارتون ، نبود صداهای معتبر در آنها نیست؛
خیر. کیفیت خوب و بد دوبله یک فیلم به مدیر دوبلاژ مربوط است . اگر 10مهندس نابغه را زیردست یک کارفرمای نالایق بفرستیم ، چه جوابی می گیریم؛ همان جواب را هم در دوبله می گیریم.
امسال دومین سالگرد پخش سریال «به سوی جنوب» است که همزمان شده با پخش دوباره آن . درباره این مجموعه صحبت کنید.
این سریال با سریال های پلیسی ای که تاکنون از تلویزیون پخش شده اند ، فرق دارد. این سریال ماهیت طنز و در نتیجه تحرک بیشتری دارد. در ضمن موضوعات زیبا و پیچیده ای دارد و پایان ماجراها اصلا قابل پیش بینی نیست . برای فهمیدن داستان باید هر قسمت را با دقت دید و ندیدن حتی یک یا 2دقیقه باعث می شود ماجراها گنگ و غیرقابل فهم شود.
دوبله اش چطور بود؛
مجموعه ویژگی هایی که گفتم کار دوبله این سریال را دشوار و جذاب کرده بود. شخصیت ها تند و زیاد حرف می زدند، به همین دلیل گوینده ها بیشتر خسته می شدند و کار دوبله بیشتر طول می کشید. قابل پیش بینی نبودن پایان داستان ها هم باعث شده بود که گوینده ها حسها را بهتر در صدایشان ایجاد کنند.
برای این که گفتگویمان متنوع شود ، کمی هم درباره ترجمه صحبت کنیم . به نظر شما آیا این جمله که در فیلم به سوی جنوب گفته شد، درست است؛: «فکر می کنم داریم نزدیک می شیم». در زبان فارسی هیچ گاه «فکر کردن» به معنی «گمان کردن» نبوده است و این معنی بر اثر ترجمه های غلط برای آن وضع شده است.
ترجمه کاری بسیار ظریف و هنرمندانه است . مترجم باید به ترجمه هایی که انجام می دهد ، علاقه مند باشد و تخصص هم داشته باشد. مثلا هر مترجمی نمی تواند هم مطالب پزشکی را ترجمه کند و هم مطالب مهندسی و نجوم را. درباره جمله ای که گفتید باید بگویم که به نظر من هر واژه ای در جای خودش و این که جمله ای که در آن به کار رفته است را چه کسی به چه کسی بگوید، ترجمه می شود. به همین ترتیب واژه think گاهی فکر کردن و گاهی گمان کردن ترجمه می شود.
این جمله که در پشت صحنه لورنس عربستان گفته شد ، چطور؛ «یک فیلم چقدر می تونه اینقدر تاثیرگذار باشه» آیا درست است؛
مثل این که شما وارد ادبیات فارسی شدید. اگر بخواهیم تا این اندازه که شما انتظار دارید، روی یک ترجمه کار کنیم وقت بسیاری باید صرف کنیم و این گونه نمی توانیم هزینه های زندگی مان را بپردازیم . به نظر من ، آن جمله اشکالی ندارد. پس آخرین پرسش این گفتگو را که درباره یکی از جدیدترین آثارتان است مطرح می کنم . سریال «7حامی» که برای شبکه تهران دوبله کرده اید، چرا صداهایی که شما برای نقشهای اصلی این اثر انتخاب کرده اید با صداهایی که آقای طهماسب برای همین نقشها در دوبله نسخه سینمایی آن انتخاب کرده اند، اینقدر تفاوت دارد؛ برای مثال برای نقش ازرا، آقای طهماسب از تورج مهرزادیان استفاده کرده است و شما از علیرضا باشکندی استفاده کرده اید. یک فیلم ، زمان محدودی دارد و ممکن است زیاد در ذهن نماند؛ اما سریال نیاز به فکر بیشتری دارد و چون مردم چند ماه یک سریال را می بینند ، اگر دقت نکنیم ، توی ذوق می خورد.
محمدرضا کلانتر

نظر خوانندگان:*
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:*    پست الکترونیک:





کد بالا را وارد کنید(بزرگ و کوچکی حروف تاثیری ندارد):