جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
جمعه 28 شهريور 1393 / 24 ذی القعدة 1435 / a 19 Sep 2014    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
گفتگو
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 11 بهمن 1390 - ساعت 08:04
شماره خبر: 100802947583
گفت‌وگو با رييس سازمان نهضت سوادآموزي
آموزشياران تعيين تکليف مي‌شوند
جام جم آنلاين: چه چهار میلیون بی‌سواد، چه دو میلیون و 700 هزار نفر فرقی ندارد؛ ایرانی که می‌کوشد تا سال 1404 سرآمد علم و دانش و تکنولوژی در منطقه باشد، حتی نباید یک‌دهم این اعداد هم بی‌سواد داشته باشد.

علی باقرزاده رییس سازمان نهضت سوادآموزی هم همین را می‌گوید. آن طور که او به جام‌جم می‌گوید نهضت خیز برداشته تا پایان برنامه پنجم توسعه، بیسوادی را لااقل در گروه سنی10 تا 49 سال ریشه‌کن کند و همزمان دست به کار راه‌اندازی سیستم آموزشی بزرگسالان نیز بشود تا این بار افراد بالای 50 سال تحصیلات عمومی‌شان را تمام کنند.

او البته برای آموزشیاران هم خبرهای خوشی دارد چون به گفته او تا دو سال دیگر و حداکثر تا پایان سال 94 هیچ آموزشیار بلاتکلیفی در کشور باقی نخواهد ماند.

اگر این وعده‌ها محقق شود آن وقت باید منتظر بود و دید که سرنوشت سازمانی که توانسته طعم سواد را به دورترین نقاط کشور هم برساند چه خواهد شد.

قرار است در آینده‌ای نه چندان دور بی‌سوادی در گروه سنی 10 تا 49 سال ریشه‌کن شود. اما برگزاری جشن پایان بی‌سوادی در کشور در حالی نوید داده می‌شود که هنوز آموزشیاران نهضت سوادآموزی مشکلات زیادی دارند و تعدادی از آنان نیز همچنان بلاتکلیفند. شما برای آموزشیاران چه برنامه‌ای دارید؟

قرار است در طول سال‌های اجرای برنامه پنجم توسعه یعنی از سال 90 تا 94 بی‌سوادی در گروه سنی 10 تا 49 ریشه‌کن شود که ما تا زمان تحقق این مساله چهار سال دیگر فرصت داریم. در برنامه‌ای که به این منظور پیش‌بینی شده چند مساله مهم وجود دارد که یکی از آنها بحث تعیین تکلیف استخدامی آموزشیاران است. سال 90 از نظر تعیین تکلیف استخدامی آموزشیاران نهضت سال ویژه‌ای بود. با ابلاغ قانون تعیین تکلیف استخدامی معلمان حق‌التدریس و آموزشیاران همه موادی که مربوط به نهضت بود به طور کامل و برابر قانون اجرا شد.

ماده چهار این قانون تکلیف می‌کرد که هرکس مشمول ماده شش مکرر اساسنامه نهضت است باید استخدام شود ـ یعنی حداقل 60 ماه سابقه خدمت و مدرک فوق دیپلم داشته باشد ـ البته برای افرادی که قبل از سال 80 به کارگیری شده بودند، سال گذشته تعدادی از این افراد استخدام شدند و تعدادی از آنها امسال تعیین وضعیت شدند که همگی آنها یعنی حدود 8000 نفر به عنوان معلم رسمی و پیمانی در بخش‌های مختلف آموزش و پرورش به کار گرفته شدند.

در این میان، تکلیف 7000 نفر را ماده 5 این قانون مشخص کرده بود یعنی آنهایی که 60 ماه سابقه خدمت و همزمان مدرک دانشگاهی دارند، به این ترتیب همه آنهایی که تا 15 مهر 88 سابقه 60 ماه تمام خدمت داشتند و همان زمان مدرک دانشگاهی‌شان را نیز تحویل دادند همگی تا مهر امسال به آموزش و پرورش جهت استخدام رسمی و پیمانی معرفی شدند. اما اگر در آن زمان کسی 60 ماهش کامل نبود یا مدرک دانشگاهی‌اش را بعد از 15 مهر 88 تحویل داد علی‌القاعده مشمول قانون نیست و فعلا استخدام نمی‌شود البته ماده 17 همین قانون یا سه الحاقی فرصتی فراهم کرده بود تا اگر کسی به صورت غیرمستمر با آموزش و پرورش همکاری داشت شرط قرارگرفتنش در ردیف استخدام این است که در آزمون تعیین اولویت شرکت کند و اگر حد نصاب لازم را به دست آورد استخدام شود البته قانون در طول سال‌های اجرای برنامه پنجم توسعه حداکثر 60 هزار مجوز تبدیل وضعیت را داده است که 26 هزار مجوز سال قبل اختصاص پیدا کرد و 17 هزار مورد مربوط به امسال و 17 هزار مجوز سال آینده اختصاص خواهد یافت.

با تشویق ما، آموزشیاران در این آزمون شرکت کردند و حدود 11 هزار نفر در آزمون قبول شدند که در نوبت استخدام قرار دارند و از محل ردیف‌های استخدامی که به آموزش و پرورش داده می‌شود سال آینده به استخدام آموزش و پرورش درخواهند آمد. امسال هم تکلیف همه آنها روشن است و به عنوان معلم حق‌التدریس در مناطق و شهرستان‌های موردنیاز مشغول به کار هستند یعنی در سه گروه تربیت بدنی، آموزش ابتدایی و آموزش استثنایی البته به صورت نادر در بعضی از مناطق کشور مواردی داریم که افراد در رشته‌ خاصی که داوطلب بود یا مدرک دانشگاهی داشت کمبود معلم نداریم پس علی‌القاعده چون نیازی به معلم نداشتیم پس الزامی هم به استخدام‌شان نداشتیم که البته حق‌ استخدام آنها برای سال آینده محفوظ است.

پس اکثر قریب به اتفاق آموزشیارانی که در آزمون پذیرفته شدند یعنی بالای 96 درصد آنها در آموزش و پرورش به عنوان معلم حق‌التدریس مشغول به کار هستند و وضعیت استخدامی‌شان برای سال آینده نیز کاملا روشن است. در این میان برای عده‌ای از آموزشیاران که مدرک تحصیلی‌شان دیپلم است نیز تدبیری اندیشیده شد.

از سال 67 به بعد که ماده شش اصلاح شد، تاکید بر این بود که با مدرک دیپلم و پایین‌تر کسی در آموزش و پرورش استخدام نمی‌شود و برای استخدام حتما باید مدرک دانشگاهی قابل قبول داشته باشد. اما به هر دلیلی از سال 81 عده‌ای آموزشیار با مدرک تحصیلی دیپلم در نهضت سوادآموزی به‌کارگیری شد.

البته آنها از زمان آغاز به کار می‌دانستند که با مدرک دیپلم امکان استخدام فراهم نیست و در 10 سال گذشته نیز نهضت این موارد را بارها و بارها به آنها گوشزد کرد. برای این که وضعیت تحصیلی آنها بهبود پیدا کند نیز سه مرکز آموزشی در کشور از وزارت علوم مجوز گرفت که آموزشیاران دیپلمه در این مراکز فوق دیپلم بگیرند تا با محدودیت مرکز تحصیلی مواجه نشوند. تعدادی از آموزشیاران در این مراکز تحصیل کردند اما عده‌ای باقی ماندند.

طبق قانون ما نمی‌توانستیم با این دسته از آموزشیاران ادامه همکاری بدهیم ولی با این حال راه جدیدی را باز کردیم تا کسانی که آمادگی دارند با قرارداد کار معین در آموزش و پرورش فعالیت کنند.

ما حتی گفتیم کسانی که دیپلمه‌اند و ترم آخرشان را پشت‌سر می‌گذارند به سراغ کار معین نروند بلکه در مجموعه باقی بمانند تا تعیین تکلیف شوند به شرط این که ادامه تحصیل دهند.

در این میان یک تعداد آموزشیار باقی می‌مانند که یا در آزمون شرکت نکرده‌اند یا شرکت کرده‌اند اما حدنصاب را به دست نیاورده‌اند که بی‌شک عنوان شغلی‌شان همان آموزشیار باقی خواهد ماند و با وجودی که می‌توانستیم به همکاری آنها خاتمه دهیم ولی این کار را نکردیم و آنها یا در مناطق موردنیاز آموزش و پرورش مشغول به کار هستند یا این که مشغول سودآموزی‌اند که تکلیفشان کاملا مشخص است و از حقوق و مزایا و سنوات نیز برخوردارند که البته منتظریم تا ببینیم سال آینده می‌توانیم چه مقرراتی برای تعیین وضعیت این گروه وضع کنیم.

توضیحات شما نشان می‌دهد‌ سازمان نهضت سوادآموزی از سال‌ها قبل گرفتار چنددستگی است که بی‌شک همین مساله نیز یکی از دلایل نارضایتی بخشی از آموزشیاران است، برای همین به نظر می‌رسد که اوضاع آموزشیاران حتی با وجود اجرای کامل قانون جدید نیز رضایت همگانی را به دنبال نداشته باشد و همچنان عده‌ای بلاتکلیف بمانند.

از 40 هزار آموزشیاری که اول فروردین امسال داشتیم هم‌اکنون فقط چیزی حدود 15 هزار نفر باقی مانده و وضعیت این عده نیز طوری نیست که سبب نگرانی شود ضمن این که از وضعیت فعلی نیز گریزی نیست چون آموزشیاران در سال‌های متعددی به سیستم ورود پیدا کرده‌اند و به همین علت شرایط متعددی نیز دارند.

استخدام آموزشیاران همیشه تابع قوانین بوده یعنی یک عده با ماده شش قانون استخدام می‌شدند و یک عده با شش مکرر و عده‌ای نیز با قانون تعیین تکلیف استخدامی معلمان حق‌التدریس و آموزشیاران. نکته بعدی سال ورود این افراد و نحوه همکاری‌شان با نهضت است.

ضمن این که مدرک تحصیلی آموزشیاران نیز سبب می‌شود تا آنها شرایط متفاوتی داشته باشند. البته هرکس که مشمول قانون استخدام می‌شود، حتما چنین شرایطی را تجربه می‌کند و این موضوع فقط مربوط به آموزشیاران نمی‌شود.

پس قبول دارید که در طول سال‌ها، قوانین مربوط به آموزشیاران دچار نوعی از هم‌گسیختگی بوده و هیچ‌گاه معیاری ثابت برای به‌کارگیری آنها وجود نداشته است؟

باقرزاده: پس از ریشه‌کنی بی‌سوادی در گروه سنی 10 تا 49 سال، نهضت در قالب نظام آموزشی بزرگسالان بر سوادآموزی افراد 50 سال به بالا تمرکز خواهد کرد

قانون لغو ماده شش و ماده شش مکرر در آبان 80 به تصویب مجلس رسید که بر اساس آن قانون نباید کسی از آموزشیاران در آموزش و پرورش استخدام می‌شد ـ یعنی تعهدی برای استخدام آنها وجود نداشت ـ این در حالی است که تمام آموزشیارانی که از سال 81 در نهضت به کار گرفته شدند، تعهد محضری دارند که هیچ انتظاری برای استخدام نداشته باشند.

با این حال چون این افراد بهترین سال‌های عمرشان را برای سوادآموزی کشور صرف کردند، مجلس قانونی برای تعیین تکلیف این افراد تصویب کرد، لذا تمام این دسته‌بندی‌ها و وضعیت‌های چندگانه ناشی از نحوه قانونگذاری است که امیدواریم 15 هزار نفر باقیمانده نیز تا سال آینده و حتی زودتر از ریشه‌کنی بی‌سوادی در کشور، وضعیت استخدامی‌شان روشن شود چون سیاست‌های سوادآموزی که در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شده ما را مکلف کرده که در برنامه راهبردی که در طول برنامه چهارم و پنجم اجرا می‌شود به سمتی برویم که برنامه‌ها، ساختارها و محتوا را تغییر دهیم و رویکردمان را به سمت استفاده از بخش غیردولتی ببریم برای همین در سیاست‌های سال 90 ما اعلام شده تا 60 درصد از برنامه سوادآموزی و حجم ابلاغی به استان‌ها از طریق خرید خدمت از بخش غیردولتی دنبال شود چون به هر حال به این مساله قائل هستیم که آموزشیاران باید تعیین تکلیف شوند و برای این که حجم تحت پوشش تغییر زیادی نکند و ریشه‌کنی بی‌سوادی اتفاق بیفتد، باید از بخش‌های بیرونی خرید خدمت کنیم.

بیایید در مورد ادغام سازمان نهضت سوادآموزی در وزارت آموزش و پرورش حرف بزنیم. شما زمانی مخالف سرسخت ادغام بودید و آن را یک کار کاملا اشتباه می‌دانستید، اما حال در زمره موافقان این طرح هستید. پس از ادغام چه فوایدی عاید نهضت و پروسه سوادآموزی در کشور می‌شود؟

البته آن خبری که از نارضایتی من حکایت داشت، هرگز واقعی نبوده و با منتشرکننده این مطلب هم برخورد شد چون من همیشه جزو موافقان ادغام بوده و هستم و به باور من باید برای مقابله با بی‌سوادی یک ساختار یکپارچه و منسجم در کشور وجود داشته باشد و اگر قرار است آموزش و پرورش تمام ظرفیت‌ها، امکانات و منابع‌اش را در اختیار سوادآموزی قرار دهد، هیچ راهی جز این که مسوولیت را بر عهده بگیرد، وجود ندارد.

پس موضع من از گذشته تا حالا یکی بوده یعنی تسریع در ادغام که تا به حال نیز اتفاق افتاده و هیچ مشکلی هم در سطح کشور وجود ندارد. در حال حاضر تمام واحدهای استانی و شهرستانی ما در سوادآموزی کارکنان ادارات کل آموزش و پرورش و مدیریت شهرستان‌ها هستند و هیچ مساله‌ای هم ندارند.

گفته می‌شود که مهم‌ترین پیامد ادغام، تسریع در ریشه‌کنی بی‌سوادی است، چون تمام ظرفیت‌های آموزش و پرورش در این راه بسیج می‌شود. این در حالی است که سیستم آموزش و پرورش کشور هنوز تولید بی‌سوادی دارد که وجود چهار میلیون بی‌سواد در کشور دلیل خوبی برای اثبات این گفته است.

بیایید اول بی‌سواد بزرگسال را تعریف کنیم. برابر اساسنامه سازمان بزرگسال بی‌سواد کسی است که بیش از 10 سال تمام سن دارد و هیچ وقت هم وارد نظام آموزشی نشده است. معمولا این آمار را نتیجه سرشماری‌ها به ما می‌دهد که مبنای سرشماری هم خوداظهاری افراد است، یعنی ممکن است فردی مدرک لیسانس هم داشته باشد، اما در اظهارات، خودش را بی‌سواد معرفی کند.برعکس این موضوع هم وجود دارد، یعنی فردی بی‌سواد است و به دلایل مختلف خود را باسواد معرفی می‌کند. پراکندگی بی‌سوادی در گروه‌های مختلف هم متفاوت است، مثلا بیش از 50 درصد بی‌‌سوادان ما بالای 50 سال سن دارند و سن ورودشان به مدرسه 13 سال قبل از انقلاب بوده، این در حالی است که حدود 30 درصد بی‌سوادان نیز در گروه سنی 30 تا 49 قرار دارند، یعنی 80 درصد بی‌سوادان کشور براساس سرشماری سال 85 بالای 30 سال دارند. سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران برای پوشش حداکثری از سال‌های اول انقلاب به بعد جواب داد، به طوری که الان می‌توانیم با اطمینان بگوییم که بیش از 99 درصد افراد واجب‌التعلیم در دوره ابتدایی تحت پوشش هستند. پس در کشور دیگر بی‌سواد تولید نمی‌شود. آمارهای ما نیز این موضوع را تایید می‌کنند، یعنی آمار بی‌سوادی در گروه سنی 10 تا 19 سال خیلی‌خیلی پایین است.

در کنار این آمارها، یک بانک اطلاعاتی هم در اختیار ما قرار گرفته که به کمک آن، افرادی که خودشان را بی‌سواد معرفی کرده بودند، با استفاده از کد ملی و استفاده از بانک دانش‌آموزی مورد پالایش قرار دادیم. بانک اطلاعاتی می‌گفت بالای چهار میلیون نفر بی‌سواد در کشور وجود دارد؛ اما ما یک بانک اطلاعاتی از افرادی تهیه کردیم که از سال 63 به بعد در آموزش و پرورش تحصیل کرده بودند و پرونده آموزشی داشتند.

علی‌القاعده کسی که تا سوم ابتدایی درس خوانده، باسواد است و احتمال برگشت بی‌سوادی در او خیلی کم است، مگر این‌که آنقدر عقبگرد کند که خواندن و نوشتن را به طور کلی فراموش کند. با این حال ما حدود 22.5 میلیون دانش‌آموز از سال 63 به بعد در آموزش و پرورش داشتیم که با استفاده از کد ملی، آنها را با آن چهار میلیون نفر مقایسه کردیم.

به این ترتیب حدود دو میلیون نفر از آنها ریزش کرد، برای همین دو آمار متفاوت به وجود آمد؛ ‌البته از نظر موسسات بین‌المللی آن آمار برگرفته از سرشماری، آمار رسمی به حساب می‌آید، ولی از نظر اجرای برنامه‌ها، ما به آمار پالایش‌شده خودمان استناد می‌کنیم، چون کسی که مثلا تا سوم ابتدایی درس خوانده و به هر دلیل خودش را بی‌سواد معرفی می‌کند را تحت هیچ عنوان زیر آموزش نمی‌‌بریم.

در این میان بعد از پالایش هم اعلام شد که در بین این افراد کسانی هستند که مدرک تحصیلی دارند و حتی کارمند ادارات و سازمان‌ها هستند. پس ما با یک میلیون و 200 هزار روستایی به صورت چهره به چهره مواجه شدیم که از بین اینها یک‌سوم باسواد درآمدند و مدرکشان را نشان دادند. این کار را در شهرها نیز دنبال کردیم و برای انجام این کار از دانش‌آموزان و اطلاعاتی که در مورد پدر و مادرهایشان می‌دادند، استفاده کردیم. در حال حاضر این کار از طریق مدارس در حال انجام است تا بدانیم از جمع دو میلیون و 700 هزار بی‌سواد زیر 50 سال چه تعدادشان باسوادند و از سیستم خارج کنیم و آن عده که باقی می‌مانند را تحت آموزش‌های سوادآموزی قرار دهیم.

به نظر شما عجیب نیست‌ کسی که باسواد است خودش را بی‌سواد اعلام کند چون طبیعتا افراد ترجیح می‌دهند اگر مثلا سیکل دارند بگویند دیپلمه‌اند!

اینها به مسائل فرهنگی برمی‌گردد. مثلا عده‌ای فکر کردند اگر بگویند بی‌سوادند یارانه بیشتری می‌گیرند حتی ممکن است این مساله ناشی از اشتباه در ثبت باشد. البته مرکز آمار فهرست اسامی را به خاطر محرمانه بودن در اختیار ما قرار نداده ولی ما با استفاده از یک بانک اطلاعات دیگر که آن هم شاخص سواد را سنجیده بود به اطلاعات دست پیدا کردیم اما اگر اطلاعات سرشماری سال 90 در اختیارمان قرار بگیرد حتما اطلاعات دقیق‌تری خواهیم داشت. البته باید توجه داشت که اگر ما در 30 سال گذشته افراد را به حضور در نهضت سوادآموزی دعوت می‌کردیم حالا تعدادشان به حدی اندک است که باید دنبالشان برویم که این کار هم بدون داشتن اسم و نشانی دقیق افراد میسر نیست.

این در حالی است که آن جاذبه و هاضمه و ذائقه هم در خانواده‌ها وجود ندارد که برای سوادآموزی پیشقدم شوند. در واقع مشکل فعلی ما نبود متقاضی است وگرنه نه مشکل کمبود مالی و نه کمبود کلاس و کتاب داریم.

به نکته خوبی اشاره کردید چون تصویری که از نهضت سوادآموزی در ذهن همه همنسلی‌های من است یک اتاق محقر با یک تخته‌سیاه و عده‌ای آدم نشسته روی زمین است. فکر می‌کنید همین شمایل نهضت انگیزه‌ای برای شرکت در کلاس‌ها ایجاد نمی‌کند؟

بله قبول دارم. البته نهضت سوادآموزی یک ساختار آموزش رسمی نیست که برای آن مدرسه ویژه بزرگسالان درست کنیم. پیام حضرت امام (ره)‌ این بود که از مساجد، حسینیه‌ها و از هر مکانی که امکانپذیر است برای سوادآموزی استفاده کنید. آن صحنه‌هایی هم که گاهی در تلویزیون پخش می‌شود مفهومش این نیست که تمام کلاس‌ها چنین وضعیتی دارند بلکه معمولا خود افراد متقاضی‌اند که در چنین فضاهایی سوادآموزی کنند.

بزرگسالان دوست ندارند به کلاس‌هایی بروند که بچه‌هایشان می‌روند و روی میز و نیمکت‌هایی بنشینند که بچه‌ها روی آنها می‌نشینند برای همین بویژه در روستاها افراد ترجیح می‌دهند که کلاس کنار خانه‌شان باشد ولی این به آن معنا نیست که همه کلاس‌ها چنین وضعیتی دارد.

الان بیش از 50 درصد کلاس‌ها در مدارس تشکیل می‌شود ولی چون کار ما مشتری‌محور است هرجا که سوادآموز راغب باشد کلاس‌ها دایر می‌شود. البته فراموش نشود ما مراکز آموزش محلی هم راه‌اندازی کردیم که در آنها در ضمن آموزش خواندن و نوشتن، سوادآموز هنر و حرفه هم می‌آموزد البته بتدریج پراکندگی سوادآموزان در کشور کم شد و آنجا که قبلا 50 نفر سوادآموز داشت به‌تدریج به یکی‌دونفر رسید تا جایی که امروز در شهری مثل تهران تعداد بی‌سوادان آنقدرکم است که دیگر رغبتی برای رفتن به مدرسه ندارند و مایلند در جایی که راحت‌ترند جمع شوند. ضمن این که سوادآموزی از جنس قرآن‌آموزی است و تشکیلاتی مثل مدرسه نیاز ندارد ، هر چند‌ تجربه نشان داده داشتن کلاس‌های مجلل به معنی جذب بیشتر سوادآموز نیست.

نهضت سوادآموزی یک چالش دیگر هم دارد، یعنی افراد ترجیح می‌دهند با افتخار بگویند در دانشگاه درس می‌خوانند ولی یواشکی و مخفیانه به نهضت بروند. منظورم این است که در 32 سال گذشته بخش فرهنگسازی و ترویجی نهضت نتوانسته شمایل آبرومندی به این تشکیلات بدهد.

نهضت در ذات خودش یک حرکت ضربتی همراه با بسیج عمومی است، پس باید در یک زمان کوتاه یک حرکت بسیار بزرگ اتفاق بیفتد، نه این که این کار 32 سال طول بکشد برای همین است که به سمت آموزش بزرگسال برویم به طوری که هم افراد بی‌سواد و هم کم‌سوادان در این نظام آموزشی درس بخوانند.

پس طبیعتا باید برای افراد بالای 50 سال برنامه‌های ویژه‌ای داشته باشید.

بله. اگر نظام آموزشی بزرگسالان طراحی شود مسلما افراد 50 سال به بالا هم تحت پوشش قرار می‌گیرند. البته در حال حاضر نیز هیچ محدودیتی برای سوادآموزی این افراد نداریم ولی انرژی اصلی‌مان را روی فراخوان افراد زیر 50 سال گذاشته‌ایم.

البته به اعتقاد من تا وقتی که آمدن به نهضت سوادآموزی را به اختیار خود افراد مخصوصا بالای 50 ساله‌ها که انگیزه‌ای برای تحصیل ندارند بگذاریم، آنها از خود رغبتی نشان نمی‌دهند، پس باید کاری کرد تا آنها با اشتیاق جذب شوند.

باقرزاده: بیش از 99 درصد افراد واجب‌التعلیم در دوره ابتدایی تحت پوشش هستند‌ پس در کشور دیگر بی‌سواد تولید نمی‌شود. آمارها‌ این موضوع را تایید می‌کنند، یعنی بی‌سوادی در گروه سنی 10 تا 19 سال ‌خیلی پایین است

یادگیری امری اختیاری است حتی اگر شما را مجبور به شرکت در کلاس یا دوره‌ای خاص که هیچ علاقه و نیازی به آن ندارید بکنند شرکت نمی‌کنید. وقتی افراد مجبور به انجام کاری شوند حس بدی پیدا می‌کنند.

ضمن این که چون انگیزه‌ای برای یادگیری نیز ندارند آنچه‌ گفته می‌شود نیز در ذهن‌شان نمی‌ماند. در مورد فعالیت نهضت هم واقعیت این است که چون ما خدمت‌مان را بی‌ارزش و بی‌مقدار به افراد ارائه کردیم خیلی تحویلش نگرفتند. ضمن این که نبود احساس نیاز به تحصیل در افراد مانع جدی کار ما است یعنی ما با هزار زحمت افراد را جمع کردیم ولی در نهایت به آموزشیاران ما گفتند که برایمان مهم نیست باسواد شویم و فقط به خاطر شما به کلاس‌ها می‌آییم تا از حد نصاب نیفتند.

برای همین ما معتقدیم که فرد بی‌سواد یک‌بار فقری به نام بی‌سوادی بر او تحمیل شده درست نیست که یک‌بار دیگر محرومیتی را با الزام بر او تحمیل کنیم و تهدید کنیم که اگر باسواد نشوند از فلان حقوق و مزایا محروم خواهند شد.

همان‌طور که گفتید در حال حاضر نهضت با کمبود مشتری روبه‌روست، این در حالی است که طرح ادغام وظیفه جذب سوادآموز را به عهده مدیران مدارس گذاشته. به نظر شما مدیران با مشغله‌های کاری و دغدغه‌های فکری می‌توانند از پس انجام این تعهد به خوبی بربیایند؟

لازم نیست که همه کارها را مدیران انجام دهند. مدیر معمولا کار هدایت و اولویت‌بندی ماموریت‌هایی که به مدرسه محول می‌شود را انجام می‌دهد. جذب سوادآموزان هم کار بسیار مهمی است و شاید اگر خیلی از کارها در مدرسه به تعویق بیفتد مشکلی ایجاد نشود، ولی اگر کار سوادآموزی به تاخیر بیفتد ما زمان را از دست می‌دهیم.

پس مدیر می‌تواند از طریق معاونانش ـ مخصوصا در مجتمع‌های آموزشی که چند معاون وجود دارد ـ از طریق شورای مدرسه، شوراهای دانش‌آموزی و انجمن اولیا و مربیان می‌توانند این هدف را دنبال کنند. البته بی‌شک انتقال این مسوولیت با سختی‌هایی همراه خواهد شد ولی ما اطمینان داریم که مدیران در کوتاه‌مدت واکنش خوبی نسبت به این موضوع نشان خواهند داد کما این‌که این اتفاق در برخی از استان‌ها نیز رخ داده و مدیران نسبت به این مسوولیت جدید توجیه شده‌اند.

با شنیدن واژه ادغام این احساس به شنونده دست می‌دهد که در آینده‌ای نه چندان دور دیگر باید با نهضت خداحافظی کرد و شاید یک دهه بعد دیگر اسم این سازمان به گوش کسی نخورد. به نظر شما اگر نهضت سوادآموزی نبود الان کشورمان چه وضعیتی داشت؟

نهضت به فرمان امام تشکیل شده و اگر قرار است ماموریتش با یک عنوان دیگر تغییر پیدا کند یا فعالیتش به شکل امروزی کاملا متوقف شود شخص رهبر انقلاب در مورد آن تصمیم می‌گیرد. ولی فعلا چنین چیزی مدنظر نیست و ایشان در نامه‌شان تاکید کرده‌اند که نهضت سوادآموزی تا پایان برنامه پنجم به عنوان سازمان وابسته به وزارت آموزش و پرورش باقی خواهد ماند و بعد از این‌که وضعیت سواد در کشور مشخص شد در مورد بودن یا نبودن آن تصمیم‌گیری خواهد شد. البته قبلا هم گفتم که اعتقاد ما بر این است که باید به نهضت سوادآموزی ماموریت‌های جدید داد به طوری که وظیفه آموزش بزرگسالانی که تحصیلات عمومی را تمام نکرده‌اند به این سازمان محول کرد و هر عنوانی که قانونگذار برای آن تصویب کند را روی آن گذاشت.

امام در شرایطی فرمان تشکیل سازمان نهضت سوادآموزی را صادر کردند که 50 درصد مردم خواندن و نوشتن نمی‌دانستند.

ایشان فرمان دادند که ملت شریف ایران شما می‌دانید که رژیم گذشته چیزهای بد را خوب جلوه می‌داد و چیزهای خوب را بد، به طوری که کشوری که از همه مواهب محروم بود را کشوری سراسر رفاه نشان می‌داد. ایشان تاکید کردند که از جمله حوایج اولیه برای هر ملت که در ردیف بهداشت و مسکن قرار دارد آموزش برای همگان است.

پس برای همین سازمانی تشکیل شد تا ظرفیت‌های مردمی را بسیج کند که تا الان این سازمان خدمات موثری ارائه داده و شاخص سواد را از حدود 50 درصد به بیش از 91 درصد رسانده است.

نکته بعدی این است که فاصله بی‌سوادان مناطق روستایی و شهری به شدت کاهش یافته به طوری که بی‌سوادی در مناطق روستایی از 75 درصد اول انقلاب به حدود 25 درصد رسیده و شاخص سواد در این مناطق 50 درصد تقویت شده. همچنین فاصله بیسوادی میان زنان و مردان نیز بشدت کاهش یافته و شاخص سواد در بین زنان 55 درصد افزایش پیدا کرده است.

نهضت سوادآموزی از معدود سازمان‌هایی است که توانسته بابت ابتکارات و خلاقیت‌هایش در سوادآموزی 5 نشان بین‌المللی دریافت کند که بواقع کمتر کشوری توانسته به چنین موفقیتی دست پیدا کند. نهضت سوادآموزی صرف‌نظر از این‌که مردم به سختی به کلاس‌هایش آمده‌اند و هنوز هم عده‌ای مایل به چنین کاری نیستند، اما کارش را به خوبی انجام داده است.

وقتی سوابق پیش از انقلاب را نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که در هیچ دوره‌ای سوادآموزی بیش از 5 سال دوام نیاورده است ضمن این‌که کشورهای همسایه نیز به هیچ وجه به اندازه ما موفق نبوده‌اند حتی کشور چین هم کار سوادآموزی را تا 85 درصد رها کرد.

بی‌شک هیچ‌کس منکر خدمات نهضت سوادآموزی نیست، ولی باید قبول کرد که افزایش سطح سواد پس از انقلاب مدیون تحولات اجتماعی و فرهنگی است و تمام این موضوع به عملکرد نهضت برنمی‌گردد.

ما نمی‌خواهیم بگوییم نهضت همه این تحولات را ایجاد کرده بلکه آموزش و پرورش نیز در انسداد ورودی و آگاهی‌بخشی به خانواده‌ها موثر بوده، رسانه ملی تاثیرگذار بوده و دعوتی که امام و رهبری و ائمه جماعات در سراسر کشور داشتند هم تاثیر زیادی داشته، این در حالی است که تغییراتی که در ارائه خدمات سایر بخش‌های دولت اتفاق افتاده نیز در این روند نقش داشته اشت ولی در مجموع نهضت وظیفه هدایت این جریان را برعهده داشته است.

می‌دانید که چند سال قبل کشور کوبا با مرگ آخرین فرد بیسواد در کشورش جشن ریشه‌کنی بی‌سوادی را گرفت. فکر می‌کنید با وضعیت فعلی و برنامه‌هایی که برای آینده داریم ما هم بتوانیم در سال‌هایی نه چندان دور بی‌سوادی را به طور کامل در کشور ریشه‌کن کنیم؟

این قبیل کارها البته بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد مثلا چرا آن بی‌سواد را نگه داشتند تا با مرگ او جشن ریشه‌کنی بی‌سوادی را بگیرند.

خب شاید او هم مثل بی‌سوادان ما مقاومت می‌کرده.

به نظر من این دسته اقدامات بیشتر جنبه نمادین دارد ، یعنی شما فکر می‌کنید الان در کوبا حتی یک نفر بیسواد هم وجود ندارد؟ هر کشوری ویژگی‌های فرهنگی خاص خودش را دارد آیا ما می‌توانیم مثل کوبا یک‌سال دانشگاه‌هایمان را تعطیل کنیم و همه را برای سوادآموزی بسیج کنیم؟ البته اگر ما سوادآموزی را به طور ضرب‌الاجلی انجام می‌دادیم شاید می‌توانسیتم در یکی دو سال اول انقلاب یا حداکثر ظرف مدت پنج سال چنین کاری بکنیم و اعلام کنیم که دیگر هیچ بی‌سوادی در کشور نداریم ولی نظام ما می‌گوید حتی اگر یک نفر بی‌سواد هم باقی مانده باید به سراغش برویم و باسوادش کنیم ضمن این‌که به مجبورکردن این فرد نیز قائل نیست برخلاف کوبا که بی‌سوادان را از حقوق اجتماعی محروم می‌کرد. با این وصف ما نیز امیدواریم که هر چه زودتر بی‌سوادی در کشور ما ریشه‌کن شود چون اصلا برازنده کشوری مثل ما با آن سابقه درخشان علمی و فرهنگی نیست که جمعیت کثیری بی‌سواد داشته باشد.

مریم خباز - گروه جامعه


نظر خوانندگان:*
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:*    پست الکترونیک:





کد بالا را وارد کنید(بزرگ و کوچکی حروف تاثیری ندارد):




 
اخبار مرتبط: 



رئيس سازمان نهضت سوادآموزي:




انواري خبر داد:

برگزاري جشن بيسوادي تا سال 91

قائم مقام سازمان نهضت سوادآموزي: