روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
يكشنبه 03 ارديبهشت 1396 / 26 رجب 1438 / a 23 Apr 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 91
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 27 اسفند 1390 - ساعت 16:35
شماره خبر: 100806441545
گزارشي از پشت صحنه «فراموشي»
يک مهمان ناخوانده در شهر شلوغ
فکرش را بکنید دم عید شما نتوانید به دیدن بزرگ فامیل‌تان در شهرستان بروید، به همین دلیل او چمدان‌هایش را ببندد و خودش به دیدار شما بیاید، فکر می‌کنید چه حوادث و اتفاقاتی ممکن است پیش بیاید؟ شبکه تهران در کنار سریال «دختری به نام آهو» سریالی جلوی دوربین برده به نام « فراموشی»(پدر ناخوانده) که تقریبا داستانی مشابه دارد و از گزینه‌های پخش برای ایام نوروز است.

«فراموشی» در 13 قسمت 45 دقیقه‌ای در گروه فیلم و سریال شبکه تهران تولید می‌شود. نگارش فیلمنامه این اثر به عهده امیرمهدی ژوله و الهه زارع‌نژاد است.

این روزها اگر مجموعه‌ای روابط عمومی نداشته باشد، خبرنگار با دشواری می‌تواند گزارشی از یک کار تهیه کند و این یعنی چند روز زنگ زدن به گروه تولید برای عکس گرفتن و مصاحبه با بازیگران و بعضا با عوامل تولید.

یکی از روزهای پایانی بهمن ماه به میدانی حوالی میدان هفت تیر می‌روم. چند نفر از عوامل مشغول انجام کارهای مختلف هستند. آنها به چند کوچه آن طرف‌تر راهنمایی‌ام می‌کنند؛ اواسط کوچه گروه تصویربرداری دیده می‌شوند، ولی از دوربین و کارگردان و سایر تجهیزات خبری نیست. در 2 سوی خیابان چند نفر مراقب هستند تا کسی تردد نکند. محمد کاسبی و رضا داوودنژاد از بازیگران این صحنه هستند. آنها جلوی در یک آپارتمان تقریبا نوساز ایستاده‌اند. کاسبی پالتوی خاکستری رنگ پوشیده و جعبه شیرینی در دست دارد و رضا داوود‌نژاد هم سبد گل بزرگی تقریبا در آغوش گرفته. سبد گل آنقدر بزرگ است که به نظر می‌رسد نگه داشتنش برای او دشوار است. از حال و هوای آنها می‌شود فهمید که ظاهرا ماجرای خواستگاری در میان است. داوودنژاد همچنان که زنگ خانه را می‌فشارد، به ساختمان نگاه می‌اندازد.

داوودنژاد: عجب ساختمونیه آقاجون.

کاسبی هم مثل او به ساختمان نگاه می‌اندازد.

کاسبی: ایشالله شما هم می‌خری.

در که باز می‌شود، مردی با سر و صورت باندپیچی‌شده همچنان که دستش نیز در گچ است، بیرون می‌آید. حالا دیگر به نظر نمی‌رسد موضوع خواستگاری باشد احتمالا قضیه عذرخواهی و ریش‌سفیدی در میان است.

در همین لحظه، صدای آشنایی «کات» می‌دهد. او سعید سلطانی است که از پشت میله‌های در پارکینگ، نکاتی را به بازیگرانش یادآوری می‌کند. حالا موقعیتی دست داده تا بقیه عوامل تصویربرداری را بهتر ببینم.

ماجرا چیست؟

این سریال داستان مردی بازاری و ثروتمند به نام حاج نقی است که به تنهایی در شهرستان روزگار می‌گذراند. او در آستانه نوروز، در انتظار دیدار فرزندانش است، اما هر چه بیشتر منتظر می‌ماند، کمتر خبری از آنها می‌شود. به همین دلیل حاج نقی که دلتنگ و نگران فرزندانش است، تصمیم می‌گیرد راهی پایتخت شود تا دیداری با آنان تازه کند، ولی حضور در تهران و رویارویی با مشکلات فرزندانش، او را درگیر مسائل ریز و درشت آنها می‌کند.

برزو ارجمند و رضا داوودنژاد در نقش پسران حاج نقی هنرنمایی می‌کنند. مهران رجبی هم نقش پیشکار حاج‌نقی را بازی می‌کند. فلامک جنیدی هم نقش عروس او را بازی می‌کند و سحر جعفری جوزانی نیز در نقش دختر او ظاهر شده است.رضا داوودنژاد، بازیگر خوب سینما و تلویزیون که این روزها کمی نسبت به گذشته وزن کم کرده است، با گریمی متفاوت در این سریال هنرنمایی می‌کند. داوودنژاد درباره نقشش می‌گوید: من نقش جمشید، یکی از پسران حاج نقی را بازی می‌کنم که در واقع پسر خوبی است، اما به خاطر اشتباهی که مرتکب شده، خود و خانواده‌اش را دچار دردسر می‌کند. این مجموعه، قصه اجتماعی شیرینی دارد که تجربه همکاری با سعید سلطانی و سایر گروه برایم خیلی باارزش بود. متن‌هایی هم که امیرمهدی ژوله نوشته، خیلی خوب بود و فکر می‌کنم این سریال در ایام نوروز مخاطبان زیادی خواهد داشت.

داوودنژاد دوست دارد در سال جدید بیشتر در کارهایی غیر از طنز هنرنمایی کند. او امسال پرکار بوده و فیلم سینمایی خیابان‌های آرام ساخته کمال تبریزی را هم در نوبت اکران دارد.

در فاصله بین برداشت‌ها خودم را به پارکینگ، جایی که عوامل اصلی مستقرند، می‌رسانم. سلطانی خوشامد می‌گوید و دوباره پشت مونیتور می‌نشیند. در کنارش صدابردار، منشی صحنه و چند نفر دیگر هم به صحنه چشم دوخته‌اند. با صدای دستیار کارگردان، مرد باندپیچی شده دوباره برای باز کردن در حرکت می‌کند.

سلطانی درباره تولید این مجموعه می‌گوید: فراموشی، یک طنز اجتماعی است که با توجه به پخش در زمان نوروز باید فضای مفرحی را برای بینندگان ایجاد کنیم. به این دلیل در انتخاب بازیگران به این نکات توجه زیادی داشتیم. خوشبختانه گروهی که شبانه‌روز به‌صورت فشرده در تولید همراه ما بودند، همه از عوامل حرفه‌ای هستند که امیدوارم شرایط جوی و سایر عوامل طوری پیش برود که با همین سرعت، کار را برای پخش در ایام نوروز آماده کنیم.

... بالاخره کار تصویربرداری این سکانس تمام می‌شود و عوامل مشغول ترک پارکینگ و جمع کردن وسایل می‌شوند.

سکانس برگزیده فراموشی

در این سکانس 2 برادر یعنی جمشید (رضا داوودنژاد) و امیر (برزو ارجمند) در دفتری یکدیگر را ملاقات می‌کنند. جمشید وارد شده و امیر در را آهسته می‌بندد.

امیر: کسی ندیدت که؟

جمشید: مثلا کی؟

امیر: همین در و همسایه.

جمشید: نه، ولی یکی از جلوی در رد شد، به نظر یه‌طوری بود.

امیر: چطوری؟ قدش بلند بود؟ موهاش بلند بود؟ آستین لباسش هم بلند بود؟

جمشید: نه بابا، کلا کوتاه بود.

امیر: خب خیالم راحت شد.

جمشید: اینجا که گفته بودی خیلی امنه.

امیر: اینجا امن نیس، هرچی باشه همه می‌دونن که یه روزی دفتر کار شاهرخ‌خان بوده، من امن نگهش داشتم.

جمشید: آهان یعنی چی کار کردی؟

امیر: بگو چی کار نکردی؟

جمشید: چی کار نکردی؟

امیر: چراغ‌هارو روشن نکردم، از خونه بیرون نرفتم، گاز رو روشن نکردم، از سیفون توالت استفاده نکردم، حموم نرفتم، بوی غذا و پخت و پز هم راه ننداختم.

جمشید: بنده خدا شاید مردی تنت داغه نفهمیدی!

امیر: من تا انتقامم رو از شاهرخ نگیرم نمی‌میرم.

جمشید: دیگه جنایی‌اش نکن... خیلی سخته این‌طوری که! وضع مالیت چطوره؟

امیر: خراب.

جمشید: تو خیلی خری‌ها.

امیر: چرا؟

جمشید: یه آپارتمان به این شیکی، مبله، بالای شهر، دید ابری، زیر دستت افتاده اون‌وقت هیچ استفاده‌ای ازش نمی‌کنی؟

امیر: چه استفاده‌ای بکنم؟

جمشید: بیچاره شاهرخ با شماها کار کرد که به این فلاکت افتاد دیگه، مرد حسابی می‌دونی چقدر اجاره ماهانه اینجاس؟


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: