جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
چهارشنبه 01 اسفند 1397 / 14 جمادي الثاني 1440 / a 20 Feb 2019    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
فرهنگ و سينما
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
جمعه 29 مهر 1390 - ساعت 16:43
شماره خبر: 100857324441
يادي از استاد دلهره سينماي ايران
سالگرد درگذشت ساموئل خاچيکيان
جام جم آنلاين: ارامنه از ابتدای ورود صنعت سینما به ایران، همواره حضوری پررنگ و فعال در این عرصه هنری داشته اند که از مهمترین آنها می توان به ساموئل خاچیکیان سازنده فیلم عقاب ها اشاره کرد.

ساموئل خاچیکیان، کارگردان بزرگ سینمای ایران در 29 مهر سال 1302 در تبریز متولد شد و در خانواده ای اهل ادبیات و موسیقی، دوران کودکی را پشت سرگذاشت و در 9 سالگی نخستین شعر خود را سرود که در روزنامه 'آلیک' به چاپ رسید.

پس از آن در نوجوانی مجذوب تئاتر شد و در نمایش هایی ایفای نقش کرد و چندین نمایشنامه نوشت که توسط گروه های تئاتری اجرا شد.

سپس در رشته روزنامه نگاری تحصیل و در 20 سالگی به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد.

انجمن تئاتر ارامنه در آن دوران محل مناسبی برای فعالیت خاچیکیان جوان همراه با برادرانش - سوریک و سورن - بود که در نهایت در ابتدای دهه 30 به سینما و کارگردانی فیلم بازگشت ختم شد.

خاچیکیان برخلاف بسیاری از کارگردان های تئاتر، علاقه خاصی به سینما داشت و این هنر را برای بیان مضامین مورد نظر خود مناسب تر می دید.

وی در این فیلم به سراغ یک ملودرام خانوادگی رفته و زندگی دو نفر که در شرایط واحد بزرگ شده اما هرکدام به سمتی متفاوت رفته اند را به تصویر کشید.

پس از این فیلم، خاچیکیان بسیار پرکار شد و فیلم های چهار راه حوادث، خون و شرف را کارگردانی کرد که اولی بسیار مورد توجه مردم قرار گرفت.

چهارراه حوادث فیلمی پرکشش با داستانی نیمه پلیسی که پیام اخلاقی واضحی نیز در این رابطه داشت.

صحنه های تعقیب و گریز دزدها و پاسبان ها با توجه به بضاعت اندک سینمای ایران در آن سالها، خوب و قابل توجه از کار درآمده و نشان از تسلط تکنیکی کارگردان دارد.

فروش مناسب فیلم، خاچیکیان را در خلق فیلم های مورد علاقه خود یاری کرد و به فیلم های درخشانی همچون فریاد نیمه شب، دلهره و ضربت که پایه های اصلی سینمای وحشت در ایران به حساب می آیند، منجر شد.

دلهره درباره نویسنده داستان های جنایی است که خود و همسرش درگیر ماجراهایی اینچنینی می شود.

خاچیکیان برای نخستین بار در این فیلم از نورهای تیز و زوایای دوربین نامتعارف بهره گرفت و از موسیقی به عنوان مکمل صحنه های دلهره آور فیلم استفاده کرد.

فروش بی سابقه فیلم در کنار نقدهای مثبت نویسندگان سینمایی به فیلم 'ضربت' ختم شد که کیفیت بهتری از فیلم قبلی داشت.

فیلم درباره مردی به نام جمال است که در نزاعی ناخواسته دوستش را کشته و در باغ خانه اش دفن کرده و همین امر ماجراهایی را برایش به وجود می آورد.

کارگردان با بهره گیری از تجربیات پیشین از موسیقی و زوایای دوربین فیلمبرداری استفاده هوشمندانه ای جهت تعلیق بهره گرفته و به نتیجه خوبی نیز در این رابطه رسیده است.

با همه اینها خاچیکیان در ادامه فعالیت های سینمایی اش به تبعیت از فضای موجود در سینمای ایران به سمت ملودرام های خانوادگی رفت که اغلب آنها با توجه به عدم تسلط او بر این گونه سینمایی، ضعیف از کار درمی آمدند!

این اتفاق تا سال های منتهی به انقلاب نیز ادامه داشت و تنها در معدودی از فیلم ها همچون کوسه جنوب، اضطراب ودیوار شیشه ای  فقط سایه ای از خاچیکیان را مشاهده می کنیم.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی وی چند سالی را بیکار بود و با فیلم عقاب ها، بازگشت مافوق تصوری به سینمای نوپای انقلابی ایران داشت.

فیلمی حادثه ای با محوریت خلبان های نیروی هوایی کشور که برای نبرد عازم خاک عراق شده و با سقوط یکی از هواپیماها داستانی تازه آغاز می شود.

خاچیکیان که تسلط خوبی روی مقوله مهمی به نام تدوین داشت، این فیلم را روی میز تدوین ساخته و با ترکیب صحنه های آرشیوی جنگ های هوایی با یکدیگر، نماهای جنگی فیلم را ساخت.

فیلم با استقبال وسیعی در کشور روبرو شد و صف های طویلی جلوی گیشه ها بسته شد که 'عقاب ها' را به پرمخاطب ترین فیلم تاریخ سینمای ایران مبدل ساخت.

البته خاچیکیان در نیمه های کار بیمار شد و بخش های باقیمانده را شاگرد سابقش (زنده یاد امیر قویدل) کارگردانی کرد که با توجه به نزدیکی سبک کارشان، به یکدستی فیلم لطمه ای وارد نشد.

خاچیکیان پس از موفقیت همه جانبه عقاب ها به سراغ ساخت فیلمی پلیسی به نام یوزپلنگ رفت و تمامی تلاش خود را برای ساخت فیلمی پلیسی با هویتی ایرانی به خرج داد که متاسفانه به علت ضعف های آشکار فیلمنامه به نتیجه مناسبی ختم نشد.

از همین جا نیز روند نزولی فیلمسازی وی آغاز شد و به فیلم های ضعیفی همچون چاووش، مردی در آینه و بلوف منتهی شد.

چاووش نمونه ای از سینمای موسوم به عرفانی است که به علت فیلمنامه ضعیف هیچگاه به مفهوم مورد نظر نزدیک نشده است.

مردی در آینه که در سال های اولیه دهه 70 ساخته شد، بازگشت دوباره فیلمساز کهنه کار به سینمای مورد علاقه اش است که در آن، زوایای خاص دوربین و موسیقی نقشی کلیدی داشته است.

اما نکته مهمی که وی از آن غافل شد گذشت زمان، پیشرفت سینما و به تبع آن تماشاگران در چند دهه اخیر بود که به شلیک خنده آنها در سالن های سینما منجر شد.

در واقع معماهای خاچیکیان در این فیلم از مدتها قبل حل شده و دیگر جذابیتی برای مخاطبان نداشت که در کنار آن باید به بازی های اغراق شده مهشید افشارزاده و رضا رویگری در نقش های اصلی فیلم یاد کرد.

این اتفاق نیز به شکلی خفیف تر در رابطه با بلوف حتی با حضور گرم و دلنشین خسرو شکیبایی در نقش اصلی رخ داد.

در اینجا نیز مخاطب جلوتر از قهرمان داستان حرکت کرده و خیلی زود سر از معماهای فیلم در می آورد با این حال به دلایل ذکر شده در بالا، تا پایان سرجای خود می نشیند.

ساموئل خاچیکیان که 30 مهر سال 1380 در سن 77 سالگی درگذشت، از جمله فیلمسازان برجسته سینمای ایران بود که می توانست سینمای وحشت را در ایران پایه ریزی کرده و در رشد و شکوفایی آن نقش مهمی را ایفا کند.

اما تهیه کنندگان سینمای ایران در سال های مختلف جلوی او را سد کرده و به سمت و سوی دیگری سوق دادند. (ایرنا)


نظر خوانندگان:*
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:*    پست الکترونیک:





کد بالا را وارد کنید(بزرگ و کوچکی حروف تاثیری ندارد):




 
اخبار مرتبط: