جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
جمعه 03 خرداد 1392 / 14 رجب 1434 / a 24 May 2013    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
فرهنگ و سينما
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
يكشنبه 08 بهمن 1391 - ساعت 10:05
شماره خبر: 100770986816
گستره‌اي از روزمرگي
جام جم آنلاين: آتشفشان، شامل 9 عكس صحنه‌پردازي شده است. عكس‌هایي كه هر يك در موقعيت متفاوتي از زندگي روزمره طرح‌ريزي شده‌اند. از نشيمن و حياط خانه گرفته تا سوله كارخانه و آزمايشگاه مدرسه، اما عكس‌ها در دو چيز مشتركند. خنده بلااستثناي افراد حاضر و آن ديگر دم حيواني كه در جايي از هر يك از عكس‌ها بيرون زده است. دمي كه غرابت آن با ساير اجزاي تصوير و البته بي‌تفاوتي ـ و حتي خنديدن ـ آدم‌ها به آن، بارزترين عناصري‌اند كه به نظر مي‌رسد كليد فهم عكس‌ها را براي مخاطب پيش‌رو قرار داده‌اند. به اين ترتيب، ديدن نمايشگاه با خنده آدم‌هاي حاضر در عكس‌هايي با ابعاد بزرگ و وضوح و كيفيت رنگي بالا آغاز مي‌شود.

شادي و طراوتي كه در رنگ‌هاي موجود در عكس و عمق تصاوير ديده مي‌شود نيز، خود به مثابه تمهيدي براي بيشتر شدن اين بي‌اعتنايي و غرابت ميان آن عنصر اضافي ـ دم ـ و باقي عناصر تصوير شناخته مي‌شود.

از طرفي و به نوعي ديگر، آن دم را بدل به جزئي جدانشدني ـ گرچه نامانوس ـ از تصاوير مي‌كند و اين همه در نهايت عواملي است كه سبب مي‌شود عكس‌هاي دشتي، مفهوم موردنظر او را القا كند.

عكس‌هايي كه در نظر نخست چيزي بيشتر از نمايش مقاطعي از زندگي روزمره به همراه ندارد. صحنه‌اي از آماده شدن خانواده يا دوستان براي جشن تولد، فعاليت دختران در آزمايشگاه مدرسه، سبزي پاك كردن زنان در خانه، روزمره‌هاي كارگران كارخانه، بازديد از گالري و ديگر صحنه‌هايي از اين دست. گستره‌اي از مفاهیم به وسعت تفاوت روزمرگي آدم‌هاي جامعه، به قدر بضاعت آنچه در 9 عكس مي‌گنجد.

در عين حال كه همه انواع تفاوت در اين مجموعه نگنجيده‌اند، هيچ تأكيد خاصي بر گروه يا نوع مشخصي از افراد يا شكل زندگي نيست و به اين ترتيب، با اشاره‌اي نسبتا عام روبه‌رو مي‌شويم، اما عكس‌ها زماني پا از نمايش صرف روزمره‌ها فراتر مي‌گذارد كه خنده تمام افراد حاضر بدون استثنا در همه عكس‌ها تكرار مي‌شود.

همچنين دم آن حيوان غريب خودنمايي مي‌كند. بدون آن كه كمتر عكس‌العملي از اين آدم‌ها در برابر آن دم ديده شود و هم بدون آن كه كمتر ارتباطي ميان اين دم خيالي بزرگ با آن فضاي زندگي عادي پيدا شود بنابراين، حل ابهام موجود، به بيانيه نمايشگاه موكول مي‌شود؛ بيانيه‌اي كه چندخطي را درباره آتشفشان‌هاي ايران مبتني بر نگرشي علمي بيان مي‌كند: «در كشور ما در چند هزار سال اخير آتشفشاني رخ نداده است، اما اين واقعيت را نبايد فراموش كنيم كه سرزمين ايران در گذشته نه‌چندان دور (از نظر زمين‌شناسي)، پديده‌هاي آتشفشاني بسيار فعالي را پشت‌سر گذاشته كه شواهد آنها به صورت صدها آتشفشان خاموش و نيمه‌خاموش نمايان است. از اين رو با قاطعيت نمي‌توان گفت تمام فعاليت‌هاي آتشفشاني در اين سرزمين براي هميشه رو به خاموشي گراييده است.»

تأكيد نوشته بر آتشفشان يا پديده‌هاي آتشفشاني و ايران است. بررسي يك پديده جغرافيايي و نگارش علمي آن و ذكر منبع علمي بر پايه شيوه تحقيقي، به‌سان حربه‌هايي است برای بي‌ادعايي و باورپذيري موضوع پيش‌گفته كه البته در محمل عكس‌ها و تأكيدات تمثيلي، به سمت خوانش موردنظر هنرمند نزديك مي‌شوند.

آيا آتشفشان همان دمي است كه همه آدم‌ها با خنده به آن بي‌اعتنايي مي‌كنند؟ همان كه در همه اطراف زندگي آنها حضور دارد و انگار ندارد؟ آتشفشان يا آتش زير خاكستر؟

نكته: دم در عكس‌هاي گوهر دشتي ‌بدل به جزئي جدانشدني‌از تصاوير مي‌ شود‌ و اين همه در نهايت عواملي است كه سبب مي‌شود عكس‌هاي دشتي، مفهوم موردنظر او را القا كند. عكس‌هايي كه در نظر نخست چيزي بيشتر از نمايش مقاطعي از زندگي روزمره به همراه ندارد

اما بعد، مجموعه عكس آتشفشان به جهت ارتباط بيانيه نمايشگاه و عكس‌ها، مجموعه موفق‌تري به نظر مي‌رسد.

كافي است عكس‌ها را ببيني و سپس بيانيه نمايشگاه را بخواني.

اين ارتباطي قابل كشف است كه كليد گشايش آن در بيانيه گنجانده شده است و البته مساله مهم‌تر آن كه عكس‌ها از اين گردونه رمزگشايي بيرون نمانده‌اند و همان طور كه اشاره شد، قدرت تحمل مفهوم موردنظر عكاس را دارد.

در مقابل مجموعه پيشين دشتي (تجزيه آهسته) كه به نظر مي‌رسيد نوشته، قالبي تمام و كمال را تعيين كرده و اين مخاطب است كه بايد عكس‌ها را در آن جاي دهد.

بي‌آن كه قدرت و قوت كافي را در خود عكس‌ها سراغ داشته باشيم بنابراين، مفهوم پيش‌گفته عكاس، نيافتني يا دور از ذهن مي‌نمود، اما چرا؟ اين تفاوت در موفقيت مرهون چه چيزي است؟

توصيف و تمثيل، عكاسي صحنه‌پردازي شده معمولا با روايت همراه است و شايد بخشي از موفقيت اين نوع عكاسي را بايد در موفقيت نمايش مفهوم و مصاديق روايت جست، اما آيا اين روايت روايتي حقيقي است؟ روايت پيش‌رو در عكاسي صحنه‌پردازي شده مي‌تواند روايتي خيالي يا واقعي باشد.

در حقيقت، هر آنچه مطابق مطلوب عكاس باشد. حكايتي از واقعيت، يا حكايتي از خيال، اما چگونه يك روايت، نمايشي مي‌شود؟ موضوع خيالي يا موضوع واقعي، هر دو نيازمند دو مقوله براي اين مهم هستند. نخست؛ توصيف و آن ديگر تمثيل.

روايت مورد نظر بايد ابتدا توصيف شود، اما اگر آن وصف، عينا وصف همان موضوع مورد نظر هنرمند نباشد، در هر دو صورت (موضوعي خيالي و موضوع واقعي) لازم است تا وجه تمثيلي ميان آنچه ارائه شده و آنچه مورد نظر صاحب اثر است، نيز پيش روي مخاطب قرار گيرد تا فهم موضوع از وراي چيزي كه ارائه شده است، ميسر شود.

عموما در عكاسي صحنه‌پردازي شده، موضوعي خواه خيالي يا واقعي، در نظر گرفته مي‌شود، اما آن موضوع به صورت روايتي واقعي (آنچنان كه عكاسي مستند به آن مي‌پردازد) به نمايش درنمي‌آيد بلكه عكاس، روايتي را مي‌سازد و جلوي دوربين مي‌برد كه به زعم وي، تمثيلي از موضوع مورد نظر اوست.

به علاوه، گاه به واسطه ارتباطات يا عناصر نامأنوس اضافه شده يا ساخته شده در عكس‌ها، آن وجه تمثيلي پررنگ‌تر شده و اين گونه در اختيار مخاطب قرار مي‌گيرد.

در واقع، نگارنده اين طور مي‌پندارد كه اگر اين سير از توصيف به تمثيل، در عكس‌هاي صحنه‌پردازي شده، طي شود، موضوع و مفهوم مورد نظر عكاس به شكلي قابل قبول به نمايش درمي‌آيد كه البته در اين ميان، نبايد اهميت انتخاب روايت را در موفقيت مراد عكاس فراموش كرد.

و اما مجموعه عكس اخير گوهردشتي به همين جهت، نسبت به مجموعه پيشين صحنه‌پردازي شده او موفق‌تر است.

در اين عكس‌ها به جهت نمايش صحنه‌اي غيرواقعي (از تركيب زندگي روزمره با آن دم بيرون زده و بي‌هيچ عكس‌العمل متناسبي از آدم‌هاي حاضر در مقابل آن) فضايي تمثيلي پيش رو قرار مي‌گيرد و بعد در همان قالب تمثيلي، به جهت نمايش روزمره‌ها، ذهن به دنبال ربط حقيقي اين دو مي‌گردد و آنجاست كه مي‌تواند موضوع مطرح شده در بيانيه نمايشگاه را (كه البته با زيركي هنرمند با استفاده از تدابيري كه قبلا گفته شد، به شكلي غيرجانبدارانه مطرح مي‌شوند تا «واقعيت» جلوه كنند) تاويلي واقعي قرار دهد و به موضوع و مفهوم مورد نظر عكاس دست پيدا كند.

‌اينجاست كه تعريف «روايت» به بيان مايكل جي تولان خواندني است: «روايت، توالي پيش‌انگاشته رخدادهايي است كه غيرتصادفي به هم اتصال يافته‌اند.»

حنانه پروين - جام‌جم


نظر خوانندگان:*
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:*    پست الکترونیک:





کد بالا را وارد کنید(بزرگ و کوچکی حروف تاثیری ندارد):