روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 30 بهمن 1397 / 13 جمادي الثاني 1440 / a 19 Feb 2019
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 91
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 27 اسفند 1390 - ساعت 16:36
شماره خبر: 100806443921
ما چگونه بازيگر شديم
بعضی‌ها اعتقاد دارند این روزها استعداد ذاتی، بعلاوه موقعیت خوب و آموزش‌های حرفه‌ای، منهای پارتی و پول و نسبت فامیلی داشتن با یک سینماگر، مساوی است با بازیگر شدن! این همان معادله‌ای است که بازیگرهای سینما در جواب سوال کلیشه‌ای «چه شد سر از سینما درآوردید» تحویل‌تان می‌دهند.

با این اوصاف، این که هر یک از ستاره‌های سینما چطور سر از سینما درآورده‌اند، خیلی حساب و کتاب ندارد؛ این که محمدرضا فروتن، کی‌و چطور، محمدرضا فروتن شد و عکس بهرام رادان از چه زمان و در چه شرایطی روی سردر سینماها جا خوش کرد و هدیه تهرانی، چگونه روی کرسی ستارگی نشست و دیگران چطور این مسیر را طی کردند، هر کدام ماجراهای جالبی دارد که شاید شنیدن برخی از آنها خالی از لطف نباشد.

محمدرضا فروتن: کاظمی مشوقم بود

اوایل دهه 70 به واسطه یکی از دوستانم به نام اکبر اصفهانی «عکاس فیلم‌ها و سریال‌ها»، به بهرام کاظمی که برای نقش کوتاهی در فیلمش به دنبال یک بازیگر تازه‌کار می‌گشت، معرفی شدم. پس از اجرای نخستین پلان فیلم «هدف» و تشویق کاظمی، به کلاس‌های آزاد بازیگری رفتم و زیر نظر حمید سمندریان آموزش دیدم.


مهناز افشار: علی شاه‌حاتمی مرا به سینما کشاند

3 سال پیش از ورود به سینما، در موسسه‌ای غیرانتفاعی، کار تدوین را زیرنظر مجید میرفخرایی‌نژاد دنبال می‌کردم و همان جا «علی شاه‌حاتمی» را که برای کاری آمده بود، دیدم و هم برای فیلم «دوستان» او انتخاب شدم، ناگفته نماند که‌ ورود پرسر و صدای مهناز افشار به سینما، از آن ورودهای جنجالی بود و در همان زمان اکران، آنقدر دیده شد که دیگر مهناز افشار بابت کارهای بعدی هیچ‌گونه نگرانی نداشت.

لاله اسکندری: شروع کار از 5 سالگی

«من وقتی خیلی بچه بودم جلوی دوربین حاضر شدم. عمویم کارگردان و فیلمنامه‌نویس بود و وقتی 5 ساله بودم، جلوی دوربین فیلم 8 میلیمتری عمویم رفتم و همین کافی بود تا جرقه بازیگر شدن به سرم بیفتد. چند سال بعد هم در فیلم کوتاه «بازیگر فیلم زن لر» از روح‌انگیز ساقی‌نژاد بازی کردم یک نقش کوتاه در «متولد ماه مهر» کافی بود تا لاله اسکندری جا پایش را در سینما محکم کند.

بهرام رادان: نه پول داشتم، نه پارتی

خیلی از آدم‌ها بعد از سربازی دنبال کار می‌گردند. من هم یکی از آنها بودم که بین آگهی‌های روزنامه دنبال یک شغل مناسب می‌گشتم. چشمم که به آگهی کلاس‌های بازیگری «هیوافیلم» خورد، گوشی را برداشتم و بعد هم سر از کلاس‌ها درآوردم و یک هفته از کلاس‌ها نگذشته بود که فرم انتخاب بازیگر یک فیلم سینمایی را پر کردم. در کلاس ثریا قاسمی فیلمنامه «شور عشق» به من داده شد که روی نقش «کیان» تمرکز کنم؛ نقشی که فکر می‌کردم یکی دو تا دیالوگ بیشتر ندارد، غافل از این که یکی از دو نقش اصلی فیلم بود.

ترانه علیدوستی: کلاس‌های امین تارخ موثر بود

من از طریق کلاس‌های بازیگری وارد سینما شدم. دبیرستانی بودم که در کلاس‌های امین تارخ ثبت نام کردم و با معرفی او به صدرعاملی برای نقش ترانه پرنیان انتخاب شدم، نقشی که مرا در نخستین حضور سینمایی‌ام به سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن رساند. جالب اینجاست که هنوز هم در کلاس‌های بازیگری امین تارخ، فیلم نخستین تست بازیگری‌ام برای تازه‌واردها پخش می‌شود.

هانیه توسلی: تحصیلات انگیزه‌ام شد

من تحصیلکرده ادبیات نمایشی هستم و کار بازیگری را از تئاتر شروع کردم تا بالاخره در فیلم کوتاه «روی جاده نمناک» به کارگردانی مهدی کرم‌پور، جلوی دوربین رفتم.




حسام نواب صفوی: با «کیف انگلیسی» شروع کردم

اگرچه من با نقش کوچکی جلوی دوربین «اعتراض» رفتم و وارد سینما شدم و بعد از آن هم سریال «بازگشت به خانه» را بازی کردم، اما خودم همیشه از «کیف انگلیسی» به عنوان نخستین فیلمم یاد می‌کنم.




همایون ارشادی: کیارستمی مرا کشف کرد

همه ما هر روز ممکن است از عرض خیابان رد شویم یا پشت چراغ قرمز بایستیم، اما همین اتفاق روزمره ساده از یک عابر پیاده معمولی، همایون ارشادی ساخت.

«من پشت چراغ قرمز ایستاده بودم که نگاه سنگین کسی را روی خودم احساس کردم. عباس کیارستمی که از چهره من خوشش آمده بود من را به همکاری دعوت کرد و دوستی ما شکل گرفت و نخستین بار جلوی دوربین طعم گیلاسش رفتم؛ اما «درخت گلابی» بود که مرا بیشتر به مردم شناساند و موقعیتم را به عنوان یک بازیگر تثبیت کرد.»

مهران رجبی: همکلاسی با میرکریمی

شاید خیلی‌ها ندانند که او با سیدرضا میرکریمی همکلاس بوده و هر دو گرافیک خوانده‌اند و همین باعث شد که میرکریمی در نخستین سریالش یاد این همکلاسی خوش‌زبان و باروحیه بیفتد و رجبی نخستین‌بار با سریال محبوب «بچه‌های مدرسه همت» به تلویزیون بیاید و مهمان خانه‌های مردم شود. رجبی همیشه و همه جا می‌گوید من یک روستایی اصیلم و به روستایی‌بودنم افتخار می‌کنم و همیشه روستایی خواهم ماند.

احمد پورمخبر: به جای پسرم مرا انتخاب کردند

همه، ماجرای بازیگر شدن مرا می‌دانند از بس همه جا تعریف کرده‌ام. من پسرم را برای تست بازیگری به دفتر رضا عطاران بردم. ظاهرا پسرم چندان نظر عطاران را به خود جلب نکرد و او که حواسش پرت شده بود، صدایم را از راهرو شنید و به دنبال صدایم آمد. این شد که همانجا من را پسندید و بازیگر شدم و الان پسرم مدیر برنامه‌هایم است.


نیکی کریمی: با «وسوسه» حیدری آمدم

بیشتر مردم مرا با «عروس» می‌شناسند و خیلی‌ها یادشان نیست که مرا برای نخستین بار در سال 68 در فیلم «وسوسه» جمشید حیدری دیده‌اند. من از دوران دبیرستان، علاقه زیادی به تئاترهای مدرسه‌ای داشتم و به واسطه جمشید حیدری وارد سینما شدم.



پوریا پورسرخ: دوستی با حسین لطیفی

خیلی‌ها ورود مرا به سینما مربوط به نزدیکی‌ام با لطیفی می‌دانند. اما واقعیت این است که من زمانی که کار تئاتر می‌کردم در یک همایش سینمایی با محمدحسین لطیفی آشنا شدم و بعد از آن برای بازی در نقش فرهاد «فرار بزرگ» انتخاب شدم. البته بعد از آن، سریال «وفا» مرا مشهور کرد.

امین حیایی: مدیون ثریا قاسمی‌ام

من در جریان یک تئاتر کودک به کارگردانی‌ثریا قاسمی کشف شدم! این آشنایی با ثریا قاسمی ‌باعث شد که او مرا به اصغر‌ هاشمی‌ برای فیلم «دو همسفر» معرفی کند و بعد از آن هم که...

 


هدیه تهرانی: یک اتفاق ساده بود

در فروشگاه در حال قدم زدن بودم و می‌خواستم برای کارهای دکوراسیونم حصیر بخرم که سنگینی نگاه 2 نفر را لابه‌لای قفسه‌ها روی خودم احساس کردم. آزیتا حاجیان و محمدرضا شریفی‌نیا که آنها هم برای خرید به فروشگاه آمده بودند. من در ابتدا به پیشنهاد حاجیان برای بازی جواب «نه» دادم، اما حاجیان و شریفی‌نیا شماره تماس مادرم را گرفتند و تماس‌شان را با ما قطع نکردند. رفتن به دفتر سینمایی هدایت فیلم و عکس «رضا رخشان» برای تست گریم کافی بود تا وارد حرفه بازیگری شوم. من هم مانند خیلی‌های دیگر با مسعود کیمیایی شروع کردم. «سلطان» نخستین فیلمم با قرارداد 600 هزار تومانی بود.

شهاب حسینی: اول گوینده رادیو بودم

من به همراه تعدادی از بازیگران طنز مثل نادر سلیمانی و سعید آقاخانی گروهی داشتیم که به شهرهای مختلف سفر و برنامه‌های شاد اجرا می‌کردیم. بعد هم برای آیتم طنز «جمعه‌ها با شبکه 2» کار کردم و از همان جا از طریق کامران ملک مطیعی پایم به گویندگی رادیو باز شد. بالاخره هم در اجرای متفاوت برنامه «اکسیژن» دیده شدم. «پلیس جوان» مرا به مردم به عنوان یک هنرپیشه شناساند تا بالاخره در جشنواره فیلم فجر 87، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای «سوپراستار» گرفتم. رش