روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 30 بهمن 1397 / 13 جمادي الثاني 1440 / a 19 Feb 2019
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 91
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 27 اسفند 1390 - ساعت 16:35
شماره خبر: 100806104663
گفت‌وگو با آزاده نامداري، مجري خبرساز سال 90
اين همه هيجان خوب نيست
افتادن صندلی، آمدن مرد سه زنه به جمع ما و افتادن میز و بحث بر سر شیوه تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها، اتفاقات و موضوعاتی بود که برنامه‌های آزاده نامداری را در سال 1390 جنجالی و خبرساز کرد. اما در این مصاحبه به هیچ کدام از این مسائل نپرداختیم. می‌خواستیم از این فضای پرهیاهو فاصله بگیریم و با این مجری جوان و موفق درباره حس و حالش نسبت به عید و سفره هفت‌سین و سفرهای نوروزی صحبت کنیم.

آزاده نامداری متولد ۱۳۶۳ کرمانشاه و دانش‌آموخته مدیریت صنعتی از دانشگاه شهید بهشتی تهران است. این گفت‌وگو در روزهایی انجام شد که او بشدت درگیر انجام کارهای ویژه برنامه‌اش برای ایام عید بود.

آزاده نامداری لحظه سال تحویل و سر سفره هفت‌سین چه آرزویی می‌کند؟

من آرزوی عاقبت بخیری می‌کنم. کلیت آرزویم این است. یک آرزوی شخصی هم دارم که نمی‌خواهم درباره‌اش حرف بزنم. امیدوارم در این سال برای کشورم هم اتفاقات خوبی بیفتد.

جدای از اینها آرزو می‌کنم سال 91 برای من، سال آرام و قرار باشد. من در زندگی‌ام آرام و قرار ندارم. ممکن است یک نفر بگوید این قضیه خیلی خوب است، چون تو آدم پرجنب و جوش و فعالی هستی. ولی من دلم می‌خواهد یک مقدار آرامش داشته باشم. این همه هیجان خوب نیست. گاهی‌وقت‌ها مکث می‌کنم و از خودم می‌پرسم چرا اینقدر می‌دوم.

این آرام و قرار که گفتید چطور به دست می‌آید؟ یک ضرب‌المثل هست که می‌گوید کشتی‌ها در بندرگاه امن‌تر و آرام‌ترند، ولی کشتی را برای ماندن در بنادر نساخته‌اند.

خب. مشکل این است که نمی‌دانم من را برای چه کاری ساخته‌اند. دنبال جواب همین سوال می‌گردم. من می‌دانم چیزی بیش از آنچه در زندگی روزمره می‌گذرانیم، وجود دارد. ولی نمی‌دانم چه چیزی. از این نظر من یک قدم از بقیه جلوتر هست. الان در 27 سالگی دنبال آن چیز فراتر از زندگی روزمره می‌گردم تا شاید حالم خوب بشود. امیدوارم در سال 91 آن را پیدا کنم.

این آرام و قرار با کار کردن به دست می‌آید یا کار نکردن یا این که اصلا ربطی به این مساله ندارد؟

ربطی ندارد. ممکن است با کار کردن به دست بیاید و ممکن است با کار نکردن. من هر کاری که منجر به آرام و قرار بشود را انجام می‌دهم. ممکن است تو بروی یک گوشه بنشینی و چیزی بخوانی. بروی درس بخوانی یا این که تمام وقت در تلویزیون کار کنی. یک وقت‌هایی آدم احساس می‌کند اینجاست ولی یک نفر دارد جایی صدایش می‌کند. می‌روی یک جای دیگر، دوباره فکر می‌کنی یک نفر دارد صدایت می‌کند. من دوست دارم همان جایی باشم که باید باشم.

عاقبت بخیری از نظر شما یعنی چی؟

عاقبت بخیری یعنی این که وقتی 40 سال از عمرت می‌گذرد احساس بازنده بودن نکرده باشی. من دوست دارم زندگی‌ام پایان خوش داشته باشد. تراژدی را دوست ندارم.

نسبت به 2 ماه اسفند و فروردین چه احساسی دارید؟‌

من عید را خیلی دوست ندارم. نمی‌دانم گفتنش درست است یا نه. من اسفند را بی‌نهایت دوست دارم. در اسفند سرحال هستم. زیاد کار می‌کنم و خوشحالم. به نظر من فکر عید خوشگل است. ولی وقتی سال تحویل می‌شود یک سکونی من را فرا می‌گیرد. اذیت می‌شوم. فکر می‌کنم این همه دویدیم و رفتیم و آمدیم که به چه برسیم. وقتی بچه بودم یک کم عید را دوست داشتم. چون آن زمان پدر و مادرم برایم برنامه‌ریزی می‌کردند. ولی بزرگ که شدم دیدم حسی نسبت به عید ندارم.

روز عید بیشتر دوست دارید عیدی بدهید یا بگیرید؟

بیشتر عیدی می‌گیرم. کم پیش می‌آید که عیدی بدهم. کسی از من توقع ندارد. اگر بخواهم عیدی بدهم هدیه می‌خرم. پول نمی‌دهم. هدیه‌هایی مثل عطر و... که بقیه دوست دارند.

به دیگران عید را چطوری تبریک می‌گویید؟

به اقوام نزدیک تلفنی تبریک می‌گویم. مثلا به مادربزرگ و دایی و... زنگ می‌زنم. به یک سری از دوستان هم پیامک می‌زنم. به آدم‌های مهم حتما تلفن می‌زنم. من پیامک زدن را هم دوست دارم، چون پیامک آدم‌ها را به هم نزدیک می‌کند.

میانه‌تان با سبزی‌پلو و ماهی روز اول سال چطور است؟

معمولا روز اول عید چند جور غذا می‌پزیم. فقط ماهی پلو نیست. قورمه سبزی و خورش خلال و فسنجان جزو غذاهای روز اول سال خانواده ماست. خورش خلال جزو غذاهای کرمانشاه است.

خودتان می‌پزید؟

نه، مامانم درست می‌کند، من می‌خورم. من فقط دو جور غذا بلدم بپزم؛ ماکارونی و آلبالوپلو.

آلبالوپلو را چطور درست می‌کنند؟

الان یادم رفته. اول پلو را درست می‌کنند. فکر کنم تهش هم آلبالو اضافه می‌کنند.

در ایام عید سفر می‌روید یا مسافر برایتان می‌آید؟

مسافر که نمی‌آید. من تهران را در ایام عید خیلی دوست دارم. من دوست دارم امسال اواسط اسفند به سفر بروم و عید را در تهران بمانم. چند بار در عید به کیش رفتم. البته الان کیش خیلی شلوغ شده است. کلا خیلی اهل سفر نیستم. اگر خانواده‌ام بروند همراهی‌شان می‌کنم.

مردم وقتی شما را می‌بینند چه واکنشی نشان می‌دهند؟‌

من زیاد توی محیط‌های شلوغ نمی‌روم. مردم وقتی مرا می‌بینند خیلی لطف دارند. من اصلا فراری نیستم و از دیدن مردم خوشحال می‌شوم. ساعت‌ها با مردم حرف می‌زنم. ولی آدمی نیستم که خیلی به جاهای شلوغ بروم. اصلا خرید کردن را دوست ندارم. یک جای خلوت را برای خرید می‌شناسم که دیر به دیر به آنجا سر می‌زنم.

مردم که شما را می‌بینند بیشتر چه سوال‌هایی می‌پرسند؟‌

تعداد بی‌شماری از مردم می‌خواهند مجری بشوند. من در طول روز بارها درباره راه‌های مجری شدن توضیح می‌دهم. راجع به چادرم خیلی سوال می‌پرسند که چرا یک بار چادر قهوه‌ای پوشیدید. هنوز هم خانم‌ها راجع به مرد سه‌زنه سوال می‌کنند. راجع به افتادن صندلی خیلی می‌پرسند که چرا تصویر را قطع نکردید؟ کمر آن خانم چی شد و سوالات دیگر.

دوست دارید لحظه سال تحویل کجا باشید؟‌

من ترجیح می‌دهم کنار خانواده‌ام باشم. اصلا دوست ندارم سفر کاری بروم. خیلی دلم می‌خواهم یک سال زمان سال تحویل در حافظیه شیراز باشم. تا به حال بجز یک سال همیشه کنار پدر و مادر و خواهرم بوده‌ام. من و خانواده‌ام هیچ وقت لحظه سال تحویل نمی‌خوابیم. حتی اگر نیمه‌های شب باشد.

سفره هفت‌سین را خودتان می‌چینید؟‌

کارهای سفره هفت‌سین را خواهرم انجام می‌دهد. تخم‌مرغ‌ها را رنگ می‌کند و سبزه را هم تا روز 13 نگه می‌دارد.

به نظر شما چرا در سفره هفت‌سین تنگ ماهی می‌گذارند؟

ماهی نشانه زنده بودن است. تنها موجود زنده سفره هفت‌سین ماهی است. ماهی نماد پویابودن و در حرکت‌بودن