روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
چهارشنبه 09 فروردين 1396 / 01 رجب 1438 / a 29 Mar 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
چارديواري
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
دوشنبه 09 بهمن 1391 - ساعت 19:00
شماره خبر: 100771036988
داد از اين بي وفايي
روزی که من و تو، در محضر خدا با هم پیمان بستیم تا آخر عمر کنار یکدیگر بمانیم را یادت هست؟ به هم بله گفتیم و حلقه ازدواج مان را دست یکدیگر کردیم و قرار گذاشتیم من، تنها برای تو باشم و تو، تنها برای من. اما امروز که می‌دانم، پای شخص دیگری هم در میان است. امروز که قول و قرار هایت را فراموش کردی و حرمت عشق‌مان را نگه نداشتی، سرشارم از غم و لبریزم از پرسش.

کجای کار را اشتباه کردم که تو دیگری را ترجیح دادی؟ حالا چه کنم با این زندگی که روزی هر دویمان دوستش داشتیم؟ با عهدی که شکسته و آبی که ریخته؟ ترکت کنم؟ به فرزندانمان چه بگویم؟

برای پاسخ به این پرسش‌ها با مریم عطاریان، کارشناس ارشد روان‌شناسی که سال‌هاست در مشاوره‌های حضوری و اینترنتی خود با چنین مشکلاتی رو‌به‌روست، گفت‌وگو کرده‌ایم که از نظرتان می‌گذرد.

اگر احساس کردیم که پای شخص سومی به زندگی‌مان باز شده است، باید چه واکنشی داشته باشیم‌؟

حس تملک برای همه ما آشناست، یعنی همان احساسی که گاه زنان را به آن جهت سوق می‌دهد که در مورد تمام روابط و مناسبات همسرشان حساس شده و حتی همسرشان را به خاطر ارتباط صمیمانه با محارم خویش (مادر و خواهر و...) مورد بازخواست قرار می‌دهند. بنابراین وقتی زنی نسبت به همسرش دچار احساس شک و تردید شد، اول باید به اندازه کافی دقت کند و ببیند که آیا این احساس واقعی است یا نشأت گرفته از همان حساسیت‌های زنانه است؟

البته خانم‌ها استعداد عجیبی در کشف خیانت‌های زناشویی داشته و از آنجا که بسیار نکته‌سنج هستند، عمدتا شک و تردیدهایشان در زمینه خیانت‌های زناشویی (البته اگر مساله بدبینی و سوءظن نباشد) تا حد زیادی درست است، اما در هر حال ضروری است زنی که احساس خیانت می‌کند حتما از این مقوله اطمینان کسب کند.

پس از کسب اطمینان از این مقوله توصیه می‌شود که واکنشی مستقیم نشان داده نشود، بلکه عمدتا تغییراتی در رفتارمان ایجاد کنیم تا همسرمان متوجه این تغییرات شده و احساس خطر و برملا‌شدن رازش را بکند.

هدف از این طرز برخورد این است که قبح این مساله نزد مرد ریخته نشود و اگر ارتباطی تازه در حال شکل‌گیری است، در همین مرحله تمام شده و دیگر ادامه دار نشود.

وقتی ثابت شد نفر سومی در کار است، اولین برخورد چه باید باشد؟

پیوند زناشویی، شراکتی دو نفره است که سه نفر در این میان نمی‌گنجد. ظهور بی‌وفایی به معنای این است که زندگی مشترک از مدت‌ها قبل از هم گسیخته شده است. بنابراین بویژه به زنان توصیه می‌شود که مسیری مستقل و سختگیرانه را در پیش بگیرند و درصدد باشند تا برای همسر بی‌وفا روشن کنند که به هیچ عنوان این شرایط را تحمل نمی‌کنند.

پیوند زناشویی، شراکتی دو نفره است که سه نفر در این میان نمی‌گنجد ظهور بی‌وفایی به معنای این است که زندگی مشترک از مدت‌ها قبل از هم گسیخته شده است

اشتباه نکنید، منظور ما این نیست که با فهمیدن این مساله، داد و فریاد به راه اندازید، همه دوستان و آشنایان را مطلع سازید یا حتی خانه را ترک کنید، بلکه منظور ما این است که بسرعت میدان را برای نفر سوم خالی نکنید. شما با وجود شکست عاطفی که دیده‌اید باید بمانید، مشکلات را شناسایی و حل کنید و شخص ثالث را کم‌کم از زندگی خویش بیرون کنید. اجازه ندهید به همین راحتی زندگی چندساله‌تان را از دست داده و همه چیز را رها کنید. اگر لازم دیدید یا بشدت احساس خشم و عصبانیت کردید، با همسرتان صحبت نکنید، اما به وظایف زناشویی خود مانند رسیدگی به امور خانه و فرزندان، آشپزی و... عمل کنید.

فرآیند بی‌وفایی شوک غیرقابل تحملی را به افراد وارد می‌کند، اما در صورتی که خودتان را برای آنچه پیش خواهد آمد آماده کنید، نه‌تنها عذاب کمتری می‌کشید، بلکه به خودتان فرصت بیشتری برای بهبود و دوام می‌دهید. یکی از بهترین راه‌ها برای افزایش آمادگی این است که بدانید بهترین واکنش رفتاری چیست. برای مثال بعد از چند روز از وقوع این حادثه، وقتی به اندازه کافی توانستید بر اعصاب خود مسلط شوید، مهر سکوت را بشکنید و در فضای مناسب و در غیاب فرزندان (اگر صاحب فرزند هستید) به طور مفصل با همسرتان صحبت کنید و ببینید چه انگیزه‌ای باعث بروز این رفتار ناشایست شده است؟ چه کمبودی در زندگی داشته است؟ از شما چه توقعی داشته که نتوانسته‌اید آن را برآورده کنید؟ فرد جدید چه خلأیی از همسر شما را پر می‌کند‌؟ و...

