روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
شنبه 06 خرداد 1396 / 01 رمضان 1438 / a 27 May 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
چارديواري
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
دوشنبه 09 بهمن 1391 - ساعت 19:00
شماره خبر: 100771098666
پيامخانه
[اگه به من بود، همین یه قانون رو می‌ذاشتم:] 1-هر چی می‌خواد دل تنگت بگو آمممماااا: حاصل فکر و قلم خودت رو بفرست. 2-مطالب بی‌نام، اسامی خارجی و نامفهوم یا به قول مسئولان: مورددار، می‌شن «بدون نام». 3-نوشته‌های وبلاگت رو نفرست.

4-نهایتاً تا 120 کلمه بنویس وگرنه به سبب کمبود جا با علامتِ [...] کوتاه می‌شه! 5-واسه نوشته‌های طنز پارتی‌بازی می‌شه، حرفی داااری؟! (دس‌تتُ بن‌دااااز...)! 6-پارتی نداری؟ آاااخی، خُ یخده روونتر بنویس، یه چی بگو به درد دیگران بخوره که آخرشم نگیم: «حالا منظور؟» هوات رو دارم! 7-برای گرفتن جوابت از ایوب یاد بگیر! ببین... اصاً نمی‌گفت آی من با تو قهرم و بچّه‌م رو گااااز بود و... ءَ‌ئی‌جوحَه‌فاااا...! آها راستی: کبوتران خیال و مرغان اندیشه‌ت رو هم به pasukhgoo در جیمیل، ایمیل کن.

تنهای تن‌ها از خرم‌آباد: دیشب ضیافت اشکهایم بود اما این بار به افتخار آمدنت مهمانی داده بودند. مهمانشان اشکها بودند. تو ندیدی مثل همیشه! آخر هر بار دیدنت و حسرت نداشتنت داغ دلم را تازه‌تر می‌کند.

بدون نام: دوست دارم خبرنگار شوم اما نمی‌دانم از چه طریقی وارد این عرصه شوم.

از دانشگاه با انتخاب رشته، خصوصی با ثبت نام توی کلاسای آموزشی، شخصی با مطالعة کتابای روزنامه‌نگاری؛ ولی توان و قلم و ذهنیتش رو باس داشته باشی از قبل.

سمیرا از لاهیجان: اگه تعداد صفحات چاردیواری بیشتر شه فک کنم فروش روزنامه جام جم به اندازة عدد آووگادرو برسه!

چه باحال! به جای گووووووگل هم می‌شد نوشت بروووووبچ!

قادری از بروجن: از طرفدارای سیریش این صفحه‌ام. می‌خواستم در جواب اون دوستی که گفت لحنت بیمزه‌س بگم نظر میلیون تا آدمی که دارن این صفحه را می‌خونن فکر کنم مهمتر باشه. لحنت خیلی‌ام خوبه.

بدون نام: وقتی صفحه بروبچ رو می‌خونم اتوماتیک به یه مسائلی فکر می‌کنم. کلاً خوبه. جوابای تو هم اگه عمیقتر بهشون نگاه کنی از هر لحاظ کامل هستن. تنها چیزی که تو ذوقم می‌زنه طرز صحبت کردنته...

مهر 68: به حرف کسی کار نداشته باش. مثل سابق نظرت را در مورد نوشته‌ها بنویس. بدون حرفات صفحه خیلی بیمزه و خشکه.

بدون نام: صفحه خیلی جالبیه. توی 58 روزی که در بیمارستانم تلنگری بر خاطر آشفته‌م می‌شه. دمی به خنده دلم نفسی تازه می‌کنه و این‌قد مشتاق می‌شم که می‌خوام به همه بروبچه‌ها بگم سلام.

ینی من الان کمپوت آلبالو گیلاس بشم واسه‌ت، بازم ناقابله!

بدون نام: تو خودت چن صفحه جداگونه درست کنی اسمشم بذاری ضمیمة بروبچ، بذاریش بین همین چاردیواری که ضمیمة جام‌جمه، خوب نی؟!

بدون نام: 6 ساله خوانندة بروبچم. چرا از لنگه کفش بیابانی سراغی نمی‌گیری؟

اگه بدونی من تو بیابونای مخم چقدرررر به اسامی قدیمی فکر می‌کنم! شازده کوچولو هم دیگه سوالای خودش رو گذاشته کنار، اومده پیشم داره دلداریم می‌ده! (یه وعضیییی!)

پری از کرج: حالا راحت می‌تونم پاسخ این پرسش قدیمی رو بدم که علم بهتره یا ثروت؟ ثروت! چون اگه منم رایانه داشتم هر هفته مطلبی می‌فرستادم حداقل یکیش چاپ شه! ما که با گوشی عهد دقیانوس پیامک می‌دیم پیداس کسی تحویلمون نمی‌گیره!

خ تو که زدی فک و مک منو درآوردی پایین! برم برات نفت بخرم؟ بیام برات نون بگیرم؟!

صادق از گرگان: حسامی 5 حرف داره و بروبچ هم 5 حرف؛ ولی هر دو حرف ندارن واقعاً! (شاید بگی تمجیده ولی واقعیته پس جوون من چاپش کن)!

مطالبتان رسید: عاطفه شکرگزار- سید رضا تولایی‌زاده- پیمان مجیدی معین (نثر تو دست و بالت نداری؟!)- کیک شکلاتی (زنگ علوم رو یادت رفته‌هاااا)- یه شهریوری- سمیه قراخانی بهار از تکاب- مریم کاشانچیان از بابل- زهرا موسوی از آبادان (یا با ضمیمة کلیک مکاتبه کن یا توی گوگل بنویس: طریقه ساخت اکانت ایمیل)- سهیلا جوان از کرمانشاه (هنوز نه متأسفانه)- خاتون، 20 ساله از قم- پرستو- شیوا- فرانک از اردبیل- شیلا (مخلصیم دربست، درباز، پلمب‌شده، همه‌جوره!)- فهیم از گنبد- مریم گلی (بازم گلی به معرفت تو)- نرگس- رؤیا امینی، 17 ساله- اسما (نی‌می‌شِد هنو!)- مرضی (گفت: اشفأ کل المرضی، انهم لایعرفون الطعم! شومام خوددون قبول داریییین؟!)- رعنا از خرم‌آباد (نه. خاطره، نظر، هر چی دوس داری، مشکلی نیس)- الف.ب.گلشن- راحیل (خ بنویس بفرست پس)- زهرا از بندر آستارا (یه دنیا انرژی مثبت تقدیمت)- شیطون بلا (خب کوتاه کن و بفرست)- پیمان ب. (کرتیم داااوش)- زهرا- ساناز- پرنسس تنها (یه مشت فاز زندگی و امید تقدیمت. خوبه؟)- آوای تنهایی (ئوچیکتم بااااو)- صبا 17- قطره بارون از کرمانشاه (هنوز نه متأسفانه)- آیسل (اومده می‌گه: قپّی در کرده! فک کن!)- خزان بی‌بهار (چه دشمنی‌ای؟ جا کمه صبر تو هم انگار ایضاً)- آموزگار مقطع ابتدایی- آرزو- احمد از بابل (همینُ بگو!)- پریسا، روانشناس جوان (تولدت دیرادیر مبارک! کوزه‌گرها رو خوب درک می‌کنم!)- الناز- فریبرز فریدون از اصفهان (درستش رو قبلا صاحاب شده بودن! شاید برا اذعان به بیسوادی خودم!)- لاله (لطف داری)- امید از قزوین- فاطمه، 18 ساله از کرمانشاه (مخلصیم به توان ده)- سمیه نمایان- غلنبة استعداد (هه‌هه! مستعارت منو کشته! اینم جواب)- علی مقصودلو (حالا جوونا یه کوچولو جا گیرشون اومده حرف دلشون رو بگن، خودتم که جوون... سخ نگیر. شل‌وپلِتم!)- رهای اسیر (اگه بدونی من با این کمبود جا چی می‌کشم! به بزرگواریت ببخش)- نوشین، 17 ساله (الان خوبه؟)- الهام مهندس آینده (آخ که اگه یه ذره جا بیشتر بود)- نیکو (چرا نشه؟ عقابم خواستی، بفرست)- بهار از سنندج (نه مواظبم)- و... بقیه در شماره‌های بعدی.


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: