جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
سه شنبه 23 مهر 1398 / 15 صفر 1441 / a 15 Oct 2019    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
راديو و تلويزيون
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 22 دي 1380 - ساعت 21:52
شماره خبر: 100004222135
گفتگو با مهدي هاشمي ، بازيگر سريال چراغ جادو
جام جم آنلاين: غول به اندازه امکانات سریال سازی قدرت دارد
وقتی از همایون اسعدیان ، پیشنهاد بازی در نقش "غول چراغ جادو" را شنیدید، به نظرتان شوخی نیامد؛حدود10 سال پیش در فیلم "علی و غول جنگل "، نقش غول را ایفا کردم . آن زمان هم برایم سوال بود که چرا این نقش به من پیشنهاد شده است . به من که آدمی با یک متر و شصت سانت قد بودم!نتیجه مثبت بود؛وقتی فیلم را دیدم خودم را باور کردم . غول ، کسی بود که از دست آزار و اذیت آدم های شرور شهر به جنگل پناه برده بود و از نگاه کودک قهرمان داستان ، یک غول جنگل به نظر می رسید و حالا پس از گذشت یک دهه ، دوباره نقش غول را بازی می کنم . اما نه یک انسان وحشی گریخته از شهر بلکه غولی که از چراغ جادو بیرون می آید. یعنی آدمی غول پیکر! ابتدای کار به کارگردان گفتم غول افسانه ای چراغ جادو قد یک آسمان خراش هیکل دارد، آیا می خواهید من را به وسیله حقه سینمایی بزرگ نشان دهید؛ گفت نه کاری که غول ما می کند به واسطه توانایی های بدنی او نیست . بلکه به واسطه نیروی ماورائی است . نکته دیگر این که در آن فیلم ها که غول عظیم الجثه است ، لحظه ای می آید و می گوید: در خدمتم چه می خواهید اما در این مجموعه قرار است غول با انسان ها ارتباط نزدیکتری برقرار کند. وارد خانواده و اجتماع شود بنابراین غول باید در عین غیرعادی بودن عادی جلوه کند تا همراه قهرمانان داستان در بین مردم رفت و آمد کند، طوری که مردم با دیدن او ازدحام نکنند و شهر به هم نریزد.حالا اگر مردم از دیدن غول ، ازدحام می کردند و شهر به هم می ریخت ، چه میشد؛این خواست و نظر کارگردان بود که همین طور که هست باشد. جدای از این ، اینجا تهران است نه هالیوود و قدرت اجرایی ما به اندازه امکانات ماست . همین مقدارش را هم که می بینی ، در اغلب سریال های هم ردیف این مجموعه نمی بینی . حالا بگذریم از مشکلات سریال سازی در ایران که اجبارا روی کیفیت کار تاثیر می گذارد. سریال ها اغلب شبیه به هم ساخته می شوند که شامل بازیگرها هم میشود.در جایی از مجموعه گفته می شود دلیل این که غول جثه بزرگی ندارد، این است که غول بچه آخر است.اینها توجیه است . مساله اصلی این است که قدرت غول در هیکل او نیست . او با همین جثه کوچک بچه ها را سوار موتور می کند و به آسمان می برد. مهم این است که تماشاگر قدرت غول را ببیند.چرا غول این قدر خوب است ؛ چرا کار بدی انجام نمی دهد و شیطنت هایش هم محدود به چند رفتار کوچک است ؛ این مساله گاهی باعث می شود غول به "تیپ " نزدیک شود تا "شخصیت".تیپ به یک معنی ، به طرح کلی گروهی از آدم هایی که فکر و سلیقه و رفتار تقریبا یکسانی دارند اطلاق می شود . کارهای نمونه وارش ، او را از شخصیت ، که فردی است در زمان و مکان مشخص و فکر و عقیده و سلیقه و رفتار مشخص متمایز میکند.در اینجا غول فردی از افراد انسانی نیست که ما او را در قالب تیپ یا شخصیت ببینیم او موجودی است ظاهرا مثل آدم های دیگر، اما از دنیایی خیالی و ناشناخته می آید. مثل همه موجودات خیالی دیگر.او چه شغلی دارد؛ پدرش کیست ؛ مادرش کجاست ؛ چه رفتاری با همسر و فرزندانش دارد. چند بار زندان رفته است ؛ رفتار قاضی و پلیس شهرشان چگونه است ؛ آیا پولدار است یا بی پول ؛ چقدر در اجتماع تحقیر شده است ؛ آیا در اجتماع بی عدالتی زندگی می کند؛ یا قانون مدار؛ پرسش هایی از این دست ، مربوط به اجتماع انسانی است.این موجود خیالی به ظاهر انسانی ، در اصل مثل بخت و اقبال مقابل بعضی از آدمها ظاهر می شود تا آرزویش را برآورده کند و در این مجموعه او را به خودش بهتر می شناسانیم و اگر لازم شد غول را هم که تحت تاثیر رفتار آدمها قرار گرفته و تغییر کرده می بینیم.خوبی غول و این که کار بدی انجام نمی دهد برای این است که او می آید که خدمت کند. او نمی آید که مشکلات و مسائل خود را مطرح کند و کمک بخواهد او می آید که کمک کند و آرزومندی را به آرزویش برساند و طبیعی است ، گاهی وقتی گیر آدم ناباب می افتد واکنش نشان دهد که اغلب نمی ماند تا دعوا کند، فرار را به قرار ترجیح می دهد. من در نقش غول گاهی خودم را در حس و حال یک بچه می بینم گاهی غریبه ، یا یک آدم بدوی یک ناظر یک گذرنده و گاهی یک نگاه که از رفتار و امیال و آرزوهای انسانی در تعجب است و دلش به حالشان می سوزد و واکنش نشان می دهد.قسمت هایی را که در آن بیشتر به صورت ناظر حضور دارید، بیشتر دوست دارید یا در قسمتهایی که وارد جریان و درگیری ماجرا می شوید؛ مثل گرفتار شدن در دزدی موزه یا گرفتار عشق خانم مسوول بچه های بی سرپرست؛مسلم وقتی کسی از مرحله ناظر بودن قدم به صحنه ماجرا می گذارد و درگیر می شود، واکنش های احساسی اش به نمایش گذاشته می شود و بازیگر دوست دارد در موقعیت های نمایشی بیشتری قرار بگیرد و رفتارش دیده شود.چرا توانایی غول محدود است و نمی تواند هر کاری انجام دهد این به چارچوب داستان و محدودیت داستان مربوط می شود. به نظر می رسد کارگردان و نویسنده فکر کرده اند که اگر توانایی های غول محدود نباشد مشکلاتی ایجاد می شود.چه مشکلاتی ؛مثلا اگر کسی از غول بخواهد که بن لادن را به او تحویل دهد و او بتواند چه می شود؛ غول ما در واقع به اندازه مقدورات قصه و امکانات فیلمسازی در ایران قدرت دارد.شما با کارگردان های زیادی کار کرده اید، بهرام بیضایی ، کیانوش عیاری ، محسن مخملباف ، رخشان بنی اعتماد، بهروز افخمی ، یدالله صمدی ، خسرو سینایی ، داریوش فرهنگ ، مهدی فخیم زاده ، کیومرث پوراحمد. همایون اسعدیان چطور کارگردانی است؛او کارگردان خوبی است و قبل از آن ، انسان با دانش و معرفتی است و وسعت نظر دارد. با او که هستی خیال می کنی همه چیز را می بیند و به همه جزییات اشراف دارد، حضور او حس اعتماد و امنیت در آدم ایجاد می کند و مهمتر از همه بسیار سرزنده است و فضای کاری اش بسیار گرم و پرحرکت است سیزده چهارده سال پیش در فیلم غریبه بازی داشتم و او عکاس جوانی بود هنوز هم همان لبخند و روحیه گشاده و رفتار خوب با همکارانش را دارد. مخصوصا با زیردستان ؛ که برای من مهمتر و با ارزشتر از کارگردان خوب بودن است.این مجموعه چه تجربه ای به کارهای قبلی اتان اضافه کرد؛تجربه نگاه کردن در این مجموعه من بیشتر نگاه می کنم و متاثر از رفتارهای انسان ها هستم . نگاه کردن و دیدن رفتارهای مردم فرصتی در این مجموعه برایم به وجود آورد که در فیلم های قبلی ام کمتر داشته ام.در سری اول با یک کارگردان کار کردید، در سری دوم با چند کارگردان کار می کنید؛ کارگردان های فعلی ، تصور خودشان را از غول به شما ارائه می دهند یا شما نقش غول را آن گونه که خودتان می خواهید، ارائه میکنید؛صحبتی با همه کارگردان ها شده است تا اصول کلی تغییر نکند، اما با این حال ، کارگردان ها سلیقه خاص خودشان را دارند و مثلا در سه قسمتی که با فریدون حسن پور کار کردم ، دقیقا این تفاوت را احساس کردم.کدام قسمتهای سریال را بیشتر دوست دارید؛قسمت دوم تقی خاک انداز، آن قسمت که جوانی می خواهد خودکشی کند، قسمت اصغر شله ، قسمت گل بهار، قسمت دوم عاشقانه ، قسمت دوم دزدی موزه و قسمتی که غولی آرزو دارد بمیرد.یعنی قسمتهایی که داستان کشمکش بیشتری دارد؛این قسمتها معطلی کمتری دارد و داستان ها پرمایه تر و پرماجراتر هستند و خوب تر ساخته شده اند.اگر چراغ جادو دست شما می افتاد، از غول چه می خواستید؛پول .چقدر؛زیاد، برای بی پول ها که برای صد تومان دست به جنایت نزنند.پول راه حل خوبی برای حل مشکلات است؛در نهایت نه ، ولی متاسفانه ، فعلا در این شرایط، بله .برای خودتان چه می خواستید؛برای خودم ؛! من خودم غولم.

نظر خوانندگان:*
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:*    پست الکترونیک:





کد بالا را وارد کنید(بزرگ و کوچکی حروف تاثیری ندارد):