چه راه‌هایی برای برخورد مناسب با این موضوع وجود دارد؟

در این مرحله باید سعی شود نیازهای عاطفی همسرتان را به شکل بهتری برطرف کنید. زن و مرد می‌توانند ازدواجشان را بازسازی کنند و با برطرف‌کردن نیازهای یکدیگر، فصل تازه‌ای از عشق را در زندگی خود برنامه‌ریزی کنند.

وقتی در نهایت می‌آموزید مهم‌ترین نیازهای عاطفی یکدیگر را برطرف کنید، عشق و ازدواجتان نیرومندتر از همیشه می‌شود. بازگشت به شرایط عادی نیازمند تلاش پایدار و خستگی ناپذیر هر دو همسر است. آنها با عبور از این شرایط سخت به همراه یکدیگر متوجه می‌شوند که بیشتر از همیشه یکدیگر را دوست دارند.

بی‌وفایی را به عنوان محرکی اصلاح‌کننده ببینید که در نهایت موجب می‌شود زوج‌ها در مورد نیازهای مهم‌شان کار کنند. وقتی شروع به کار‌کردن در مورد این نیازها کنید، زندگی مشترک‌تان همان می‌شود که همیشه خواهانش بوده‌اید. از طریق ارتباط کلامی شما می‌توانید اولین گام‌های اصلاح رابطه تخریب شده‌تان را بردارید. توجه داشته باشید که ارتباط کلامی ویژگی اختصاصی انسان‌هاست. زوج‌ها در قالب کلام، نگرش‌های خود را درباره مخاطب خود، مسائل کلی و مشترک به یکدیگر انتقال می‌دهند.

چگونه همچنان به همسری که دیگر به او اعتماد نداریم، عشق بورزیم‌؟

مسلما نمی‌توان از یک همسر زخم خورده توقع داشت که به طور کامل بی‌وفایی همسرش را فراموش کند و یک رابطه عاطفی خالصانه با وی برقرار کند، اما می‌توان به وی کمک کرد تا با این رخداد دردناک، زندگی و دائم آن را مرور نکند. اگر هدف ، رفع مشکلات و دستیابی مجدد بر زندگی زناشویی و ترمیم رابطه با همسر باشد، پرداختن به زمان حال و آینده بهترین اقدام است.

به طور قطع حل مشکلات گذشته تقریبا غیر ممکن است، چون در هر حال بی‌وفایی رخ داده است و از طرف دیگر نمی‌توان نسبت به مشکلات بد گذشته احساس خوبی پیدا کرد، اما می‌توان روی حال و آینده تمرکز کرد. چرا بیهوده بر گذشته‌ای متمرکز شویم که نمی‌توان آن را تغییر داد، بلکه باید این سرمایه‌گذاری روانی صرف اصلاح رابطه با همسر و همچنین پرداختن به حال و آینده شود.

و نکته آخر‌؟

آنچه که در بروز خیانت‌های زناشویی بسیار مهم و البته پنهان از اذهان عمومی به نظر می‌رسد، مساله حساسیت‌زدایی است که در شرایط فعلی در حال شکل‌گیری است.

منظور ما حساسیت زدایی از ایجاد رابطه با غیر است.

برای مثال بسیار رایج شده است که افراد در فضاهای مجازی با جنس مخالف وارد رابطه می‌شوند یا روابطی بیش از حد معمول آزادانه با همکاران و اطرافیان برقرار می‌کنند که البته اگر در مورد علت این رفتار از آنها پرسیده شود عادی بودن این روابط را توجیه می‌کنند یا مثلا عنوان می‌کنند که در فضای مجازی ارتباطی واقعی و رودررو شکل نمی‌گیرد و بنابراین جای هیچ نگرانی نیست در حالی که اگر همسر این افراد متوجه این روابط شود بشدت تحت تاثیر هیجانات منفی قرار می‌گیرد. البته علاوه بر ضعف اعتقادات مذهبی، از تبلیغات ماهواره‌ای هم نباید غافل ماند.

البته منظور ما دیدن فیلم‌های غیراخلاقی نیست (که ناروایی آن بر همگان روشن است)، بلکه منظور سخن ما فیلم‌هایی است که ظاهری عادی داشته و دارای صحنه‌های نامناسب هم نیست، اما نوع مراودات و ارتباطات بازیگران این دست فیلم‌ها به نوعی است که در جهت ترویج خیانت‌های زناشویی است که پرداختن زیاد به این موضوع، به مرور مساله ارتباط با غیر را برای برخی از افراد بلامانع جلوه داده و بی‌قیدی ایجاد می‌کند. به بیان دیگر قبح این مساله را می‌شکند و به ترویج آن کمک می‌کند. بنابراین لازم است دیدن این نوع فیلم‌ها را در محیط خانواده ناروا بدانیم و با تماشای آن امنیت عاطفی و روانی اعضای خانواده را به خطر نیندازیم.


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: