روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 05 ارديبهشت 1396 / 28 رجب 1438 / a 25 Apr 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 91
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 27 اسفند 1390 - ساعت 16:41
شماره خبر: 100806706620
تقويمتان را 25 سال بکشيد جلو
دنیای فناوری با سرعتی باورنکردنی به پیش می‌تازد. ظاهر و باطن زندگی و نگاه و افکار ما درباره شرایط لازم برای زندگی کردن آنقدر لایه به لایه تغییر می‌کند که خیلی وقت‌ها نمی‌توانیم متوجه این تغییرات شویم، مگر این‌که دو زمان مختلف را با شرایط و ویژگی‌هایش با هم مقایسه کنیم.

برای مثال از حضور تلفن همراه در زندگی روزانه مردم ایران حدود 15 سال می‌گذرد، اما همین زمان کوتاه آنقدر به نظر طولانی می‌رسد که خیلی‌ها حتما یادشان نیست آن وقت‌ها که تلفن همراه نبود چطوری زندگی می‌کردند. مثلا وقتی می‌رفتیم بقالی و یادمان می‌رفت لیست خرید چه بوده، چه جوری از عیال‌جان یا مامان‌خانم می‌پرسیدیم چه می‌خواهد. یا اگر می‌رفتیم سفر و نمی‌توانستیم ثانیه به ثانیه وضعیتمان را برای دوستانمان پیام کوتاه کنیم، چطور می‌شد از سفر لذت برد؟

اعتیاد ما به موبایل 15 سال طول کشید، اما از وقتی در دام اینترنت افتادیم تا امروز ـ که بعضی وقت‌ها به سرمان می‌زند کاش می‌شد مثلا یک تکه از کیکی را که پخته‌ایم پیوست کنیم به ایمیل و بفرستیم برای مامانمان تا به داشتن یک همچین شاه‌پسری افتخار کند ـ فقط 7سال طول کشیده است.

حالا این را داشته باشید تا برایتان بگوییم که اعتیاد ما به عابر بانک‌ها فقط 4 سال زمان برد و اگر همه چیز همین جوری جلو برود تا سال آینده یادمان نخواهد آمد که چطور باید از یک کیبورد و موس استفاده کنیم، چون تبلتی که تازه خریده‌ایم دارد بدجوری نگاهمان را به دنیا عوض می‌کند.

خب همین موضوعات و نزدیک شدن به نوروز امسال ما را به فکر انداخت که مثلا 25 سال دیگر مردم تعطیلات نوروز چه کار می‌کنند؟ این شد که سوار بر بال خیال، داستان یک سفر نوروزی در سال 1416 را تصور کردیم. راستش را بخواهید خودمان آنقدر از این داستان لذت بردیم که حیفمان آمد شما هم آن را نخوانید. پس با ما همراه شوید و تقویمتان را 25 سال بکشید جلو!

هزار راز و رمز پشت مراسم نوروز قرار دارد، اما در کنار همه آنها برای کسی که یک سال را سخت و بدون وقفه کار کرده و گاهی 14 تا 15 ساعت در روز به کار مشغول بوده یکی از مهم‌ترین وجوه نوروز تعطیلات آن است. از ابتدای امسال با مسوولان موسسه قرار گذاشته بودم که من در طول سال هر روز و تمام وقت برایتان کار می‌کنم، اما به جای مرخصی‌هایی که نمی‌روم ماه اول سال بعد را دست از سرم بردارید. پس از چانه‌زنی‌های فراوان موافقت حاصل شد و قرار شد نوروز امسال تعطیلات من از 5 روز به یک ماه افزایش پیدا کند. پس از یک سال کار سخت شاید چشم‌اندازی از یک تعطیلات یک ماهه جذاب‌ترین منظره پیش رو باشد. برای خیلی‌ها تعطیلات یا مرخصی یعنی ماندن در خانه و خوابیدن تا لنگ ظهر. می‌توانی در منزلت استراحت کنی، هر از گاهی تصویر دیوار مقابل را تغییر بدهی تا چشم‌اندازی از دریا یا کوهستان یا حتی وسط کویر را برایت به نمایش بگذارد و سیستم مرکزی تهویه منزلت هم آب و هوای آنجا را شبیه‌سازی کند.

مراقب شوخی دوستان باشید

البته باید مراقب باشی که اسیر شوخی‌های دوستانت با این سیستم محیط‌نما نشی. چندی پیش یکی از دوستانم تعریف می‌کرد که یک اپوننت هیجان‌انگیز رایگان را برای سیستم منزلش هدیه گرفته بود که محیط اقیانوس را شبیه‌سازی می‌کرد. او هم برنامه را اجرا کرده بود. اولش همه چیز هیجان‌انگیز بود، دیوار انگار یک باره زیر آب فرو رفت و سر و کله جانورهای دریایی پیدا شد. ولی کم‌کم بخش جالب و شوخی شرورانه دوستانش نمایان شد. آنها شبیه‌سازی آب و هوا را هم به این منظره اضافه کرده بودند و در نتیجه اول رطوبت خانه بالا رفت و سپس سیستم اطفای حریق منزل که در تمام خانه مستقر است و به‌طور عادی رطوبت را هم تنظیم می‌کند، دیوانه‌وار شروع به ریختن آب در منزل کرد. شانس بزرگ این بود که او سیستم عامل مدیریت هوشمند منزل را به روز کرده بود و در این سیستم تمام بخش‌های الکترونیکی خانه که عملا همه چیز را شامل می‌شود، در چنین شرایطی در حالت دفاعی قرار می‌گرفت و آسیبی نمی‌دید اما چند هفته‌ای صرف خشک کردن خانه و مبل و بقیه چیزها شد.

دیوارهای دیجیتال

بیست سی سال پیش وقتی از چنین سیستم‌هایی حرف می‌زدند یا باید در فیلم‌های علمی تخیلی دنبالشان می‌رفتی یا در خانه‌های افراد ثروتمند. یادم هست آن موقع می‌گفتند در خانه بیل گیتس ـ مدیر و بنیانگذار شرکت مایکروسافت ـ چنین دیواری وجود دارد. اما به محض این‌که اولین نسخه‌های تجاری وارد بازار شد، قیمت‌ها به شکل غیرقابل باوری کاهش پیدا کرد. الان دیگر این بخشی از خانه حساب می‌شود و آنقدر عادی شده که در آن موقع، استفاده از اینترنت امری عادی شده بود. البته علت رواج این سیستم فقط بخش تفریحی آن نبود. دیوارهای دیجیتال به بخشی از سیستم ارتباطی خانه‌های هوشمند بدل شدند. آنها نه تنها فضاسازی انجام می‌دادند که عملا جایگزین صفحات نمایش مختلف شده بودند، نمایش وضعیت بخش‌های مختلف خانه، فهرست کارهای شبکه، نمایش تلویزیون خانگی و همه چیز به این دیوار‌ها منتقل شده بود و خوبی آن هم این بود که برای ارتباط با آن احتیاج به واسطه نبود.

کافی است دست را در هوا بچرخانی

بخشی از دستورات به شکل صوتی منتقل می‌شد و عملا خانه‌ها قابلیت حرف زدن کامل را داشتند. حدود 25 سال پیش شرکت اپل در یکی از مدل‌های تلفن‌های محبوب آن دوران که سر و صدای زیادی هم به پا کرد و به نام ای فون 4 اس به بازار آمد، سیستم گفت‌وگوی شخصی شده‌ای به نام سیری را معرفی کرد. فرق این سیستم با فرمان‌های صوتی قبلش این بود که از هوش مصنوعی استفاده می‌کرد و با لهجه، کلمات و طرز حرف زدن صاحبش ارتباط برقرار می‌کرد. سیری به سرعت رشد کرد و در بقیه سیستم‌ها، ابتدا در تلفن‌های همراه و بعد در تبلت‌ها و کامپیوترها و حتی سایت‌های اینترنتی توسعه پیدا کرد و وقتی مدیریت هوشمند خانه‌ها قرار شد عمومی شود، این سیستم بخش جدایی‌ناپذیر آن شده بود. در این مدت آن قدر سریع رشد کرده است که گاهی کاربرها یادشان می‌رود با ماشین حرف می‌زنند.

بخش دیگری از دستورات را می‌توان براحتی با حرکت دادن دست در فضای آزاد انجام داد. برای ورق زدن روزنامه‌های الکترونیکی، انتقال عکس‌ها و هر چیزی که زمانی برای انجام آن نیاز به موس و بقیه رابط‌ها بود، الان فقط کافی است دستت را در هوا تکان دهی. البته این فناوری هم خیلی قدیمی شده و خیلی‌ها معتقدند باید بزودی نسل جدیدی از آن معرفی شود. ایده این طرح به زمانی بازمی‌گشت که بیش از 2 دهه پیش، کنسول‌های بازی وی 2 به حسگرهای حرکتی مادون قرمز مجهز شده بودند. این حسگر را جلوی تلویزیون قرار می‌دادید و این حسگر می‌توانست حرکات بدن شما را ثبت و به واسطه بازی منتقل کند. موج جدیدی از اعتیاد به بازی‌های رایانه‌ای به وجود آمد و البته برخلاف نسل قبلی بازی‌های کامپیوتری که همیشه کلی از پزشکان با آن مخالفت می‌کردند و باعث کم‌تحرکی و عوارضی نظیر چاقی برای کاربرها می‌شد، از آن استقبال شد. چون در این بازی‌ها باید مثل جهان واقعی تحرک داشته باشید و مثلا اگر در یک مسابقه دو این بازی شرکت می‌کردید، باید دو درجا می‌زدید تا سیستم متوجه شود که در حال دو هستید یا کسانی که بوکس بازی می‌کردند عملا روی به روی تلویزیون باید به حریف فرضی‌شان مشت می‌زدند و جاخالی می‌دادند.

سیستم پردازش دستورهای حرکتی بر همین مبنا استوار شدند. همه خانه به حسگرهای فروسرخ مجهز شد و بنابراین در محیط خانه می‌توانستید با فعال کردن آن با حرکت دادن دست‌هایتان دستورات لمسی را انجام دهید. ترکیب این سیستم با دیوارهای دیجیتال عملا هر خانه‌ای را می‌توانست به یک ورزشگاه یا محیط کار تبدیل کند. البته این حسگرها وقتی کار پردازش دستورات صاحبخانه را انجام نمی‌دادند تبدیل به سیستم امنیتی می‌شدند و می‌توانستند همه خانه را زیر نظر داشته باشند و هر نفوذ احتمالی را به صاحبخانه منتقل کنند؛ ولی خب هنوز هم خیلی‌ها از این سیستم ناراضی هستند و فکر می‌کنند فناوری به روز جلو نرفته است. آنها انتظار داشتند تا الان سیستم کامل هولوگرام 3 بعدی به این مجموعه اضافه شود. ایده تندرویی هم نیست. زمانی که ژاپن برای میزبانی جام جهانی 15 سال پیش (2022) پیشنهادش را مطرح کرد، قول داده بود سیستم هولوگرام را آنقدر توسعه دهد تا بازی‌های آن سال به طور هولوگرامیک همزمان در ورزشگاه‌های منتخب جهان پخش شود. اما به هر حال فیفا تسلیم دلارهای نفتی قطر شد و میزبانی آن سال را به این تیم داد تا یکی از بی‌رمق‌ترین جام‌های جهانی برگزار شود. برخی از کارشناسان می‌گویند اگر ژاپن میزبانی را می‌گرفت آن فناوری به قدری سریع توسعه پیدا می‌کرد که الان در همه خانه‌ها قرار داشت، اما فعلا فقط به طور محدود و در برخی شرکت‌ها قابل دستیابی است.

سفر به فضا

اما من در گروه اول که خانه خودشان را به هر جای دیگری ترجیح می‌دهند، جایی نداشتم. یعنی راستش را بخواهید اصلا از ماندن در خانه لذت نمی‌برم. برنامه من برای تعطیلات هیجان انگیزتر از بازی کردن با سیستم خانه هوشمند است. الان که به سن بازنشستگی نزدیک شدم، هنوز یکی از رویاهای قدیمی‌ام تحقق پیدا نکرده و آن رفتن به فضاست. از بچگی آرزوی سفر به فضا داشتم و همین باعث شد تا رشته و کاری در زمینه علم پیدا کنم. ریاضیات خواندم و به روزنامه‌نگاری روی آوردم تا درباره علم بنویسم. حتی در اوایل دوره کاری من هم سفرهای غیر فضانوردان به فضا عادی بود. می‌شد چند میلیون دلاری به روسیه پول داد تا شما را یک هفته به ایستگاه فضایی قدیمی که آن روزها مهم‌ترین سازه بشر در فضا به شمار می‌رفت، ببرد.

بعدها شرکت‌های خصوصی وارد این بازار شدند و انواع و اقسام سفرهای کوتاه و بلند فضایی طراحی و ارائه شد. قیمت‌ها روز به روز پایین آمد، اما خدمات مدام رشد کرد تا جایی که دیگر واقعا می‌شد شبیه یک فضانورد واقعی بسیاری از هیجانات سفرهای فضایی را تجربه کرد.

الان دیگر فرودگاه‌های پروازهای زیر مداری نه تنها در اکثر کشورها که در بسیاری از شهرهای بزرگ بر پا شده است. قیمت‌ها براساس خدمات جنبی متفاوت است، اما در اثر رقابت و رشد فناوری آن چنان افتی داشته که قابل مقایسه با آن زمان نیست. اگر بخواهید به حساب پول 25 سال پیش بگویید الان قیمت یک سفر درجه یک به زیر مدار که شامل یک روز کامل، بازدید از موزه فضایی، چند سمینار و شبیه‌سازی روی زمین و آزمایش‌های پزشکی و در نهایت پروازی 3 ساعته و البته 3 وعده غذای مفصل در بندرگاه و تعدادی عکس و یادگاری و... است، در حدود 4500 دلار درمی‌آید. با رشد اقتصادی 10 سال گذشته دیگر عدد دست نیافتنی نیست و در چند ماه می‌توان به چنین پس‌اندازی رسید اما هیجان جای دیگری است.

از همان موقع و البته خیلی پیش‌تر از آن صحبت هتل‌های فضایی در مدار بود. شرکت‌های توریستی فضایی وقتی علاقه مردم را دیدند، برای سود بیشتر دست به رقابت در مدار زمین زدند. در همان مداری که زمانی قلمرو ایستگاه بین‌المللی فضایی بود، نخستین هتل فضایی با امکانات کامل حدود 10 سال پیش به مدار رفت، اما رقابت اصلی و کاهش قیمت‌ها از 5 سال پیش شروع شد و همان موقع بود که من این شانس را پیدا کردم به تحقق رویای قدیمی‌ام نزدیک شوم.

سفر نوروزی من

هزینه چنین سفری هنوز بسیار بالا بود و من توان پرداختش را نداشتم. باید چیزی حدود 1 میلیون دلار در حسابم پس‌انداز می‌داشتم که امکان‌پذیر نبود، البته این قیمت در مقایسه با قیمت سال‌های اول اصلا عددی به حساب نمی‌آمد، اما شغل من شغلی نبود که بتواند چنین پس‌اندازی از دلش دربیاید. شانس من زمانی مطرح شد که اولین پرواز زیر مداری‌ام را انجام دادم و در عین حال از آن فرصت برای گفت‌وگویی با یکی از مسوولان طرح استفاده کردم. آن گزارش بازتاب خوبی پیدا کرد و وقتی آنها سابقه طولانی‌ام در گزارشگری در حوزه فضا را دیدند، پیشنهاد یک سفر شراکتی را دادند. قرار شد برای بسته جدیدشان که در فروردین امسال برگزار می‌شود، من مهمان آنها باشم اما در عوض مجموعه‌ای از گزارش‌ها را برای آنها تهیه کنم که بتوانند در فیلم‌های تبلیغی و مستندهایی که از این محصول جدید می‌سازند استفاده کنند. من هم قبول کردم و بدین ترتیب برنامه سفر نوروزی من شکل گرفت.

بسته جدید که از 2 سال قبل پیش‌فروشش تمام شده بود، حال و هوایی ماجراجویانه داشت. این پکیج شامل یک برنامه 2 هفته‌ای بود که البته پس از تایید نتایج آزمایش‌های پزشکی آغاز می‌شد. در این برنامه یک دوره آموزش فشرده، بازدید‌ها و سمینارها و شبیه‌سازی‌ها و ملاقات با دانشمندان و فضانوردان برجسته پیش‌بینی شده بود. در سفر اول ـ که من هم مسافر همان دوره بودم ـ یکی از این ملاقات‌ها با اولین تیم فضانوردانی بود که قرار بود تا 5 سال آینده عازم مریخ شوند. بالاخره جر و بحث‌های فنی و سیاسی و اقتصادی به نتیجه رسید و قرار شد 5 سال بعد اولین سفر انسانی به مریخ انجام شود. سفری که بیش از 2 سال طول می‌کشید و البته شامل فرود بر مریخ نبود. فضانوردان با کمک سفینه‌ای که در مدار زمین سر هم شده و عملا شبیه به یک شهرک کوچک بود به مدار مریخ می‌رفتند، در آنجا ایستگاه کوچکی را در مدار مریخ نصب می‌کردند (بخش عمده‌ای از سازه این ایستگاه بخش‌های اصلی خود سفینه مادر بود) و پس از اقامت چند ماهه با سفینه بازگشت به زمین بازمی‌گشتند.

تجربه‌ای بی‌نظیر

بخش دیگری از این بسته دو سفر زیر مداری بود که مسافران را بیشتر با شرایط بی وزنی حال و هوای سفر آشنا کند. در سفرهای زیرمداری، مسافران مانند یک تکه سنگ به فضا پرتاب می‌شدند و بعد باز می‌گشتند. اوج هیجان اما درون هتل اصلی در انتظار بود. این هتل برخلاف نسل اول هتل‌ها یک بادکنک بزرگ با اتاقک‌ها و پنجره‌های کوچک نبود. غیر از بخش اقامت و غذاخوری که البته به سبک اولین حضور در فضا چندان مجلل نبود و از غذاهای رایج در فضانوردی استفاده می‌شد، اتاق رصد بود. در این بخش که شبیه به یک زایده کروی از بخشی از بدنه هتل بیرون زده بود، اکثر دیواره‌ها را نوعی ماده ترکیبی شفاف یا ابر شیشه پوشانده بود. مقاومتش از بقیه بدنه حتی بیشتر بود، ولی چشم‌اندازی وسیع و بی‌نظیر از زمین در زاویه‌های مختلف در اختیار بازدید کننده می‌گذاشت. هتل هر 90 دقیقه یک بار زمین را دور می‌زد و مناظر چشم‌نوازی از زمین که می‌شد آنها را با کمک تلسکوپ‌های مستقر روی عرشه این بخش با بزرگنمایی بالاتری هم دید، نفس هر کسی را بند می‌آورد. وقتی سفینه بالای مناطق شب زمین می‌رسید، می‌شد رقص توفان‌ها و آتش‌بازی رعد و برق‌ها را از ارتفاع بالا مشاهده کرد و هنگام عبور در این بخش برفارز ناحیه قطبی رقص پرناز و کرشمه نورهای شفق‌های قطبی در فضا دیده می‌شد. اگرچه ارتفاع هتل به اندازه‌ای نبود که بتوان زمین را به صورت کره‌ای کامل از آن دید، اما همین تجربه بی‌نظیر زندگی هر کسی را که ساعتی در این اتاق به جهان زیر پایش می‌نگریست تغییر می‌داد.

این شاید آخرین ماجراجویی بزرگ من باشد، اما اگر بعد از آن کار مهم دیگری انجام ندهم احساس می‌کنم چیزی از دست نداده‌ام. برای همین هم خواستم تعطیلاتم یک ماه باشد. نوروز پس از تحویل سال کنار هفت سینی کوچک عازم مدار زمین می‌شوم و 2 هفته دیگر که برگردم می‌خواهم مدتی فقط این خاطره را تکرار و تکرار کنم تا به بخشی از ذهنم بدل شود. این سفر تا چندی دیگر آنقدر ارزان خواهد شد که بسیاری از مردم طبقه متوسط بتوانند آن را به انجام برسانند، اما درک این تجربه چیزی نیست که همه افرادی که آن را تجربه می‌کنند به دست آورند.

قدم زدن در فضا

اوج این سفر استثنایی اما چیز دیگری بود. فراتر از هررویا و تخیلی. فراتر از هر تجسم و بیانی؛ زمانی که برای اولین بار توریست‌های فضایی قادر شدند به راهپیمایی فضایی دست بزنند. این گروه اولین گروه از مسافران هتل فضایی بودند که می‌توانستند قدم در فضا بگذارند. سیستم پیشنهادی شبیه به صندلی‌های جت‌داری بود که در ابتدای مسافرت‌های فضایی بروس مک اندلس آن را امتحان کرده بود، با این تفاوت که این بار برای امنیت بیشتر، کنترل سفینه در اختیار اپراتوری درون سفینه بود و از راه دور کنترل می‌شد. به اندازه کمی امکان مانور در برنامه وجود داشت و شما می‌توانستید زمان و نوع قرارگیری را مشخص کنید و البته همیشه 2 فضانورد کارکشته در فاصله‌ای نه چندان دور مواظب بودند تا اتفاقی نیفتد. سوار بر این صندلی آرام‌آرام بدون آن‌که متصل به جایی باشید، از عرشه هتل دور می‌شدید و خودتان تبدیل به قمری موقت برای سیاره مادری می‌شدید. تنها و بدون اتصال به جایی بر فراز گوی شگفت‌انگیز زمین شناور باقی می‌ماندید و احساسی را تجربه می‌کردید که دیگر هیچ گاه رهایتان نمی‌کرد.

* پوریا ناظمی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: