جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
پنجشنبه 29 فروردين 1398 / 12 شعبان 1440 / a 18 Apr 2019    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
گفتگو
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 30 ارديبهشت 1388 - ساعت 09:01
شماره خبر: 100907236001
گفتگو با بهداد بابايي نوازنده سه‌تار
تکنيک نوازندگي نه به قصد خود نمايي
جام جم آنلاين: بهداد بابایی بدون شک در حوزه نوازندگی سه‌تار از جمله نوازندگانی است که حرف برای گفتن دارد، چه با ساز و چه بی‌ساز! حرف او چه در تکنیک و چه در شناساندن قابلیت‌های این ساز ملی چون نسیمی‌در حرکت است.

بابایی به لحاظ تکنیک نوازندگی یک مثل است و یک معیار حال آن‌که به اذعان خودش موسیقی ایرانی را 2 بال باید: «حس و تکنیک»؛ نوا و صدای هر سازی باید واجد این دو باشد تا شنونده را به پرواز در خیال در آورد؛ اخیراً بهداد بابایی آلبوم تکنوازی جوی نقره مهتاب را منتشر کرده است که در زمینه تکنوازی سه‌تار از ویژگی‌های تصویرپردازی و خیال انگیزی برخوردار است، ضمن آن‌که با تکنیک‌های نویی در نوازندگی سه‌تار همراه است؛ به همین انگیزه با او همصحبت شدیم تا بیشتر از حال هوای نوازندگی در حیطه موسیقی ایرانی بدانیم.

اگر موافق باشید از نام اثر شروع کنیم. چرا جوی نقره مهتاب؟

همان‌گونه که در اینسرت (کاغذ آلبوم) اثر توضیح داده شده، این عنوان، برآمده از یکی از شبانه‌های شاعر ارجمند هم روزگار ما، زنده یاد احمد شاملو است.

در قسمتی از این شعر که خیالپردازی و آغشتگی کلام به تصویر(ایماژ) در اوج خود متجلی است، اشاره‌ای به اندیشه شده، از آنجا که بنده عنصر اندیشه را از عوامل اعتلا و عظمت مخلوقات هنری می‌دانم، بی‌مناسبت ندیدم که عنوان جوی نقره مهتاب رابرای این اثر برگزینم.

...« شب که جوی نقره مهتاب بی‌کران دشت را دریاچه می‌سازد / من سراغ زورق اندیشه‌ام را می‌گشایم در مسیر باد...»

حال که از شاملو و ارادت شما به این شاعر سخن به میان آمد بد نیست نظرتان را درباره آن گفته معروف شاملو درباره موسیقی سنتی بپرسم که در آن زمان جنجالی به پا کرد.

به نظر بنده قضاوت درباره نگاه شاملو به این موسیقی قدری دشوار می‌نماید؛ آنچه از این موضوع می‌دانم همان است که در شعرخود شاملو« بر کدامین جنازه می‌گرید » متبلور است.......« برکدام جنازه زاری می‌زند این ساز؟ / بر کدام مرده پنهان می‌گرید این ساز بی‌زمان؟ در کدام غار/ برکدام تاریخ می‌موید این سیم و زه، این پنجه نادان؟ بگذار برخیزد مردم بی‌لبخند/ بگذار برخیزد...»

این‌که شاملو به غم جاری در جریان موسیقی معترض بوده است، برای بنده قابل پذیرش نیست؛ چرا که غم عنصری است نهادینه شده در حوزه