روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
چهارشنبه 09 فروردين 1396 / 01 رجب 1438 / a 29 Mar 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
چارديواري
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
دوشنبه 09 بهمن 1391 - ساعت 19:00
شماره خبر: 100771035797
با اين پيمان شکسته شده چه کنم؟
آمارها و گزارش‌های روان‌شناسان و دادگاه‌های خانواده نشان می‌دهد در دهه گذشته بی‌وفایی در زندگی زناشویی در جامعه ما افزایش پیدا کرده و مهم‌ترین عامل طلاق به شمار می‌رود. نکته نگران‌کننده‌تر این است که چنین مشکلی که دیرزمانی فقط مختص مردان بود، امروزه زنان را هم دربرگرفته و با توجه به نقش محوری و تربیتی زنان در جامعه، زنگ خطر‌ها به صدا درآمده است.

پرداختن به معضلی که یکشبه به وجود نیامده و یکروزه هم از میان نخواهد رفت، نیازمند صرف وقت زیادی است. ما در این گزارش تلاش کرده‌ایم با معرفی و تعریف بی‌وفایی و بی‌اخلاقی در خانواده بکوشیم ریشه‌ها و دلایل اصلی بی‌تعهدی را واکاوی کنیم و روش‌های درست برخورد با این پدیده تلخ و خانمان برانداز را در گفت‌وگو با کارشناسان روشن کنیم. ​

پس‌لرزه‌های یک اتفاق تلخ

بی‌وفایی در زندگی مشترک به هر دلیلی که باشد و به هر شکلی که صورت گیرد، پیامدهای تلخی خواهد داشت؛ برای فردی که خیانت دیده، فرزندانشان و جامعه. طبق پژوهش سازمان ملی جوانان، فساد اخلاقی مهم‌ترین عامل فروپاشی خانواده‌هاست. گاهی به خاطر یک لذت زودگذر، هم خود فرد و هم نزدیکان او دچار مشکلات طولانی‌مدتی می‌شوند.

فردی که مورد بی‌وفایی قرار گرفته، ممکن است احساسات منفی متفاوتی را تجربه کند. احساس بی‌کفایتی و طرد‌شدگی، احساس گناه و حسادت. فرد، دچار خشم، افسردگی و سردرگمی می‌شود. عزت نفسش آسیب می‌بیند و حتی گاهی خود را مقصر می‌داند و حس می‌کند کمبودی داشته که همسرش سراغ شخص دیگری رفته است. آن فرد تا مدت‌ها نمی‌تواند فراموش کند و التیام چنین زخمی اگر نگوییم غیرممکن، بسیار سخت است. خود فردی هم که بی‌وفایی کرده است، بعد از بر ملا‌شدن چنین موضوعی علاوه بر این‌که آبروی خود را از دست می‌دهد، به احتمال زیاد خانواده اش را نیز از دست خواهد داد و حتی اگر چنین نشود دچار عذاب وجدان می‌شود و خود پنداره منفی از خود پیدا خواهد کرد.

اما قربانیان اصلی این اتفاق مثل همیشه آنهایی هستند که کمترین گناه را در این خصوص دارند. فرزندانی که والدین‌شان این کشمکش‌ها را پشت سر می‌گذارند، روزهای سختی را درک می‌کنند و بسته به این‌که در چه سنی باشند، تاثیرات متفاوتی در آینده‌شان خواهد گذاشت.

آنها ممکن است نسبت به والدین خاطی احساس انزجار کنند، به پیمان زناشویی بدبین شوند و در زندگی زناشویی آینده‌شان به همسرشان سوءظن داشته باشند.

فرزندانی که در چنین شرایطی قرار می‌گیرند، به دلیل مشاجره‌هایی که در خانواده به وجود می‌آید، مدت زیادی ناامنی و تشنج را تجربه می‌کنند. دچار افت تحصیلی می‌شوند و لحظات تلخی را در خلوت‌شان می‌گذرانند.

ممکن است به خاطر خطای یکی از والدینشان، شرمنده دوستان و کسانی شوند که از موضوع با خبرند و نوعی احساس گناه بدون منبع مشخص آزارشان می‌دهد.

داشتن یک خانواده شاد و فرزندانی موفق و کانونی که همیشه گرم و پرمهر است لذتی بیشتر از تمام هوس‌های زودگذر و رنگارنگ دارد.

انواع بی‌وفایی

تعهد واقعی، یک حلقه ازدواج، عقدنامه یا سند ازدواج یا سال‌هایی نیست که با یکدیگر زندگی کرده‌اید، بلکه رفتار شماست در تمامی روزهای زندگی‌تان با فردی که دوستش دارید. شکستن عهد و پیمان زناشویی انواع مختلفی دارد که ممکن است از قلم بیفتد و فردی که آن را مرتکب می‌شود، گمان نکند که خطایی از او سر زده در صورتی که خود هموار‌کننده خیانت جسمی می‌شود و قدم‌به‌قدم قبح این رابطه را از بین می‌برد.

خیانت ذهنی و عاطفی: گاهی کسی در تخیلش به‌دیگری فکر می‌کند و از آنجا که اختیار تخیل هر کسی به دست خودش است، از آن فرد یک فرشته بی‌عیب و نقص می‌سازد. مدام رویاپردازی می‌کند و با این‌که کار به ارتباط کشیده نشده است، اما زندگی خانوادگی‌اش را به خطر می‌اندازد. همسرش را با فرشته رویاهایش مقایسه می‌کند و رابطه‌شان کم‌کم سرد می‌شود.

خیانت مجازی: یکی از ابعاد بی‌وفایی به همسر که این روزها رونق گرفته است، این است که در ارتباط‌های مجازی، حد و حدود را رعایت نکنیم و باایجاد صمیمت‌‌های بیش از حد زمینه را برای بروز ارتباط‌های بعدی فراهم کنیم. به دوست مجازی غیرهمجنس وابسته شویم و حضور نامرئی او در زندگی‌مان روز به روز پررنگ‌تر شود.

خیانت رفتاری: یکی از شایع‌ترین انواع بی‌وفایی که خیلی‌ها گمان می‌کنند تنها نوع آن است، خیانت رفتاری است و با ارتباط برقرار‌کردن با شخصی خارج از سیستم خانواده مترادف است. بیشتر جنبه جنسی دارد و فرد خاطی حتی اگر رازش برملا نشود تا پایان عمر احساس عذاب وجدان خواهد کرد.

حلقه‌های گمشده

این که​یکی از زوجین فراموش می‌کند که بر سر عهد و پیمان خود بماند، ممکن است دلایل متفاوتی داشته باشد. البته هیچ‌کدام از این دلایل توجیهی برای این رفتار نامناسب نیست، اما به اختصار به برخی بهانه‌های شخصی و اجتماعی می‌پردازیم که تعهد به شریک زندگی را کمرنگ کرده است.

محیط خانه‌ای که سرشار از اختلاف‌نظرهای حل نشده و تعارضات خسته‌کننده است، می‌تواند خیلی کسل‌کننده باشد.

دعوا، قهر، بی‌احترامی، ندیدن یکدیگر و خلاصه نبود توانایی در گذراندن لحظاتی شاد در کنار هم می‌تواند باعث شود که هر یک از همسران از خانه خود دلزده شوند و چنین احساسی باعث شود آرامش و صمیمیت را جایی خارج از خانه جستجو کنند.

ما انسان‌ها زیبایی را دوست داریم و جذب بهترین‌ها می‌شویم. همان‌طور که وقتی کسی در مرحله انتخاب همسر قرار دارد به عوامل ظاهری هم اهمیت می‌دهد، در طول زندگی هم حفظ این جذابیت مهم است و گاهی از بین رفتن این جذابیت‌ها، بهانه‌ای می‌شود برای بی‌وفایی طرف مقابل.

روابط زناشویی ناموفق

از اصلی‌ترین دلایل بی‌وفایی همسران این است که بین آنها روابط زناشویی خوبی وجود ندارد. اختلالات جنسی، نبود شناخت از نیازهای زنانه و مردانه در رابطه زناشویی، بی‌توجهی به نیازهای همسر و رفع نکردن آنها می‌تواند رابطه زناشویی را تلخ و کمرنگ کند، در چنین شرایطی زن یا مرد ممکن است به دنبال رفع این نیاز در جایی خارج از چارچوب خانواده باشند. بنابر این نخستین گام درمان این نوع اختلالات است.

از سوی دیگر این یک واقعیت است که برخی انسان‌ها، اگر نفس خود را رها کنند، به دنبال هوسرانی خواهند رفت و لذت‌های زودگذر را بر زندگی سالم ترجیح خواهند داد. فردی که هوسرانی می‌کند، نمی‌تواند به عواقب کار خود فکر کند. حتی سلامتی خود را به خطر می‌اندازد تا به خواسته‌های آنی نفسش پاسخ مثبت دهد، پاسخی که گاهی زندگی‌اش را تباه می‌کند.

از سوی دیگر برخی از اختلالات بالینی باعث می‌شود فرد در معرض خیانت به همسرش قرار‌گیرد. کسی که کنترل هیجانی ندارد یا دچار ضعف شخصیت است. کسی که یاد نگرفته است در مواقع لزوم نه بگوید بیشتر از دیگران ممکن است پایش بلغزد.

انتقام گرفتن

زن و شوهر ممکن است به خاطر رنجشی که از هم دارند، دست به انتقام بزنند وراه خیانت را انتخاب کنند یا در برخی مواقع کسی که شریک زندگی اش به او خیانت کرده برای آرام‌کردن خود، اقدامی مشابه می‌کند.

حضور زنان در محیط کار

گذشت آن زمان که اگر زنی برای کاری به خارج از خانه می‌رفت یکی از محارم او را همراهی می‌کرد. این روزها، زنان پا به پای مردان در محیط‌های علمی و کاری حضور دارند و این حضور زنان و مردان برای ساعات طولانی و گاهی هر روز هفته در کنار هم، اگر با رفتار مناسب آنها و حفظ حدود شرعی همراه نباشد، بهترین بهانه برای فراموش‌کردن تعهد‌های زناشویی است. بنابراین ضمن این‌که باید تاکید کنیم حضور اجتماعی زنان برای پیشرفت جامعه یک فرصت است، نباید به تهدیدی برای خانواده تبدیل شود و مانعی برای وظایف زن به عنوان همسر و مادر در خانواده ایجاد کند.

ماهواره؛ پای ثابت شب‌نشینی‌ها

این که رسانه‌ای با فرهنگ متفاوت، در کنار زن و شوهر و فرزندانشان مدام حرف می‌زند و آن چیزی را که می‌خواهد در گوش می‌خواند، تا باور کنند، فرهنگ اصیلش آن و مفاهیمی چون نجابت، غیرت و وفاداری دیگر قدیمی شده است و می‌توان به‌گونه‌ای دیگر به دنیا نگاه کرد، اتفاقی است که در خیلی از خانه‌ها می‌افتد. بدون آن‌که خودمان متوجه باشیم، غریبه‌ای را به حریم خصوصی‌مان راه داده‌ایم. این‌گونه می‌شود که زشتی برخی روابط برایمان از بین می‌رود و آنقدر این اتفاق ذره‌ذره می‌افتد که کسی باور نمی‌کند این سریال‌های فارسی زبان با مضامین عاشقانه، چه بلایی بر سر ارزش‌های خانوادگی‌مان می‌آورد. سریال‌هایی که بی‌وفایی در آنها عادی و همگانی است و گاهی سناریوی آن به‌گونه‌ای است که بیننده به فردی که بی‌وفایی هم کرده، حق می‌دهد.

​فناوری‌های دردسرساز

رسانه‌های نوظهور به زندگی وارد می‌شوند بدون آن‌که فرهنگ استفاده از آنها همراهشان بیاید. فضای مجازی دستمان را برای شیطنت‌هایی با دردسر کمتر از فضای حقیقی باز کرده است. چت‌روم و امکاناتی چون چت تصویری و با صدا هنوز از گرد راه نرسیده، فیس‌بوک هم به آن اضافه شد. رسانه‌هایی که برای زندگی امروز لازم است و تردیدی در این وجود ندارد، اما به شرط آن‌که فرهنگ حضور در آنها را فرا گرفته باشیم.

بی‌تعهدی‌های آنلاین

با وصل‌شدن به خط تلفن می‌توان وارد دنیایی شد که به آن دهکده جهانی می‌گویند. در اتاقت می‌نشینی و به صفحه مانیتورت نگاه می‌کنی. دنیایی از اطلاعات و امکانات پیش‌روی توست. می‌توانی از امکانات آن براحتی برای تبادل اطلاعات، تحقیق، فرستادن پیام و... کمک بگیری یا می‌توانی وقتت را صرف گپ‌های اینترنتی با غریبه و آشنا کنی.

این امکانی است که زندگی در عصر فناوری به ما انسان‌ها می‌دهد.

امروزه فضای اینترنت مکان‌های بسیار متنوعی برای ارتباط با افراد مختلف فراهم آورده است. اینترنت تبدیل به یک تکنولوژی شگفت‌آور شده که شما می‌توانید با افراد بسیاری از مردم سراسر جهان که حتی ممکن است تا آخر عمرتان هرگز آنها را به طور حضوری ملاقات نکنید، ارتباط برقرار کنید. در زمینه تجارت، خدمات مختلف، تبلیغات و... این فضای مجازی یک انقلاب در زمینه ارتباطات ایجاد کرده است.

اما مانند هر ارتباط دیگری که ممکن است توام با مشکلاتی باشد، ارتباط مجازی از طریق ایمیل و چت‌کردن نیز ظرفیت بالایی برای بروز مشکلات مختلف دارد.

روزهای اول و شاید سال‌های اول این نوع دوستی‌ها بیشتر مورد توجه جوان‌تر‌ها و مجردها بود، اما کم‌کم جای خود را در میان متاهلین هم باز کرد. این‌که یک نفر بتواند در خانه‌اش بنشیند و بدون خطر دیده‌شدن توسط دیگران، با جنس مخالفی در ارتباط باشد و کمبود‌های عاطفی و تنهایی خود را پر کند، باعث شد تا برخی افراد به این نوع دوستی‌ها روی بیاورند.

گاهی چت‌کردن با افرادی صورت می‌گیرد که فرد او را می‌شناسد، همکار و همکلاسی و... که چون فرصت کنار هم بودن را به مقدار کافی ندارند، ساعت‌ها با هم چت می‌کنند. از هر موضوعی حرف می‌زنند و به مرور احساس صمیمیت می‌کنند. اوایل حریم‌ها را نگه می‌دارند و فکر می‌کنند این یک دوستی معمولی و یک ارتباط ساده برای تنها نبودن یا صحبت در یک مورد خاص است، اما هر چه زمان می‌گذرد و ارتباط‌شان نزدیک‌تر می‌شود، دوستی معمولی جای خود را به دوست داشتن می‌دهد.

گاهی هم آشنایی به صورت تصادفی در فضای مجازی صورت می‌گیرد و هر کس می‌تواند خود را آن‌گونه که دوست دارد معرفی کند. زن یا مرد، زشت یا زیبا، هنرمند یا ثروتمند و... که اصولا در این نوع بعد از مدتی می‌خواهند عکسی از هم ببینند. چه چت‌کردن با یک همکار جنس مخالف باشد چه با یک غریبه که بعد می‌فهمیم جنس مخالف است، در هر صورت می‌تواند آسیب جدی به زندگی خانوادگی بزند.

فردی که در چت بخواهد اوقاتش را پر کند، دیگر وقتی برای خانواده خود باقی نمی‌گذارد. اگر هم فقط زمان خاصی را به این کار اختصاص دهد، مابقی وقتش به فکر‌کردن در خصوص آن خواهد گذشت. اصول اخلاقی که در دنیای واقعی جریان دارد، در دنیای مجازی هم باید باشد. اگر ما همکارمان را خانم یا آقا صدا می‌زنیم و حریم‌ها را حفظ می‌کنیم لزومی ندارد که وقتی در اینترنت با او صحبت می‌کنیم، او را به اسم کوچک صدا کنیم یا الفاظی به کار ببریم که نشان دهنده صمیمیت باشد.

یک نشانه خوب برای آن‌که بدانیم مرزهای تعریف شده در زندگی زناشویی‌مان را شکسته‌ایم یا نه، این است که ببینیم اگر تمام حرف‌هایی که در چت بین ما و او رد و بدل شده را پرینت بگیریم و به همسرمان بدهیم که بخواند، آیا ناراحت می‌شود؟ یا اگر همسرمان با جنس مخالفی چنین مکالماتی داشته باشد، آیا ما ناراحت می‌شویم؟ اگر جواب مثبت است بهتر است خودمان را گول نزنیم و بدانیم در اتاق مجاور همسرمان، در حریمی که فرزندانمان نفس می‌کشند و بازی می‌کنند و در چاردیواری خانه‌مان، پشت همین مانیتوری که نشسته‌ایم، به شریک زندگی‌مان خیانت کرده‌ایم.

خیلی از ارتباط‌های نامشروع جنسی هم آغازی اینچنینی داشته‌اند. ارتباط زن و مرد نامحرم، ارتباط پنبه و آتش است، حتی اگر از کیلومتر‌ها فاصله باشد. مراقب باشید که دود آتش به چشمانتان نرود.

واکسن ضد بی‌وفایی

علاج واقعه قبل از وقوع بهتر است، اگر می‌خواهید همیشه و در همه حال به تعهدتان نسبت به همسرتان پایبند باشید، بهتر است نگاه‌ خود به زندگی را اصلاح کنید.

نگاه شما به دنیا، همان چیزی است که طبق آن زندگی می‌کنید و تصمیم می‌گیرید. اعتقادتان در صورتی که پشتوانه منطقی صحیحی داشته باشد، می تواند تضمین‌کننده آن باشد که در شرایط امکان خطا، شما انتخاب درست را انجام دهید و مصون بمانید.

اگر احساس می‌کنید، از همسرتان دور شده‌اید، اگر دلتان برایش تنگ نمی‌شود، اگر همصحبت خوبی برای هم نیستید، اگر روابط زناشویی‌تان سرد شده است دست روی دست نگذارید و به رفع مشکل اقدام کنید. با همسرتان صحبت کنید، از مشاور کمک بگیرید، هر کاری که می‌توانید انجام دهید که جای همسرتان در قلب و زندگی‌تان خالی نشود که در این صورت احتمال خطای‌تان بالا می‌رود.

مراقب روابط‌تان خارج از خانه باشید

اگر به خاطر کارتان با افراد غیرهمجنس در ارتباط هستید، مراقب باشید که حدود شرعی و اخلاقی را در این ارتباطات رعایت کنید. همیشه حلقه ازدواج‌تان را در دست داشته باشید و هر وقت احساس کردید در رابطه‌ای پارا فراتر گذاشته‌اید، به آن نگاه کنید و یاد تعهدی بیفتید که تا لحظه مرگ باید به آن پایبند باشید. اما راه‌هایی که گفتیم برای این بود که همیشه خود را کنترل محسوس کنید که به تعهدتان پایبند باشید، اما چند راه پیشنهادی هم برای کنترل نامحسوس همسرتان داریم.

او را غرق در محبت کنید

بهترین راه برای کنترل نامحسوس همسر، به جای کنترل تلفن همراه او و کارهایی این چنینی، این است که قلب همسرتان را با محبت‌های بی‌قید و شرط خود، تسخیر کنید آنقدر که جای خالی برای شخص دیگری پیدا نشود.

به ظاهرتان برسید

این یک وظیفه همیشگی است که شما باید بهترین شکل ممکن‌ را برای شریک زندگی‌تان داشته باشید. درست برعکس کاری که بیشتر مردم انجام می‌دهند. صبح‌ها موقع رفتن از خانه دوش می‌گیرند، مقابل آینه می‌روند و به خودشان می‌رسند، بهترین لباس‌های‌شان را می‌پوشند و عطر می‌زنند، اما وقتی به خانه برمی‌گردند، با دنیایی از خستگی و بوی دود و گازوئیل به دیدن همسرشان می‌روند.

حتی خانم‌هایی که در خانه هستند هم لباس‌های زیبایشان برای مهمانی‌ها در کمد خاک می‌خورد و دم‌دستی‌ترین چیزهایی که در کمد دارند را وقت مراجعت همسر می‌پوشند. فرقی نمی‌کند شاغل باشید یا خانه‌دار، خانم یا آقا، مهم این است که برای همسرتان جذاب باشید و همیشه به بهترین شکل در مقابلش ظاهر شوید.

روابط زناشویی و رمانتیک داشته باشید

شما قرار است تنها شریک جنسی همسر خود باشید پس باید مراقب باشید که او در این زمینه احساس کمبود نکند. به خواسته هایش توجه کنید و کمی روابط رمانتیک را چاشنی زندگی‌تان کنید. اگر صاحب فرزند هستید، زمانی را به خلوت‌تان اختصاص دهید، گاهی تنها با هم به رستوران بروید، پیاده روی کنید. اگر حس رمانتیک‌تان کم شده، شما اقدام کنید. یک شاخه گل می‌تواند بعد از سال‌های سال به یادتان بیندازد که می‌توانید تا چه حد روابط گرم داشته باشید.

ندا داوودی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: