روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
چهارشنبه 04 مرداد 1396 / 02 ذی القعدة 1438 / a 26 Jul 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 91
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 27 اسفند 1390 - ساعت 16:38
شماره خبر: 100806534604
هرمز تنگه‌اي ميان نخل و موج و کشتي
روزگارانی دور،‌ وقتی اجداد تفتیده از آفتاب جنوب ما، نام هورموغ را برای تنگه هرمز به کار بردند، هیچ گاه فکرش را نمی‌کردند که «هورموغ» در گردش روزگار چرخیده و قرن‌ها بعد، بشود «هرمز» و آنقدر مهم شود که روزی برسد نامش در تمام صفحات رسانه‌های این گوی خاکی از شمال و جنوب تا شرق و غرب آورده شود. هورموغ در گویش بومی لارستان به معنای نخل است و در گویش بندری نیز، موغ معنای نخل دارد.

همچنین در کتاب‌های دایره‌المعارف آورده‌اند که این واژه می‌تواند از ترکیب هور + موغ (موغستان) به معنی آبراهه موغستان ساخته شده باشد و موغستان هم ایالت قدیم جنوب ایران یا میناب کنونی است که در کتب تاریخی به آن اشاره شده است.

حالا علم هم آنقدر پیشرفت کرده که اگر به تصاویر گرفته شده از ارتفاع چند هزار کیلومتری سطح زمین نگاه بیندازیم، آبراهه خمیده و باریکی را ببینیم که روی سیاره مادری‌مان قرار گرفته و بخش باریک و میانی این آبراهه نیلی رنگ نیز همان تنگه هرمز است که برای تمام دنیا دوست‌داشتنی است و علت‌های زیادی هم برای دوست داشتن و عزیز بودن آن وجود دارد. هرمز را تنگه می‌نامند، چون یک گذرگاه طبیعی است که دو بدنه آب را به یکدیگر متصل می‌کند. ۶۰۰ مایل یعنی 960 کیلومتر طول دارد و عرض آن در باریک‌ترین بخشش، 22 مایل (13 کیلومتر) بیشتر نیست. تنگه هرمز تنها راه خروج آبی از خلیج فارس و قلب تپنده‌ انرژی برای جهان و همین ویژگی باعث شده تا برای کل دنیا مهم و عزیز باشد.

البته بیش از 100 تنگه میان اقیانوس‌ها و آبراه‌های مختلف در جهان وجود دارد که عرض آنها کمتر از 40 کیلومتر (25 مایل) است، اما تعداد تنگه‌های خیلی مهم دنیا به تعداد انگشت‌های یک دست هم نمی‌رسد.

تنگه هرمز در جنوب ایران، تنگه جبل‌الطارق، تنگه بسفر و داردانل در ترکیه و تنگه باب‌المندب در نزدیکی سومالی ازجمله این تنگه‌ها هستند. با این حال اغراق نخواهد بود اگر گفته شود اهمیتی که تنگه هرمز دارد، هیچ کدام از آنها ندارد و به همین دلیل نام تنگه هرمز به دفعات در صفحات کاغذی و مجازی انواع رسانه‌های نوشتاری و غیرنوشتاری دیده می‌شود.

برخی می‌گویند نبض نفتی جهان را باید در این تنگه گرفت و البته عده‌ای دیگر به خاطر این که از این اهمیت نگرانند، برخلاف باور قلبی خود می‌گویند هرمز نشد جای دیگری هم در این پیکره می‌توان دنبال نبض گشت.

اما واقعا چرا این تنگه مهم است و در ماه‌های اخیر نیز مقامات ارشد کشورهای مختلف بارها و بارها اسم این تنگه را بر زبان آورده‌اند؟ برای رسیدن به پاسخ باید چند نکته را در نظر گرفت که یکی از آنها موقعیت جغرافیایی این تنگه است و دیگری جایگاه انرژی در محاسبات بین‌المللی و البته تهدیدهایی که در ماه‌های گذشته درباره ایران مطرح و پاسخ‌هایی که به آنها داده شد و در این تهدید و پاسخ‌ها هم البته نام این تنگه بسیار به گوش رسید و از این رو به این تنگه در سال 90 مهم‌تر و تنگ‌تر از همیشه در نظر جهانیان جلوه کرد.

شاهراه نفتی

تنگه هرمز باریکه دریایی خمیده شکلی است که فلات ایران را از شبه جزیره عربستان جدا می‌کند و آب‌های خلیج فارس را به دریای عمان و اقیانوس هند پیوند می‌دهد. جزایر ایرانی لارک، ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک که در تنگه هرمز یا نزدیک آن واقعند، به عنوان رینگ دفاعی تنگه، از اهمیت استراتژیک ویژه‌ای برخوردارند. چرا که جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک با تشکیل حالت نعل اسبی در تنگه هرمز امکان بهره‌برداری نظامی برای تسلط بر تنگه را برای ایران فراهم می‌کند.

تنگه هرمز در باریک‌ترین نقطه حدودا 13 کیلومتر است، اما همین عرض باریک، شامل 3 کیلومتر عرض کافی برای کشتیرانی است. عمق آب در تنگه و بویژه در مسیر ورودی و خروجی نیز بین 50 تا 80 متر است که برای آبخور نفتکش‌های بزرگ مناسب است و نبض کنترل این تنگه به خاطر ویژگی‌های مکانی ای که برشمردیم، کاملا در اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. به این شکل که به موجب خطوط مبنا به ثبت رسیده ایران و براساس نقشه تفکیک تردد دریایی سازمان دریانوردی بین‌المللی، حدودا ثلث شمالی مسیر دریایی تنگه هرمز و بویژه بخشی از مسیر ورودی کشتی‌ها از دریای عمان به خلیج فارس در محدوده آب‌های ایران قرار می‌گیرد.

از سوی دیگر مسیر ورودی به تنگه براساس طرح ترافیک دریایی سازمان دریانوردی بین‌المللی (ایمو) در شمال به عرض یک مایل است و بخشی از مسیر دریایی در محدوده آب‌های ایران قرار می‌گیرد. کریدور ترافیک دریایی در جنوب که در قلمروی آب‌های سلطان‌نشین عمان قرار می‌گیرد نیز به عرض یک مایل دریایی است. بین این دو بخش و مسیر ورودی و خروجی خلیج فارس یک نوار حائل برای جلوگیری از تصادف شناورها به عرض یک مایل پیش‌بینی شده است. افزون بر این که مسیر ورودی کشتی‌ها در ادامه از کنار آب‌های جزایر ایرانی تنب بزرگ و کوچک و نیز جزیره ایرانی فارور می‌گذرد و در شرایط اضطراری و ویژه، قابلیت کنترل و هدایت از جانب ایران را دارد.

تامین امنیت کامل خلیج فارس از سال 1376 (از دهانه فاو تا تنگه هرمز) به عهده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی واگذار شده و از تامین امنیت تنگه هرمز تا خلیج گواتر به عهده نیروی دریایی ارتش قرار دارد.

البته تنگه‌های استراتژیک مانند تنگه بسفر و داردانل طبق قراردادهای چندجانبه اداره و کنترل می‌شوند، زیرا اهمیت و تاثیر برخی تنگه‌ها در امنیت منطقه‌ای و جهانی موجب شده تا در کنوانسیون 1958 میلادی برای آنها نظام حقوقی خاص در نظر گرفته شود. در این میان تنگه هرمز با تردد سالانه 20 هزار فروند شناور، یکی از مهم‌ترین تنگه‌های بین‌المللی محسوب می‌شود که در ردیف حیاتی‌ترین تنگه‌های عبور و مرور جهان قرار دارد، چون خلیج ‌فارس دریای نیمه‌بسته‌ای است که از اهمیت ویژه‌ای در معادلات بین‌المللی انرژی برخوردار است، در نتیجه تنگه هرمز همچون کلید ورودی به این دریا محسوب می‌شود و این کلید البته طبق قواعد موجود و جغرافیای منطقه بیش از هر طرفی در اختیار کشورمان است.

تنگه هرمز و جنگ تحریم‌ها

تنگه هرمز عرض زیادی ندارد و کمترین عرض آن که جداکننده ایران و عمان از یکدیگر است حدودا 21 مایل است. برای همین خط منصف بین دو ساحل ایران و عمان حد آب‌های سرزمینی دوطرف است. از سوی دیگر، حجم تردد کشتی‌های بزرگ تجاری و رزم‌ناوها و حتی زیردریایی‌ها در این فضای نسبتا کم زیاد است و به همین دلیل ترافیک موجود در این تنگه حوادثی را به وجود آورده است که ازجمله می‌توان به تصادفات زیر اشاره کرد:

1 ـ در سال 2007 میلادی یک نفتکش ژاپنی با یک زیردریایی آمریکا به نام نیوپورت نیوز در تنگه هرمز با یکدیگر تصادف کرد.

2 ـ در سال 2009 میلادی دو رزم‌ناو آمریکایی به نام‌های هارتفورد و نیواورلینز در حال حرکت در تنگه هرمز به هم برخورد کرد.

در جنگ تحریم‌ها که غرب علیه ایران به راه انداخته و در ماه‌های اخیر نیز شدت بیشتری یافت و آمریکا و اروپا با عبور از منافع خود تصمیم گرفتند خرید نفت از ایران را ممنوع کنند، اسم تنگه هرمز بیش از پیش به میان آمد. به این شکل که برخی مقامات رسمی ایرانی هشدار دادند در صورت اجرایی شدن تحریم نفتی علیه کشورمان، ایران با بستن تنگه هرمز مانع صادرات نفت سایر کشورهای منطقه از این آبراه خواهد شد.

اعلام این تهدید برای غرب بسیار سنگین بود، چرا که برآورد شده مسیر نفتکش‌های حامل نزدیک به ۴۰ درصد نفت خام مصرفی جهان از تنگه هرمز می‌گذرد. البته کمی بعد ایران تاکید کرد قصد بستن تنگه را ندارد و منظور از طرح این موضوع آن بوده که اگر قرار باشد فضا به سمت تخاصم پیش برود،‌ تهران برگه‌ای برنده زیادی دارد که تنگه‌ هرمز یکی از آنها و از ظرفیت‌های ایران برای مقابله با تهدیدهاست. فرماندهان نظامی و سیاسیون ایران یادآور شدند سیاست ایران تامین امنیت تنگه‌ هرمز برای همگان است، اما در صورت اعمال تهدید جدی علیه ایران به خاطر ایستادگی بر حقوق مشروع کشور در زمینه فناوری‌ صلح‌آمیز هسته‌ای، تنگه‌ هرمز به صورت طبیعی بخشی از جغرافیای دفاعی کشور محسوب می‌شود.

نگرانی‌هایی که در بین مقامات غربی بعد از تهدید ایران به بستن تنگه هرمز به وجود آمد، این سوال را مطرح می‌کند که چه حقایق مهم بین‌المللی درباره تنگه هرمز وجود دارد که این‌گونه آرامش را از سران آن کشورها ربوده است؟

مهم‌ترین موضوعی که درباره تنگه هرمز وجود دارد عبور حجم زیادی از مبادلات نفتی دنیا از این تنگه است. عربستان، عراق و ایران از جمله تولیدکنندگان نفت هستند که محصولشان از طریق این تنگه راهی بازار می‌شود.

بنابر آمار در سال 2011 روزانه حدود 17 میلیون بشکه نفت و طی سال‌های 2010 ـ 2009 روزانه بین 16 ـ 5‌/‌15 میلیون بشکه نفت از طریق تنگه هرمز جابه‌جا شده است. همچنین در همین سال تقریباً 35 درصد نفت معامله‌شده در دریا و به عبارتی حدود 20 درصد کل نفت معامله‌شده جهان از طریق تنگه هرمز جریان یافته است.

از سوی دیگر به طور میانگین روزانه 14 نفتکش حامل نفت ‌خام در تنگه هرمز تردد داشته که البته به همین تعداد نیز نفتکش خالی برای انتقال محمولات جدید وارد تنگه هرمز ‌شد ه است.

اگر هرمز نباشد

تنگه هرمز به قدری مهم است که سال‌ها قبل از این‌که تنش‌های اخیر درخصوص این تنگه به وجود بیاید،‌ برخی کشورها به دنبال یافتن جانشینی برای آن بوده‌اند و این تلاش‌ها بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفت. تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران حدود 60 درصد از منابع استخراجی از طریق تنگه هرمز به سایر نقاط جهان منتقل می‌شد، اما تحولاتی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی روی داد باعث شد قدرت‌های جهانی به فکر ایجاد جایگزینی برای این آبراه حیاتی بیفتند که از جمله آنها می‌توان به طراحی خط لوله‌های انتقال نفت همچون خط انتقال نفت از ظهران عربستان به دریای سرخ و چندین خط لوله نفتی دیگر اشاره کرد، اما این طرح‌ها هرگز به لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نبود، ضمن آن که مشکلات سیاسی و ارضی میان کشورها را نیز با خود به همراه داشته است. در مقطعی هم امیر دبی درصدد مطالعه و اجرای طرح کانال جایگزین تنگه هرمز برآمد.

بر اساس این طرح قرار بود با ساخت کانالی از داخل این کشور، سواحل امارات در دریای عرب (در جنوب شرقی امارات) به سواحل این کشور در خلیج فارس (در شمال امارات) متصل شود. طول این کانال 180 کیلومتر و هزینه احداث آن 200 میلیارد دلار برآورد شد. هدف از اجرای آن خنثی‌سازی خطر احتمالی ایران مبنی بر بستن تنگه هرمز در صورت حمله نظامی به جمهوری اسلامی بود، اما این طرح به علت نبود توجیه نظامی و اقتصادی و همچنین بالارفتن توان نظامی جمهوری اسلامی ایران متوقف شد. بدین ترتیب نه تنها از اهمیت استراتژیک تنگه‌ هرمز کاسته نشد، بلکه این تنگه بیشتر در صدر توجه جهانی قرار گرفت. از این رو همچنان بستن تنگه هرمز به معنای استفاده از مسیرهای جایگزین طولانی‌‌تر و هزینه‌های بیشتر حمل ‌و نقل است، اما واقعیت این است که استراتژی ایران بستن تنگه هرمز نیست.

این واقعیتی است مقامات کشورمان از جمله که سخنگوی وزارت امورخارجه بارها در نشست‌های مطبوعاتی با خبرنگاران و سخنرانی‌ها بر آن تاکید کرده است.رامین مهمان‌پرست، سخنگوی وزارت امور خارجه در یکی از معروف‌ترین اظهارنظرهایش در این باره گفته است: «جمهوری اسلامی ایران بار‌ها اعلام کرده است بحث بستن تنگه هرمز در دستور کار قرار ندارد.» مهمان‌پرست البته به علت چرایی بیان تهدیدات از سوی برخی مقامات ایران اشاره و خاطرنشان کرد «زمانی که آمریکا و رژیم صهیونیستی تهدیدهای مختلفی را مطرح می‌کنند، در واقع برای ایجاد فضای جنگی در منطقه تلاش می‌کنند که البته در چنین فضایی امکان دارد عکس‌العمل‌هایی نیز اعلام شود و توان و ظرفیت‌های موجود در کشور مورد اشاره قرار گیرد.

به هر حال امنیت باید عمومی و برای همه باشد و نه فقط برای بعضی از کشورها.» به هر حال به نظر می‌رسد غرب نیز با اشراف بر اهمیتی که تنگه هرمز دارد، می‌داند نباید با اظهاراتی که تنش در سطح بین‌المللی را تشدید می‌کند، موقعیت کشورهای مرتبط با این تنگه را در فاصله دور یا نزدیک با این تنگه به خطر بیندازد. تنگه‌ای که ایرانی‌ها می‌دانند اهمیتی در حد احد داشته و به همین خاطر گاهی که می‌خواهند به اهمیت بی‌شمار تنگه هرمز اشاره داشته باشند، به آن می‌گویند تنگه احد. این تنگه آرمیده در میان موج و کشتی و نخل سال 1390 بیش از پیش درصدر خبرها قرار گرفت و سال 90 برای قدرت‌های جهان سلطه، تنگ‌تر از همیشه بود.

* مریم جمشیدی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: