جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
يكشنبه 28 بهمن 1397 / 11 جمادي الثاني 1440 / a 17 Feb 2019    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
سياسي
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
پنجشنبه 12 بهمن 1391 - ساعت 09:24
شماره خبر: 100771330461
گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز
بودجه و هدفمندي
جام جم آنلاين: روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «دریا ، دریاست!»،«شباهت ها و تفاوت های سوریه و مالی»،«یادی از 12 بهمن و افق‌های پیش رو»،«استعمار نوین»،«عبور از پیچ‌ تاریخی تحریم‌ها»،«چند کلام حرف هسته ای»،«آیا رئیس جمهور به سوگند خویش پایبند است؟»،«لذت هوای پاک»،«چشم‌ها را نباید بست!»،«12 بهمن روز بزرگ تاریخی»،«بودجه و هدفمندی»و...که برخی از آنها در زیر می‌آید.

کیهان:دریا ، دریاست!

«دریا ، دریاست!»عنوان یادداشت روز روزنامه کیهان به قلم حسین شریعتمداری است که در آن می‌خوانید؛برای نگارنده نیز اشاره به نکته ای که در این یادداشت خواهد آمد، تلخ و ناگوار است و اگر پای مصالح شخص آیت الله هاشمی رفسنجانی در میان نبود، ناگفتن آن بایسته تر بود، چرا...؟! شاید تعجب آور باشد ولی واقعیت دارد که برخی از مواضع این روزهای جناب هاشمی نه فقط آسیب و زیان چندانی به نظام اسلامی و حرکت پویا و پرشتاب آن نمی رساند، بلکه گواه دیگری بر حقانیت حرکت و مواضع نظام در مقابل کینه توزی دشمنان بیرونی و داخلی نیز هست و حکایت از آن دارد که جمهوری اسلامی ایران در مسیری که امام راحل(ره) ترسیم فرموده و رهبر معظم انقلاب پرچمداری می کند، تمامی موانع پیش روی را پشت سر می گذارد، حتی اگر این موانع در پوشش سوءاستفاده از شخصیتی نظیر آیت الله هاشمی رفسنجانی تدارک شده باشد.

شخصیتی که بیشترین سال های عمر خود را از جوانی تا دوران کهنسالی در خدمت اسلام و انقلاب گذرانده و مخصوصا در بزنگاه های تعیین کننده و در عبور از عقبه های سخت و نفس گیر در تراز یکی از استوانه های انقلاب ظاهر شده و به شایستگی نقش آفرینی کرده باشد، چرا که در انقلاب اسلامی برخلاف سایر انقلاب ها نظیر انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب اکتبر 1917 شوروی سابق، نسخه انقلاب فقط در اختیار انقلابیون و شخصیت های انقلابی نیست تا به میل و سلیقه خود- حتی بدون آن که متوجه باشند و یا نظر سوئی داشته باشند- در آن دستکاری کنند. مبانی انقلاب اسلامی، یعنی اسلام ناب محمدی(ص) در باورهای عمیق مردم جای دارد و نسخه کاربردی آن به همت حضرت امام(ره) نه فقط در ساختار نظام- قانون اساسی- نهادینه شده بلکه اجزاء آن نیز با رهنمودهای امام راحل(ره) و خلف حاضر او، برای مردم خالی از ابهام است بنابراین، بدیهی است که شخصیت های انقلابی، حتی اگر از استوانه ها نیز باشند با این نسخه تثبیت شده ارزیابی می شوند و به قول حضرت امیر علیه السلام؛ افراد را با حق می سنجند و نه حق را با افراد.

و اما، از سوی دیگر، امروزه و در جریان پیدایش و دوام انقلاب اسلامی، برخلاف صدر اسلام، نگاه مردم به خواص نیست که اگر خدای نخواسته یکی از خواص دچار لغزش شود، شماری از مردم را با خود بلغزاند. مردم در انقلاب اسلامی بارها نشان داده اند که نگاهشان به رهبری و نسخه انقلاب است، بنابراین، خواص و استوانه ها مادام که در بستر شناخته شده انقلاب حرکت می کنند از اقبال و اعتماد مردم برخوردارند و چنانچه - به هر علت- از این بستر فاصله بگیرند، به همان اندازه که فاصله گرفته اند از اعتماد و اقبال مردم به آنان کاسته می شود و به بیان دیگر، امروزه اگر یکی از خواص بلغزد، دیگران در پی او نمی لغزند، بلکه خود او رفوزه شده و خدای نخواسته سقوط می کند. کاربرد این فرمول را فقط با نگاهی گذرا به تاریخ 34 ساله و پرماجرای انقلاب اسلامی، به وضوح و بدون کمترین ابهام می توان دید. آنچه همگان در جریان فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 شاهد بوده اند، یکی از گویاترین نمونه های آن است.

اکنون و بعد از مقدمه فوق- که ضروری به نظر می رسید- باید خطاب به آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت؛ نیم نگاهی به آنچه این روزها، افراد و جریانات به ظاهر حامی حضرتعالی و رسانه های تابلودار دشمنان بیرونی درباره جایگاه شما و چرایی رویکرد خود به جنابعالی بر زبان و قلم و قدم دارند، بیندازید! آنها به صراحت و بدون پرده پوشی اعلام می کنند که حضرتعالی جایگاه قبلی خود در میان مردم را از دست داده اید و نقش موثر و تعیین کننده ای در معادلات سیاسی نظام ندارید. ممکن است بپرسید- و کاش بپرسید- که اگر چنین باوری دارند چرا اطراف شما پرسه می زنند و هر از چند گاه جماعتی اندک و کم شمار و غالبا، ورشکسته و بدنام را به ملاقات حضرتعالی می آورند و از شما با تعریف و تمجیدهای سالوسانه، اظهاراتی چندپهلو می گیرند و بلافاصله با شیپور رسانه های تابلودار بیگانه در آن می دمند؟! پاسخ این سؤال را باید از زبان خود آنان شنید. آنها با صراحت- و نه دوپهلو و مبهم- اعلام می کنند که قصد دارند از حضرتعالی به عنوان «پرچم» برای فتنه انگیزی استفاده- سوءاستفاده- کنند. آنها از یکسو تاکید می کنند که حضرتعالی نمی توانید در معادلات سیاسی نظام نقش موثری داشته باشید چرا که پایگاه قبلی خود را در میان مردم از دست داده اید و از سوی دیگر حمایت آشکار از شما را برای فضاسازی علیه انقلاب و نظام ضروری ارزیابی می کنند و به صراحت می گویند، از آنجا که نظام روی آقای هاشمی ملاحظات ویژه ای دارد، می توان زیر پرچم ایشان قرار گرفته و برای زیر سؤال بردن انتخابات پیش روی زمینه سازی کرد.

برخی از کسانی که این روزهابه دیدار آقای هاشمی می روند و از ایشان به عنوان یک شخصیت برجسته و اثرگذار در چرخه حرکت نظام یاد می کنند، در سایت ها و رسانه های خود با صراحت می نویسند «هاشمی از قدرت افتاده و توان تاثیرگذاری خویش را از دست داده است ولی باید از فضایی که می سازد استفاده کنیم»! و در جای دیگر درباره علت تظاهر به حمایت از آقای هاشمی می نویسند «ممکن است این پرسش مطرح شود که آیا هنوز هم می توان روی هاشمی حساب باز کرد؟ در پاسخ می گوئیم؛ بستگی به شرایط دارد و این که ما چه چیز را می خواهیم؟... برای وحدت های استراتژیک- توجه شود یعنی با آقای هاشمی هیچ وحدت استراتژیکی نداریم- باید به وفاداری افراد توجه کرد، اما برای استفاده از فضا نیازی به این نیست. کما این که هاشمی هم نمی آید با دموکراسی خواه ها جبهه تشکیل دهد. ممکن است که قطار همسو شود و ایستگاه های مشترکی داشته باشد. همان طور که سخنان وی در خطبه های نماز جمعه 88 با استقبال مواجه شد.»!

با عرض پوزش از جناب آقای هاشمی رفسنجانی باید گفت؛ برخلاف آنچه جماعت یاد شده به سالوس و تظاهر در پی القای آن به شما هستند، حضرتعالی نمی توانید در مسیر حرکت نظام تغییری متناسب با خواست آنها پدید آورید و این نکته را کسانی که این روزها اطراف شما پرسه می زنند نیز به خوبی می دانند چرا که هویت و شخصیت حضرتعالی با انقلاب و نظام اسلامی گره خورده است و فقط در همین بستر و چارچوب قابل تعریف است و نه در هیچ بستر و چارچوب دیگر.

کاش آیت الله هاشمی رفسنجانی می پرسید شعار «هاشمی 2005» که در جریان انتخابات ریاست جمهوری نهم شکل گرفت و بلافاصله روی تراکت ها، ساق پای برخی از هواداران آنچنانی و خروجی خبرگزاری ها نشست، از کجا آمده بود و چرا دشمن، آنهمه روی تبلیغ و ترویج آن اصرار داشت؟! «هاشمی 2005» یعنی جدا کردن آیت الله هاشمی رفسنجانی از شخصیت انقلابی ایشان که در جریان مبارزه و مجاهدت های چندده ساله شکل گرفته بود و... دشمن فقط در پی بهره گیری از شماست و به آسیب بیشتر و خطرناکتری که متوجه حضرتعالی است نه تنها توجهی ندارد بلکه از آن استقبال نیز می کند!

در خاتمه اگرچه گفتنی های دیگری نیز هست ولی تنها به این نکته بسنده می کنیم که آیت الله هاشمی رفسنجانی مانند گذشته فقط در همراهی با مردم، آیت الله هاشمی رفسنجانی موثر و اثرگذار است و...

قطره دریاست اگر با دریاست
ورنه او، قطره و دریا دریاست

خراسان:شباهت ها و تفاوت های سوریه و مالی

شباهت ها و تفاوت های سوریه و مالی»عنوان یادداشت روز روزنامه خراسان به قلم سیدمحمد اسلامی است که در آن می‌خوانید؛اگرچه امروز جهان به کلی آشفته است، اما بحران های کنونی هریک با دیگری اشتراک هایی دارد. اشتراک هایی که در مواردی متأثر از عوامل مشترک و یا مشابه است. سوریه و مالی 2 بحرانی هستند که تفاوت ها و اشتراک هایشان نه فقط جالب توجه است، بلکه برخی ابهام ها درباره هر 2 بحران را روشن می کند. فرانسه 11 ژانویه - حدود 20 روز پیش- اعلام کرد که به درخواست دولت مالی وارد جنگ با گروه های مسلحی می شود که شمال این کشور را تسخیر کرده اند. دیوید کامرون، نخست وزیر انگلیس با آغاز درگیری ها اعلام کردکه این جنگ "چند دهه" طول می کشد.

گروه های معارض

فرانسوی ها در جنگ با گروه های مسلح در شمال مالی از حمایت های اطلاعاتی و تجهیزاتی انگلیس، آمریکا، اتحادیه اروپا و ... بهره می برند. آن ها با 4 گروه نظامی عمده درگیر هستند که ادعای تلاش برای استقرار حکومت اسلامی دارند : 1.القاعده مغرب اسلامی(AQIM) 2. جماعت توحید و جهاد در غرب آفریقا(MUJWA) 3. گروه انصار الدین (Ansar Al Dine) و 4. جنبش ملی برای آزادی ازواد(MNLA). سه گروه اول در حوزه تفکرات، سلفی هستند و در عمل اصطلاحا جهادی رفتار می کنند. آن ها از حدود 7 ماه پیش بخش های عمده ای از شمال مالی را کاملا در تصرف خود درآورده اند. این گروه ها به جز القاعده مغرب اسلامی، سابقه مذاکره با دولت مرکزی مالی و حتی دیگر همسایه های این کشور از جمله الجزایر را دارند. این مذاکرات در چارچوب تلاش های برخی کشورها از جمله آمریکا، گروه اقتصادی دولت های غرب آفریقا (ECOWAS) و سازمان ملل بوده است . بنابراین به طور خلاصه در بحران مالی شاهد گروه هایی هستیم که الف) تفکرات القاعده ای دارند ب) بیش از 6 ماه در جغرافیای مشخصی قدرت را در اختیار داشته اند و ج) ادبیات "مذاکره" را درک می کنند و سابقه مذاکره با دولت مرکزی دارند.

در مقابل در سوریه نیز گروه های مسلحی که با ارتش درگیر هستند، تفکرات "سلفی" دارند و از روش های خشونت بار به اصطلاح "جهادی" پیروی می کنند . گروه های مسلح مخالف دولت سوریه تاکنون حاضر نشده اند با هیچ کشوری از جمله دولت سوریه مذاکره کنند. در میان آن ها به جز آن چه به ارتش آزاد سوریه موسوم شد که فقط یک "اسم" است و هویت عینی قابل تأملی ندارد، برخی از دیگر گروه های مهم مسلح نه فقط مذاکره را رد کرده اند، بلکه از پیوستن به ائتلاف موسوم به "انقلاب ملی" به رهبری احمد معاذ خطیب، امتناع کرده اند به این دلیل که از سوی غرب حمایت می شود . از جمله آن ها می توان به گروه جبهه النصره، لواء التوحید و کتائب احرار شام اشاره کرد. آن ها همچنین در طول نزدیک به 9 ماه درگیری با ارتش سوریه هنوز نتوانسته اند یک شهر را به تمامی به تصرف خود درآورند و همچنان به بمب گذاری های تروریستی و حملات نامنظم ادامه می دهند. بنابراین آن ها الف) تفکرات القاعده ای دارند ب) نتوانسته اند جغرافیای مشخصی را تحت کنترل خود درآورند و ج) حاضر به مذاکره نیستند و غرب را هم قبول ندارند.

بنابراین گروه های مسلح موجود در سوریه نه از حمایت مردمی بهره می برند که به آن ها مشروعیتی بدهد و نه حاضر به پیروی از کشورهای غربی هستند که منافع آن ها در آینده سوریه را تضمین کنند.

دولت های مستقر

از سوی دیگر دولت مستقر در مالی حاصل کودتایی است که حدود یک سال پیش در این کشور به وقوع پیوست . این کودتا را ژنرال "آمادو سانوگو" (Capt. Amadou Sanogo) فرماندهی کرد که پیش از آن توسط وزارت دفاع آمریکا آموزش های نظامی دیده بود. آمریکا، سازمان ملل و دیگر سازمان های بین المللی در حدود یک سال گذشته تلاش می کرده اند دولت مالی را برای برگزاری یک انتخابات مجاب کنند. البته این دولت با برخی گروه های مخالف توافق کرده بود که انتخاباتی را در ژانویه 2013 برگزار کنند که البته هیچ وقت برگزار نشد.

در مقابل دولت سوریه در طول بحران این کشور 2 انتخابات برگزار کرده است. اولین مورد برگزاری همه پرسی قانون اساسی جدید این کشور است که اسفند ماه 1390 و دیگری انتخابات پارلمانی این کشور که در اردیبهشت 1391 برگزار شد. به علاوه اینکه در سال 2009، یعنی 2 سال پیش از آغاز بحران در سوریه یک نظرسنجی در 11 کشور عربی برگزار شد که "بشار اسد" رئیس جمهور جوان سوریه در 5 کشور به عنوان محبوب ترین شخصیت سیاسی جهان عرب انتخاب شده بود . اسد تنها رئیس جمهور در می