روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
جمعه 05 خرداد 1396 / 29 شعبان 1438 / a 26 May 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 91
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 27 اسفند 1390 - ساعت 16:38
شماره خبر: 100806541545
زالوهايي که خون فوتبال را مي‌مکند
پشت پرده شبکه پدرخواندگي فوتبال ايران
«پدرخوانده» یا همان اصطلاح «GOD FATHER» در فوتبال ایران وجود خارجی دارد، هر چند عده‌ای اصولا اعتقادی به این مساله ندارند و معتقدند به جای پدرخوانده باید سراغ کسانی را گرفت که بیشترین تاثیر را بر فوتبال ملی و باشگاهی ایران بر جای گذاشته‌اند.

‌چه قبول داشته باشیم و چه نه، پدرخواندگی در قالب یک شبکه منسجم در فوتبال ایران فعالیت کرده تا در طول سال‌ها و همراه با ورود پول به این عرصه، شبکه مافیایی فوتبال فربه‌تر شده و با فعالیت‌های غیرقانونی و غیرمتعارفش صدای اهالی این رشته را درآورده‌ است. مدعیانی که چون منافع شخصی را بر منافع ملی فوتبال ترجیح داده و خلاف مسیر آب شنا می‌کنند، در جامعه فوتبال و ورزش از وجهه‌ای منفی برخوردارند.

اصولا اصطلاح پدرخوانده در فوتبال به‌ طور معمول به کسی گفته می‌شود که بعد از چند سال حضور در کار و رشته‌ای، به سمت و سویی می‌رود که همه چیز را تحت اختیار خود گرفته و با حذف رقبا، قدرت مطلق را بدست بگیرد. قدرتی که چون بحث منافع ملی در آن مورد توجه نیست به سمت فساد می‌رود تا در این عرصه فوتبال ایران نیز با توجه به میزان تاثیرگذاری و دربرگیری‌اش یک گروه پدرخوانده را در دایره خویش شکل دهد. کسانی که البته و در جهت این‌که قدرت کاذب خود را نشان دهند، این اصطلاح را بر سر زبان‌ها انداخته‌اند تا در قالب شبکه‌ای وسیع با فعالیت‌های غیرقانونی و غیرمتعارف، بسان زالو خون فوتبال ایران را بمکند.

بنابراین و در شرایطی که عنوان پدرخواندگی در فوتبال ایران بیشتر بار منفی به دنبال خود دارد، بین کارشناسان و اهل فن در این رشته،‌ درباره وجود پدرخوانده در فوتبال ایران اختلاف نظر وجود دارد. عده‌ای قائل به وجود پدرخوانده در فوتبال ایران نیستند و معتقدند که فوتبال ایران افراد تاثیرگذار در زمینه‌های مختلف داشته است، اما عده‌ای دیگر معتقد به فعالیت پدرخوانده در فوتبال ایران هستند و برای این حرف خود نیز دلایل زیادی دارند.

نقبی به گذشته

گرچه از زمان مطرح شدن بحث فوتبال حرفه‌ای در فوتبال ایران و همراه با ورود پول بی‌حساب و کتاب دولتی به این رشته، ‌دلالی نیز قارچ‌گونه دور مستطیل سبز رشد یافت تا واسطه و واسطه‌گری در فوتبال سال به سال پر و بال بیشتری به خود بگیرد و عده‌ای بدون‌زحمت صاحب پول‌های باد آورده شوند، اما در همان موقع نیز می‌شد رد پای دلالی (کار چاق کنی) را در عرصه رسانه‌ها دید.

بعدها و با فربه شدن این گروه که مافیا گونه عمل می‌کرد و در اجزای مختلف فوتبال عوامل خود را فعال می‌دید و بویژه با اعتراض تنی چند از مدیران باشگاه‌ها و مربیان و بازیکنانی که قربانی این شبکه در فوتبال شده بودند تا ناپاکی‌ها در فوتبال بیشتر جلوه‌گر شود، شبکه‌های امنیتی به موضوع ورود کرده و با دستگیری چند نفر از عوامل موثر در این عرصه، مبارزه با فساد در فوتبال را کلید بزنند. مبارزه‌ای که 3 سال پیش در فوتبال ایران شکل گرفت و واژه پدرخوانده در همان زمان بر سر زبان‌ها افتاد. هر چند که عده‌ای خاص پس از دستگیری و اعترافات لازم از کار مطبوعاتی منع شدند، اما این عده پس از 2 سال دوری از جامعه رسانه‌ای از دری دیگر ورود کرده‌اند تا همچنان فوتبال ایران اسیر بده و بستان‌هایی باشد که اجازه نمی‌دهد این رشته سالم نفس بکشد.

البته طی همین سال 90 نیز علی دایی در آخرین روزهای حضورش روی نیمکت پرسپولیس، بارها از واژه «پدرخوانده» یاد کرد که به زعم او برخی دست به کار شده‌اند تا با تماس با بازیکنان مورد نظرشان، پرسپولیس را برای لیگ یازدهم ببندند. دایی حتی از فردی نام برد که به‌عنوان عامل پدرخوانده با بازیکنان تیمش تماس می‌گیرد تا به این طریق آرامش پرسپولیس را به هم بزند.

با کدهایی که علی دایی می‌داد مشخص شد که اشاره او به مربی قدیمی فوتبال ایران است که سال‌ها در عرصه مطبوعات ورزشی دستی بر قلم داشته و پیش از این نیز در پاکسازی صورت گرفته، از کار مطبوعاتی منع شده بود. در رابطه با «پدرخوانده» گفته می‌شود که طی 50 سال گذشته تغییر و تحولی در فوتبال ایران به‌چشم نمی‌خورد که وی در آنها ایفاگر نقش نبوده باشد. موضوعی که خودش به دفعات به آن اشاره کرده و اگر بخواهیم حق مطلب را ادا کنیم، باید بگوییم که او در کنار اثرات تخریبی‌اش بر فوتبال ایران، مثمر ثمر نیز بوده که البته باید در جای خود مورد توجه قرار گیرد.

پدرخوانده چگونه شکل گرفت؟

هر چند امروز وقتی اسمی از پدرخوانده به میان می‌آید، ذهن‌ها متوجه یک نفر می‌شود، فردی که خودش نیز طی مصاحبه‌ای اعلام کرد که در بسیاری از ناهنجاری‌های فوتبالی در ایران نقش داشته است، اما باید دید این پدرخوانده چطور در فوتبال ایران سر برآورده است. کسی که به عنوان جدول نویس در فدراسیون کشتی کار می‌کرد و چون در عرصه مربیگری فوتبال نیز در باشگاه راه‌آهن فعال بود، بیشتر حقوقی را که از فدراسیون می‌گرفت، خرج فوتبال و سازندگی در این رشته می‌کرد. مثل این‌که برای بازیکنان کفش و لباس می‌خرید و اجازه نمی‌داد هیچ استعدادی از فوتبال دور شود. آن هم در دوره و زمانه‌ای که پول به فوتبال راه نیافته بود و عشق در این رشته حرف اول را می‌زد. در این زمینه گفته می‌شود که خیلی از بازیکنان اسمی و مطرحی چون فرشاد پیوس، مرتضی یکه، بهتاش فریبا، امیر قلعه نویی، بیژن طاهری و... توسط او کشف شده و به بزرگی در فوتبال رسیده‌اند. هر چند او اگر از کسی نیز خوشش نمی‌آمد، به انحاء مختلف اجازه پر و بال گرفتن را به وی نمی‌داد. همین شخص که در عرصه مطبوعات ورزشی نیز دستی بر آتش داشت، هر بازیکن و مربی را که می‌خواست در نشریات تحت پوشش قرار می‌داد تا این بازیکنان و مربیان را وامدار خود کند.

شاید بارزترین مثالی که می‌توان در این زمینه مورد توجه قرار داد، موضوع انتخاب فرشاد پیوس و علی دایی باشد که چون نظر پدرخوانده بر حضور پیوس پا به سن گذاشته در تیم ملی بود، به نوعی در مطبوعات نقش علی دایی را کمرنگ می‌کرد که این مساله پس از گذشت سال‌ها هنوز از ذهن علی دایی پاک نشده است.

به هر حال و با حرفه‌ای شدن فوتبال ایران و بحث ورود پول‌های بی حساب و کتاب به این رشته، پدرخوانده نیز دچار این پارادوکس می‌شود که چرا او نباید به بخشی از این پول‌ها دست یابد. آخر این مساله نوعی حسادت را در وی ایجاد کرده بود که چرا باید بازیکنان و مربیانی که به نوعی دست‌پرورده او به حساب می‌آمدند، با پول قراردادهای فوتبال به لحاظ مالی از شرایط خوبی برخوردار باشند و در مقابل پدرخوانده سرش بی‌کلاه باشد.

از اینجا به بعد وی در نوع سیاست‌های کاری خویش تغییر جهت می‌دهد و دستیابی به بخشی از پول‌های در گردش فوتبال را مورد توجه قرار می‌دهد. حمایت از مربیان جوانی که وامدار او به حساب می‌آمدند و مطرح کردنشان برای حضور در تیم‌های مختلف، می‌توانست پدرخوانده را به مراد برساند. تربیت نسلی از خبرنگاران که نه، بلکه دلالان و واسطه‌هایی که در کار نقل و انتقال بازیکنان خبره شده بودند و پر و بال دادن به بحث‌های رسانه‌ای در جهت حمایت از کسانی که می‌توانستند منافع پدرخواندگی را تامین کنند، همه و همه فوتبال ایران را در مسیر غیرمتعارفی سوق می‌داد که بعدها با تبدیل شدن به بحرانی اساسی، پای نهادهای امنیتی را به موضوع باز کرد. موضوعی که البته استمرار نیافت تا این بحث دلالی و کارچاق کنی همچنان بحث روز فوتبال ایران باشد. موضوعی که شاید اگر ده برنامه 90 نیز به آن اختصاص یابد، باز مورد توجه خواهد بود.

شبکه پدرخوانده‌ها

امیر رضا واعظی آشتیانی مدیرعامل سابق باشگاه استقلال در پاسخ به این سوال که آیا قائل به وجود پدرخوانده در فوتبال ایران است یا خیر؟ پاسخ مثبت می‌دهد و می‌گوید: هر چند وقتی اسم پدرخوانده به میان می‌آید ذهن‌ها متوجه یک نفر می‌شود، اما من معتقدم این فرد نیز بخشی از شبکه پدرخوانده‌ها در فوتبال ایران است که البته همه نیز زیر نظر پدرخوانده اصلی فعالیت دارند که البته آن را نیز نمی‌شناسند.

وی در توضیح بیشتر این استدلال خود می‌گوید: اینها در قالب یک شبکه مافیایی فعالیت می‌کنند که وقتی پازل فعالیت‌هایشان در کنار هم قرار می‌گیرد، تشکیل پدرخواندگی می‌دهد. اینها مجموعه‌ای عمله و پادو در قسمت‌های مختلف فوتبال دارند که کارهایشان را دنبال می‌کنند. در حقیقت بخشی از کارگزاران این شبکه پدرخواندگی ارادی هستند و بخشی نیز به صورت غیرارادی فعالیت دارند. در بخش ارادی‌ها، کارگزاران دارای شغل رسمی و غیررسمی هستند و معتقدند که آنارشیست طلبی ضامن حیات آنهاست و تا اینها هستند، فوتبال ایران رنگ نظم به خود نمی‌بیند و آنها کسانی هستند که از سطح فدراسیون تا باشگاه‌ها رسوخ دارند. در بخش غیر ارادی نیز با افرادی مواجه هستیم که به ظاهر چهره‌هایی موجه دارند، اما آنها نیز ناخواسته وارد این جریان شده‌اند و در مواقع ضروری از وجودشان استفاده می‌شود.

آشتیانی همچنین تصریح دارد که پدرخوانده‌های فوتبال، متولیان ارشد ورزش را نیز مستقیم و غیرمستقیم تطمیع فکری می‌کنند تا به زعم وی، آنان آدم‌های تمام‌شده و کنار رفته ورزش را دوباره برسر کار بیاورند.

وی که هر از چند گاهی بحث شبکه مافیایی در فوتبال را مطرح می‌کند تا عده‌ای را به واکنش وا دارد، می‌گوید: علت آن که این عده از من هراس دارند این است که معتقدند من آنها را شناسایی کرده و برای همین به تکاپو می‌افتند تا به اصطلاح در مقابلم گاردگرفته و مرا پس بزنند. در حالی که من آدمی نیستم که در مقابل این شبکه کوتاه بیایم. متاسفانه در زمان ریاست علی کفاشیان در فدراسیون، پدرخوانده‌ها قدرت بیشتری گرفتند، در حالی که اگر مدیریت فدراسیون متمرکز و بااقتدار عمل کند، پدرخوانده‌های فوتبال دست و پایشان را جمع خواهند کرد. کسانی که فضای فوتبال را مسموم کرده‌اند تا فوتبال ایران با فعالیت‌های مافیایی این عده نتواند به رشد و پیشرفت دست یابد.

تحمیل مربی به باشگاه‌ها و تیم ملی

داریوش مصطفوی رئیس سابق فدراسیون فوتبال نیز از جمله کسانی است که به وجود شبکه پدرخواندگی در فوتبال ایران معتقد است.

وی می‌گوید: این شبکه که به صورت مافیایی عمل می‌کند در مراکز مختلف دارای عواملی است که منافع شبکه را دنبال می‌کنند. عوامل این شبکه پدرخوانده در عرصه رسانه‌ها نیز حضور دارند و با دلالی و زد و بند، مربیان و بازیکنان مورد نظر خود را به باشگاه‌ها و حتی تیم ملی تحمیل می‌کنند. خود من طی سال‌ها با عملکرد این شبکه مواجه بوده‌ام و متاسفانه تا وحدت عملی در مبارزه با این شبکه مافیایی نباشد، نمی‌توان بساط آنها را در فوتبال برچید.

مصطفوی می‌افزاید: اعتقاد دارم آنها حتی افشین قطبی را به تیم ملی تحمیل کردند، خود من زمانی که در باشگاه پرسپولیس بودم با این قضیه مواجه بودم که جریانی رسانه‌ای از افشین قطبی حمایت وسیع می‌کرد تا طی همین حمایت‌های غیر متعارف که پشت آن پول‌های زیادی خوابیده بود، قطبی به تیم ملی ایران برسد.

از ژنرال تا امپراطور

ناصر فریاد شیران مربی فوتبال نیز ازجمله کسانی است که معتقد به فعالیت پدرخوانده‌ها در فوتبال ایران است. به اعتقاد او، پدرخوانده‌ها تحت هر شرایطی به دنبال منافع خود در فوتبال هستند و در مراکز مختلف نیز دارای عواملی هستند که اهدافشان را پیش می‌برند. این عده که به صورت باندهای مافیایی عمل می‌کنند بر بازیکنان و مربیان لقب می‌گذارند، از ژنرال گرفته تا امپراطور و چون به صورت شبکه‌ای فعالیت می‌کنند، هر کاری را که می‌خواهند انجام می‌دهند. جدا از دست داشتن در نقل و انتقال بازیکنان و مربیان، حتی قادرند با فعالیت‌های غیر قانونی مثل خریدن مربیان، بازیکنان و داوران روی نتایج بازی‌ها نیز تاثیر بگذارند. او با اعلام این که شبکه ارتباطی پدرخوانده‌ها در فوتبال ایران زیاد است، تاکید می‌کند: نگاهی به‌وضعیت بازیکنان خارجی که طی چند سال اخیر به فوتبال ایران آمده‌اند و بدون حتی انجام یک بازی کلی پول گرفته‌اند و رفته‌اند، بیانگر خیلی از مسائل است و به نظر می‌رسد که بعضی مدیران باشگاه‌ها نیز از این رفت و آمدها حسابی منتفع شده‌اند. ضمن آن که باید بررسی کرد و دید چرا در شرایطی که می‌گویند بعضی مربیان منشوری هستند، مدام این مربیان در چرخه فوتبال ایران در گردشند و پشت سرهم از این تیم به آن تیم می‌روند؟!

سکوت و تسلیم در مقابل مافیای فوتبال

عبدالرحمان شاه‌حسینی، رئیس پیشین کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال که در عرصه قضایی نیز دارای سابقه زیادی است، تصریح می‌کند که هیچ اراده‌ای از سوی مسوولان فدراسیون برای برخورد با سودجویان و متخلفان وجود ندارد.

وی در این باره می‌گوید: دلالی در قانون تعریف مشخصی دارد و شغل شریفی است، بنابراین بهتر است از لفظ کارچاق کن استفاده کنیم. عده‌ای کار چاق کن در فوتبال ایران به خوبی راه سوءاستفاده را یاد گرفتند. متاسفانه با تمام احترامی که برای مسوولان فدراسیون قائلم، باید بگویم آنها توانایی برخورد با افرادی که فساد را در فوتبال رواج داده‌اند، ندارند و در مقابل سکوت کرده‌اند. آنها هیچ گاه سراغ دلالان بزرگ نرفته‌اند و فقط ضعیف‌ها را قربانی کرده‌اند تا افکار عمومی را آرام کنند. مدیران کلان فوتبال ایران عملا مقابل مافیای دلالی تسلیم شده‌اند.

عامل خارجی

البته باند مافیایی متصل به شبکه پدرخواندگی، ضلع دیگری نیز دارد. ضلعی که چون با خارج مرتبط است، طی سال‌های گذشته از انتقال بازیکنان به خارج بویژه اسلواکی، پول‌های کلانی را به جیب زده است.

افشاگری‌های حسین هدایتی، مالک باشگاه استیل آذین به خوبی روشن کرد که این شبکه مافیایی از هیچ اقدامی به منظور رسیدن به مطامع خویش غافل نیست ولو آن که امضای یک مربی خارجی مثل یونگ هلندی را جعل کرده و ضمن کلاه گذاشتن بر سر مدیران استیل آذین، کار این تیم را نیز به کمیته انضباطی و قضایی فیفا بکشاند. موضوعی که البته با جریمه 170 هزار یورویی و کسر 12 امتیاز برای تیم استیل‌آذین همراه شد تا این تیم که زمانی می‌خواست در فوتبال ایران و آسیا آقایی کند، بدجوری به مخمصه بیفتد. مخمصه‌ای که شاید ادامه حضور تیم استیل آذین در لیگ دسته یک را طولانی‌تر از همیشه سازد.

تاثیر گذارهای فوتبال ایران

البته و در مقابل کسانی که معتقد به وجود پدرخوانده هستند، عده‌ای چنین اعتقادی ندارند و تصریح می‌کنند که فوتبال ایران تا دلتان بخواهد از افراد تاثیرگذاری متاثر شده است که کمک کرده‌اند فوتبال از گذشته به امروز برسد، با تمام فراز و نشیب‌هایش. منوچهر زندی و حمیدرضا صدر در زمره چنین افرادی قرار می‌گیرند. دکتر اکرامی، حسین مبشر، حسین صدقیانی، علی عبده، آقا شعاع، علی‌اصغر محب، حسین فکری، آقا مدد نوعی و... در شمار افرادی قرار می‌گیرند که از گذشته تا امروز به فوتبال ایران خدمت کرده‌اند. هر چند در مقابل هستند کسانی که خلاف مسیر آب شنا کرده و به فوتبال ایران خیانت کرده‌اند، اما به هر حال همه چیز مطلق نیست و در گذر زمان نقش افراد نیز دستخوش تغییر و تحول شده است.

دکتر حمیدرضا صدر نویسنده و کارشناس فوتبال با تاکید بر این که فرضیه تئوری توطئه را قبول ندارد، می‌گوید: به هیچ وجه اعتقادی به وجود پدرخوانده در فوتبال ایران ندارم. اصولا پدرخوانده به یکی دو نفر خلاصه می‌شود که همه چیز را در کنترل خود دارند، در حالی که مراکز قدرت در فوتبال ایران زیاد است و امروز اهرم‌های مالی در دست افراد زیادی است که می‌توانند با تصمیمات خود فوتبال را متاثر سازند.

وی که اعتقاد دارد در فوتبال ایران افراد زیادی بوده‌اند که به رشد و پیشرفت این رشته کمک کرده‌اند، اضافه می‌کند: امروز فوتبال گسترده شده و نمی‌توان چنین پنداشت که عده‌ای می‌توانند در تهران نشسته و کل مسائل فوتبال را رصد و مونیتور کنند.

این کارشناس فوتبال در عین حال با اشاره به این که در فوتبال ایران آدم‌های زیادی بوده‌اند که در ادوار مختلف به رشد و توسعه این رشته کمک کرده‌اند، تصریح می‌کند: البته من این نقش را در تاریخ فوتبال ایران ثابت نمی‌دانم، آنچنان که معتقدم اگر دکتر اکرامی و خسروانی در دوره‌ای مفید و موثر بوده‌اند، بعدها از میزان این نقش‌شان کاسته شده، آنچنان که علی پروین در دهه 60 فردی مثبت و موثر برای فوتبال باشگاهی ایران به حساب می‌آمد، اما عملکرد او در دهه‌های 70 و 80 و دیگر نتوانست آن اثر‌گذاری سابق را از خود بروز دهد.


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: