جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
سه شنبه 23 مهر 1398 / 15 صفر 1441 / a 15 Oct 2019    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
گفتگو
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 02 دي 1388 - ساعت 09:30
شماره خبر: 100925986695
گفتگو با امير جوشقاني ، بازيگر و مجري راديو و تلويزيون
بازيگر 3 هزار نقش راديويي
جام جم آنلاين: امیر جوشقانی متولد 1353 و کارشناس صنایع سال‌هاست در رادیو فعالیت می‌کند. او وقتی کودک بود برای بازی در نمایش «کعبه در آتش» به کارگردانی مجید حمزه مقابل میکروفن رادیو نشست و پس از آن به صورت مستمر در رادیو حضور داشت، چنان‌که به گفته خودش تاکنون حدود 3 هزار نقش را در رادیو بازی کرده است.

وی از سال 72 با بازی در تله‌تئاتر «انتظار» به کارگردانی مجید بهشتی، همکاری خود را با تلویزیون آغاز و در ادامه در مجموعه‌های خشت‌خام، جادوی مهتاب، زیر گنبدکبود و ... بازی کرد. جوشقانی در کنار بازیگری اجرای تلویزیونی را نیز پی گرفته و تاکنون به عنوان مجری در برنامه‌هایی مانند تا مهر، با شما، فصل گرما، ساعت به وقت جوانی و ... حضور داشته است.

آقای جوشقانی شما سال 1373 به عنوان بازیگر نمایش وارد رادیو شدید، در صورتی که شرایط فعالیت در تلویزیون و سینما را نیز داشتید. چه شد که رادیو را انتخاب کردید؟

خیلی صادقانه بگویم، آن زمان برای من امکان ورود به تلویزیون و سینما مثل رادیو فراهم بود، اما دغدغه اصلی من صدا بود، چون به صدا حساسیت خاصی داشتم. گوش من از دوران کودکی قابلیت متفاوتی داشت، مثلا اگر صدای ارکستری را می‌شنیدم بدون دیدن آن می‌فهمیدم از چه سازهایی در آن استفاده شده است. صدای آدم‌ها هم همین‌طور بود. صدای آدم‌ها را خیلی تفکیک‌شده تشخیص می‌دادم، بخصوص در دوبله فیلم‌ها و این تعلق خاطرم به حس شنوایی باعث شد با رادیو مانوس شوم، صدای رادیو در روانم جاری شود و با گوش کردن نمایش رادیویی چراغی در ذهنم روشن شود تا بتوانم از قدرت تخیلم بهره گیرم و هرآنچه در ذهنم می‌گذرد به واسطه صدایم آن را به نمایش بگذارم.

با توجه به علاقه شما به رادیو، چه چیزی باعث شد پس از سال‌ها تصمیم بگیرید که اجرای تلویزیونی را هم تجربه کنید؟

رفتن من به تلویزیون یک اتفاق بود. اصلا قرار نبود من مجری تلویزیون شوم، اما به طور اتفاقی از طریق پخش صدایم از رادیو وارد دنیای تصویر و اجرای تلویزیونی شدم. البته در گویندگی رادیو هم همیشه قابلیت‌های نمایش در صدایم را رعایت می‌کردم و دوست داشتم هر دیالوگی را با حس و حال ویژه بگویم که روزنامه‌خوانی و گویندگی صرف نباشد. این موضوع یکی از دلایلی بود که خیلی از تهیه‌کنندگان تلویزیون به سراغم آمدند و به این ترتیب من به جمع مجریان تلویزیون پیوستم.

آیا حضور در رادیو به موفقیت شما در تلویزیون کمک کرد؟

من اصلا نمی‌خواهم بگویم آدم موفقی هستم. من فقط سعی می‌کنم خوب گوش کنم و این خوب گوشکردن به فرمانبرداری هم برمی‌گردد؛ یعنی وقتی قبول می‌کنم با کارگردانی کار کنم و این مساله را پذیرفتم،‌ آنگاه مثل خمیر در دستش آماده انعطاف می‌شوم. در اجرای تلویزیونی هم همین‌طور بود. سعی کردم کاملا شنونده باشم و در اولین حضورم در تلویزیون به حرف‌های امیرحسین خرمشاهی، کارگردان برنامه «تا مهر» کاملا گوش کرده،‌ از تجربیات دیگران در زمینه اجرای برنامه‌های زنده استفاده کنم.

با این اوصاف شما خودتان را رادیویی می‌دانید یا تلویزیونی؟

مردم مرا بیشتر به عنوان صداپیشه و یک فرد رادیویی می‌شناسند. کار من به عنوان مجری تلویزیون به آن معنی نیست که صرفا در اختیار تلویزیون باشم. در عین حال که مجری تلویزیون هم هستم،‌ اما اصل کارم در رادیوست.

با توجه به مشاغل متنوع هنری که دارید با درآمد ناچیز رادیو،‌ چه چیزی باعث وفاداری شما به این حوزه شده است؟

رادیو علی‌رغم سختی‌های زیاد و درآمد ناچیزی که دارد شاید کفاف قبض تلفن همراهم را ندهد، اما جذابیتی برای من دارد که در هیچ رسانه دیگر چنین اتفاقی نمی‌‌افتد. رادیو تنها جایی است که تخیل من به عنوان موثرترین عنصر تشکیل‌دهنده یک کار دراماتیک و کار نمایش می‌تواند به کمک من بیاید، یعنی این چیزی نیست که با گریم، جلوه‌های ویژه، لباس و فرم مو به من کمک کند. این فقط تخیل من است که به حنجره‌‌ام فرمان می‌دهد که این شخصیت چه ویژگی‌هایی دارد و این برای من یک باور خیلی عمیق را ایجاد می‌کند و شکل عینی به تخیل و رویاهای کودکی‌ام می‌دهد.

آدم‌ها شاید دوست دارند یک روز جای پزشک باشند یا جای مدیرعامل یک شرکت بزرگ یا صاحب یک کارخانه تولیدی یا شخصیت‌های اصلی فیلم‌های مطرح دنیا مثل پل نیومن،‌ مارلون براندو و... باشند که امکان برآورده شدن چنین آرزویی برایشان میسر نیست؛ اما من به عنوان یک بازیگر رادیو همه این نقش‌ها را تجربه کرده‌ام.

اما این نقش‌ها ممکن است در سال‌های متمادی به تکرار بیفتد. شما به عنوان یک بازیگر چطور می‌توانید جذابیت این نقش‌ها را حفظ کنید؟

در رادیو باید همیشه به روز باشی تا بتوانی نقشی را که به عهده می‌گیری به بهترین شکل اجرا کنی. تاکنون حدود 3 هزار نمایش رادیویی بازی کرده‌ام و برای اجرای همه این نقش‌ها پیش از اجرا مطالعه کرده‌‌ام. همیشه در حال خواندن و تمرینم چون مطالعه و تمرین مداوم در تقویت بیان و نوع بازی‌ام موثر است.

آیا دلیل خاصی دارد که در نمایش‌های رادیویی بیشتر نقش مدیرعامل، رئیس کارخانه، سرکارگر و ... را به عهده می‌گیرید؟

همیشه این‌گونه نیست. من نقش بنا، شاگرد راننده، کارگر، عارف و ... را هم اجرا کرده‌ام. من حتی نقش دیوانه را هم بازی کردم و در پرونده کاری‌ام بازی در بیشتر نقش‌ها وجود دارد. با همه اینها شناسنامه‌ای برای کارهای صوتی یک بازیگر وجود دارد که به جنس صدا، بازی و گویش بازیگر برمی‌گردد. واقعیت این است که بیشتر کارگردانان ترجیح می‌دهند به بازیگران نقش‌هایی را بدهند که بازیگر آنها را قبلا تجربه کرده است و کارگردان فعلی دیگر لازم نیست ساعت‌ها وقت بگذارد و روی صدای او کار کند تا جنس صدای بازیگر به نقش نزدیک شود.

به همین دلیل معمولا نقش‌هایی که شما گفتید را به من می‌دهند.، چون می‌دانند از پس آنها بخوبی برمی‌آیم و دیگر لازم نیست تمرین کنم. متاسفانه این روش باعث می‌شود بازیگران در یک کلیشه گرفتار شوند و قابلیت‌های آنها دیده نشود.

در دوبله هم مثل نمایش رادیو معمولا جای نقش اصلی صحبت می‌کنید؟

در دوبله به دلیل فرصت کمی که برای کار در آنجا صرف می‌کنم، این مساله مقدور نیست، چون دوبله نیاز به حضور تمام‌وقت دارد و در این صورت با چندین و چند شاخه شدن کارهای من امکان ندارد، اما در کل من تکنیک کار دوبله را دوست دارم و در فرصت‌هایی که وقتم خالی باشد حتما می‌روم و در کار دوبله هم همکاری می‌کنم.

میان نقش‌های رادیویی که تا امروز تجربه کردید، چه نقشی هیچ‌گاه برایتان تکرار نشد و همیشه از آن به عنوان یک کار خاص یاد می‌کنید؟

در نمایش «دزیره» به کارگردانی مجید حمزه، نقش ناپلئون بناپارت را گویندگی کردم.

قبلا مارلون براندو در فیلم دزیره نقش ناپلئون را بازی کرده بود. در آن کار احساس کردم اسم مارلون براندو و شخصیت ناپلئون بناپارت چیزی نیست که بتوان براحتی آن را بازی کرد. بازی در نمایش‌های نوامپر زیبای من، کنترل خشم و کارهای وودی آلن را هم خیلی دوست دارم.

با توجه به مشکل کمبود نمایشنامه‌های خوب در رادیو و استقبال شبکه‌های مختلف رادیو برای ایجاد باکس نمایش، به نظر شما راه‌حل مناسب چیست؟

اصل این مشکل واقعا نبود متن خوب است، چون اصل کار نمایش داشتن متن است؛ البته ما نویسنده خوب و خوش‌فکر و خلاق زیاد داریم، اما برای بعضی‌ها نوشتن برای رادیو در اولویت نیست، چون رادیو پول کافی به نویسنده نمی‌دهد. اما به نظر من به جای گسترش شبکه‌های پخش نمایش رادیویی بهتر است نویسنده خلاق و خوش‌فکر برای رادیو تربیت کرد.

نظر شما درباره صدای ماندگار و آینده جوانان خلاق واحد نمایش چیست؟

من در حال حاضر تعریف روشنی از ماندگاری صدا ندارم، باید صبر کنیم. چون تعریف ماندگاری از گذشته تا به امروز فرق کرده است. در شرایط امروز و با وسعت رسانه‌ها دیگر ماندگاری هم کمیاب شده است، اما با همه اینها اگر هر کس کاری که به او سپرده می‌شود را به درست‌ترین شکل ممکن انجام دهد، او در اولین روز کارش، خودش را ماندگار می‌کند، اگر راه را درست برود و به بیراهه منتهی نشود و مدیریت درستی در کارش داشته باشد، ماندگار است.

اکنون قدمت در کار نشانه ماندگاری نیست، درست گام برداشتن برای دوران جوانی مهم است.

شما نزد چه استادانی الفبای رادیو و نمایش رادیویی را آموختید؟

از میکائیل شهرستانی، صدرالدین شجره، مجید حمزه و علی عمرانی بسیار آموختم و اینها معلمان بزرگ من بودند. در بازیگری هم از خانم آشا محرابی به عنوان یک کارگردان جوان و خوش‌فکر درس بسیاری گرفتم.

زینت پستادست


نظر خوانندگان:*
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:*    پست الکترونیک:





کد بالا را وارد کنید(بزرگ و کوچکی حروف تاثیری ندارد):




 
اخبار مرتبط: 
با اميد زندگاني، بازيگر و مجري