جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
شنبه 04 خرداد 1398 / 20 رمضان 1440 / a 25 May 2019    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
گفتگو
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 03 بهمن 1391 - ساعت 08:37
شماره خبر: 100770549970
روح ژاپني در کالبد دانش غربي
جام جم آنلاين: چند سالی است که ایران رسما اعلام کرده آینده خود را در کسب و کارهای دانش بنیان می‌بیند. کسب و کارهای کوچکی که توسط فارغ‌التحصیلان دانشگاهی بر‌پا می‌شود تا ایده‌ای فناورانه و دانش‌بنیان را به محصول یا خدمتی با ارزش افزوده فراوان تبدیل کنند.

همه چشم امید فراوانی به این بخش تازه تاسیس جامعه دارند تا وابستگی یک قرنی کشور به نفت را برای همیشه برطرف کند.

وقتی صحبت از تولید ثروت از دانش و فناوری به میان می‌آید، نام کشور ژاپن چون نگینی بر تارک باشگاه کشورهای صنعتی می‌درخشد؛ کشوری که همچون ققنوس از میان خاکستر جنگی خانمانسوز سربلند کرد و با تکیه بر تولید محصولات و خدمات مبتنی بر دانش روز توانست از بدبخت‌ترین کشور دنیا به مرفه‌ترین آنها تبدیل شود.

آنهایی که این روزها در دهه چهارم یا پنجم زندگی خود به سر می‌برند خوب به یاد دارند که در جنگ تحمیلی و وقتی هر روز صبح که به مدرسه یا دانشگاه می‌رفتی باید انتظار دسته گلی بر صندلی یک همکلاسی را می‌داشتی، یک سریال تلویزیونی ژاپنی به نام «از سرزمین‌های شمالی» حس خوب امید به زندگی و دوباره آغاز کردن را در دل بسیاری از جوانان ایرانی کاشت.

وقتی شنیدیم یکی از استادان دانشگاه ژاپن که در آموزش ایجاد کسب و کارهای دانش‌بنیان تخصص ویژه‌ای دارد به دعوت دانشگاه صنعتی‌شریف به ایران آمده است، حس نوستالژیک آن سریال تلویزیونی در کنار تشابهات متعدد فرهنگی بین ایران و ژاپن، ترغیب‌مان کرد که به سراغ خانم دکتر ماریکو میکامی عضو جوان هیات علمی دانشگاه شینشو برویم.

تصمیمی که چون از قبل هماهنگ نشده بود به مساعدت فراوان بخش فرهنگی سفارت ژاپن نیاز داشت و سرانجام در آخرین لحظات اقامت میکامی در ایران مقدور شد.

میکامی علاوه بر تدریس در دانشگاه چند سالی است که دو برنامه تلویزیونی پرطرفدار درباره برپایی شرکت‌های دانش‌بنیان و ایجاد کسب و کارهای فناورانه در تلویزیون ملی ژاپن دارد که استقبال خوبی از آنها شده است.

در این گفت‌وگو تلاش کرده‌ایم راه و رسم ژاپنی برای آموزش، کار و زندگی و تاثیر آن بر پیشرفت جامعه را مورد ارزیابی قرار دهیم.

به نظر می‌رسد ایران و ژاپن تقریبا همزمان به فکر صنعتی شدن افتادند. آیا روش ما برای پیوستن به قافله علم و دانش تفاوت‌هایی با راهی که شما رفتید داشت که منجر به فاصله بزرگ بین دو کشور از نظر تولید علم و فناوری شد؟

بگذارید من به جای تفاوت‌ها به شباهت‌ها بپردازم. وقتی در تاریخ به گذشته برمی‌گردیم، می‌بینیم که ژاپن کشوری بوده که از نظر دانش و فناوری دنبال‌کننده موج بزرگ انقلاب صنعتی غرب بوده است. اولین آموزشگاه فناورانه ژاپن دانشگاه توکیو بود که اتفاقا نخستین دانشگاه کشور من هم محسوب می‌شد؛ یعنی ژاپن برای ورود به دنیای جدید، راه فناوری را در پیش گرفت. موضوعی که در مورد ایران هم عینا مشاهده می‌کنیم. ایرانی‌ها هم در گذشته و هنگامی که خواستند به قطار پرسرعت صنعتی شدن دنیا بپیوندند، مدرسه دارالفنون را پایه‌گذاری کردند، اما از سوی دیگر، وقتی آموزش فناوری در ژاپن آغاز شد، ما به سرعت راهمان را از غرب جدا کردیم.

ما در ژاپن به‌طور سنتی برای نیروی کار ارزش قائل هستیم و از زمان‌های قدیم صاحبان کسب و کار ژاپنی حاضر نبوده‌اند، برای کاهش هزینه‌ها به نیروی کار خود حتی کارگران معمولی و ناوارد فشار وارد کنند.

سنت ژاپنی به ما حکم می‌کند که آموزش نیروی کار هدر دادن سرمایه نیست، بلکه یک سرمایه‌گذاری بلند‌مدت و پربازده است. این تفاوت بین فرهنگ ژاپنی ـ که من البته بارقه‌هایی از آن را در فرهنگ ایرانی هم دیدم ـ با فرهنگ کاری غرب که به نیروی کار به چشم ابزار تولید ثروت نگاه می‌کند باعث تفاوت عمده سیستم‌های آموزشی ما و آنها شد. ما و غربی‌ها راه‌های چندگانه‌ای برای سیستم آموزش فناوری در پیش گرفتیم.

مثلا چه تفاوتی؟

برای مثال باید به قبل از جنگ جهانی اول برویم، وقتی که در ژاپن دوره‌های آموزشی مخصوصی با عنوان توسعه فناوری برای مدیران رده میانی و صاحبان صنایع کوچک برپا می‌شد که برای دستیابی کشور به فناوری‌های کوچک و بزرگ مخصوصا برای ژاپنی‌ها که در زمینه فناوری ملتی دنباله‌رو صنعتگران غربی بودند، خیلی موثر و مفید بود. بعد از جنگ جهانی دوم و شکست ژاپن در جنگ و هنگامی که آمریکایی‌ها بر امور کشور ما مسلط شده بودند، این دوره‌ها را لغو کردند؛ اما بعدها و زمانی که دولت ژاپنی زمام امور را در دست گرفت، مجددا این دوره‌ها را راه‌اندازی کردند و هنوز هم اداره دارد.

آیا ژاپن در سیستم آموزشی خود برای نسل جوان هم تلاشی برای بومی‌سازی روش‌ها انجام داد یا همان سیستم غربی را کپی کردید؟

نه، دقیقا به موضوع خوبی اشاره کردید. بومی‌سازی لغت مناسبی است. دانشجویان ژاپنی که تا مقطع لیسانس درس می‌خوانند، می‌توانند مثل همه دنیا درس خواندن خودشان را تا مرحله دکتری ادامه دهند یا باز هم مثل همه دنیا تحصیل را رها کرده و جذب یک شرکت ژاپنی برای کار شوند، اما تفاوت از همین‌جا شروع می‌شود. چون همان‌طور که گفتم شرکت‌های ژاپنی به نیروی انسانی خود به چشم دارایی نگاه می‌کنند و نه ابزار کار و هر کسی حاضر است برای توسعه دارایی‌اش سرمایه‌گذاری کند. به‌همین دلیل همه کارخانه‌ها و شرکت‌های ژاپنی دوره‌های آموزشی متعددی در داخل مجموعه خودشان و با توجه به نیازمندی‌های خودشان راه‌اندازی می‌کنند که مورد تائید وزارت علوم ژاپن هم هست. با این حساب دانشجوی لیسانس ژاپنی می‌تواند برای مثال دکترای خاصی را که برای یکی از شرکت‌های ژاپنی خیلی مهم است، در زمان کار و با آموزش‌های حین خدمت کسب کند. این اتفاق می‌تواند حتی برای یک استادکار ژاپنی که هیچ سواد آکادمیکی هم ندارد، اتفاق بیفتد. برای مثال یک تکنیسین که به‌عنوان لوله‌کش در یک شرکت استخدام می‌شود، اگر خوب کار کند و در دوره‌های آموزشی شرکت کند، شاید بعد از ده سال بتواند مدرک دکترای مکانیک سیالات خود را از شرکتش دریافت کند که البته همان‌طور که گفتم مورد تائید وزارت علوم ژاپن است.

برای مثال در سال 2002 یک مهندس معمولی که از سال‌ها پیش در آزمایشگاه شرکت شیمادزو کار می‌کرد، نو