روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
جمعه 27 مرداد 1396 / 25 ذی القعدة 1438 / a 18 Aug 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
تپش
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 11 بهمن 1391 - ساعت 19:11
شماره خبر: 100771277976
مروري بر پرونده سردسته چند باند تبهکاري
پدرخوانده‌ها در بن‌بست
جرایم سازمان‌یافته یکی از معضلات 0جهان امروز است، اما خوشبختانه ایران با این مشکل مواجه نیست و تاکنون شاهد جرایم سازمان‌یافته با معنی و مفهوم دقیق آن نبوده‌ایم. البته باندهای خلافکاری در گوشه و کنار کشور تشکیل می‌شود؛ گروه‌هایی که عمر طولانی ندارند و خیلی زود متلاشی و اعضای آن دستگیر می‌شوند.

این گروه‌ها با تقلید از شبکه‌های سازمان‌یافته بر گرد رئیس و پدرخوانده‌ای جمع می‌شوند که معمولا فردی سابقه‌دار و حرفه‌ای است. مرور داستان زندگی و جرایم بعضی از این سردسته‌ها که اسم و رسمی هم برای خودشان به‌هم زده بودند در شناخت شخصیت آنها و نوع بزه‌هایی که مرتکب می‌شوند و همچنین یافتن راه‌های مقابله با آنان مفید است.

مرگ آخرین رئیس

ماموران پلیس استان فارس سال‌ها برای انهدام شبکه‌ای مخوف که بیش از 20 فقره قتل و ده‌ها سرقت مسلحانه، آدم‌ربایی و اخاذی در کارنامه‌اش داشت تلاش کردند. این باند بیش از ده سال به فعالیت خود ادامه داد، البته سردسته‌های آن یکی بعد از دیگری در درگیری با پلیس کشته شدند. آخرین سردسته که در درگیری با ماموران در حوالی فسا از پا درآمد، سجاد نام داشت. او مجرمی مخوف بود که از رحم و مروت هیچ بویی نبرده بود. سجاد در دوران سرکردگی خود جنایت‌های زیادی انجام داد. او در یک مورد فردی به نام صمد را در جریان اخاذی با سلاح کلاشینکف به کام مرگ کشاند و یک وکیل دادگستری را نیز در جریان اخاذی 900 میلیون تومانی کشت. این تبهکار مدتی بعد مردی به نام احمد را که نمی‌خواست به وی باج بدهد به گلوله بست. قتل مردی به نام مهرزاد، زنی به نام آزاده که از اقوامش بود و مردی به نام رضا که در شهرستان کهنوج سکونت داشت از دیگر جنایات سجاد است که همه با انگیزه‌های مجرمانه دیگر به وقوع پیوست. سجاد که می‌دانست پلیس در کمین‌اش است مرتب مخفیگاهش را عوض می‌کرد و معروف است به هیچ‌کس حتی نزدیکان خودش هم اعتماد نداشت. او بالاخره در درگیری خونین با ماموران پلیس به هلاکت رسید.پیش از سجاد، پسرعموی او به نام صدرالله، پدرخوانده محسوب می‌شد. این مرد نیز در اعمال خشونت نمونه‌ای عجیب و بیرحم بود که قتل دو مامور پلیس را در پرونده‌اش داشت و البته خودش نیز در درگیری مسلحانه جان باخت.

ابراهیم نیز یکی دیگر از روسای این باند بود که قبل از صدرالله هدایت گروه را در سی و پنج سالگی برعهده گرفت. ابراهیم که مجرمی سابقه‌دار بود دست خود را به خون دو مامور پلیس آلوده کرد و در چند آدم‌ربایی و اخاذی نقش داشت. علاوه بر این قاچاق مواد مخدر را نیز کاری سودمند یافته بود، اما اولین رئیس این باند که قبل از ابراهیم به گروه خشن دستور می‌داد هوشمند نام داشت. او نیز مانند ابراهیم و دیگر پدرخوانده‌ها در درگیری با پلیس به هلاکت رسید.

سابقه‌دارها

سینا نام سردسته باندی بود که حدود 200 خودروی پراید را در مناطق مختلف کشور سرقت کرد. سینا از دوران نوجوانی خلافکاری را آغاز کرد و بعد از مدتی در رامسر به عضویت شبکه سرقت از خانه‌ها درآمد و به همین اتهام به زندان افتاد. سینا بعد از آزادی به جرایمش ادامه داد، البته با شکل و شیوه‌ای متفاوت. او که فهمیده بود عراق بازار خوبی برای فروش قطعات دسته دوم خودرو دارد، چهار نفر را گرد خود جمع کرد تا باند سرقت خودرو تشکیل دهد. سینا خودش به همراه فردی که به عنوان نفر دوم باند فعالیت می‌کرد در یکی از شهرهای مرزی ایران ساکن شد و سه سارق دیگر در شهرهای مختلف از جمله تهران و ساوه به عنوان مسافر سوار خودروها می‌شدند و با تهدید سلاح ماشین را از چنگ راننده در می‌آوردند. آنها اتومبیل مسروقه را نزد سینا می‌بردند. سپس این مجرم حرفه‌ای و دستیارش خودرو را اوراق می‌کردند و قطعاتش را به عراق می‌بردند تا به فروش برسانند. سینا بعد از آن دستگیر شد که سه سارق در جریان تعقیب و گریز پلیسی در حوالی ساوه به دام افتادند و هویت او را فاش کردند.

امیر نام سردسته یکی دیگر از باندهای مجرمانه است. او خلافکاری‌هایش را با سرقت‌هایی که در تهران انجام می‌داد آغاز کرد. البته ابتدا فقط عضو ساده‌ای از یک گروه بود. او همان زمان توسط پلیس شناسایی شد و ماموران وی را به محاصره درآوردند، اما امیر مقاومت کرد، تا آنجا که هدف گلوله قرار گرفت و زخمی شد ولی با وجود این با کمک همدستانش از مهلکه گریخت. بعد از آن تلاش‌ها برای دستگیری امیر حاصلی نداشت تا این‌که خبر رسید او به اصفهان مهاجرت کرده است و در آنجا باند سرقت را هدایت می‌کند. امیر بالاخره به دام افتاد، اما چندی بعد 400 میلیون تومان وثیقه سپرد و با گرفتن مرخصی از زندان فرار کرد. به این ترتیب بار دیگر جستجوها برای یافتن وی آغاز شد و این بار امیر به اتهام زورگیری در تهران به دام افتاد. او باندی را تشکیل داده بود که اعضایش سوار بر موتور افرادی را که پول زیادی حمل می‌کردند شناسایی و از آنان با تهدید و زور سرقت می‌کردند. وقتی شاکیان امیر گزارش‌های خود را به پلیس آگاهی ارائه دادند معلوم شد باند تحت نظر این مجرم حــرفه‌ای بیش از نیم میلیارد تومان دزدی کرده است.

غیرحرفه‌ای‌ها

گاهی وقت‌ها سردسته باندها نه مجرمان حرفه‌ای یا مردان مخوف، بلکه جوانانی ساده یا زنانی کم‌سن و سال هستند و هدف‌شان هم از تشکیل باند الزاما ارتکاب جرایم سریالی نیست، بلکه فقط برای یک فقره جرم دور هم جمع شده‌اند.

احسان یکی از پدرخوانده‌های غیرحرفه‌ای است که در بیست و چهار سالگی بدون داشتن سابقه کیفری ریاست باندی هفت نفری را برعهده داشت. او که ساکن مارلیک کرج بود به امید دست یافتن به ثروت و رفاه، دوستانش را به انجام دزدی ترغیب کرد. اعضای این باند در شمال تهران بعد از شناسایی خانه‌هایی که امکان ورود مخفیانه به آنها وجود داشت شبانه داخل خانه می‌رفتند و دست به دزدی می‌زدند. احسان بعد از دستگیری اقرار کرد در 50 سرقت دست داشت.دختری بیست و چهار ساله به نام مهسا نیز یکی دیگر از سردسته‌های آماتور بود که دو خواهر و دو برادر را وسوسه می​کرد تا به منزل مردی پولدار دستبرد بزنند. آنها بعد از ورود به خانه طعمه‌شان دست و پای پیرمرد را بستند و خودرو، وجوه نقد، اشیای عتیقه و طلا و جواهراتش را ربودند، اما همگی خیلی زود به دام افتادند.

راز کارآگاهان

جستجوی جنایتکاران روی نقشه

شرح مشخصات جغرافیایی عنوان یکی از روش‌های تحقیق برای دستگیری جنایتکاران مخوف است. این شیوه زمانی کاربرد دارد که پلیس خود را در برابر مجرمی زنجیره‌ای می‌بیند که دست به اعمال خشونت‌باری همچون قتل، تجاوز جنسی، آتش‌افروزی و... می‌زند. در این شیوه کارآگاهان با استفاده از نرم‌افزارهای ویژه‌ای که برای این کار طراحی شده است محل وقوع جرایم را روی نقشه مشخص می‌کنند و طرحی سه بعدی از محل‌های فعالیت مجرم ناشناس به دست می‌آورند. آنها با این کار محدوده وقوع جرایم را کشف می‌کنند و پس از آن می‌توانند حدس بزنند جرم بعدی در کدام نقطه از شهر به وقوع می‌پیوندد یا این‌که احتمالا خانه یا محل کار مجرم کجاست.

کیم روسمو که با داشتن مدرک دکتری جرم‌شناسی به مدت 21 سال برای اداره پلیس ونکوور کار می‌کرد فردی است که روش شرح مشخصات جغرافیایی را ابداع کرد. در این روش معلوم می‌شود مجرم در چه منطقه‌ای دنبال انجام اعمال تبهکارانه است مثلا آیا او مناطق تجاری را زیرنظر دارد، در بزرگراه‌ها فعالیت می‌کند، محله‌های مسکونی را هدف قرار داده است یا...

علاوه بر این با محاسبه مسافت، زمان و سرعت در جرم‌های مختلف انجام شده توسط مجرم ناشناس می‌توان حدس زد آیا او با پای پیاده به دنبال شکار طعمه می‌رود یا از وسیله نقلیه استفاده می‌کند. روشن شدن این موضوع کمک بزرگی به پلیس است تا بداند در جستجوهای خود باید چه افرادی را زیرنظر بگیرد.

ویژگی دیگر این روش به جریان انداختن پرونده‌های راکد است. وقتی شرح مشخصات جغرافیایی کامل شد پلیس می‌تواند جرایمی را که در گذشته در منطقه موردنظر رخ داده و شگرد مجرم با شیوه‌های فعلی تطابق دارد از بایگانی بیرون بکشد و ابعاد تازه‌ای از جنایت‌های فرد تحت تعقیب را فاش کند. به عنوان مثال شاید سال قبل فردی مقابل مرکزی تجاری کشته شده و قاتل فرار کرده باشد اکنون با تهیه شرح مشخصات جغرافیایی فاش می‌شود قاتلی مقابل مراکز تجاری دست به جنایت می‌زند. به این ترتیب بررسی پرونده سال قبل را نیز می‌توان به عنوان یکی از جرایم احتمالی جانی تحت تعقیب در دستور کار قرار داد.

داوود ابوالحسنی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: