روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
پنجشنبه 07 ارديبهشت 1396 / 30 رجب 1438 / a 27 Apr 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
سيب
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
پنجشنبه 12 بهمن 1391 - ساعت 19:00
شماره خبر: 100771289226
چقدر مي‌توانيد درباره رويدادها آينده و نتيجه اعمالتان بطور قطعي قضاوت کنيد؟
قدرت تحمل ابهام
قدرت تحمل ابهام یکی از ویژگی‌های مهمی است که در آغاز و ادامه ریسک‌پذیری‌هایی که منجر به موفقیت می‌شوند، نقشی اساسی دارد. قدرت تحمل ابهام پذیرفتن نبود قطعیت است به عنوان بخشی از زندگی، توانایی ادامه حیات با دانشی ناقص درباره محیط و تمایل به آغاز فعالیتی مستقل بی‌آن که شخص بداند موفق خواهد شد یا نه. برای فهمیدن مفهوم تحمل ابهام لازم است که مفهوم قطعی‌نگری روشن شود.

 آیا تاکنون فکر کرده‌اید که چقدر می‌توانید درباره رویدادها، آینده و نتیجه اعمالتان به طور قطعی قضاوت کنید؟ آیا اساسا برای ما انسان‌ها این امکان وجود دارد که بتوانیم از رویدادهای زندگی نتیجه‌ای قطعی بگیریم، به این معنا که چیزی را دقیقا مساوی چیز دیگری بدانیم؟ آیا براستی می‌توان در مورد امور روزمره پیش‌بینی و نتیجه‌گیری قطعی کرد؟ جالب است بدانید که قطعیت هیچ یک از قوانین علمی نیز صادق نیست. مثلا همه ما می‌دانیم که رسیدن آب به دمای 100 درجه سبب جوشیدن آب می‌شود.‌ گرچه این قانون در بیشتر موارد درست است، اما در مواردی بسته به درجه خلوص آب و فشار جو نقض می‌شود. در جهان، هیچ‌ چیز مساوی چیز دیگر نیست. آنچه به عنوان تساوی در ریاضیات و سایر علوم پایه مطرح است، خارج از ذهن ما مفهوم ندارد. بیرون از ذهن و در واقعیت خارجی تساوی وجود ندارد.

ضررهای قطعی‌نگری

حال به تساوی‌های زیر که امثال آن ممکن است در ذهن بسیاری از ما وجود داشته باشد، توجه کنید: قبولی در کنکور = خوشبختی؛ رد شدن در کنکور = بدبختی؛ دست یافتن به شغل مناسب = موفقیت؛ دست نیافتن به شغل مناسب = شکست.

گاهی آگاهی از تمام زیر و بم‌های هر کاری قبل از ورود به آن را موفقیت در کار می‌دانیم یا روشن نبودن برخی از جوانب کار را پیش از ورود به آن به معنای شکست در کار تلقی می‌کنیم. وقتی تساوی‌ها در قوانین محکم علمی نیز نقض می‌شود، چگونه ممکن است در مواردی نظیر موارد بالا صادق باشد؟ وجود این‌گونه تفکرات تساوی‌گونه در ذهن بر سبک زندگی ما تاثیری اساسی می‌گذارد و انتخاب‌های ما را محدود می‌کند؛ گرچه ممکن است از وجود چنین تساوی‌هایی در ذهنمان آگاه نباشیم، به محض آن که تساوی‌ها در ذهن برقرار شدند؛ آنها را باور و طبق آنها عمل می‌کنیم. به نظر روان‌شناسان، این نوع تفکر ریشه بسیاری از مشکلات روانی از جمله اضطراب و افسردگی است. داشتن تفکر تساوی‌گونه موجب می‌شود که زندگی پر از بایدها و نبایدهایی شود که برای خودمان ساخته‌ایم. مثلا یک نفر می‌گوید:‌ «باید آنقدر درس بخوانم تا در کنکور رتبه خوبی بیاورم، وگرنه بدبخت می‌شوم.» این فرد اگر در کنکور قبول نشود، حتما افسرده خواهد شد، چرا که نمی‌تواند برای دست‌‌ یافتن به خوشبختی و رضایت از زندگی گزینه‌های دیگری در سر بپروراند. تفکرات تساوی‌گونه یکی از آفت‌های خلاقیت و مانعی برای تحمل ابهام است و بنابراین، مانع شکل‌گیری و دست‌یافتن به موفقیت می‌‌شود.

آری، ما در مورد هیچ‌چیز به طور قطعی نمی‌توانیم، نظر دهیم. دنیا پر از ناشناخته‌هایی است که علم ما به آن نرسیده یا در محدوده معلومات شخصی ما نمی‌گنجد. به‌ علاوه، توان ما و مهم‌تر از آن، عمر ما به‌قدری محدود و نامشخص است که هرگز نمی‌توانیم قطعا موفقیت در کاری را پیش‌بینی کنیم، بلکه همیشه حدی از ابهام و تردید وجود دارد و باید به آن تن داد. البته نبود امکان نتیجه‌گیری قطعی به معنای آن نیست که امکان برنامه‌ریزی وجود ندارد، بلکه همیشه در نتیجه‌گیری‌ها و برنامه‌ریزی‌هایمان امکان نقض شدن وجود دارد. مفهوم «ان‌شاءالله» هم در فرهنگ دینی ما می‌خواهد این را برساند که حتی اگر به ظاهر تمام مقدمات کاری آماده باشد، ممکن است آن کار انجام نشود و برعکس، اگر به ظاهر هیچ کدام از مقدمات فراهم نباشد، ممکن است آن کار به وقوع بپیوندد. دلیل این امر ناشناخته‌های زیادی است که بر زندگی ما سایه افکنده، ناشناخته‌هایی که بهتر است آنها را تاب بیاوریم و علم آنها را به دانای مطلق بسپاریم.

تفاوت‌های شخصیتی در تحمل ابهام

کسی که تحمل ابهام بالایی دارد در تطبیق خود با محیط جدید و تازه احساس تهدید و مشکل نمی‌کند، چرا که وجود حدی از ابهام را به عنوان یکی از اصول زندگی پذیرفته است و می‌داند هیچ‌گاه اطلاعات ما برای تصمیم‌گیری کامل نیست؛ اما شاید یکی از مهم‌ترین زیربناهای شخصیتی برای داشتن چنین دیدی آن است که فرد خودش را آنقدر توانمند می‌داند که می‌تواند در شرایط مبهم و پیش‌بینی نشده از عهده مسائل موجود برآید؛ چنین فردی در موقعیتی مبهم قرار می‌گیرد و با تلاش و با توکل به پشتوانه‌ای که به آن اطمینان دارد، سعی می‌کند یکی‌یکی با مجهولات روبه‌رو شود، شناخت کسب کند و با درایت اوضاع را به نفع خود و مقاصدش پیش راند، اما در ضمن می‌داند که همیشه همه مسائل قابل حل نیستند و مسائل و ناشناخته‌هایی وجود دارند که در درازمدت حل می‌شوند یا این ‌که اصلا با امکانات موجود قابل مقایسه نیستند و باید آنها را تحمل کرد؛ اما افرادی که به توانایی‌های خود به دیده تردید نگاه می‌کنند و خود را بدون پشتوانه می‌دانند، خود را قاصر می‌دانند که با ناشناخته‌هایی روبه‌رو شوند که نمی‌دانند چطور با آن برخورد کنند.

رشد ویژگی تحمل ابهام

سیر زندگی و رشد افراد در تحمل ابهام نقشی مهم دارد. ‌اگر والدین در خانه و معلمان در مدرسه اوضاع را به‌گونه‌ای قابل پیش‌بینی به پیش ببرند، موجب می‌شود که کودک به این نتیجه برسد که با طی شدن فرآیندی مشخص حتما می‌تواند به نتیجه‌ای مشخص دست یابد. اگر کودک بیاموزد که نتیجه قطعی از هر کاری وجود ندارد و قدری از ابهام را در زندگی طبیعی و غیرقابل اجتناب بداند در چنین شرایطی کودک تصوری از توانایی خود در مواجهه با موقعیت‌های غیرقابل پیش‌بینی نخواهد داشت و بنابراین ممکن است به این نتیجه برسد که توانایی مواجهه را دارد. به توانمندی‌هایش اطمینان پیدا می‌کند، خلاق می‌شود و قدرت تحمل ابهام و حتی توان مقابله با سختی‌ها را پیدا می‌کند؛. ‌البته باید سعی کرد که کودک با شکست‌های پی‌درپی مواجه نشود و یاد بگیرد از شکست‌هایش درس بگیرد و بداند که شکست و موفقیت واژه‌هایی قراردادی هستند، اگر کودکی این‌گونه رشد کند، تکیه‌گاهی درونی پیدا می‌کند و موجب می‌شود در سختی‌ها نشکند و در حضور ناشناخته‌ها راه را گم نکند.

در سطح سازمانی و اجتماعی نیز اوضاع به همین منوال است. تا وقتی مدیران و سیاستگذاران چارچوب و ضوابط مشخص ترتیب دهند و این عقیده را القا کنند که تنها با گذر از این چارچوب‌ها و ضوابط می‌توان به موفقیت و هدف مطلوب رسید، دیگران قدرت تحمل ابهام، ریسک کردن و خلاقیت را از دست می‌دهند و در نتیجه، ظرفیت‌های متعالی افراد برای دست یافتن به راهکارهای ناب جدید از دست می‌رود و رشد سازمان متوقف می‌شود.

بهار مدنی‌/ ‌روان‌شناس


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: