جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
شنبه 04 اسفند 1397 / 17 جمادي الثاني 1440 / a 23 Feb 2019    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
فرهنگ و سينما
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 26 مرداد 1381 - ساعت 15:49
شماره خبر: 100004210877
تقوايي در جلسه نقد فيلم "کاغذ بي خط" و در تعريف نشانه و تمثيل از ديالوگ هاي فيلم شاهد آورد: اين عمله ، دوست من است
جام جم آنلاين: چندی پیش جلسه نقد و بررسی فیلم سینمایی کاغذ بی خط با حضور ناصر تقوایی کارگردان این فیلم و به همت سازمان فرهنگی هنری شهرداری منطقه هشت تهران در خانه فرهنگ فدک برگزار شد در این جلسه جمع زیادی از هنردوستان ، هنرمندان و علاقه مندان به سینما
و دانشجویان سینما و تئاتر حضور داشتند آنچه در پی می آید سوالاتی است که در خصوص فیلم کاغذ بی خط از کارگردان آن پرسیده شده است و تقوایی نیز به فراخور هر سوال پاسخی خاص داشته که با توجه به خلق و خوی او جوابهایش تامل برانگیز است با هم بخوانیم: در فیلم شما از نشانه و تمثیل بسیار استفاده شده همچنین گفته می شود که استفاده از این نشانه ها و تمثیل ها زاییده شرایط بخصوصی است که هنرمند در آن زندگی می کند پس برای اولین سوال این نشانه )و تمثیل ها را برای ما معنی کنید (نه ، این طور نیست اینها نشانه نیستند بلکه خود زندگی است نشانه ها با تمثیل فرق دارند هر واژه ای بار معنایی خاص دارد نشانه چیزی است که یک علامت به ما می دهد؛ ولی تمثیل چیزی است که ذهنیت برای ما می سازد و بار معنایی دارد و این با یک نشانه ساده خیلی متفاوت است ، البته می دانیم که حقیقت یک چیز مطلق نیست و منظور از به کار بردن تمثیل ها کشف واقعیت و رسیدن به حقیقت است فضا در هنر یعنی زمانه ای که یک نوع روایت در آن اتفاق می افتد فضا این زمانه است ما در فیلم ، ساعت و تاریخ و زبان روایت مشخصی را نشان نمی دهیم ؛ بلکه کوشش بر این است که با گنجاندن نشانه ها در فیلم و نه استفاده از تمثیل ها بیننده ، زمانه آن را بفهمد زمانه ای که رویا به فیلمنامه علاقه مند می شود، به مدرسه می رود و اتفاقاتی که در اثر این علاقه مندی در زندگی او اتفاق می افتد و بهترین فضا برای رشد روزنامه در کشور است . فضای آن ، فضای ادبی است دوره ای که مردم به روزنامه ها اعتماد می کنند و شمارگان روزنامه ها بالا می رود پس یک اتفاق مهمی در جامعه بیرون رخ داده است تصویرهای واقعی زندگی وقتی که به صورت تمثیل در می آیند نتیجه وارونه می دهند و بینندگان خود را از دریافت حقیقت دور می کنند.خب ، وقتی در یک زندگی تنش بالا می گیرد کوچکترین اتفاقات ناگهان یک بعد دیگر می یابند مثلا در آنجا که می بینیم مرد چاقو به دست می گیرد تا ماهی را پاک کند و دستش را می برد به اتاق می آید تا از زن دستمال بگیرد زن به دلیل تنش ها و اضطراب هایی که درگیر آن است و فضایی که حاکم بر خانه است ، دچار توهم می شود. یا در جایی که مرد هنگام خوردن صبحانه چاقوی کره خوری از دستش می افتد و هنگام برداشتن آن ، تماشاگر منتظر است تا اتفاقی بیفتد در حالی که این اتفاقاتی که ما انتظار دیدنش را داریم در سطح فرهنگی این خانواده نیست.به اعتقاد شما بهینه سازی سلیقه ها باعث بهینه سازی فرهنگ یک جامعه می شود؛ به نظر می رسد درباره انتخاب مفاهیم ، نشانه ها و حتی انتخاب بازیگر در فیلم شما با تضاد مواجهیم در واقع هنرپیشه هایی که برای این فیلم انتخاب شده اند به نظر می رسد تا حدودی نتوانسته اند نقش خود را آن طور که باید و شاید ارائه کنند برای مثال خانم هدیه تهرانی نتوانسته است نقش مادری را که 2 فرزند دارد، بخوبی ایفا کند. آیا سلیقه شما در انتخاب بازیگران فیلمتان بر مبنای سلیقه تماشاگر عام بوده است؛نه این طور نیست به نظر من خانم هدیه تهرانی ، بسیار توانا و چهره سرشناس سینمای ماست باید بگویم که ما2 جور بازیگر داریم ، یا حرفه ای هستند یا آماتور. آماتورها جواب خوبی در پایان کار می دهند در صورتی که خوب انتخاب شوند؛ یعنی دقیقا جنس آن شخصیتی باشند که شما می خواهید با بازیگر آماتور می توان آنقدر تمرین کرد که خوب جواب دهند؛ ولی این احتیاج به زمان دارد بازیگر آماتور نمی تواند چند کار را در یک زمان انجام دهد؛ یعنی هم تناسب های فنی و ریز مربوط به فیلمبرداری را حفظ کند و هم بتواند شخصیت خود را بازی کند و هم دیالوگ بگوید. بازیگران حرفه ای که استعداد کار را نیز دارند به دلیل تربیت شدن در زمان مناسب آنچه باید عمل کنند و بگویند به خوبی رعایت می کنند و می توانند همه کارهایی را که از آنها می خواهند در یک زمان انجام دهند به اعتقاد من بازیگران بزرگ ، آنهایی هستند که خود فاقد شخصیت هستند. انسانی که خودش دارای یک شخصیت ثابت و قوی باشد هرگز بازیگر خوبی نمی شود زیرا آنها نمی توانند شخصیت خود را فراموش کنند یعنی نمی توانند قابی شوند برای روح دیگری ، چون دست آخر شخصیت خودشان بر نقش غلبه می کند. بازیگران حرفه ای کسانی هستند که ذهنشان کار خود را می کند و عملشان را هم انجام می دهند و به همین دلیل براحتی کار می کنند به هر حال ما به دلیل این که شکل زمانی داریم ، مجبوریم از بازیگران حرفه ای استفاده کنیم.شیوه گفتگوی بین زن و مرد و نوع دیالوگ هایی که بین آنها رد و بدل می شود تازه است و متفاوت از آن چیزی است که ما در فیلم ها می بینیم هر زن و شوهری در محیط خانه یک زبان مخصوص برای گفتگو با یکدیگر دارند. آنها دنیایی با هم دارند که اگر یک میهمان از بیرون وارد شود شاید متوجه زبان آنها نشود زبان این زن و شوهر، یک زبان متلک گوست ، که البته در بیشتر خانواده های ما رایج است و نشانه اختلاف آنها نیست.چرا شما در فیلمتان مرحله ای را که زن دست به نوشتن می زند نشان نمی دهید؛خب ، اگر برگردیم به فیلم ، می بینیم که این زن در سه مقطع از زندگی ،سه تیپ متفاوت را از خود نشان می دهد؛ وقتی که یک زن خانه دار است ، زمانی که به مدرسه فیلمنامه نویسی می رود و در واقع بیرون از خانه مشغول می شود و وقتی که به خانه مادرش می رود، در اینجاست که وارد مرحله خلق یک اثر می شود.باید بگویم نویسندگان نیز مانند بازیگران ، موجودات استثنایی هستند، چنانچه می بینیم ، کاغذ سفید برای نویسنده حرمت دارد و هرگز وقتی دو کلمه روی آن می نویسد آن را پاره نمی کند و دور نمی اندازد به گمان من دنیای یک نویسنده در موقع خلق اثر، دنیایی است که تا به حال هیچ کس آن را ندیده است . به همین دلیل ، چیزهایی که هرگز در جامعه دیده نمی شود بهتر است که در دنیا هم دیده نشود؛ چرا که نوشتن در حضور دیگران محال است و یک خلوت مطلق می خواهد شما درفیلم فقط یک لحظه این زن را در حال نوشتن می بینید آن هم موقعی که برای شوهرش می نویسد من به منزل مادرم رفتم این نوشتن به موضوع کارش مربوط نمی شود شخصیت زن فیلم ، آدم بسیار مخصوصی است . هنگام نوشتن ، در خود فرو رفتن او را می بینیم که حتی دوست پنجاه ساله مادرش را هم نمی شناسد در خیابان سوار تاکسی می شود، حتی شوهرش را نمی شناسد. او ذهنش درگیر کار خودش است ، در زمان خود حضور دارد؛ ولی در دنیای خودش سیر می کند. آیا شخصیت زن این داستان به طور واقعی وجود داشته و موضوع داستان اتفاق افتاده است؛ بله ، موضوع داستان بسیار جالب است . حدود دوازده سال پیش در جایی فیلمنامه نویسی تدریس می کردم و چند دانشجوی دختر و پسر داشتم دانشجویی به نام مینو فرشچی بود که همسر و دو فرزند داشت و آمده بود فیلمنامه نویسی یاد بگیرد من به آنها پیشنهاد کردم که هر کدام قسمتی راجع به زندگی خودشان بنویسند.از میان آنها، نوشته این خانم بسیار فوق العاده بود او زندگی خودش را بسیار ماهرانه به قلم کشیده بود من خیلی آن را پسندیدم و به دلیل وجود موضوعاتی با محوریت زن ، فیلمنامه را بازنویسی کردم ، البته طراحی و ساختار را از داستان الهام گرفتم ؛ ولی موضوع را عوض کردم.انتخاب فیلم حاجی آقا اکتور سینما به چه دلیل بوده ؛ به نظر من این فیلم ، یکی ازبا ارزشترین فیلمها در تاریخ سینمای ایران است این فیلم ، در واقع داستان ورود هنر سینما به جامعه سنتی ایران است در زمانی که سینمای ما از نظر فنی و اجرایی ناتوان بود، یک فیلمساز هوشمند با آن ابزار ناقص و ناتوان می آید و موضوع را بیان می کند این عین شروع خلقت سینماست ، در واقع این قسمت از فیلم کاغذ بی خط تقدیری از فیلمساز بزرگ اوانس اوگانیانس بوده است.دلیل انتخاب اسم کاغذ بی خط برای فیلمتان چه بوده است؛خب ، اسم را از خود فیلم گرفتم آنجا که شوهر مشغول خواندن فیلمنامه است و صدای دیالوگ های استاد و شاگردش را می شنویم که می گوید: دست چپی ، بله ، با این حال خوب روی کاغذ بی خط و سفید صاف می نویسی این اسم را از همین قسمت انتخاب کردیم اسمی که با محتوای فیلم هماهنگ است.