روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
شنبه 05 فروردين 1396 / 26 جمادي الثاني 1438 / a 25 Mar 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 91
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 27 اسفند 1390 - ساعت 16:36
شماره خبر: 100806442114
گفت‌وگو با سالار عقيلي، خواننده
«سواد ادبي» نيست که اين است
این روزها موضوع بی‌توجهی به موسیقی سنتی، تیتر تلخ روزنامه‌ها شده است. اغلب پژوهشگران و فعالان عرصه موسیقی نسبت به آینده موسیقی ایرانی و رو به فراموشی رفتن آن ابراز نگرانی می‌کنند، اما سالار عقیلی، خواننده جوان این عرصه معتقد است که اگر روزی سی و سه پل و تخت جمشید فراموش شود، موسیقی سنتی هم فراموش خواهد شد!

عقیلی علاوه بر این‌که در ایران مخاطبان بسیاری دارد در سطح جهان هم توانسته اجراهای خوبی داشته باشد و در معرفی موسیقی ایرانی در جهان نقش‌آفرینی کند. عقیلی از بی‌توجهی به افتخاراتی که هنرمندان عرصه موسیقی می‌آفرینند، گلایه دارد و می‌گوید که وقتی یک فوتبالیست از تیم دسته هفتم یک کشور خارجی برمی‌گردد، همه مطلع می‌شوند، در حالی که من در برنامه‌‌های جهانی حضور پیدا کردم و برای ایران افتخار آفریدم، اما هیچ کس خبردار نشد!

با لبخندی تلخ می‌گوید: این روزها همه چیز شده دلار و یورو! مگر ما به ازای کارمان در جامعه دلار و یورو می‌گیریم و خرج می‌کنیم که همه زندگیمان را رها کرده‌ایم و مدام به دنبال بالا و پایین شدن قیمت ارز هستیم. سالار عقیلی در این گفت‌وگو از دغدغه‌هایش حرف زده و گلایه کرده است.

از چه زمانی به موسیقی سنتی علاقه‌مند شدید؟

موسیقی سنتی در خانواده‌ام جایگاه خاصی داشت و از کودکی همیشه شاهد علاقه و توجه آنها به موسیقی بودم. برادر بزرگترم در این عرصه فعال بود و ساز می‌زد. فضای خانواده و همچنین تشویق‌های مادرم مرا به موسیقی علاقه‌مند کرد. خلاصه آن که در 14 سالگی وارد هنرستان موسیقی شدم و فعالیت خود را در این عرصه به طور جدی آغاز کردم.

پس مدت زمان زیادی است که در این زمینه فعالیت دارید؟

بله. نزدیک 20 سال است که عاشقانه در عرصه موسیقی ایرانی فعالیت می‌کنم.

تا جایی که می‌دانم شاگرد استاد صدیق تعریف بوده‌اید؟

بله از 16 سالگی شاگرد ایشان بودم و ردیف‌های آوازی را طی 7 سال از ایشان آموختم. بعد از این دوره بود که وارد بازار موسیقی شدم و کلاس‌هایی هم برگزار کردم. البته جا دارد از دیگر استادانم مثل جهانگیر مهرپروران، محمد رئوف قنبری، کریم صالح عدیمی، رضا رضایی‌پایور و شاپور توکلی هم تشکر کنم که همگی حق زیادی بر گردن من دارند.

به نظر می‌رسد این روزها میزان علاقه مردم نسبت به موسیقی سنتی کمتر از گذشته است. نظر شما چیست؟

بارها درباره این موضوع صحبت کرده‌ایم، اما متاسفانه هنوز هیچ یک از راه‌حل‌هایی که از سوی فعالان این عرصه ارائه می‌شود، اجرایی نشده و تا زمانی که اقدامی برای ورود موسیقی ایرانی به زندگی مردم انجام ندهیم، نمی‌توانیم از آنها توقع داشته باشیم که به موسیقی ایرانی علاقه‌مند شوند. به قول باباطاهر هر آنچه دیده بیند دل کند یاد... همیشه احساس نیاز بعد از دیدن به وجود می‌آید، شما زمانی برای خرید به فرض یک اتومبیل تلاش می‌کنید که آن را دیده باشید و به آن علاقه‌مند شده باشید. پس مرحله اول دیدن است، ما هنوز این مرحله را در جامعه‌مان اجرا نکرده‌ایم و مردم ما موسیقی سنتی را نمی‌بینند که با آن ارتباط برقرار کنند.

آیا شما بخشی از این مشکل را از کم کاری رسانه‌ها می‌دانید؟

ما در عصر ارتباطات زندگی می‌کنیم. اصلی‌‌ترین خصوصیت این عصر حضور پررنگ رسانه‌ها در زندگی بشر است. وقتی در جهانی زندگی می‌کنیم که رسانه‌ها نبض تفکر و علایق مردم را به دست گرفته‌اند، باید برای هر آنچه که قصد داریم مردم آن را ببینند و بپذیرند، رسانه‌ای داشته باشیم و این در حالی است که ما برای موسیقی کلاسیک هیچ رسانه‌ای نداریم.

در حال حاضر نقش رسانه‌ها را در معرفی موسیقی سنتی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

متاسفانه باید بگویم رسانه‌ها در این زمینه فعالیت خوبی ندارند، اما بیش از همه از رسانه ملی توقع داریم که به شکل هدفمند و با انجام برنامه‌ریزی‌های دقیق، ارتباط خوبی را میان مردم و موسیقی ایرانی برقرار کند. تجربه شبکه‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهد که هر جایی که از موسیقی حرف زده شود مردم استقبال می‌کنند. این شبکه‌ها از صبح تا شب انواع سازهای کلاسیک و مدرن غربی را به مردم نشان می‌دهند و درباره آنها حرف می‌زنند. جوان‌های کشورمان هم این برنامه‌ها را می‌بینند و به این سازها علاقه‌مند می‌شوند. پس اگر ما هم رسانه‌ای برای تبلیغ موسیقی ایرانی داشته باشیم با استقبال خوبی مواجه خواهد شد.

یکی از رسانه‌هایی که بیشترین تاثیر را روی مردم دارد، تلویزیون است. این رسانه در پخش آهنگ‌های کلاسیک و پاپ یکسان عمل می‌کند، پس باید دلایل دیگری هم برای این فاصله گرفتن وجود داشته باشد.

کاملا با شما موافقم. در اینجا باید یک موضوع دیگر را هم بررسی کرد. نوع اشعار موسیقی سنتی و پاپ با یکدیگر فرق دارد. شعرهای موسیقی پاپ براحتی برای مردم قابل درک است و برای فهمیدن معنی آن نیازی به تفکر نیست، اما شعرهایی که در موسیقی سنتی خوانده می‌شود نیاز به سواد ادبی دارد تا درک شود.

به یاد دارم زمان دانشجویی‌ام یک مصرع شعر در کلاس خواندم و قرار شد هر کس بتواند معنی آن را بگوید استادمان به او نمره مثبت بدهد. شعر این بود که «ساقی ز رخ گلچهره دختر رز پرده‌بردار» متاسفانه هیچ کس نتوانست معنی آن را بگوید، در حالی که همه آنها دانشجوی کارشناسی ارشد بودند و جزو قشر تحصیلکرده محسوب می‌شدند. یکی از دلایل این‌که ارتباط مردم با موسیقی سنتی کمرنگ‌شده را می‌توان در این دید که سواد ادبی جامعه پایین است و مردم چون معنی شعرهای موسیقی پاپ را می‌فهمند، نسبت به آن اقبال بیشتری نشان می‌دهند.

منظورتان این است که موسیقی ایرانی از مردمی‌بودن فاصله گرفته است؟

البته منظورم این نیست که موسیقی ایرانی، مردمی نیست، چون وقتی کنسرت موسیقی سنتی برگزار می‌شود، همین مردم هستند که حضور پیدا می‌کنند، اما هر قدر سطح سواد و آگاهی یک جامعه بیشتر شود، مردم بیشتر به موسیقی سنتی روی می‌آورند. البته موسیقی پاپ جدی هم داریم مثلا آثار مرحوم محمد نوری از این دست آثار است که ماندگار شده است، هم اکنون هم جز چند خواننده موفق در عرصه موسیقی پاپ، کسی را نداریم.

به نظر شما کیفیت برگزاری کنسرت‌ها در کشورمان پایین‌تر آمده است یا خیر؟

در گذشته یک خواننده یا موزیسین هدفشان از برگزاری یک کنسرت این نبود که درآمدی کسب کند تا مثلا فلان خانه یا اتومبیل را بخرد و به عشق هنر ‌و آن که مخاطب از اجرایشان لذت ببرد، کنسرت اجرا می‌کرد، اما حالا هدف‌ها تغییر کرده و گویی چندان توجهی به این مقوله نمی‌شود.

موسیقی ایرانی برای شما به عنوان یکی از فعالان این عرصه درآمدزایی دارد یا خیر؟

بگذارید ابتدا یک سوال از شما بپرسم و بعد به پرسش شما پاسخ دهم. به نظر شما انسان‌ها در زندگی و فعالیت‌هایشان در پی به دست آوردن چه چیزی هستند؟

دست یافتن به نوعی جاودانگی یا انجام کاری که نام آنها را جاودانه کند.

دقیقا همین‌طور است. من هم هدف اولم از اجرای موسیقی دست یافتن به این جاودانگی و خلق آثاری ماندگار است. اگر کسی چنین دیدگاهی داشته باشد طبعا به پول هم می‌رسد، اما کسی که فقط به پول می‌اندیشد نه ماندگار می‌شود و نه درآمدی کسب می‌کند. پس درآمدزایی موسیقی بستگی به نوع نگرش افراد مختلف دارد. من فقط به کارم می‌اندیشم و پول و درآمد برایم در مرحله بعد است.

در حال حاضر چه فعالیت‌هایی دارید؟

آقای حمید متبسم که نوازنده چیره‌دست تار است، گروهی را به نام پردیس تشکیل داده و سرپرستی گروه را بر عهده دارد که هم‌اکنون با این گروه فعالیت دارم. در این گروه نوازندگان بین‌المللی از کشورهای لهستان، آلمان، ترکیه، هلند و ایران حضور دارند. اجرایی هم در لندن، بل‍ژیک و آلمان داشته‌ایم. یک آموزشگاه موسیقی هم به نام «راز و نیاز» دارم که استادان خوبی در ‌آن به تدریس موسیقی مشغول هستند.

در ایران هم اجرایی خواهید داشت یا خیر؟

بله. احتمالا پاییز 91 اجرایی هم در ایران داریم، اما نوازندگان خارجی در این کنسرت حضور نخواهند داشت، چون مراحل گرفتن ویزا و... برای آنها دشوار است.

نظرتان درباره موسیقی‌های زیرزمینی چیست؟

به هیچ وجه این کارها را گوش نمی‌دهم. باید مراقب باشیم گوش‌هایمان هر چیزی را نشنود چون شنیده‌ها بر روحیه و افکار ما تاثیر می‌گذارد، اما به نظرم استقبالی که از این نوع موسیقی می‌شود، تنها یک دلیل دارد و آن هم از نامش پیداست. وقتی می‌گویند موسیقی زیرزمینی، خواه‌ناخواه مردم نسبت به آن حساس می‌شود. هر چیزی که ممنوعیت پیدا کند طرفدارانش زیاد می‌شود، اگر همین فردا اعلام شود آلبوم‌های سالار عقیلی ممنوع شده مردم کارهای من را می‌خرند.

نقش حمایت‌های دولتی در این بین چیست؟

موسیقی سنتی، حمایت دولتی نمی‌شود و به شکل خودجوش در حال حرکت و فعالیت است. بگذارید برایتان یک مثال بزنم؛ وقتی یک فوتبالیست از تیم دسته هفتم یک تیم خارجی برمی‌گردد یا وقتی تیم فوتبال در یک بازی پیروز می‌شود و به کشور بازمی‌گردد، مسوولان دولتی به استقبال آنها می‌روند، روی دست بلندشان می‌کنند و حلقه گل به گردنشان می‌اندازند، اما افتخارآفرینی‌های هنرمندان ایرانی در دنیا حتی از طریق رسانه‌ها هم اعلام نمی‌شود.

این روزها برنامه‌هایی تحت عنوان موسیقی ایرانی از طریق برخی شبکه‌های ماهواره‌ای پخش می‌شود که کیفیت مطلوبی ندارد، همین برنامه‌های ضعیف تحت عنوان موسیقی ایرانی به مردم دنیا نشان داده می‌شود. به نظر شما چنین اتفاقاتی نگاه جهان را نسبت به موسیقی ایرانی تغییر خواهد داد یا خیر؟

سوال خوبی است، اتفاقا مدتی است که این مساله ذهنم را مشغول کرده است. اغلب افرادی که خارج از ایران در زمینه موسیقی سنتی فعالیت دارند، بجز تعدادی معدود، بقیه در این زمینه متبحر نیستند و توانایی‌شان نسبت به هنرمندانی که در ایران فعالیت می‌کنند، بسیار کمتر است.

کسانی که در این برنامه‌ها حضور پیدا می‌کنند از نظر موسیقایی در سطح پایینی هستند و در جایگاهی نیستند که بتوانند معرف موسیقی ایرانی باشند. آنها به علت نزدیکی به این رسانه‌ها توانسته‌اند برنامه‌هایی را اجرا کنند. باز هم می‌رسیم به همان چیزی که اول گفت‌وگو مطرح شد. اگر ما برای موسیقی یک رسانه داشته باشیم این افراد، کم‌دانش دیگر نمی‌توانند خود را نماینده موسیقی ایرانی معرفی کنند، چرا که همه این موسیقی را از طریق رسانه‌های ایرانی دنبال خواهند کرد و با مفهوم درستی از آن روبه‌رو خواهند شد.

رابطه‌تان با سیاست چطور است؟

همیشه بین هنر و سیاست یک خط بزرگ کشیده‌ام. به نظرم هنر سیاسی نیست و یک هنرمند موظف است هر جای جهان که حضور پیدا کرد و با هر رسانه‌ای که روبه‌رو بود، تنها از هنر حرف بزند. همیشه با همین رویکرد فعالیت کرده‌ام. در کنسرت‌هایی که خارج از کشور دارم هم فقط با رسانه‌های خارجی درباره موسیقی ایرانی حرف می‌زنم. من فقط به فکر خدمت به موسیقی ایرانی هستم و معرفی این موسیقی و قابلیت‌هایش را به همه دنیا وظیفه خودم می‌دانم، اما هرگز آدم سیاسی‌‌ای نیستم.

روند موسیقی سنتی چه آینده‌ای دارد؟

برخلاف همه کسانی که این روزها از فراموشی موسیقی ایرانی حرف می‌زنند، معتقدم این موسیقی هرگز از بین نمی‌رود. موسیقی ایرانی ریشه در فرهنگ، تاریخ و سنت‌های ما ایرانیان دارد و همیشه ماندگار خواهد بود. بگذارید این طور بگویم که هر وقت تخت‌جمشید و سی‌وسه‌پل از بین رفت، موسیقی سنتی هم از بین می‌رود.

تا به حال شعری درباره نوروز خوانده‌اید؟

نه. قرار است یکی دو کار بخوانم، اما آنها هم مخصوص نوروز نیست، اما تصاویر و کلمه نوروز در آن وجود دارد.

به نظر شما نوروز به عنوان یک اتفاق جهانی این قابلیت را ندارد که برای آن موسیقی خاصی بسازیم؟

اتفاق بسیار خوبی است و واقعا به آن نیاز داریم. اگر سرمایه‌گذاری در این عرصه پیدا شود با کمال میل با او همکاری خواهم کرد.

راستی گفتید که رشته تحصیلی‌تان بازیگری و تئاتر بوده است. در حال حاضر چقدر به سینما و تئاتر می‌روید؟

قبلا خیلی زیاد می‌رفتم، اما در حال حاضر بیشتر به کنسرت می‌روم. دوستان همیشه به من لطف می‌کنند و در تئاترهای خوبی که اجرا می‌شود دعوتم می‌کنند، من هم تا جایی که بتوانم دعوت آنها را رد نمی‌کنم.

برای تعطیلات عید نوروز برنامه خاصی دارید؟

هنوز تصمیم نگرفتم، ولی احتمالا ایران هستم و به یکی از شهرهای زیبای کشورمان سفر می‌کنم.

اولین عیدی را که گرفتید به خاطر دارید؟

نه متاسفانه.

بهترین عیدی که گرفتید را چطور؟

سوالات سختی می‌پرسید! یادم نمی‌آید.

معمولا چه چیزی عیدی می‌دهید؟

پول.

تا به حال از آلبوم‌های خودتان هم عیدی داده‌اید؟

بله.

حرف آخر؟

سالی سرشار از شادی و سلامتی را برای هموطنانم آرزو می‌کنم.

 *زینب مرتضایی‌فرد


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: