جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
چهارشنبه 04 مرداد 1396 / 02 ذی القعدة 1438 / a 26 Jul 2017    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
حوادث
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 11 بهمن 1391 - ساعت 09:16
شماره خبر: 100771242216
ازدواج اجباري دختر را فراري داد
پدري، دخترش را فروخت
جام جم آنلاين: دختر 15 ساله افغان وقتی متوجه شد پدرش در قبال دریافت هشت میلیون تومان او را به مردی 35 ساله فروخته است، از خانه‌شان در شهرستان شهریار فرار و پنهانی با جوانی دیگر ازدواج کرد.

به گزارش جام‌جم، چندی پیش مردی با حضور در اداره پلیس آگاهی غرب استان تهران از گم شدن نامزد جوانش خبر داد و برای یافتن وی از پلیس درخواست کمک کرد.

شاکی گفت: مدتی پیش از یکی از هموطنان افغانی‌ام دختر 15 ساله‌اش را خواستگاری کردم؛ اما دختر نوجوان با این وصلت مخالف بود و به اجبار خانواده‌اش با من نامزد کرد. مدتی پیش وقتی به سراغش رفتم تا او را برای خرید به بازار ببرم، متوجه شدم چند روزی است از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است و خانواده‌اش هم موفق به یافتن وی نشده‌اند.

با طرح این شکایت، ماموران جستجوی گسترده‌ای را برای یافتن وی آغاز کردند. تا این‌که یک ماه پس از گم شدن دخترنوجوان اطلاع یافتند وی با یک جوان افغان ازدواج کرده و در کهریزک تهران زندگی می‌کند.

به این ترتیب ماموران با هماهنگی قضایی بازپرس شعبه اول دادسرای شهریار عازم تهران شدند و دختر نوجوان را همراه شوهرش به پلیس آگاهی شهریار منتقل کردند.

فرار از خانه پدری به دلیل فروخته شدن

ابتدا دختر نوجوان گفت: در خانواده‌ای پرجمعیت و فقیر بزرگ شدم. چندی پیش یک مرد افغان که 20 سال از من بزرگ‌تر بود، به خواستگاری‌ام آمد، اما من تمایلی به این وصلت نداشتم و پدرم بدون آن‌که نظرم را جویا شود، در قبال دریافت هشت میلیون تومان از آن مرد افغان، مرا به او فروخت و من محکوم شدم تا آخر عمر با مردی که هیچ علاقه‌ای به او ندارم، زندگی کنم.

وی اضافه کرد: به پدرم التماس می‌کردم تا اجازه دهد در خانه‌اش بمانم و پول مرد افغان را پس دهد؟ اما به التماس‌هایم توجهی نداشت. دیگر از این وضع خسته شده بودم.

تا این‌که در این شرایط بحرانی با پسر همسایه‌مان آشنا شدم و ارتباطمان شکل گرفت. او وقتی متوجه شد خانواده‌ام مرا به مردی که 20 سال از من بزرگ‌تر است، فروخته‌اند، موضوع فرار از خانه را به من پیشنهاد کرد.

وی یادآور شد: من هم به پیشنهاد مرد جوان که به من علاقه‌مند بود و در تهران کار می‌کرد، از خانه فرار کردم و همراه او به منزل یکی از اقوامش رفتیم و به کمک وی در یک دفتر خانه عقدمان را ثبت و زندگی‌مان را شروع کردیم.

در پی اظهارات وی، شوهرش هم گفته‌های همسرش را تائید و عنوان کرد به همسرش علاقه‌مند است و حاضر به جدایی از او نیست. شبانه‌روز کار می‌کند تا هشت میلیون تومانی را که خانواده همسرش از مرد شاکی بابت فروش او گرفته‌اند، بپردازد.

بنابراین گزارش، تحقیقات تکمیلی در ارتباط با این پرونده ادامه دارد.


نظر خوانندگان:*
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:*    پست الکترونیک:





کد بالا را وارد کنید(بزرگ و کوچکی حروف تاثیری ندارد):




 
اخبار مرتبط: 
بررسي ازدواج‌هاي اجباري و تاثير آن در رشد آسيب‌هاي اجتماعي