جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
جمعه 30 فروردين 1398 / 13 شعبان 1440 / a 19 Apr 2019    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
فرهنگ و سينما
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
يكشنبه 05 آبان 1381 - ساعت 14:10
شماره خبر: 100004206398
هيچ طريقتي ،بي شريعت به حقيقت نمي رسد
گزارشي از پشت صحنه تله تئاتر شيوه شيدايي
جام جم آنلاين: غلامحسین نوری نکاح ، مشهور به حسین نوری ، سال 1333در مشهد مقدس
متولد شده است . او تحصیلات ابتدایی را در مشهد گذرانده و همزمان نقاشی را نزد استاد هاشم ظریف تبریزیان ، از نگارگران آستان قدس رضوی و مرحوم عباس دینده فرد فرا گرفته است . هنرهای نمایشی و موسیقی را نیز تجربه کرده و استعداد خود را در ورزش ژیمناستیک و دو و میدانی هم نشان داده است . او سالهای 50تا 51، به علت نوشتن نمایش طنز سیاسی و کارگردانی و بازی در آن ، از سوی ساواک شناسایی و شکنجه شد و از ناحیه دست ، پا، حنجره و بعضی اعضای داخلی دچار نارسایی و به افتخار جانبازی نایل شد. اما هیچ گاه از اهدافش دست نکشیده است و با گرفتن قلم میان دندان ، به خلق آثار هنری پرداخته است . در سالهای 56و 57، او 3نمایشگاه نقاشی در شهرهای تربت جام ، مشهد و تهران بر پا کرده است و پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا سال 79بیش از چند نمایشگاه جمعی و انفرادی در موقعیت های گوناگون از موزه هنرهای معاصر گرفته تا شهرهای محروم مرزی برگزار کرده است . در جشنواره سراسری تئاتر سوره سال 69، نمایش «همراه » او ممتاز شناخته شد و در جشنواره سراسری فجر 70نیز، اثر دیگرش «دلدار» بهترین کار متناسب با فرهنگ اسلامی شناخته شد و جوایز ویژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، بانک مرکزی و هلال احمر را به خود اختصاص داد و در جشنواره فجر 72هم ، نمایش «شهود» او برگزیده شد. گفتنی است نوری در مباحث نظری هنر نیز صاحب دیدگاه است و مهمترین چارچوب آثار او دیدگاه والای حضرت امام خمینی (ره ) است و می گوید: «هیچ طریقتی ، بی شریعت به حقیقت نمی رسد». توسط احمدجان میرزایی تهیه کننده اطلاع یافتیم شبکه 2دست اندرکار ساخت تله تئاتر «شیوه شیدایی » به کارگردانی حسین نوری است . به همین مناسبت پای صحبت کارگردان نشسته ایم . اولین چیزی که در بدو ورود، توجهمان را جلب کرد، چهره نورانی کارگردان هنری ، حسین نوری بود که روی ویلچر نشسته بود و لبخندی به لب داشت ؛ مردی با ظاهر آرام که گرد سالهای ستم شاهی بر صورتش نشسته بود. همسر مهربانش کنار او نشسته بود و از آنجا که نوری قادر به تکلم با صدای بلند نیست همسرش عهده دار کارهای او بود. قصه این تله تئاتر را از زبان همسرش شنیده ایم : مجموعه تلویزیونی «شیوه شیدایی »، شامل 5تئاتر است و با عنوان سائر، شهود، سالک ، فستیوال آخر و دلدار است که در گروه فرهنگ و ادب شبکه 2سیما در 5قسمت 50دقیقه ای ساخته می شود. این 5تئاتر، هر کدام موضوعات مستقل و متفاوت دارند و شیوه شیدایی نام کتابی از آقای نوری با همین نام است که شامل 10نمایشنامه است ... پس از مصاحبه با دستیار کارگردان ، همسر آقای نوری نادیا مفتونی او از من عذرخواهی می کند و کار تمرین با 3دوربین تلویزیونی آغاز می شود. عوامل همه آماده می شوند. کارگردان تلویزیونی محمدعلی رهبر در حالی که با شمارش معکوس اعلام آمادگی می کند، با اشاره دست همه را دعوت به سکوت می کند. مشغول تصویربرداری «سائر»، قسمت سوم تله تئاتر هستند. بعد از چند بار تمرین ، آقای نوری بازیگرها را با علامت دست دعوت به مشورت می کند و آنها دور او جمع می شوند. با صدای آرام به آنها تذکر می دهد. بازیگران سائر 2نفرند؛ یکی به نام سائر (مهرگان ) و دیگری به نام مرید (ناصر علاقبندان ). بابک شعاعی ، طراح گریم صورت «مرید» را آماده می کند و طراح لباس ، هومن هزاردستان سر و وضعش را مرتب می کند. او لباسی سفید و بلند پوشیده و ریشی بلند و سیاه دارد. سعید قناد مدیر صحنه در حالی که گوشی به گوش دارد، با اتاق فرمان در ارتباط است و با آنها صحبت می کند. گویا کارگردان تلویزیونی ، محمدعلی رهبر علت توقف کار را از او می پرسد و او توضیح می دهد بازیگران درباره نحوه بازی با آقای نوری مشورت می کنند. به نظر نوری هنگام اجرا دوربین فینال باید پرتره صورت را داشته باشد. فعلا کار متوقف است و عوامل هر کدام گوشه ای ایستاده اند و منتظر شروع کار هستند. مدیر صحنه ، سعید قناد به اتاق فرمان می گوید که بچه ها برای انجام کار آماده اند و تا چند لحظه دیگر کار شروع می شود. مسوول بوم ، در حالی که چوب بلند بوم را در دستش می چرخاند، بی قرار است . شاید دستش خسته است و دلش می خواهد چوب بلند را به سمتی پرتاب کند و از آن خلاص شود و بالاخره آن را زمین می گذارد تا کار شروع شود. علاقبندان ، با قیافه خنده دار، لباس سفید بلند و گریم اغراق آمیز در کنار ویلچر نوری نشسته است و آهسته و با ادا و حرکات برای او چیزی را واگو می کند. مدیر تصویربرداری ، فرخ فدایی از اتاق فرمان به عوامل تذکر می دهد که صدایش از داخل بلندگو در استودیو می پیچید: دوستان با ذکر یاعلی برای ضبط آماده باشید. مسوول بوم ، دسته بلند آن را برمی دارد و سردست به سمت بازیگران می گیرد و بازیگران وارد صحنه می شوند. صحنه دکور یک فاز ثابت دارد که شامل پله ها، درختان سرو، محراب و... است و یک فاز متغیر که همسان با داستان نمایش ها در نوسان است . به اعتقاد دستیار کارگردان ، نوری با ساخت این دکور خواسته است ماده و پیوند میان معنا یا ظاهر و باطن را نمایش دهد. مدیر صحنه به همه تذکر می دهد تلفن های همراه را خاموش کنند. از اتاق فرمان صدا می رسد که : ای نام تو بهترین سرآغاز بی نام تو نامه کی کنم باز بسم الله ، موتور گرفتیم ، آماده ضبط شدید... سه ، دو، یک ... شروع ! در برداشت اول این پلان ، از اتاق فرمان دستور کات صادر می شود. دستیار کارگردان به بازیگرانش تذکر می دهد که حرکات طبیعی تر باشند. مدیر صحنه رو به بازیگرها می گوید: وقتی دارید نقشه می کشید و توطئه می کنید، چهره تان رو به دوربین باشد. برداشت دوم : سکوت محض استودیو را فرا گرفته است . مانیتور نسبتا بزرگی جلوی کارگردان و همسرش قرار دارد و حرکات بازیگران را زیر نظر دارد. بازیگران بازی می کنند.
مرید از پشت آهسته به سائر نزدیک می شود و یک دفعه می گوید: بع ؛ سلام علیکم (با صدای بلند و خنده )
سائر (طوسی پوش ): سلام و زهر هلاهل ! کیستی تو؛!
مرید: دوست تو!
سائر: دشمن جان منی ! کدام دوست ؛
مرید: دیری است تو را ندیده ام ، (با پوزخند) الهی هرگز نبینم ، پوزش می خواهم .
سائر: پوزه ات به خاک بخورد. این چه ریخت و قیافه ای است؛
مرید: از روزی که از تو جدا گشته ام ، به عالم وصال اتصال یافته ام ، ترک دنیا گفته ام و در حال ریاضت هستم (با حیله و حقه ای که از چهره و گفتارش هویداست ، رو به دوربین فینال می کند).
سائر: اشکالی نداره . قدری بنشین و از این نان بخور.
مرید با حرص و ولع شروع به خوردن نان خشک می کند، به طوری که همه لباس و ریشش پر از نان خرد می شود.
سائر زیر لب می گوید: شکمت به دار قصابی بیاویزد.
مرید: چی گفتی؛
سائر (با خنده ): هیچی ، بخور!...
کار اجرا به اینجا که می رسد، مدیر صحنه از اتاق فرمان دستور کات می دهد. این پلان هنوز برداشت سوم را تمام نکرده ، دوباره کات می خورد. نوری به بازیگرانش تذکر می دهد از میمیک صورت بهتر استفاده کنند و آن را قشنگتر القا کنند. از اتاق فرمان علت تاخیر پرسیده می شود. فدایی ، مدیر تصویربرداری ، سریع خود را به استودیوی ضبط می رساند و به عوامل صحنه و بازیگران تذکراتی می دهد و می رود. مدیر صحنه با گوشی می گوید: خانم اسدی ، آقای فدایی آمدن اتاق فرمان ، هر موقع آماده اید، موتور می گیریم . خیلی خوب ، سکوت ... موتور گرفتیم . آماده ضبط می شود: سه ، دو، یک ... مدیر صحنه دوباره با فرمان کارگردان کات می دهد و بالاخره در برداشت ششم یا هفتم ، سکانش قبول می شود. از اتاق فرمان ، این سکانس از اول تا آخر در مانیتور بزرگی که در استودیو کنار کارگردان واقع شده است نمایش داده می شود و نوری و عوامل و خود بازیگران چشم بر صحنه مانیتور دوخته اند تا اگر اشکالی در تصویربرداری و بازی بازیگران وجود دارد، پیش از رفتن به قسمت چهارم تله تئاتر رفع شود و از آقای نوری کسب تکلیف کنند که کدام قسمت را دوباره باید اجرا کنند. در حالی که بشدت خسته بودیم و عوامل ، برای برداشت مجدد خود را آماده می کردند، به اتفاق عکاس روزنامه با خانم و آقای نوری و عوامل خداحافظی کردیم از استودیو خارج شدیم . از راهروی میان اتاق فرمان عبور کردیم و سازمان را به سمت دفتر روزنامه ترک کردیم ، در حالی که با خود اندیشدیم این مرد بزرگ ، چقدر با همت و با اراده است و با وجود ناتوانی جسمی ، پشتکار و وسواس عجیبی در کارش نشان می دهد. از دید او تا برداشتی کامل و زیبا ارائه نشود، باید بارها و بارها تکرار اتفاق بیفتد. به یاد حرف خانم مفتونی ، همسر آقای نوری نیز می افتم که در جواب این سوال که پرسیدم هدف آقای نوری از ساخت این تله تئاتر چیست ؛ گفت : این تله تئاتر، به جای پرداختن به متون خارجی که با شیوه های تکراری به صحنه کشیده می شوند، آثار یک نویسنده ایرانی را با شیوه ای خاص متمایز از تئاترهای تکراری بررسی می کند. این تئاتر، اندیشه های آقای نوری است .