جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
يكشنبه 05 خرداد 1398 / 21 رمضان 1440 / a 26 May 2019    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
گفتگو
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 20 دي 1391 - ساعت 00:15
شماره خبر: 100769294824
با عليرضا کاظمي‌پور و سعيد جلالي، نويسندگان سريال زمانه
اجازه خطا به شخصيت‌هاي «زمانه»
جام جم آنلاين: هر دو به یک اندازه مایل نیستند که درباره فیلمنامه «زمانه» صحبت کنند و آن را لو بدهند. معتقدند هیچ چیز قصه سریال آن طوری که در این چند قسمت دیده‌ایم پیش نمی‌رود و قرار است اتفاقات زیادی در زمانه بیفتد.

این درست یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد نوشته‌های این دو نویسنده جوان است. معجونی از تعلیق و پیچیدگی. علیرضا کاظمی‌پور و سعید جلالی نویسندگان سریال زمانه و چند سریال موفق تلویزیون در گفت‌وگویی که در یک روز سرد زمستانی در دفتر اسماعیل عفیفه انجام شد، درباره کارهایشان توضیح دادند که مشروح آن را می‌خوانید.

فکر می‌کنم «زمانه» ششمین کار مشترک شما در فیلمنامه‌نویسی است. این اتفاق در بیشتر کشورهای جهان به عنوان امری رایج پذیرفته شده و شما توانستید به عنوان دو فیلمنامه‌نویس ایرانی این را در عمل ثابت کنید. از نکات مثبت این روش بگویید؟

علیرضا کاظمی‌پور: گاهی یک نویسنده با این تصور که دنیای نوشته‌هایش مخصوص به خود اوست و از ذهنیت او تراوش شده است، به هیچ کس اجازه داخل شدن در آن را نمی‌دهد. این نگاه البته شاید در سینما بیشتر اتفاق بیفتد و منطقی هم باشد، اما به نظر من نوشتن مشترک فیلمنامه در تلویزیون موضوعی بسیار ضروری و البته واجب است. به تنهایی همه بار نوشتن را به دوش کشیدن چه به لحاظ جسمی و چه به لحاظ روحی و ذهنی یک نویسنده را بشدت ضعیف می‌کند. گاهی در یک فیلمنامه انرژی نویسنده آنقدر تحلیل می‌رود که او حتی از ادامه زندگی طبیعی نیز محروم می‌شود. نویسنده، متن را یک بار نمی‌نویسد. ما مدام در حال بازنویسی و بازخوانی فیلمنامه‌ها هستیم. ده‌ها بار خط قصه عوض می‌شود و بارها شخصیت‌ها دچار تغییر و تحول می‌شوند، بستگی به شرایط تولید هم دارد؛ گاهی نقشی حذف یا اضافه می‌شود و... البته من چند بار این اشتباه را کردم و خودم به تنهایی فیلمنامه سریالی را نوشتم و آن روزها به یکی از وحشتناک‌ترین تجربه‌های من تبدیل شد. شب و روزم برای چند ماه مال خودم نبود. نویسندگانی که تجربه کار در تلویزیون را دارند بعد از مدتی به این نتیجه می‌رسند که تنهایی نوشتن کار بسیار سختی است و در نهایت ممکن است به کیفیت کار لطمه بزند. به عنوان مثال هنگام نوشتن سریال «آخرین دعوت» حتی ما یک تجربه سه نفره داشتیم و با این‌که داستان در دو فضا می‌گذشت یک تقسیم بندی انجام دادیم. آقای بیراموند گفت‌وگونویسی تاریخی را به عهده داشت و گفت‌وگوهای معاصر را نیز سعید جلالی می‌نوشت. آن سریال تجربه همکاری خیلی خوبی بود. ضمن این‌که ما هم توانستیم مثل بقیه آدم‌ها زندگی عادی خودمان را داشته باشیم.

سعید جلالی: البته همیشه هم این تضمین وجود ندارد که همکاری خوبی بین دو فیلمنامه‌نویس صورت بگیرد. حتی ذهنیت مختلف افراد یا تفکرات و شرایطی که در آن زندگی می‌کنند نیز گاهی اوقات به جای ایجاد یک همکاری سازنده، مشکل آفرین هم می‌شود. خوشبختانه اتفاقی که بین من و کاظمی‌پور افتاد این بود که به خاطر نزدیکی ذهنیت‌مان کوچک‌ترین مشکلی بین ما پیش نیامد و با این‌که نگارش فیلمنامه‌های بسیار سنگینی را هم به عهده داشتیم، هیچ گاه به مشکلی برنخوردیم. ما از همان ابتدا به ذهنیت هم شناخت پیدا کردیم، وظایفمان را مشخص کردیم و در عین این‌که به هم کمک می‌کنیم، در کار همدیگر دخالت نمی‌کنیم. بسیاری از نویسندگان خیلی خودرای جلو می‌روند و از آنجا که کار گروهی در ایران جا نیفتاده، نمی‌توانند کار خود را با کسی قسمت کنند. شما نگاه کنید ورزش‌های تیمی ما پیشرفت نمی‌کند، اما ورزش‌های انفرادی در ایران همیشه مدال آورند. اما شرایط برای ما دو نفر فرق می‌کند، حتی کارگردانان نیز وقتی ما به صورت مشترک فیلمنامه‌ای را می‌نویسیم بیشتر اعتماد می‌کنند چون کارمان دچار توازن می‌شود و در نهایت خروجی خوبی پیدا می‌کند.

گویا نویسندگی مشترک در سریال‌های اپیزودیک بیشتر جواب می‌دهد. در آن سریال‌ها داستان‌های فرعی متفاوت هستند و شخصیت‌ها مدام در حال کم و زیاد شدن هستند و دست نویسنده بازتر است. اما در سریال‌هایی با یک خط داستانی مشخص این موضوع کمی فرق می‌کند. آیا شما از این که در یکدست نوشتن دچار مشکل شوید هراس نداشتید؟

کاظمی‌پور: البته کار گروهی در مجموعه‌های اپیزودیک در میان نویسندگان ما جا افتاده است. اما این جور کارها متفاوت از چیزی است که ما می‌نویسیم. ما یک داستان دنباله‌دار را به نگارش در می‌آوریم و در همان خط دنباله‌دار تقسیم وظایف می‌کنیم. که خیلی سخت‌تر و پیچیده‌تر از نوشتن مجموعه‌های اپیزودیک است.

جلالی: نگرانی از یکسان‌سازی در نوشتن برمی‌گردد به زمانی که دو نفر به درک متقابلی از هم نرسیده‌اند. اما در مورد ما قضیه فرق می‌کند. ما به درکی از هم رسیده‌ایم که گاهی بشدت نگاه و قلم ما را به هم شبیه می‌کند. ذهنیت ما بسیار به هم نزدیک شده است ما با مهارت‌ها و فوت و فن‌های همدیگر آشنا شدیم. گاه حتی هنگام نوشتن، جایمان نیز با هم عوض شده، اما کسی حتی متوجه نشده است. مثلا سر همین سریال زمانه، فتحی، کارگردان بشدت سختگیری است اما وقتی کار را به ما دو نفر می‌سپارد، بسیار اعتماد می‌کند و خیالش راحت می‌شود.

تقسیم‌بندی سریال زمانه به چه صورت بود؟

کاظمی‌پور: من قصه اولیه را نوشتم و جلالی هم دیالوگ‌ها را می‌نویسد. البته ابتدای کار من به همراه سعید تشکری متن را نوشتم اما چون او در مشهد زندگی می‌کند هماهنگ شدن برای ما سخت شد. از آنجا هم که برای نوشتن یک سریال، نویسنده‌ها باید کنار هم باشند و با هم درخصوص محتوای فیلمنامه بحث کنند و اگر لازم باشد آن را تغییر دهند و بازنویسی کنند، این موضوع به همراه کمی اختلاف سلیقه باعث شد نتوانیم به جز چند قسمت اولیه، کار را با هم ادامه دهیم.

چند وقت است درگیر نوشتن فیلمنامه و بازنویسی و سر و کله زدن با آن هستید؟

حدود یک سال است.

خسته نشده‌اید؟

جلالی: گاهی آنقدر درگیر متن شده‌ایم و آن را بازنویسی کرده‌ایم که دیگر این شب‌ها تمایلی به دیدن دوباره آن نداریم (با خنده).

نگاهی به سریال‌هایی که شما نوشته‌اید نشان می‌دهد این سریال‌ها از طرف مخاطبان دیده شده‌اند و مورد استقبال قرار گرفته‌اند.  علت این موفقیت را در چه می‌دانید؟

جلالی: بخشی از این قضیه به خاطر توفیق و شانسی است که ما داشتیم. بخش دیگر آن به ویژگی‌های ذاتی شخصیت کاظمی‌پور برمی‌گردد. نکته مثبتی در شخصیت او وجود دارد و آن هم وسواس در کار است. این ویژگی در من هم به وجود آمده و حتی در زندگی شخصی‌ام هم ورود پیدا کرده است. ما در طراحی قصه و شخصیت‌پردازی‌ها بشدت حساس هستیم و این موضوع باعث می‌شود ناخودآگاه کار، شسته رفته پیش برود. ما تا پایان سریال به صورت جزء به جزء جلو می‌رویم و اصول یک کار خوب هم این است که ساختار درستی داشته باشد.

کاظمی‌پور: از همه تمهیدات برای جذاب شدن سریال استفاده می‌کنیم. ما همه تلاشمان را می‌کنیم و خوشبختانه اقبال هم با ما همراه است.

وقتی موفقیت تکرار می‌شود به نظر من چیزی بیش از شانس در آن دخیل است...

جلالی: البته گروه‌هایی که تا به حال با آنها کار کردیم هم در موفقیت نسبی کارهای ما دخیل هستند. این طبیعی است که اگر حتی فیلمنامه یک کار هم بسیار قوی باشد اما به دست گروه غیرحرفه‌ای بیفتد ممکن است کاملا ضعیف روایت شود و برعکس. خوشبختانه بیشتر کارهای ما به دست تهیه‌کننده و کارگردان کار بلد افتاده است. البته نباید از سوژه‌هایی که سراغ آنها می‌رویم غافل شد. سعی می‌کنیم موضوعاتی را انتخاب کنیم که به بطن جامعه و مردم نزدیک باشد.

شما چند سال پیش در اقدامی عجیب به سمت نگارش متن‌های طنز رفتید. خروجی‌اش هم دو سریال «خوش‌نشین‌ها» و «زن‌بابا» بود. فکر می‌کنید در گونه طنز موفق بودید؟

کاظمی‌پور: باید اعتراف کنم آن زمان ترسیده بودیم که نکند موفق نشویم و هراس داشتیم شکست سختی بخوریم، اما خوشبختانه گروهی ما را همراهی کرد که تجربه کار طنز داشت و این موضوع کمک زیادی به ما کرد و خیلی چیزها یاد گرفتیم. تجربه خوبی بود و