روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
دوشنبه 27 خرداد 1398 / 13 شوال 1440 / a 17 Jun 2019
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
قاب کوچک
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 30 ارديبهشت 1391 - ساعت 19:00
شماره خبر: 100812323289
با بهنود يخچالي، آهنگساز سريال «يک لحظه ديرتر»
علاقه‌اي به تيتراژ با کلام ندارم
بهنود یخچالی متولد سال 1360 در تهران است. او فعالیت جدی موسیقی را از سال 83 آغاز کرده و تا سال 88 زیر نظر کارن همایونفر در سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی مختلفی حضور داشته و پس از آن به صورت مستقل در زمینه ساخت موسیقی فیلم به فعالیت پرداخته است.

وی تاکنون موسیقی فیلم سینمایی راه نجات و تله‌فیلم‌های همراه اتفاقی، کفش‌های پاره، برهوت، ساعت به وقت صفر، حرف مردم، شاطره، نقطه آغاز و سریال‌های شاید برای شما هم اتفاق بیفتد، سایه سلطان و مستند‌های آبزیان جنوب، کویر و... را ساخته است. همچنین موسیقی سریال «یک لحظه دیرتر» را که این شب‌ها از شبکه 2 سیما پخش می‌شود نیز از ساخته‌های اوست. به همین بهانه با وی در این خصوص و دیگر فعالیت‌های هنری‌اش به گفت‌وگو نشستیم.

از چگونگی همکاریتان با سریال یک لحظه دیرتر بگویید.

سال پیش با مجموعه شاید برای شما هم اتفاق بیفتد (که کارگردانان مختلفی داشته است) با آقای راما قویدل همکاری داشتم و موسیقی قسمت‌هایی از آن را ساختم. تجربه کار در این مجموعه زمینه همکاری‌های بعدی من و آقای قویدل را فراهم آورد و با شناختی که از من داشتند مرا به عنوان آهنگساز این مجموعه به آقای کنی، تهیه‌کننده مجموعه معرفی کردند.

از چه زمانی کار را شروع کردید؟

من از حدود 6 ماه پیش شروع به کار کردم که بخشی از کار ضبط شده بود و بخشی دیگر در حال ضبط بود که به صورت همزمان موسیقی را ساختم.

قبل از شروع کار، فیلمنامه را هم می‌خوانید؟

من به طور کلی، خیلی فیلمنامه را نمی‌خوانم و برای این کار فقط بخش کوتاهی از آن را خواندم چون کار به صورت اپیزودیک بود و لازم بود موضوع برخی قسمت‌ها را بدانم.

موافقید قبل از کار، فیلمنامه به وسیله آهنگساز خوانده شود؟

موافق نیستم و کمتر این کار را انجام می‌دهم.

دلیل خاصی دارید؟

به نظرم وقتی فیلمنامه را بخوانی باعث می‌شود آهنگساز در ذهن خودش هم یک فیلم بسازد و بهتر است آهنگساز فقط با فضای کلی کار آشنا شود و بدون ذهنیت، ملودی را بسازد و من ترجیح می‌دهم روی تصویر ملودی را بسازم.

پس شما چگونه به تم اصلی و ملودی کلی کار می‌رسید؟

خب این کار از طریق تعامل و گفت‌وگو با کارگردان صورت می‌گیرد، یعنی با هم فیلم را می‌بینیم، راجع به آن بحث می‌کنیم و به یک مدل موسیقی می‌رسیم. این‌که مثلا شاد باشد، حزن‌انگیز، حماسی یا... و من هم یک تم کلی را به صورت ماکت می‌سازم و سپس با هم گوش می‌دهیم، اگر پسندید، کار می‌کنیم و اگر اصلاح خواست یا لازم بود عوض می‌کنم تا به ملودی اصلی برسیم.

مراحل ضبط موسیقی را توضیح دهید.

ضبط را 2 بار رفتیم. یک بخش را با توجه به ماکت کلی کار گرفتم و یک بخش را با توجه به اپیزودیک بودن کار دوباره ضبط کردم و براساس داستان‌های مجموعه که در هر قسمت متفاوت می‌شود موسیقی را ساختم و همین تفاوت باعث شد نتوان گفت ساز عمده چه بود. مثلا در یک قسمت بیشتر گیتار است و در قسمتی دیگر پیانو، ولی به صورت کلی کار تلفیقی است از سازهای الکترونیکی و سمپل و بخشی ساز زنده.

یعنی برای یک مجموعه اپیزودیک که قسمت‌های مختلف و مجزایی دارد، نمی‌شود یک تم کلی تعریف کرد که در تمام مجموعه ثابت باشد؟

فرق می‌کند. گاهی می‌شود یک تم ساخت که برای کل مجموعه جواب بدهد. با توجه به این‌که با 13 قسمت مجزا سروکار داشتم ترجیح دادم برای هر کدام یک موسیقی خاص تعریف کنم و گاهی 2 قسمت به هم وصل می‌شود. حتی در هر سری موسیقی تیتراژ شروع و پایان هم عوض می‌شود.

چرا در تیتراژها از موسیقی باکلام استفاده نکردید؟

من خیلی علاقه‌ای به تیتراژ باکلام ندارم. دست‌اندرکاران فیلم هم (کارگردان، تهیه‌کننده و..) تمایلی برای این کار نداشتند.

تجربه نشان داده وجود موسیقی باکلام در تیتراژ به ماندگاری آن سریال کمک می‌کند. از طرفی به نوعی آرم آن سریال شده است. چنین مساله‌ای باعث نشد شما به این کار ترغیب شوید؟

قبول دارم. بعضی وقت‌ها این اتفاق می‌افتد اما بحث سلیقه است و این امر سلیقه من نیست. از طرفی موضوع فیلم هم مهم است. برخی فیلم‌ها نیاز دارند و برخی ندارند. در مجموع به نظر من ضروری نیست هر فیلمی با هر موضوعی لزوما تیتراژ باکلام داشته باشد.

شما تجربه کار در سینما و تلویزیون را دارید. چه تفاوتی بین ساخت موسیقی در سینما و تلویزیون می‌بینید؟

خب فضای سینما خیلی خاص‌تر از تلویزیون است. مخاطبانش عمدتا قشر خاصی هستند، ولی تلویزیون مخاطب وسیع‌تر و عام‌تری دارد. بنابراین باید براساس علائق و تفکرات مخاطبانش کار بسازیم و هر کدام شرایط خاص خودش را دارد. در مجموع برای من کیفیت کار مهم است و این‌که سینما باشد یا تلویزیون خیلی اهمیت ندارد.

خب همین گستره وسیع‌تر مخاطبان در تلویزیون و دیده و شنیده شدن بیشتر کار نمی‌تواند انگیزه بالاتری برای کار در تلویزیون باشد؟

خیلی حساسیتی به این‌که چقدر دیده یا شنیده شوم ندارم. بیشتر دیده شدن را کیفیت کار خود هنرمند معلوم می‌کند نه این‌که کجا باشد. به نظرم در ساخت یک فیلم یا مجموعه، نویسنده، کارگردان، بازیگر و سایر عوامل اگر خوب باشند، خوب دیده می‌شوند و بخوبی در ذهن مخاطبان باقی می‌مانند. حالا خیلی فرق نمی‌کند که در سینما باشد یا تلویزیون.

در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟

در حال حاضر با آقای قویدل مشغول آماده‌سازی موسیقی سریالی برای ماه مبارک رمضان هستم و در سینما صحبت‌های اولیه انجام شده که با آقای قدکچیان در فیلم جدیدش در زمینه ساخت موسیقی همکاری داشته باشم.

حمید حیدرپناه


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: