جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
چهارشنبه 09 فروردين 1396 / 01 رجب 1438 / a 29 Mar 2017    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
سرگرمي
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 05 دي 1391 - ساعت 12:39
شماره خبر: 100831377916
زورگيري به زبان خشک
جام جم آنلاين: مملکت قانون دارد. شهر هرت نیست که هرکس قمه و قداره‌ای به دست گرفت، سر هر پیچ خیابان را به سر گردنه تبدیل کند و اقدام به سرکیسه کردن خلق‌الله نماید. اگر خدای نکرده باب بشود که«هرکه زورش بیش، پولش بیشتر»؛ سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. هرکس بازویی کلفت کند و چاقویی تیز، یقه ملت را می‌گیرد که: پول زور بده! (وبه زبان شخصیت‌های مجموعه تلویزیونی شب‌های برره، پول زور وده!)

در مذمت زورگیری:

کجا خود شکر این نعمت گذارم / که زور مردم آزاری ندارم

زورگیری یک پدیده جدید نیست. در همه جا بوده و از قدیم هم بوده. شکل و امکاناتش متفاوت بوده. در قدیم، اشراری زورگو و مسلح، در بیرون شهر، در بین کوه‌ها و جاده‌ها کمین می‌زدند و اصطلاحا مسافران را لخت می‌کردند و اموال ایشان را به غارت می‌بردند.

این کارها بیشتر مال دوره‌هایی بود که هنوز امکانات قانونی لازم موجود نبود و افراد فرصت‌طلب از اوضاع حسینقلی خانی زمان خود سوءاستفاده می‌کردند و دست به زورگیری می‌زدند.

چندی پیش چند تا فیلم از چند زورگیر امروزی روی اینترنت پخش و پلا شد که افکار عمومی را جریحه‌دار کرد. در یکی از فیلم‌ها، چند زورگیر، در نزدیکی یک دستگاه خودپرداز بانک، عابری را محاصره کرده و با زور و کتک، سعی در دزدیدن کیف وی داشتند.

عابران نیز از ترس چاقوی گاوکشی آنها، جرأت نزدیک شدن نداشتند. شاید چون از قدیم گفتند که آدم عاقل خودش را با شاخ گاو در نمی‌اندازد؛ یا با چاقویی چون شاخ گاو!

خود نگارنده نیز تجربه یک فقره زورگیری را داشته است. نه که خود بنده زورگیر بوده‌ام؛ خیر، این کارها اصلا به قیافه ما نمی‌آید. در دل شب از سوی دو نفر آدم قلچماق زورگیر در یک کوچه غیر بن‌بست، توسط سلاح سردی به قاعده یک چاقوی گاوکشی، مورد زورگیری واقع شدیم.

داشتیم در تاریکی شب برای دل خودمان «تو ای پری کجایی؟....» را می‌خواندیم که یکمرتبه یک آدم خراشیده و نتراشیده در مقابلمان سبز شد و سلاح سردش را گذاشت روی سینه بی‌کینه ما و به زبان خشک گفت: «یالا بده....کیف...کارت بانکی....» ... آن قدر در کار خود جری بودند که حتی یک نقابی هم بر چهره خود نکشیده بودند. من بیشتر خجالت می‌کشیدم و دوست داشتم چهره‌ام را نمی‌دیدند!...

بگذریم. از قرار معلوم، این فیلم‌های زورگیری پخش شده در اینترنت توسط قوه قضاییه هم مشاهده شده که بلافاصله دستور برخورد قاطعانه و سریع با عوامل این زورگیری‌ها صادر شد.

متعاقب آن، چهار نفر قلچماق زورگیر دستگیر شدند و قاضی جنایی تهران برای دو نفر آنها درخواست مجازات محاربه را کرده است؛ به اتهام محاربه و سرقت مسلحانه مقرون به آزار.

در مذمت دوباره زورگیری:

میازار موری که دانه‌کش است

که جان دارد و جان شیرین خوش است

بسته پیشنهادی: هر آدم باوجدانی با زورگیری و دزدی و سرقت مخالف صددرصد و بلکه هم بیشتر است؛ علی‌الخصوص آنهایی که مالباخته‌اند و در این زورگویی‌ها متضرر هم شدند. ما هم یکیش. فلذا چند فقره راهکار در همین راستا با عجله عرض می‌کنیم:

1ـ ارسال فیلم: اگر مردم، فیلم‌های دیگری هم از برخی صحنه‌های زورگیری دارند، حتما آنها را به مراجع ذی‌ربط ارسال دارند. گاهی آدم تا فیلمش را نبیند، باورش نمی‌شود که ممکن است در جاهایی از شهر؛ زورگویی و زورگیری هم باشد.

2ـ نظارت و ممانعت: نیروهای امنیتی و انتظامی خودشان حواسشان هست؛ اما بیشتر باید مراقبت شود که برخی افراد شرور و زورگیر، برخی کوچه‌ها و خیابان‌های انحرافی را به یاد اجداد شرور خویش تبدیل به سر گردنه نکنند. به اندازه کافی در مراکز خرید سرکیسه می‌شویم.

3ـ جمع‌آوری: همانند دیش و قلیان و ...، فقط به طرح جمع‌آوری قناعت نکنیم و بریزیم هرچه قمه و قداره و چاقوی بزرگ است، جمع کنیم. این چیزها مثلا در امور قصابی، بسیار کار راه‌اندازند. باید زمینه‌های استفاده نادرست و درشت از این وسایل تیز و برنده را از بین ببریم. تیغ دست جراح هم تیغ است؛ تیغ دست یک لات چاقوکش هم تیغ است. هر دو برانند، اما این کجا و آن کجا؟...

رضا رفیع


نظر خوانندگان:*
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:*    پست الکترونیک:





کد بالا را وارد کنید(بزرگ و کوچکی حروف تاثیری ندارد):




 
اخبار مرتبط: