روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 05 ارديبهشت 1396 / 28 رجب 1438 / a 25 Apr 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 91
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 27 اسفند 1390 - ساعت 16:36
شماره خبر: 100806442369
گفت‌وگو با سيدمحمد حسيني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي
تيربارچي‌اي که وزير شد
می‌گوید: انگار تا 3 نشود فایده ندارد... تعجب می‌کنم و می‌پرسم چه چیز تا 3 نشود؟ می‌گوید: سریال گفت‌وگوهای من و شما!

جملات بالا نخستین دیالوگ میان من و آقای وزیر پس از ورودم به دفترش بود و انصافا خودم هم فکر نمی‌کردم که سیدمحمد حسینی با همه مشغله و گرفتاری‌هایش، به خاطر داشته باشد که برای بار سوم به عنوان خبرنگار روزنامه جام‌جم روبه‌روی او می‌نشینم تا سوالاتم را مطرح کنم.

البته این بار جنس گفت‌وگو و سوالاتم کاملا متفاوت از دفعه‌های قبل است؛ آمده‌ام تا کمی ‌در زندگی شخصی وزیر ارشاد سرک بکشم، وزیری که مخالف جدی شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» است! وزیری که فرزند هشتم خانواده‌ای 11 نفره است، وزیری که مهندسی معدن می‌خوانده و تیربارچی جبهه‌های دوران دفاع مقدس بوده است وزیری که...

اگر می‌خواهید باز هم از وزیر ارشاد بیشتر بدانید باید این گفت‌وگوی متفاوت را تا انتها بخوانید.

چی شد که مهندسی معدن خواندید؟

دیپلم من هم قبل و هم بعد از انقلاب بود، یعنی بخشی را در زمان شاه و بخش دیگر را پس از 22 بهمن 57 خواندم، البته در آن زمان و اواخر دوران طاغوت معمولا مدارس تعطیل بود و دائما تظاهرات برپا می‌شد و دانش‌آموزان هم در کنار دیگر اقشار مردم در تظاهرات‌ شرکت می‌کردند.

در دوران دبیرستان رشته ریاضی را انتخاب کرده بودم، چون یک تلقی و ذهنیت وجود داشت که به هر حال درس‌خوان‌ها به رشته ریاضی می‌رفتند.

یعنی شما شاگرد زرنگی بودید، معدل‌تان چند بود؟

در حد همین 17 و 18 بود، حالا دقیق یادم نیست، ولی خب شاگرد تنبلی نبودم! برای ورود به دانشگاه هم آن زمان 4 رشته بیشتر نبود مهندسی برق، مکانیک، راه و ساختمان و معدن که من بین این 4 تا معدن را انتخاب کردم.

در دانشگاه کرمان؟

بله، سال 58 بود که وارد دانشگاه کرمان شدم، ترم اول را خواندم و ترم دوم هم خواندم که خورد به انقلاب فرهنگی و اتفاقا 3 ماه کارآموزی هم رفتم و در معدن کار می‌کردم، ولی بعد رها کردم و رفتم به جهاد سازندگی...

آن موقع که در معدن کار می‌کردید، اصلا به ذهن‌تان می‌رسید، روزی وزیر فرهنگ ایران شوید؟

(می‌خندد) نه... نه... ولی در جهاد سازندگی به کمیته فرهنگی رفتم، چون از اول هم به مسائل فرهنگی علاقه داشتم و در دوران مدرسه سرود و نمایشنامه و... کار می‌کردم.

دوران مدرسه را در شهر رفسنجان گذراندید؟

بله.

برای عید و تعطیلات در رفسنجان می‌ماندید یا به سفر می‌رفتید؟

آن موقع کمتر سفر انجام می‌شد و ما هم که خانواده پر جمعیتی بودیم...

چند نفر بودید؟

ما 9 نفر بودیم، 9 خواهر و برادر به همراه عموها، عمه‌ها و دایی‌ها در کنار هم...

خاله را جا انداختید؟

خاله ندارم... به هر حال تعداد هم زیاد بود و پدر ما هم بزرگ خانواده بود و همه در منزل ما جمع می‌شدند تا زمانی که دوباره دانشجو شدم و به تهران آمدم.

رشته معارف اسلامی‌ دانشگاه امام صادق؟

بله دقیقا... دانشجو که شدم معمولا سعی می‌کردم موقع عملیات در جبهه حضور داشته باشم، بعضی وقت‌ها عملیات‌ها می‌خورد به ایام نوروز و دیگر فرصت حضور در رفسنجان و جمع خانواده نبود.

چه سال‌هایی نوروز را در جبهه بودید؟

دقیق خاطرم نیست، ولی فکر کنم سال 62 یا 63 نوروز را در جبهه بودم.

الان که نگاه می‌کنید به نظرتان نوروز جبهه با دیگر نوروز‌ها چه تفاوتی داشت؟

به نظرم خیلی شیرین بود؛ با این که همه علاقه‌مندند در لحظه تحویل سال و تعطیلات نوروز در کنار اقوام و خویشان و دوستان باشند، اما در جبهه به دلیل آن همدلی و فضای معنوی، کسی احساس غربت نمی‌کرد و رزمنده‌ها گاهی با همان وسایل موجود هفت‌سینی درست می‌کردند و دور هم در سنگرها مراسم سال نو را برپا می‌کردند.

اولین باری که به جبهه رفتم، عملیات شکست حصر آبادان بود، یک گردان 450 نفری از کرمان بودیم؛ در همان عملیات 22 نفر از بچه‌ها شهید شدند و همان موقع من یک شعری نوحه مانند سرودم که اسم این 22 نفر را در آن آورده بودم. فکر می‌کنم از آن لشکر 450 نفره شاید 300 نفر شهید شدند.

به عنوان رزمنده در جبهه‌ها بیشتر چه فعالیتی می‌کردید؟

تیربارچی بودم...

آقای وزیر اگر بخواهید از میان این 50 نوروزی که پشت سر گذاشته‌اید، یکی را انتخاب کنید کدام نوروز بیشتر در ذهن‌تان مانده است؟

فکر می‌کنم همین نوروزی که در جبهه بودم، شاید از همه بهتر بود، چون آدم احساس می‌کرد در حال انجام یک وظیفه و تکلیف شرعی است، بویژه در خانه هم که بودیم کار خارق‌العاده‌ای انجام نمی‌شد؛ البته دید و بازدید بستگان خیلی خوب است منظورم این است که هر سال این رسوم تکرار می‌شود اما نوروز جبهه تکرارپذیر نیست.

الان هم همچنان برای عید به رفسنجان می‌روید؟

حتما سعی می‌کنم به همراه خانواده به رفسنجان برویم به هر حال همه انتظار دارند، در این روزهای اول سال فرصت خوبی است تا همه دوستان، رفقا و آشنایان را یکجا بینیم.

لحظه تحویل سال کجا هستید؟

خانه پدری در کنار مادر هستیم... .

خدا پدرتان را رحمت کند، روح‌شان شاد...

ممنونم.... ( کمی‌مکث می‌کند )... همه اعضای خانواده می‌آیند، سفره‌ای پهن می‌شود و معمولا هنگام تحویل سال همه مشغول خواندن دعا و قرآن هستند تا زمانی که سال تحویل می‌شود و بالاخره عیدی هم باید بدهیم...

عیدی چی می‌دهید؟

ما اول عیدی می‌گیریم، چون اخوی‌های بزرگ‌تر اول عیدی می‌دهند، بعد نوبت ما می‌شود...

شما فرزند چندم هستید؟

هشتم.

بالاخره نگفتید عیدی چی می‌دهید؟

پول می‌گیریم و پول می‌دهیم... البته بحث پولش نیست، ولی خود این یک شیرینی به خصوص برای بچه‌ها دارد.

خودتان چند فرزند دارید؟

3 تا... الان یکی از مشکلات این است که تعداد فرزندان کم شده است خود این واقعا آن شادی و نشاط را کم کرده است...

پس احتمالا شما مشوق آقای احمدی‌نژاد برای طرح افزایش جمعیت ایران هستید؟

(می‌خندد)... بر اساس گزارش کارشناسان در سال 90 جمعیت خانوار کشور به 6‌/‌1 رسیده است یعنی از 2 نفر هم کمتر در حالی که اگر 1‌/‌2 هم باشد باز به اعتقاد کارشناسان در وضعیت هشدار هستیم و هر خانواده باید بیش از 2 فرزند داشته باشد تا در آینده دچار مشکل نشویم.

کشور ما به تعبیر رهبر معظم انقلاب تا 150 میلیون نفر گنجایش جمعیت دارد حتی من جمله‌ای از امام هم دیدم که چنین تعبیر مشابهی داشتند.

الان مشکل کشورهای اروپایی همین است که جمعیت شان به سن پیری رسیده است و در مواردی رشدشان متوقف شده است.

بنا به یک ضرورت و به دلایلی بعد از دوران جنگ (نمی‌خواهیم هم آن را تحلیل کنیم ) این فرهنگ ترویج شد که فرزند کمتر زندگی بهتر... همان زمان مادرم می‌گفت این حرف‌ها یعنی چی؟!

بالاخره این فرهنگ جاافتاد و الان مشکلاتش دارد خودش را نشان می‌دهد.

چه مشکلاتی؟

مثلا جمعیت جوان کشور کاهش یافته است و اگر همین‌گونه جلو برویم مشکلات جدی در این زمینه خواهیم داشت.

پس چرا یک میلیون تومان هدیه رئیس‌جمهور برای هر نوزادی که به دنیا می‌آید متوقف شد؟

ببینید در مرحله اول باید آن ابزارهای تنبیهی که قبلا بوده را بر داریم و آنها را منتفی کنیم.

مثلا چه ابزارهای تنبیهی؟

مثلا در قانون پیش‌بینی شده است که از بچه چهارم برخی امتیازات تعلق نگیرد یا قانون خدمات بیمه و... اصلاح شود که در کمیسیون اجتماعی دولت کارهایی در این رابطه در دست پیگیری است تا با همکاری مجلس به سرانجام برسد.

مرحله دوم فرهنگ‌سازی است پاک کردن این شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» از ذهن مردم نیاز به فرهنگ‌سازی دارد و ما در شورای فرهنگ عمومی ‌کشور این کار را در دست بررسی داریم؛ با دوستان مطبوعات و رسانه ملی صحبت کرده‌ایم، با ائمه محترم جمعه و دیگر دستگاه‌هایی که در شورا حضور دارند هم این مورد بررسی شده است.

در واقع یک تلاشی در یک دوره ای انجام شد و الان باید برعکس این تلاش‌ها صورت گیرد مثلا در تلویزیون یک سریالی ساخته شده بود به نام «آقای گرفتار» یادم است که نشان می‌داد یک خانواده پر جمعیت چه گرفتاری‌ها و مصیبت‌هایی دارد.

شما چند سالی رایزن فرهنگی بودید آیا تجربه نوروز در خارج از ایران را هم دارید؟

بله... بخصوص زمانی که در کشور کنیا بودم، ایام نوروز همه ایرانی‌هایی که بودند دور هم جمع می‌شدند و اخیرا هم دولت تاکید کرده است که همه سفارتخانه‌ها در نوروز فعال باشند و ایرانی‌ها را جمع کنند تا بالاخره اینها ریشه‌هایشان حفظ شود.نوروز هم یک ویژگی که دارد این است که ایرانی‌ها را فارغ از هر مرام و عقیده و مسلک دور هم جمع می‌کند و همه این سنت را قبول دارند.

اصلا یکی از راه‌هایی که می‌توانیم با کشورهای دنیا در ارتباط باشیم تاکید بر فرهنگ، تمدن و مشترکات است آن هم در شرایطی که غربی‌ها می‌خواهند ما را منزوی کنند و ایرانیان را خشن نشان دهند و نام ایران را مترادف با تروریسم بدانند؛ وقتی ما در چنین مناسبت‌هایی مانند نوروز در دیگر کشورها حضور پیدا می‌کنیم این فرهنگ، صفا و معنویت را می‌بینند مردم دیگر کشورها را تحت تاثیر خودش قرار می‌دهد.

آقای وزیر به قول خودتان نوروز همه را زیر یک سقف جمع می‌کند و می‌تواند فرصت مناسبی باشد برای اجرای برنامه‌های فرهنگی، از اکران نوروزی سینماها گرفته تا برگزاری کنسرت‌های موسیقی و برپایی نمایشگاه‌های کتاب و... ولی وزارت ارشاد و بخصوص ادارات کل شما در شهرستان‌ها در این ایام در تعطیلی به سر می‌برند؟

بله... خب کل کشور تعطیل می‌شود...

چرا این گونه است؟

چون مردم به نوروز از گذشته اهمیت می‌داده‌اند و خود مردم انتظاری نداشته‌اند و می‌رفتند تفریح، دشت، کوه و... الان هم صداوسیما برنامه‌ها و سریال‌های متنوعی تدارک می‌بیند و به نوعی بخش سرگرمی‌و شادی آفرینی را بر عهده دارد.

من از شما می‌پرسم آیا روزنامه شما در این ایام منتشر می‌شود؟

خیر... ولی اگر کل کشور این‌گونه تعطیل نشود، روزنامه هم منتشر می‌شود.

ببینید در سال‌های گذشته چند بار برخی روزنامه‌ها برای انتشار در نوروز خیز برداشتند، ولی باز هم به مشکل برخوردند، بخصوص مشکل توزیع و در مجموع شرایط در روزهای نخست سال به گونه‌ای می‌شود که چندان نمی‌توان کار جدی در این ایام انجام داد.

البته ما سعی کرده‌ایم شهرستان‌ها را فعال کنیم، مسافرهای نوروزی می‌آیند و باید کارهای فرهنگی داشته باشیم، نمایش‌ها، نمایشگاه‌ها و بالاخره بحث اکران‌های نوروزی را پیگیری می‌کنیم و سال گذشته هم دیدید که بیشترین رکورد فروش سینماها در همین ایام نوروز بود.

یکی از مشکلات دیگر مجموعه وزارت ارشاد فقدان نیروهای متخصص و کارشناس بخصوص در شهرستان‌هاست، یعنی در کتابخانه‌ها یا در مجتمع‌های فرهنگی این آسیب وجود دارد؟

ببینید کار در وزارت ارشاد بسیار متنوع است و روی همه مسائل هم حساسیت وجود دارد و می‌بینید که هم مسوولان و هم مردم به نوعی در ارتباط با فرهنگ صحبت می‌کنند و در این رابطه نظر می‌دهند و این‌گونه نیست که ما در حاشیه‌ای باشیم و کسی کاری به ما نداشته باشد؛ اصلا خود اهالی فرهنگ اهل فکر و اندیشه‌اند و تریبون دارند و دیدگاه‌هایشان را مطرح می‌کنند.

همان‌طور که رهبر معظم انقلاب اشاره کردند در گذشته موضوع و جایگاه فرهنگ از مظلومیتی رنج می‌برده است و ما همه تلاشمان را برای مظلومیت‌زدایی از فرهنگ انجام داده‌ایم؛ به عنوان مثال در برخی استان‌ها حتی یک تالار مناسب و مجتمع مرکزی وجود نداشت و به لطف سفرهای استانی و حضور هیات دولت در شهرها و استان‌ها الان این کارها دارد انجام می‌شود و زیرساخت‌های مناسب را ایجاد کرده‌ایم و به طور طبیعی وقتی یک کتابخانه یا یک مجتمع مرکزی و فرهنگی در یک شهر و استان افتتاح می‌شود، باید نیروهای مناسب و کارشناس آن را هم داشته باشیم؛ یعنی مثلا نمی‌شود شما یک بیمارستان بسازید و افتتاح کنید بعد پزشک، پرستار و نیروی متخصص برای آن جذب نکنید.

مشکلی که ما داریم الان همین جذب نیروست و خوشبختانه صحبت‌هایی انجام داده‌ایم و موافقت رئیس‌جمهور را گرفته‌ایم و در سال آینده ان‌شاء‌الله وزارت ارشاد استخدام‌هایی در استان‌های مختلف کشور خواهد داشت.

آقای دکتر اهل سفر رفتن هم هستید؟

بله زیاد.

البته اگر هم اهل سفر نبودید فکر کنم با این حجم سفرهای استانی دیگر حسابی مسافر شده‌اید؟ (یکی از بچه‌های روابط عمومی ‌بلافاصله می‌گوید 148 سفر داشته‌اند آقای وزیر!)

از قدیم زیاد سفر می‌رفتم بویژه زمانی که مسوولیت دانشگاه پیام نور را بر عهده داشتم همه استان‌ها و حتی شهرهای یک استان که مرکز پیام نور داشتیم می‌رفتم، یادم است یک بار بروجرد را ساعت یک نیمه‌شب رفتیم یا مراسم کلنگ‌زنی در پلدختر را نیمه‌شب انجام دادیم و هرچه می‌گفتند مرسوم نیست ما می‌گفتیم وقت نداریم و اتفاقا برخی جاهایی که شب کلنگ‌ زدیم زودتر ساخته و افتتاح شد.

اگر بخواهید یک شهر یا استان را انتخاب کنید برای سفر نوروزی چه پیشنهادی دارید؟

همه جای ایران زیباست و ویژگی‌های خاص خودش را دارد اما این نکته را بگویم که متاسفانه ما هموطن‌هایی داریم که برخی کشورهای دنیا را بهتر از ایران خودمان می‌شناسند چه از نظر طبیعت و چه از نظر فرهنگ و تاریخ و تمدن و... در حالی که برخی استان‌های ما به اندازه یک کشور، تاریخ، تمدن، شاعر، عالم و آثار ارزشمند و طبیعت بکر دارند.

یادم هست دوران دانشجویی یک بار رفتیم قله سهند را فتح کردیم و این طبیعت آنقدر زیبا بود که هنوز تصویرهایش در ذهنم باقی‌مانده است.

پس ورزشکار هم هستید؟

همیشه در تیم فوتبال مدرسه‌مان بازی می‌کردم و بعدها هم ادامه پیدا کرد و در دوره‌ای که نماینده مجلس بودم هفته‌ای یک بار فوتبال می‌رفتم، ولی یک‌بار آسیب‌دیدم و پایم شکست و مدتی در گچ بود و با همین پای گچ‌گرفته به جلسات می‌رفتم.

بعد از این حادثه دیگر فوتبال بازی نکردم و الان هم در منزل یک تردمیل گرفتیم و فرصت شود به همان اکتفا می‌کنیم.

مگر روزی چند ساعت کار می‌کنید؟

( می‌خندد )... اگر فرصت شود روزی 5 تا 6 ساعت بخوابیم خدا را شکر می‌کنیم.

به عنوان آخرین پرسش اگر در دولت بعدی باز هم پیشنهاد وزارت و ابقا داشته باشید، می‌پذیرید؟

ما کارهایی در این مدت انجام داده‌ایم و سیاستگذاری‌هایی داشتیم که هم به نفع فرهنگ و هنر ایران است و هم به نوعی طراحی شده‌اند که وزیر بعدی هم بسیاری از آنها را باید ادامه دهد، اما به هر حال از قدیم گفته‌اند: چو فردا شود فکر فردا کنیم.

* سینا علی‌محمدی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: