جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
چهارشنبه 24 مهر 1398 / 16 صفر 1441 / a 16 Oct 2019    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
اقتصادي
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 24 فروردين 1381 - ساعت 15:14
شماره خبر: 100004218160
دکتر محمد جواد عاصمي پور اقتصاددان در گفتگو با جام جم عنوان کرد : صنعت فولاد در دام ضعف مديريتي
جام جم آنلاين: طی سالهای اخیر بازار فولاد جهان با یک بحران و رکود شدید روبه رو بود بسیاری از کارخانه های فولاد تعطیل و بسیاری از کارگران این صنعت بیکار شدند وقوع این بحران ناشی از چیست؛ از سال 76 جهان و به خصوص آسیای جنوب شرقی با یک رکود شدیدی مواجه شد
که بر روی صنایع خصوصا فولاد نیز تاثیر گذاشت و حتی قیمت برخی از محصولات فولاد را به زیر صد دلار کاهش داد و از طرفی مصرف کنندگان فولاد دیروز به دلیل رکود به صادرکننده تبدیل شدند مثل کره جنوبی ، مالزی ، اندونزی و کشورهای آسیای جنوب شرقی.مسلما این رکود، فولاد ایران را نیز تحت الشعاع خود قرار داده است اما مسوولان کشور چگونه با این مساله برخورد کردند؛ما در آن سال با یک دمپینگ عظیم جهانی روبه رو شدیم و قوانین ضد دمپینگ سختی گذاشته شده بود و اتحادیه اروپا و امریکا مدیریت بسیار قوی در این زمینه اتخاذ کرده بودند که علیرغم اقتصاد آزادشان حدود600 درصد تعرفه برای برخی از محصولات فولاد بستند. ولی ما در آن زمان دروازه امن و آزادی در بازار فولاد داشتیم و کل تولید فولاد ما که در سال 56 ،900 هزار تن بود در برنامه سوم به 7 میلیون تن رسید و قرار شد در سال 82 نیز به 12 میلیون تن برسد که ناگهان با ورشکستگی جدی روبه رو شدیم لذا در همان سال تصمیم گرفته شد کمیته ای به نام کمیته سیاستگذاری واردات در وزارت معادن و فلزات تشکیل شود و تمام اختیارات سازمان های ذیربط نیز به این کمیته واگذار شد و این کمیته مسوول تنظیم تولیدات شرکتهای داخل شد که کالایی تولید کنند که مورد نیاز بازار باشد و همچنین بر واردات و صادرات هم کنترل داشته باشند و رقم های صادراتی را نیز تنظیم می کرد که بازار داخلی با مشکلی مواجه نشود در کل با یک انسجام خیلی خوبی که آن سال بین وزارت معادن و فلزات ، بازرگانی و گمرک برقرار شد توانستند این بحران را حل کنند یعنی نشان داده شد وقتی سازمانها به جای استوانه های مجزای مدیریتی و جزیره های مستقل به یک سرزمین واحد تبدیل می شوند و هر کسی محدوده خودش را نمی بیند می توان به راحتی از پس بسیاری از بحرانها برآمد وضعیت داخلی فولاد ما در آن زمان به خاطر تدابیر درست و به موقع از ورشکستگی نجات پیدا کرد، اما مثل همیشه وقتی نسیمی می وزد و یک دفعه به خواب بهاری می رویم یک باره آقایان فراموش کردند که بحران در کشور ما حل شده ولی رکود در دنیا کماکان وجود دارد و بدون توجه به این مساله کمیته را منحل کردند و آزادی واردات را مجددا برپا کردند یعنی می توانیم بگوییم که غفلت موجب بروز مجدد بحران در ایران شد یا عوامل دیگر و مهمتری دخیل بودند؛آن رانتهایی که در بازار مافیایی فولاد وجود داشت اجازه نداد که آقایان کارشان را دنبال کنند آماری که رئیس انجمن تولید کنندگان فولاد کشور ارائه دادند در سال 79 ،4 میلیون و200 هزار تن فولاد وارد کشور شد یعنی دو برابر آن سال و طبق گزارش انجمن های جهانی ما ردیف اول را در واردات فولاد داشتیم در حالی که تمام کشورها به دنبال صادرات آن بودند و حتی دمپینگ می کردند انبارهای کارخانجات ما در حال پر شدن از محصولات فولاد بود آقایان خودشان واردات را آزاد می کنند و بعد شروع می کنند به داد و فریاد و معلوم نیست که چه کسی را باید گرفت خودشان عامل این مشکلات هستند آن وقت دنبال یک عامل خارجی می گردند در واقع شما معتقدید هدف از آزاد کردن واردات دستیابی به رانت بوده است؛شما مطمئن باشید وقتی حدود4 میلیون و200 هزار تن فولاد وارد کشور می شود که معادل هشت میلیارد دلار است مسلما پشت آن یک رانتی خوابیده است اصلا در این مورد به خود شکی راه ندهید حال ممکن است این رانت به صورت مستقیم باشد یا غیرمستقیم و این فشارهای سیاسی که وارد می شود به وزارتخانه ها اجازه می دهد که به دنبال رانت باشند و نتیجه آن منابع عظیمی است که شما از آن به عنوان قاچاق یاد می کنید البته به اضافه اضمحلال صنعت داخلی که صنعت داخل فولاد حدود12 میلیون تن در سال تولید دارد که به لحاظ تولید جزو20 کشور دنیاست ولی از لحاظ واردات جزو اولین کشور دنیاست در ده ماهه اول امسال حدود3 میلیون و600 هزار تن فولاد وارد شده است که نسبت به سال 79 باز رشد داشته است و آقایان تازه صدایشان درآمده است حال کی تصمیم بگیرند و به دنبال این باشند که بحران را حل کنند با خداست این قدر حرف می زنند و مصاحبه می کنند که آن 3 میلیون تن به 5 میلیون تن می رسد و رانتها حسابی توزیع می شود و آخر زمانی تصمیم میگیرند که بازار از رکود خارج شده است و دیگر نیازی به دمپینگ نیست بنابراین ضعف از دولتی بودن صنایع و به طور کلی اقتصاد ماست؛بله ، ضعف فولاد ما از دولتی بودن آن است وقتی دولتی است کالایی را تولید می کند که از فرصت های قیمت گذاری بازار بتواند استفاده کند بنابراین سیستم نرخ گذاری هم دولتی می شود، صادرات هم دولتی است وقتی کل صنعت دولتی باشد تصمیمات هم دولتی می شود بنابراین اجازه حواله ها را چه کسی صادر می کند؛ مسلما جواب دولت است تعرفه ها را آنقدر کم گرفته اند که اصلا قابل به حساب آوردن نیست بنابراین مجموعه این متغیرها ما را به عنوان دروازه دمپینگ دنیا قرار داد و صنعت داخل ما را نیز دچار مشکل اساسی کرده است آنقدر که راجع به صنعت خودرو صحبت می شود راجع به صنعت فولاد بحث نمی شود و تعجب می کنم از هیات مدیره دولتی فولاد کشور که داستان پروری و شانتاژ سیاسی را به اندازه خودرو به وجود نیاورده است که بتواند جلوی این واردات 4 میلیون و200 هزار تنی فولاد را بگیرد اگر10 درصد واردات تولید داخلی را در خودرو جمع کنیم یک دهم ارزی که خرج واردات فولاد کردیم نمی دهد حال نگاه کنید مدیریت فولاد و مدیر صنعت خودرو را که چقدر اقتدار داشت و چقدر خوب عمل کرد3 سال مصوبه دولت را اجرا نکرد، بستر سازی فرهنگی در جامعه کرد، میزگردهای تلویزیونی راه انداخت ، اما مدیریت فولاد چه کرد؛ تا به حال صدایش درنیامد که بخواهد جلوی4 میلیون و200 هزار تن واردات را بگیرد با این واردات تکلیف تولیدات داخلی چه می شود؛الان در انبار ما فولاد پر است . سال 76 به مرز ورشکستگی کشیده شد ولی تشکیل کمیته و تمرکز اختیارات در یک کمیته سبب شد به یک جدول تنظیمی برسند، ستاد تنظیم بازار تشکیل بدهند و همان را اجرا کنند دیگر ذوب آهن اجازه نداشت که میلگرد 5/5 را تولید نکند طبق آن برنامه باید تولید می کرد و کمبود آن را با واردات جبران می کرد آمار واردات هم به گمرک اعلام می شد. چرا ما از بحران ها درس نمی گیریم اروپا برای 30 هزار تن اضافه صادرات فولاد علیه ما به اتحادیه اروپا شکایت کرد و از صادرات فولاد محروم شدیم آن وقت برای 4 میلیون و200 هزار تن واردات علیه هیچ کسی شکایت نکردیم چون خودمان دستمان توی آن است.از معضلات ایران و نحوه برخورد مسوولان کشور با این بحران گفتید حال کشورهای دیگر با این بحران چگونه مقابله کردند؛کل اتحادیه اروپا قوانین ضد دمپینگ گذاشتند زمانی که من معاون وزارت معادن و فلزات بودم خواستیم برای توسعه فولاد مبارکه قراردادی با ایتالیا ببندیم ولی ما چون پول نداشتیم خواستیم با ایتالیا قرارداد بیع متقابل ببندیم و به جای پول صد هزار تن فولاد بدهیم آقای پرودی نخست وزیر وقت در جلسه ای اعلام کرد که اگر من این کار را کنم )علی رغم این که آن زمان رکود اقتصادی بود و همه به دنبال سرمایه گذاری بودند( مانند این است که تیر خلاص سندیکای فولاد ایتالیا را بر روی شقیقه دولت خودم رها کنم سندیکای فولاد ایتالیا وقتی بفهمد که من صد هزار تن اجازه واردات را داده ام دولت مرا ساقط خواهند کرد صد هزار تن یک درصد مصرف ایتالیا بود در حالی که چهار میلیون تن ،هفتاد درصد تولید ما را شامل می شود، ما برای آن اصلا کاری نکردیم ، امریکا که از سیستم اقتصادی آزاد برخوردار است بر روی واردات آهن تعرفه 600 درصدی و برخی از اقلام صادراتی دیگر تعرفه 240 درصدی گذاشت ، ولی ما چقدر تعرفه گذاشتیم ، فقط5 درصد کار یک مدیر دفاع از حریم قانونی بنگاه خودش است کجا هستند مدیران صنعت فولاد که ببینند این صنعت چگونه رو به اضمحلال است و هیچ حرکتی قانونی برای جلوگیری از آن صورت نگرفته است مدیری که در مورد بحران ها اقدام نمی کند مانند همان مدیر هواپیمای کشوری است که نه استعفا میدهد و نه کسی صدایش درمی آید و حتی منتظرند مدال شایستگی هم بگیرند.حال ورود بخش خصوصی چه کمکی می تواند بکند؛چرا باید فولاد مبارکه ما روز به روز گنده تر شود ، چرا نمی آییم سالن ها و خطهای تولید فولاد مبارکه را نمی شکنیم تا مثل ذوب آهن اصفهان یک شرکتی از آن به نام تکادو بیرون بیاوریم چرا باید بگوییم یا کل فولاد مبارکه یا هیچی با شکستن این ها می توانیم بازار را هم بشکنیم می گویند این صنایع بزرگ هستند خوب کوچکش کنیم و غرفه ای کنیم ، آن وقت بخش خصوصی هم خودش وارد کننده می شود هم صادرکننده و تولید کننده و در آن صورت است که منافع سه گانه اش می گوید چه چیزی را وارد کند و چه چیزی را وارد نکند. دیگر نیازی نیست که دولت دخالت کند هر جا که دولت دخالت کرد و انحصار را به دست گرفت همین مشکلات وجود خواهد داشت لذا با خصوصی سازی سرمایه های بخش تجاری را به سوی بخش تولیدی سوق می دهیم آیا با ورود به سازمان تجارت جهانی این شرایط بهتر می شود؛ اول می گوید خودت را اصلاح کن بعدا با هم صحبت می کنیم زیرا فرم اطلاعاتی که پر کردیم نشان می دهد همچنان باید پشت در بایستیم حال باید اجازه بدهند که درخواست ما بعد از ده سال از دبیرخانه به شورای وزیران برود و بعد مطرح شود که آیا ما را می پذیرند یا نه آن وقت با ما وارد مذاکره می شوند وارد صنعت ما می شوند و آن وقت می گویند فلان صنعت ما خیلی عقب افتاده است و در صنعت دیگر مشکلی نداریم تازه می گویند20 سال به شما فرصت می دهیم که تعرفه ببندی ، جلوی واردات را بگیری و این سری از کارهای اصلاحی را انجام بدهی آن وقت حرکت بعدی با ماست که کالایی تولید کنیم رقابتآمیز باشد و از واردات نترسیم یک توفیق اجباری است.

نظر خوانندگان:*
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:*    پست الکترونیک:





کد بالا را وارد کنید(بزرگ و کوچکی حروف تاثیری ندارد):