جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
جمعه 06 ارديبهشت 1398 / 20 شعبان 1440 / a 26 Apr 2019    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
فرهنگ و سينما
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 16 آبان 1380 - ساعت 22:39
شماره خبر: 100004225703
آذر هاشمي نوازنده و آهنگساز: موسيقي بانوان کوک ميزاني ندارد
جام جم آنلاين: موسیقی یک مقوله کاملا علمی است و نمی توان به همین راحتی به عرصه آمد و ادعای آهنگسازی و نوازندگی کرد
آذر هاشمی متولد1332 آبادان و فارغ التحصیل رشته آهنگسازی و رهبری کر در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه وین است . وی 14 سال است که به طور مستمر فعالیت های هنری خود را در ایران ادامه می دهد. وی در طول فعالیتهای هنری خوداز محضر اساتیدی چون : نورعلی برومند، داریوش صفوت ، فرامرز پایور، فرهاد فخرالدینی و... بهره برده است.گفتگویی با وی انجام داده ایم که با هم می خوانیم:گروه موسیقی بانوان از چه سالی تشکیل شد و آیا ساختار آن از ابتدا به همین شکل بوده است؛گروه موسیقی بانوان با نام نغمه از سال 1372 آغاز به کار کرد. آن زمان گروه ترکیبی از نوازندگان خانم و خواننده آقا بود. سال 76 گروه کار خود را با خواننده خانم ادامه داد که هم اکنون نیز با همین ترکیب فعالیت دارد و از تشکیل این گروه از ابتدا اجراهای بسیاری در داخل و خارج کشور داشته است.علت تشکیل گروه مختص بانوان چه بود؛ و آیا در کشورهای دیگر هم چنین گروه های هست یا فقط در ایران و بنا به شرایط مذهبی ، سیاسی و فرهنگی این گونه است؛من قبل از تشکیل گروه نغمه سرپرستی گروهی را به عهده داشتم که تمامی اعضای آن از اساتید صاحب فن مانند آقایان ذوالقدر، محبی ، فرهمند، قادری و بسیاری دیگر بودند که فعالیت با آنها تجربه های بسیار خوبی را نصیبم کرد؛ اما در زمان همکاری با این گروه ، خانم هایی را می دیدم که در رشته های مختلف موسیقی تحصیل کرده اند و تدریس می کنند و نوازنده های خوبی هم هستند، ولی بنا به شرایط موجود، کار حرفه ای انجام نمی دهند و تجربه گروهی ندارند و موقعیتی برای عرضه هنرشان فراهم نشده است . بنابراین به این نتیجه رسیدم که تشکیل گروه های بانوان ، زمینه ای را فراهم می آورد تا آنها بتوانند در حد توان و قابلیت هایی که دارند در محیط موسیقی فعالیت های جدی انجام دهند؛ اما این شیوه اجرا تنها در ایران وجود دارد. در خارج از ایران موسیقی ، معنی و مفهوم دیگری دارد؛ جزیی از زندگی مردم است و از فعالیت های روزمره آنها، جدا نیست ؛ اما وجود گروهی که به بانوان اختصاص داشته باشد، ضرورت ندارد و اصلا نیازی نیست.آیا تشکیل گروههای بانوان ، تاثیری در پیشرفت کار و هنر آنها داشته است؛همیشه معتقدم ما می توانیم در موسیقی و سایر هنرها با آقایان برابری کنیم یا حتی بهتر هم باشیم ؛ اما همواره محدودیت های اجتناب ناپذیری بوده که راه را برای رسیدن به نتیجه دلخواه دشوارتر کرده است ، اما در دو دهه گذشته و با توجه به پوششهای اسلامی بانوان توانسته اند در تمامی عرصه های هنری مثل سینما، تاتر،موسیقی و غیره حضور خوبی داشته باشند.چه راهکارهایی را برای بهبود موسیقی بانوان پیشنهاد می کنید؛فکر می کنم بهترین راه همین جشنواره های موسیقی است یا بهتر بگویم اجراهای گروهی به صورت جدی آن هم بیش از سالی یک یا دو بار. اگر این اجراها مستمر باشد ، بانوان مکانی برای عرضه هنر خود و کسب تبحر و تجربه گروهی دارند. علاوه بر این سطح درک موسیقی شنوندگان خانم هم بالاتر می رود. راه بعدی ، حمایت بیشتر مسوولان از این قشر وسیع جامعه است.مدتی است که تعداد اساتید موسیقی ، افزایش چشمگیری پیدا کرده و خیلی ها به نوعی این عنوان را کسب کرده اند و روی در و دیوارهای شهر کاغذهای تبلیغ آموزش موسیقی بسیار به چشم می خورد. این تعداد در مقایسه با قبل که تعداد اساتید به معنای واقعی انگشت شمار بودند، زیاد است ، نظرتان در این باره چیست؛این حاکی از ضعف محیط آموزشی و فرهنگی ماست . درست است که موسیقی برای تفریح و سرگرمی است ، اما در واقع این مساله فقط یکی از کاربردهای موسیقی است . موسیقی یک مقوله کاملا علمی است و نمی توان به همین راحتی به عرصه آمد و ادعای آهنگسازی ، نوازندگی و استادی کرد. در گذشته اساتید بزرگواری که همگی دارای استعداد ذاتی در زمینه هنر بودند و به جرات می توان گفت نابغه بودند، سالها رنج و سختی می کشیدند و از زندگی خود مایه گذاشتند و پس از طی این مراحل عناوین هنری و بویژه استادی را کسب می کردند اما امروزه هیچکدام از این اصول دیده نمی شود. بسیاری از آهنگسازان و نوازندگان امروزی ، تحت نظر افرادی آموزش دیده اند که خودشان هنوز شاگردند. اگر به این صورت به هنر موسیقی خدمت شود باید منتظر عواقب بعدی باشیم.شما عقیده دارید علاوه بر استعداد، ذوق و قریحه هنری ، آموزش هم در موفقیت یک هنرمند موثر است و این بخش نقش مهمی در تربیت موسیقیدان های برجسته دارد. آموزش و مدرس در یادگیری موسیقی تا چه اندازه می تواند تاثیرگذار باشد؛در بین کسانی که به موسیقی روی می آورند، تعداد بسیار کمی شاید دو یا سه نفر دارای استعداد موسیقی هستند که با وجود استاد یا بدون آن پیشرفت می کنند. بقیه افراد تنها به واسطه استاد به مهارت خود پی می برند و آن را رشد می دهند. استاد خوب می تواند علاوه بر تبحر فنی ، در زمینه فرهنگی هم بر هنرجوی خود اثر مستقیم بگذارد. اما متاسفانه امروزه اهمیت و ارزش استاد بسیار تنزل پیدا کرده و کسی که خودش چیزی نمی داند، به هنرجو آموزش می دهد و به قول شما لقب استادی هم می گیرد و بدتر از آن آموزشگاه های موسیقی هستند که برای تامین مدرسان با هزینه کمتر، از افراد بی تجربه در امر تدریس استفاده می کنند. چند وقت پیش شنیدم یکی از شاگردانم که دو سال در کلاسهای من آموزش سنتور می دید، هنرجو پذیرفته و حقالتدریس بیشتر از من هم دریافت میکند.خانم هاشمی با توجه به این که یکی از شاخه های فعالیت شما، موسیقی کودک است در زمینه ساخت و آموزش به کودکان به نظر شما موسیقی کودک در ایران از چه جایگاهی برخوردار است؛اگر بخواهیم با این مساله واقع بینانه برخورد کنیم ، باید بگویم هنوز این موسیقی در ایران جایگاه اصلی خود را پیدا نکرده است . فعالیت های این بخش ، بیشتر به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اختصاص یافته است و انصافا این کانون در زمینه های مختلف هنری برای کودکان تلاش بسیاری کرده و موفق هم بوده است ، در حقیقت کانون جایگاه خودش را در بین کسانی که آن را می شناسند، دارد. به عنوان مثال اگر کانون کاستی را تولید و پخش کند، هیچ وقت بدون فروش نمی ماند. اما به غیر از کانون ، فعالیت چندانی از دیگر مراکز نمی بینیم . نه تنها در زمینه موسیقی بلکه در حوزه های دیگر هنری هم نمی توان گفت خیلی خوب کار شده است . صدا و سیما تلاش زیادی در این زمینه انجام داده است ؛ اما گاهی وقتها به دلیل کیفیت پایین این برنامه ها، بخشهای دیگر هم زیر سوال میرود؛ اما روی هم رفته در ایران موسیقی برای کودکان رشد نیافته است.یک آهنگساز کودک با دیگر آهنگسازان چه تفاوتی دارد یا باید صاحب چه نوع خلاقیت هایی باشد؛آهنگساز کودک باید علاوه بر تسلط و آشنایی کامل با قوانین ، با روان شناسی کودک هم آشنایی داشته باشد؛ یعنی کودک را بشناسد، با روحیات ، خلقیات ، علایق و دیگر شناسه های روح او آشنا باشد. علاوه بر این باید این قدرت و خلاقیت را داشته باشد که خود را در قالب آن کودک جای دهد و تمام این دانسته ها را در شکلی ساده و منطبق با روحیه پراحساس و لطیف کودک قرار داده و اثری را بیافریند که کودک را سرشار از نشاط، زندگی ، تحرک و سرسبزی کند. متاسفانه آهنگسازهای امروزی فکر می کنند که می توانند شب ملودی بنویسند و صبح در استودیو ضبط کنند. در حالی که حتی درباره موسیقی های روزمره هم نمیتوان چنین عمل کرد.مثلا در چند ماه اخیر، قطعاتی را بنا به درخواست کانون درباره شهید فهمیده ساختم که سه ماه متوالی ، تمام وقت روی آن کار کردم و مانند دیگر کارهایم ، از ارکستر استفاده کردم تا کار نسبتا خوبی را عرضه کنم.دوران کودکی از دیدگاه دانشمندان و فلاسفه ، در شکل گیری شخصیت انسان ها، بسیار مهم و مورد توجه است ، این دوران پایه های شکل گیری شخصیت جوامع بعدی است . اهمیت این مقوله تا آنجاست که برخی متفکران گفته اند: آن گونه که کودکان زیستند، جوامع نیز همان گونه خواهند بود؛ اما باید گفت همان طور که کودکان در زمینه های مختلف جامعه نقش مهمی ایفا می کنند، همین ابعاد بر کودکان نیز تاثیر مستقیم و غیرمستقیمی دارند. موسیقی نیز می تواند به طور غیرمستقیم اثرگذاری قوی بر کودکان داشته باشد، می تواند سازنده یا مخرب روح آنان باشد. شما اهمیت موسیقی را چگونه میبینید؛دکتر دومان روانشناس سوئدی معتقد است ساختن یک نابغه ، با یک برنامه صحیح آموزشی قبل از سن شش سالگی ، کار مشکلی نیست ؛ چرا که میزان فراگیری کودک در این دوران با آموخته هایش تا آخر عمر برابری می کند، اما توجه به کودکان و داخل شدن به دنیای آنها کاری است که به طور طبیعی مستلزم امکانات ویژه وخاصی است . لذا موسیقی می تواند یکی از این راهها برای نفوذ به دنیای کودک باشد یا بهتر است بگویم با موسیقی می توان اجازه نفوذ به دنیای وسیع کودک را پیدا کرد، تا بتوانیم معارف ، افکار، دانش و اعتقادات شایسته را به درون او تزریق کنیم ، اما مفید بودن این شاخه هنری در آموزش و نقش یاری رسان آن به ذهن و روان انسان بر کسی پوشیده نیست . موسیقی تنها هنری است که در تقسیمات فلاسفه ، مستقیما با روح انسان پیوند برقرار می کند و بی واسطه ، گوش جان او را لبریز می کند. میتوانم بگویم اساس آموزش نیازمند توسعه استعداد موسیقی در کودکان است.طرفداران آموزش هنر معتقدند که موسیقی به کودکان یاری می رساند تا در مدرسه بهتر بیاموزند، طبق تحقیقات دانشگاه کالیفرنیا، این امر ثابت شده است که 40 درصد افراد موفق و مستعد در علوم ، از آموزش موسیقی و تمرینات آن بهره برده اند. استفاده از موسیقی در روند آموزش ، ارتباط عمیقی را بین خودادراکی ، خودباوری و علاقه به موسیقی را به وجود می آورد. شنیدن و آموزش های موسیقی مهارت های شنوایی کودکان را تقویت می کند. موسیقی حتی به کودکان عقب مانده ذهنی ، کمک می کند تا در زمینه های مختلف، پیشرفت حاصل کنند.به موضوع خوبی اشاره کردید، در مقاله ای خوانده بودم که دکتر لاسر گالکین معلمی که در کلاسهای درسی از بازی ، آوازهای خیابانی و موسیقی های فولکلور کمک می گرفت ، توانست به این وسیله کودکانی را که قادر به یادگیری مفاهیم در مدارس عادی نبودند آموزش دهد. او بازی با موسیقی را نیز به منظور دستیابی به مهارت های تحصیلی و آموزشی وارد مدارس کرد.بله ، در کشورهای پیشرفته به امر موسیقی کودک خیلی توجه شده است . تجزیه و تحلیل هایی هم درباره فرآیند متابولیستی )احساس آرامش ( انجام داده اند که براساس آن ثابت شده است که تعداد زیادی از دانش آموزان از طریق موسیقی و گوش دادن به آن به آرامش و ثبات زیادی می رسند. آنها از موسیقی به عنوان تنظیم کننده روان نام می برند. کودکانی که با موسیقی و یا حتی دیگر هنرها انس گرفته باشند، در گوش دادن ، صحبت کردن ، خواندن و مهارت های نوشتاری ، تمرکز، ریاضیات ، تاریخ و... نسبت به سایر دانش آموزان که همگی از ضریب هوشی IQ یا یکسانی برخوردارند، پیشرفت قابل ملاحظه ای دارند.موسیقی می تواند رابطه ای نزدیک و دوجانبه بین قدرت تخیل و عقلانیت برقرار کند و در واقع بر دانش زیبایی شناسی کودکان می افزاید. ذهن نابالغ کودک نیازمند تحریک است تا به رشد طبیعی دست یابد. استدلال گرایی فرضی و قیاسی ، معمولا تا سن ده یازده سالگی برای انسان ناممکن است . تلفیق یکی از هنرها در جهان آموزش ، ابزاری برای دانشآموزان در توسعه ادراک خواهد شد.

نظر خوانندگان:*
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:*    پست الکترونیک:





کد بالا را وارد کنید(بزرگ و کوچکی حروف تاثیری ندارد):