در چند سال اخير عادت كردهايم كه چند روز مانده به چهارشنبهسوري تا چند روز بعد از چهارشنبهسوري تمام تلاشمان را به كار بگيريم كه بگوييم آي ملت، آي جوانها، آي بچهها مراقب باشيد كه چهارشنبهسوري كار دست شما ندهد.
مراقب باشيد كه دست و پايتان، در چهارشنبه سوري قطع نشود.
چشمتان كور نشود. سالياني است كه ديگر به خود چهارشنبهسوري و ماهيت آن كه دور هم جمع شدن و شادمان بودن و به استقبال بهار رفتن است نميپردازيم و مدام خودمان را از اين شب كه ميتواند به ياد ماندني باشد، ميترسانيم.
مدام ميكروفون انواع و اقسام برنامههاي تلويزيوني و راديويي را به دست ميگيريم و مصاحبه ميكنيم پشت مصاحبه كه پارسال چقدر دست و پا قطع شد و چند جا منفجر شد و چه تعداد جوان ناقص شدند و مدام از خانوادهها ميخواهيم مراقب باشند.
كاش به مردم ميگفتيم كه شما خود بهتر از هر كسي ميدانيد كه در چنين شبي چه كارهايي خطرآفرين و موجب مزاحمت ديگران و موجب آسيب ديدن و آسيب رساندن ميشود.
كاش در خبرها و گزارشهاي رسانهاي خود و از سوي مراكز مسوول و متولي و مراكز فرهنگي مانند فرهنگسراها و شهرداريها و حتي بخشهاي فرهنگي و اجتماعي مراجع انتظامي و نه لزوما مراكز انتظامي و قضايي و بهداشتي و اورژانس و آتشنشاني، روي خوش و مهربان چنين رسم و رسومي هم نشان داده شود.
كاش به جنبه اجتماعي و با هم بودن و خانوادگي چنين رسومي بيشتر توجه بشود و اي كاش در كنار نشان دادن اشكها و ماتمسرايي آنها كه بر اثر بياحتياطي در چنين شبي دچار مشكل شده و خود و خانواده خود را دچار آسيبهاي جبرانناپذير ميكنند خانوادهها و جواناني را معرفي و نشان دهيم كه هر سال هم رسم چهارشنبهسوري را پاس ميدارند ولي آسيبي نديدهاند.
كاش در كنار مصداقهاي ناخوشايند هشداردهنده درباره چهارشنبهسوري مانند آنها كه روي تخت بيمارستانها هستند، كمي هم از خانوادههايي و جواناني بگوييم كه حواسشان هست و ميدانند كه با يك رسم و آيين ملي چگونه برخورد كنند كه هم به خودشان و هم به خانواده آنها خوش بگذرد و مزاحمت و مردمآزاري هم نباشد.
صولت فروتن - جامجم