جام جم آنلاين
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیوآرشیو
دوشنبه 29 بهمن 1397 / 12 جمادي الثاني 1440 / a 18 Feb 2019    آخرین به روز رسانی ساعت 08:20
عناوین کل اخبار
روزنامه
فرهنگ و سينما
اجتماعي
دفاع مقدس
اقتصادي
راديو و تلويزيون
سياسي
بين الملل
ورزشي
دانش
آموزش
حوادث
گردشگري
شهرستانها
تاريخ
گفتگو
سرگرمي
يادداشت
صوت وتصویر
عکس
کاریکاتور
RSS
نسخه موبایل جام جم
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
RSS FEED
فرهنگ و سينما
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
پنجشنبه 07 آبان 1388 - ساعت 10:15
شماره خبر: 100921236834
خوانش غزل روانشاد قيصر امين‌پور براي امام رضا(ع)
کوچه‌هاي خراسان تو را مي‌شناسند
جام جم آنلاين: فردا سالروز میلاد با سعادت حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) است، امام بزرگواری که عشق و ارادت به او در جان شیعیان و بویژه ایرانیان موج می‌زند و شاید اغراق نباشد اگر بگوییم قلب تک‌تک ایرانیان خانه اوست و آستان مقدس شاه‌خراسان نیز همواره برای بسیاری از ارادتمندانش یک پناهگاه معنوی و باب‌الحوائج بوده است.

یکی از نمودها و جلوه‌گری‌های این عشق و علاقه فراوان ایرانیان و شیعیان به امام رضا(ع) را می‌توان در متون کهن و آثار ادبی و هنری جستجو کرد به گونه‌ای که شاید بتوان گفت توجه تاریخ ادبیات فارسی و حتی ادبیات عرب به امام هشتم در مقایسه با دیگر ائمه اطهار و معصومین(ع)‌ سهمی ویژه و برجسته است؛ چه از زمان حیات پر برکت آن حضرت که شاعری چون دعبل خزایی آثاری ماندگار را خلق کرده است و چه سنایی غزنوی که در قرن ششم سرود:

دین را حرمی است در خراسان

دشوار تو را به محشر آسان

یا حکیم خاقانی که قصیده‌ای محکم و با این مطلع دارد:

چه سبب سوی خراسان شدنم نگذارند

عندلیبم به گلستان شدنم نگذارند

اما دوران معاصر و شعر امروز خاصه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، رویکرد ویژه‌ای به امام رضا(ع) داشته است و در میان آثاری که به عنوان ادبیات آیینی مطرح می‌شوند سروده‌هایی که کلام و اندیشه را در گرو بارگاه شاه‌خراسان قرار داده‌اند فراوان یافت می‌شود.

یکی از همین شعرهای ماندگار و پیشکش به امام رضا(ع) غزل‌سروده‌ای از روانشاد قیصر امین‌پور است؛ شاعر شعرآشنا و خوش‌ذوق هم‌روزگارمان که درست 2 سال پیش و در چنین روزی آخرین کلماتش را زمزمه کرد.

در این مجال قصد داریم نگاه و خوانشی کوتاه داشته باشیم به غزلی که قیصر شعر ایران به بارگاه مطهر امام هشتم تقدیم کرده و در کتاب «تنفس صبح» او منتشر شده است:

چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند

موج‌های پریشان تو را می‌شناسند

پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی

ریگ‌های بیابان تو را می‌شناسند

نام تو رخصت رویش است و طراوت

زین سبب برگ و باران تو را می‌شناسند

از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی

ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند

اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد