جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
چهارشنبه 29 اسفند 1397 / 13 رجب 1440 / a 20 Mar 2019    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
فرهنگ و سينما
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 14 آبان 1387 - ساعت 10:11
شماره خبر: 100953464045
نگاهي به گزيده اشعار محمدرضا مهديزاده‌
کلمات را ملاقات مي‌کنم‌
جام جم آنلاين: محمدرضا مهدیزاده، شاعر و روزنامه‌نگاری است که از سال‌ها پیش تاکنون مسوولیت صفحات شعر مجله اطلاعات هفتگی را عهده‌دار بوده و اکنون نیز سردبیر مجله روزهای زندگی است. او علاوه بر سرودن شعر، در عرصه تحقیق و ترجمه صاحب آثاری است و چند مجموعه نثر ادبی نیز دارد.
مهدیزاده سال‌هاست در شعر امروز حضوری بی‌حاشیه، اما پویا دارد و در دهه‌های گذشته در برآمدن و مطرح شدن نسلی از شاعران جوان کشور بی‌هیچ منتی نقش اساسی داشته است.کتاب «دور از چشم فرشته‌ها» مجموعه شعری است که گزیده اشعار او را در قالب‌های مختلف در بر دارد و از سوی انتشارات توسعه کتاب ایران (تکا)‌ روانه بازار شده است.

یکی از معضلات و مسائل شعر امروز این است که اغلب شعرهایی که در مطبوعات، مجموعه‌های شعر، وبلاگ‌ها و... می‌خوانیم شبیه هم هستند، به گونه‌ای که اگر نام و امضای شاعر در ذیل شعر نباشد، گمان می‌بریم همه شعرها سروده یک نفر هستند.

شاعری که در فلان شهر کوچک کویری زندگی می‌کند با شاعر پایتخت‌نشین یا شاعر دیگری در جنوب یا شمال، همه و همه در شعرهایشان از مجموعه‌ای تصاویر شاعرانه و یک نوع زبان و لحن و بیان استفاده می‌کنند.این مساله که از آن با عنوان فردیت گمشده شاعران یاد می‌کنند، گریبانگیر بسیاری از سروده‌ها در عصر حاضر است.

در چنین روزگاری، کمتر شاعری می‌بینیم که با وجود سال‌ها پایتخت‌نشینی، همچنان به حال و هوای شهر و دیار خود که در آن بالیده و رشد کرده، دلبستگی داشته و جغرافیای سرزمینش در آثارش نمود یابد.

محمدرضا مهدیزاده شاعری است از سرزمین دریا و جنگل. این را می‌توان از رنگ و بوی سروده‌هایش احساس کرد.
در بسیاری از سروده‌های او به تصویرهای زیبا و روشنی از طبیعت زیبای محیط زندگی شاعر برمی‌خوریم. آسمان‌های ابری شمال، عطر نارنج و پرتقال و زیتون، وزش نسیم سبکبال از روی امواج دریا و دره‌های سرسبز و قله‌های مه‌پوش همه و همه را می‌توان در آیینه سروده‌های او به تماشا نشست:

ابرها/ به پهلو خوابیده‌اند/ یک نفر/ زمین را هل می‌دهد/ نارنج کوچکی می‌چینم/ و قلبم را/ روشن می‌کنم/ لاله‌ای/ در رگ‌هایم آواز می‌خواند...

خواب - ص 69

از عشق مالامال‌
هر روز
خورشید را تا شانه‌هایم‌
پایین می‌آوری‌
تا مزرعه گوجه‌
و بلوط‌های کوهی را ببینم‌
و از دره‌های پر خمیازه/ به سلامت بگذرم‌

فراموشی - ص 153

مجموعه شعر «دور از چشم فرشته‌ها» به چند بخش یا دفتر مستقل تقسیم شده است. دفتر اول که «کنار پنجره‌های بارانی» نام دارد، سروده‌های سال‌های دور شاعر را شامل می‌شود، یعنی شعرهای سال 64 تا 73. شاید طبیعی باشد که سروده‌های این دفتر به لحاظ تخیل از قوت چندانی برخوردار نباشند. شاعر از ساده‌ترین صورت خیال یعنی تشبیه سود جست و بسامد اضافات تشبیهی در این سروده‌ها بسیار بالاست.این دفتر سرشار از تصاویری است که به تصویرهای جدول ضربی در شعر معروفند؛ تصویرهایی که گاه تصادفی و بدون دقت و نگاه شاعرانه ساخته شده‌اند. به این تصاویر توجه کنید:

گل‌های موج، باغ آبی دریا، عطر آبی رفتن، شولای خیال، باغ شعله‌
چتر سپید نگاه، شاخسار نگاه و...

اما هر چه پیش‌تر می‌رویم و به سروده‌های تازه‌تر شاعر می‌رسیم به کشف‌های تازه و تصاویر شاعرانه‌تری می‌رسیم:

در مه آبی تخیل/ کلمات را ملاقات می‌کنم/ باران‌ترین کلمه/ نام توست...

 نام تو - ص 33

شب موج برمی‌دارد/ ماهی‌ها/ ماه می‌شوند...

شعر در اقیانوس‌های ناهموار - ص 42

وقتی که مهربانی متوقف شود/ آن تابستان بی‌تاب/ می‌آید/ و زمین/ مثل سیب رسیده‌ای/ به پای او می‌افتد...

ماه چاردهم - ص 45

در دفتر دوم که شامل دوبیتی‌های شاعر می‌شود نیز بیشترین توجه را به صنایعی چون تضاد و تقابل‌های کلمات (که اغلب نیز تکراری هستند)‌ و نیز مراعات نظیر دارد:

اگرچه قطره‌ای دریا ندارم‌
نشانی از تب صحرا ندارم‌
نه گل هستم، نه شمعی در شب تار
در آغوشم ولی پروانه دارم‌

اگرچه - ص 106

تو فصلی خواندنی از سرنوشتی‌
سراسر باغی و باران‌سرشتی‌
کنار تو جهنم زشت؟ هرگز
که تو زیباتر از صدها بهشتی‌

کنار تو - ص 95

خوشا همراه تو، هر صبح و هر شام‌
مقیم قلب تو، مهجور و گمنام‌
تویی آغاز تند عشق،‌ بی‌تو
به پایان می‌رسم، آرام‌ آرام‌

شعر پایان - ص 108

محمدرضا مهدیزاده، شاعر و روزنامه‌نگاری است که از سال‌ها پیش تاکنون مسوولیت صفحات شعر مجله اطلاعات هفتگی را عهده‌دار بوده و اکنون نیز سردبیر مجله روزهای زندگی است. او علاوه بر سرودن شعر، در عرصه تحقیق و ترجمه صاحب آثاری است و چند مجموعه نثر ادبی نیز دارد.

مهدیزاده سال‌هاست در شعر امروز حضوری بی‌حاشیه، اما پویا دارد و در دهه‌های گذشته در برآمدن و مطرح شدن نسلی از شاعران جوان کشور بی‌هیچ منتی نقش اساسی داشته است.کتاب «دور از چشم فرشته‌ها» مجموعه شعری است که گزیده اشعار او را در قالب‌های مختلف در بر دارد و از سوی انتشارات توسعه کتاب ایران (تکا)‌ روانه بازار شده است.

در دفتر سوم با نام «عاشقانه با خدا» شعرهای سال 1383 شاعر را می‌‌خوانیم. در این شعرها که همگی در قالب سپید سروده شده‌اند، می‌توان به رگه‌هایی از زبان و حس شاعران همشهری مهدیزاده، یعنی مصطفی علی‌پور و مرحوم سلمان هراتی رسید، که به نظر می‌رسد شاعر تحت‌‌تاثیر ذهن و زبان شعری آنها قرار داشته است. این شعر را ببینید: با نگاه کبود/ تو را نمی‌‌توان سرود/ دست در دست باد/ با تو دست نمی‌توان داد

ص 178

که بی‌اختیار این شعر مصطفی علی‌پور را به ذهن متبادر می‌کند:

می‌‌توان هنوز بود/ مثل رود/ گرچه خسته و کبود...

همچنین شعرهای زیر که یادآور نیایش واژه‌های سلمان هراتی در مجموعه «دری به خانه خورشید» هستند، بویژه که به لحاظ مضمون هم مشترکند.

گاهی/ از پشت دیوارهایی/ که همه جا قد کشیده‌اند/ تو را بوضوح حس می‌کنم/ و از آیینه‌ای که در دست داری/ تمشک می‌چینم/ ...

ص 132

مقایسه کنید با:

گاهی که مشخص نیست/ مثل یک پیچک خودمانی / می‌آیی/ و جای شعرهایم می‌نشینی...

سلمان هراتی‌

در شعرهای سپیدش، شاعر گاه بسیار مقهور و مرعوب قافیه است. می‌دانیم که در شعر سپید، شاعر برای ایجاد موسیقی درونی و تمایز بخشیدن به زبان شعر، گاه از قافیه استفاده می‌کند. این استفاده هرگاه طبیعی است. مسلما شعر را زیبا کرده است اما در برخی شعرها، به نظر می‌رسد استفاده شاعر از قافیه، اندکی غیرطبیعی است و به عبارت بهتر، استفاده از این تکنیک خیلی رو و تصنعی از کار درآمده است، به این نمونه‌ها بنگرید:

خدایا
چینی شکسته دلم را
بند بزن‌
گرچه آمیزه گناه و گریه‌ام‌
لبخند بزن!

ص 161

به من بخشیدی ترانه را و باران را
عشق را و توفان را
و کلمه‌هایی از
بنفشه و ریواس‌
خدایا سپاس!

ص 191

سلام
ای قشنگ‌ترین آغاز!
اگر پاسخم را ندهی‌
لام تا کام‌
لب نمی‌کنم باز!

ص 111

استفاده از زبان کهن و معادل‌های قدیمی برخی واژه‌ها در شعرهای سپید قابل قبول بوده و حتی صنعت به شمار می‌آید. باستان‌گرایی یکی از شیوه‌های تشخص بخشیدن به زبان در شعر سپید است که اگر درست و بجا استفاده شود، باعث زیبایی شعر می‌شود. اما همین مساله، هنگامی که در دیگر سروده‌ها از جمله دوبیتی‌های شاعر، به چشم می‌خورد، سبب افت زبان شعر می‌شود و آن را تنزل می‌بخشد.

دوبیتی‌های زیر را ببینید که در آن استفاده از زبان کهن چگونه موجب ضعف زبان شعر شده است:

برای دل که می‌‌خواند بجز تو؟
دمادم گیسو افشاند بجز تو؟
تمام آرزوهایم که رفتند
برای من چه می‌ماند بجز تو؟

ص 97

همه دلدادگان جمع‌اند و وی نیست‌
به نای ما بجز آهنگ نی نیست
حدیث این جدایی چون بگویم؟
صراحی هست و ساقی هست و می نیست!

ص 231

آخرین بخش کتاب «دور از چشم فرشته‌ها» به ترانه‌های شاعر اختصاص دارد. در تمام ترانه‌های این مجموعه، عاطفه‌ای دقیق و ملایم جریان دارد که گاه سبب آفرینش ابیات زیبا و سرشار از حسی چون این ابیات شده است:

مگه می‌شه آسمون
تو قفس بشه اسیر؟
مگه می‌شه سروها
دل بدن به هر کویر؟

...

من مسافر شبم
کوله‌بارم از سوال
واسه دلتنگی من
کو یه خلوت زلال؟
کو مجال پر زدن
تو غبار جاده‌ها
توی پاییز سکوت
یه صدای آشنا؟

...

ص 254

اما در این سروده‌ها نیز زبان شاعر میان زبان رسمی ادبی و زبان شکسته محاوره‌ای (که خاص ترانه است)‌ در نوسان است و حتی‌ گاه در یک شعر و یک بند، هم کلمات رسمی می‌بینیم  هم کلمات شکسته:

چی می‌شد یه شب از اینجا
به سوی تو پر بگیرم؟
با کبوترای عاشق
پیش پای تو بمیرم؟

ص 290

به نظر می‌رسد مجموعه «دور از چشم فرشته‌ها» مجموعه‌ای یکدست نیست. گرچه عنوان «گزیده اشعار» روی جلد کتاب درج شده، اما ای کاش شاعر از میان همین گزیده، دست به انتخاب و گزینش دیگری می‌زد و بهترین نمونه‌های شعرش را در یک مجموعه گرد می‌آورد. حیف است وقتی شاعری می‌‌تواند چنین دوبیتی زیبا و درخشانی بگوید:

افق، آیینه گنجشک‌ها بود
شب بی‌کینه گنجشک‌ها بود
چنان دم می‌زدند از عشق انگار
دلم در سینه گنجشک‌ها بود

ص 80

در جای دیگری چنین شعری از او بخوانیم که بیشتر حال و هوای شعرهای طنز را دارد تا یک شعر سپید جدی:

تو کجایی تا
کامپیوترت را
از ویروس‌های مزاحم
پاک کنم
و هر روز
عاشقانه
به تو«ایمیل» بزنم‌
و ساعت‌ها
فارغ از خورد و خواب
با تو «چت» کنم!‌
آه!‌ دلم برای سرزنش‌های موسی‌ع‌
تنگ شده است!‌

ص 170

قرار دادن چنین شعرهایی در کنار شعرهای قوی، باعث می‌شود زیبایی آن شعرها هم کمرنگ شده و به نظر نیاید. ای کاش شاعر برخی شعرهای ضعیف‌تر را حذف می‌کرد تا هم حجم کتاب کمتر می‌شد و هم با مجموعه‌ای یکدست و متناسب مواجه بودیم.

انسیه موسویان‌