جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
دوشنبه 02 ارديبهشت 1398 / 16 شعبان 1440 / a 22 Apr 2019    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
راديو و تلويزيون
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
جمعه 25 مرداد 1381 - ساعت 21:26
شماره خبر: 100004210923
ايرج حبشي ، کارگردان و مونتور سريال "لحظه قاصدک ": بچه ها در تونل زمان جنگ را مي بينند
جام جم آنلاين: تدوین سریال لحظه قاصدک ساخته ایرج حبشی در17 قسمت 32دقیقه ای توسط خود کارگردان برای شبکه دوم سیما ادامه دارد در این سریال دو کودک (میلاد و مینا) از طریق تونل زمان از حال به گذشته و زمان جنگ می روند ایرج حبشی کارگردان و تدوینگر
لحظه قاصدک با بیان این مطلب به خبرنگار ما گفت : داستان از زمانی شروع می شود که میلاد و مینا در ایام نوروز از شیراز به تهران و نزد پدربزرگ و مادربزرگ خود می آیند دایی "احمدعلی " آنها در زمان جنگ مفقود شده است و مادربزرگ اجازه نمی دهد کسی وارد اتاق او شود. این اتاق کنجکاوی بچه ها را برمی انگیزد و میلاد با پیدا کردن کلید آن با مینا و پدربزرگ وارد آن می شوند حبشی در ادامه گفت : اشیای این اتاق ، وسیله ای می شوند تا بچه وارد گذشته و زمان جنگ شوند آنها به مکانهای مختلفی که دایی در آنجا بوده ، می روند و با همرزمان او آشنا می شوند. بدین طریق بچه ها روزهای جنگ را مرور می کنند کارگردان "لحظه قاصدک " در پاسخ به این پرسش که آیا در ورود و خروج بچه ها به تونل زمان از شیوه های رایانه ای استفاده کرده اید یا خیر، گفت : خیر ، قصه و حوادث آن ، بچه ها و پدربزرگ را به گذشته می برد؛ مثلا در قسمت سوم سریال ، بچه ها در اتاق دایی وارد صندوقچه ای می شوند و وقتی می خواهند از آن خارج شوند، خود را در جبهه می بینند و بعد از طریق همین صندوقچه به زمان حال برمی گردند.حبشی درباره کاربردهای صدا در روایت داستان سریال و نوع مونتاژ گفت : از تکنیک صدا نهایت استفاده را کرده ایم صدا یکی از شیوه هایی است که با آن بچه ها را به گذشته می بریم در سریال ، کارگری است که در کوچه نزدیک خانه بچه ها مشغول کار با کلنگ و مته بادی و غیره است . بعد از گذشت چند قسمت ، بیننده متوجه می شود این کارگر فرشته ای است که بچه ها را به گذشته می برد؛ مثلا صدای مته بادی او، روی عکس دایی که در کنار دوشکا انداخته است ، اوج می گیرد و تبدیل به صدای تیرانداز این سلاح در جبهه می شود.حبشی در پاسخ به این پرسش که با توجه به داستان سریال که هم کودکانه است و هم جنگی ، ریتم کار چگونه خواهد بود، گفت : در اصل موضوع سریال کودک است و فقط یک پنجم کل کار جنگی است ؛ بنابراین چون مخاطب ما کودک است ، ریتم کار تند است . من تمایلی ندارم برای طولانی شدن سریال ، پلانهای اضافی داشته باشم ، ریتم برایم