جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
پنجشنبه 25 مهر 1398 / 17 صفر 1441 / a 17 Oct 2019    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
فرهنگ و سينما
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 18 تير 1381 - ساعت 15:32
شماره خبر: 100004213016
گفتگوي نشنال جئوگرافي با رضا دقتي : عکاسي قلب من جاي دارد
جام جم آنلاين: رضا دقتی سال 1330 در تبریز به دنیا آمد در14 سالگی شروع به فراگیری عکاسی کرد سپس در رشته معماری دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد و طی سال های 1971 تا1978 میلادی عکس های بسیاری از جامعه و معماری روستاهای ایران تهیه کرد
بعد از اتمام تحصیلات ، به خارج از کشور رفت و در آژانس های بین المللی عکاسی به کار پرداخت از سال 1983 تا1988 میلادی به عنوان خبرنگار خاورمیانه در تایم مشغول به کار شد و پس از آن به عنوان مشاور سازمان ملل در برنامه های بشری در افغانستان برگزیده شد اولین عکسهای رضا دقتی در مجله "نشنال جئوگرافی " با عنوان "قاهره ؛ قلب مصر" در آوریل 1993 به چاپ رسید. مجموعه عکسهای بعدی او، "نزاع های ترکیه به خاطر توازن "، "جاده ابریشم دنیای گمشده " و "صعود و افول دریای خزر" هستند.رضا دقتی علاوه بر چاپ چند کتاب از عکسهایش ، در مدارس هنری اکول در پاریس و دانشگاه جرج تاون نیز تدریس می کند در زیر، ترجمه گفتگوی مجله نشنال جئوگرافی را با رضا دقتی می خوانیم.کارتان را چگونه آغاز کردید؛ در تبریز هنوز کودک بودم که مشغول بافتن قالی های ایرانی شدم از آن زمان تا به امروز، رنگها، شکل ها و طرحهای قالی همیشه در مقابل چشمانم بوده اند؛ آن آموزش من در ترکیب بود سپس اولین نقاشی های ایرانی را که دیدم مجذوب آنها شدم.در14 سالگی یک دوربین عکاسی کوچک گرفتم و اولین عکس را از حیاط خانه مان انداختم فکر می کردم عکاسی واقعا در قلب من جای دارد اما هرگز فکر نمی کردم روزی یک عکاس حرفه ای شوم بیست وپنج سال داشتم که روزی صدای تظاهرات دانشجویان را علیه شاه در خیابان شنیدم چند دقیقه بعد، دو جیپ نظامی آمد و دانشجویان را محاصره کرد. ناگهان سربازان به طرف دانشجویان تیراندازی کردند یکی از دانشجویان ، دوربینی همراه داشت و در حال دویدن ، عکس می گرفت آن لحظه من نیز شروع به عکاسی کردم و روزهای بعد هم آن را ادامه دادم یک روز در تظاهرات بزرگی در تهران خبرنگار یک آژانس خبری فرانسه از من خواست تا برای آنها چند عکس بگیرم ؛ با این که هنوز یک عکاس آماتور بودم ، این کار را کردم و نتیجه آن تعجب آور بود.چند روز بعد از فرانسه به من تلفن کردند و تبریک گفتند: عکسهای شما در پاری ماچ ، اشترن و نیوزویک به چاپ رسیده است و من هنوز مطمئن نبودم چند هفته بعد، با نیوزویک قراردادی امضا کردم عکس هایی از جریان گروگانگیری برایشان فرستادم من تنها عکاسی بودم که جلوی سفارت ایالات متحده حضور داشتم بعدها به هنگام عکسبرداری از جنگ ایران و عراق نیز زخمی شدم.موضوعهای مورد علاقه تان در عکاسی چیست؛ پروژه حقوق کودکان که از دهسال پیش شروع کرده ام در دهه هشتاد یک عکاس جنگ بودم که جنگهای افغانستان ، بیروت ، فیلیپین ، آفریقای جنوبی و تمام مناطق جنگزده جهان را پوشش دادم کم کم متوجه شدم که کودکان ، قربانیان واقعی جنگها هستند آنهابی گناهانی هستند که نمی دانند جنگ برای آنها چه فجایعی به بار می آورد از آن پس تصمیم گرفتم دوربینم را متوجه نشان دادن آنها در دنیا کنم عکسهایم را به سازمانهای بشری اهدا می کنم و نیز برای هر کسی که از کودکان حمایت می کند.چه چیزهایی عکسهای شما از کشورهای حاشیه دریای خزر را با آثار دیگر عکاسان متمایز می کند؛ بدیهی است که چون من ایرانی هستم و می توانم به تمام زبانهای محلی صحبت کنم ، براحتی می توانم فرهنگ این قسمت از دنیا را درک کنم من معتقدم منطقه خزر در قرن بیست و یکم ، مهمترین مرکز دنیا خواهد بود؛ هم به دلیل اهمیت منابع انرژی و هم این که مکان تلاقی غرب و شرق به شمار می آید.چه توصیه ای برای عکاسان خبری دارید؛ احساساتی باشید به دنبال موضوعی بروید که واقعا شما را شیفته کند و با آن زندگی کنید اولین کار من در مجله نشنال جئوگرافی درباره زندگی واقعی در قاهره بود ابتدا وقتی به قاهره رفتم اتاقی در هتلی پنج ستاره کرایه کردم اما زمانی که به اطرافم نگاه کردم با خودم گفتم بااین وضع چگونه می توانم داستان دوازده میلیون نفر را که در شرایط سختی زندگی می کنند به صورت مستند تهیه کنم به این ترتیب از آن هتل پنج ستاره بیرون آمدم و رفتم در پایین شهر اتاقی کوچک و خالی از ستاره اجاره کردم همین طور وقتی سه سال اخبار افغانستان را پوشش می دادم با مبارزان آنها زندگی می کردم و هر چیزی که آنها می خوردند من هم می خوردم همواره پرده ای میان عکاس و موضوع قراردارد مگر این که عکاس قادر باشد آن پرده را کنار بزند اینها چیزهایی است که من می گویم قلبت را برای آنها باز کن تا آنها بدانند که تو مواظب آنها هستی.

نظر خوانندگان:*
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:*    پست الکترونیک:





کد بالا را وارد کنید(بزرگ و کوچکی حروف تاثیری ندارد):