روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
جمعه 30 فروردين 1398 / 13 شعبان 1440 / a 19 Apr 2019
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ايام
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
پنجشنبه 01 تير 1391 - ساعت 19:00
شماره خبر: 100815231948
کارگردانان ترور، مدعيان دروغين مهدويت
در خرداد سال 77گروهی در تهران با سوء استفاده از هیات‌های مذهبی و با القای این موضوع که می‌خواهند شرایط را برای ظهور امام زمان فراهم کنند فعالیت‌های تبلیغی خود را شروع کردند. رهبر گروه، شخصی به نام سیدمحمد حسینی میلانی بود که توانست با ایجاد تشکیلاتی محدود به بخشی از اهداف خودبرسد.

زمانی کار گروه ـ تحت نظر میلانی ـ اوج گرفت که بنا به دلایلی نامعلوم، حکم ترور علی رازینی، دادستان وقت دادگستری تهران توسط وی صادر شد و هوادارانش برای اجرای این دستور، در دی ماه 1377 دست به اقدام زدند که نتیجه این تلاش، ترور نافرجام علی رازینی و مجروح شدن 4 نفر از همراهان او و نیز شهادت شخصی به نام انصار عزتی قره‌لو ـ که به صورت تصادفی از محل حادثه می‌گذشت ـ شد. از این پس بود که مأموران امنیتی، سعی فراوانی برای شناسایی عوامل ترور انجام داده و سرانجام موفق به کشف آن شدند.

سیدمحمد حسینی میلانی، فرزند عباس، بنا به ادعای خودش از نوادگان مرحوم آیت‌الله العظمی میلانی، مرجع شیعی بود که اوایل جوانی خود را در کشور عراق گذراند و پیش از پیروزی انقلاب، وارد ایران شد و شهرستان مشهد را به عنوان محل زندگی خود انتخاب کرد. وی مدت ها در حسینیه ابوالفضلی مشهد واقع در خیابان تهران به اقامه نماز جماعت می‌پرداخت و در ضمن صحبت‌ها و گفت‌وگوهایی که با مراجعان به حسینیه داشت، مسائلی را در خصوص ظهور حضرت بقیه‌الله(عج) عنوان می‌کرد. این‌گونه اظهارنظرها و همین‌طور ظاهر آراسته و پرجذبه او سبب شد، برخی دور او جمع شده و شنونده مباحث مطروحه توسط وی باشند و نیز باعث ارتباط مسئولان برخی هیأت‌های مذهبی با او شد. از آنجایی که به لحاظ معلومات، این افراد در سطح پایینی بودند، خیلی سریع فریفته ظاهر او شدند و در شمار پیروان وی درآمدند. در میان آنها غلامرضا عاملی که سرپرستی یکی از هیأت‌های مذهبی در منطقه دولت‌آباد تهران را داشت، رابطه بیشتری با میلانی برقرار کرد و این مسأله، زمینه‌‌ای برای گشایش باب مراوده بین میلانی و این هیأت شد. در گفت‌وگوهای چندجانبه‌ای که صورت گرفته، میلانی ادعای اجتهاد و مرجعیت کرد و حتی مجموعه‌ای تحت عنوان «خلاصه‌الفقه» را که حاوی برخی مسائل دینی و مذهبی بود ، در اختیار پیروانش قرار داد .

رفته رفته اعتبار میلانی در نظر این گروه به لحاظ این‌که وی مدعی ارتباط با امام زمان(عج) بود، بالا گرفت. او برای این‌که بیشتر ذهن دیگران را به خود معطوف کند، خود را شیفته و پاکباخته امام زمان(عج) قلمداد کرد و ضمن اشاره به مسائلی که در تاریخ صدر اسلام بر خاندان اهل بیت(ع) گذشت، به انتقاد شدید از اهل سنت پرداخت. در کنار این قضیه به خاطر جذب بیشتر دل‌ها، مدعی شد که در برخی اوقات به زیارت امام زمان(عج) نایل می‌شود و به همین خاطر به هوادارانش نوید می‌داد، در صورتی که دستورات او را اطاعت کنند، شاید زمینه را فراهم آورد تا دیدار عاشقان حضرت ولیعصر(عج) با ایشان میسر شود.

باند مهدویت خود را از عوامل اصلی برقراری شرایط مناسب برای ظهور می‌دانست. طبیعی بود که در جهت نیل به این مقصود نیز تلاش‌های فراوانی را انجام داد. جوانانی که احساسات مذهبی آنان توسط میلانی تحریک شده بود، آمادگی خود را برای اجرای هر حکمی اعلام کردند و برای این‌که در اجرای دستور میلانی موفق باشند، اقداماتی از جمله خلع سلاح 10 پایگاه بسیج و تهیه ده‌ها فقره سلاح و جمع‌آوری مهمات و مواد منفجره و وسایل ساخت بمب را انجام دادند. علاوه بر این، دو اقدام تروریستی ناموفق در مورد علمای اهل سنت در مناطق سنی‌نشین ایران صورت گرفت. (همشهری، 30‌/‌7‌/‌80) مضاف بر این‌که در راستای ترویج بغض و کینه بین اعضا در مورد مخالفان حقانیت خاندان اهل بیت(ع) برای به دست گرفتن زمام امور جامعه اسلامی، دستور تخریب مقبره یکی از رهبران فکری آنان صادر شد که این اقدام تروریستی نیز ناموفق بود. در بازرسی‌های انجام شده، نیز کروکی محل سکونت بیش از 10 نفر از افراد و مسئولان و روحانیون نزد آنان کشف شد. (همشهری 30‌/‌7‌/‌80)

در گفته‌ها و اظهارات اعضای گروه، بعد از دستگیری آمده بود که اینان قصد داشتند، عوامل و مسببانی را که باعث تأخیر در ظهور حضرت ولیعصر(عج) می‌شوند، از بین ببرند تا هرچه زودتر زمینه برای فرج بقیه‌الله(عج) فراهم آید.

آخرین فقره از این اقدامات، ترور نافرجام علی رازینی، رئیس وقت دادگستری استان تهران بود که با توجه به حساسیت‌های موجود، تلاش‌هایی برای شناسایی عوامل این ترور صورت گرفت و سرانجام با دستگیری دو تن از اعضای گروه، سرنخ اصلی برای دستیابی به دیگر افراد پیدا شد. اعضای باند مهدویت، هنگامی که خود را در معرض خطر دیدند، از تهران فرار کرده و در شهرهای قم، مشهد، قزوین، شیراز و مناطق جنوبی کشور مستقر ‌شدند، اما در نهایت همه اعضای باند ـ که شامل 26 نفر بودند ـ شناسایی و دستگیر شدند.

این افراد عبارت بودند از: غلامرضا عاملی (عینک‌ساز)، محمد. ه (مداح)، هاشم.ش (بازنشسته)، حسین.الف (دانشجو)، حسن. الف (راننده)، علی. الف (بیکار)، علیرضا. ه (کارمند)، محمد. گ (دانشجو)، محمدابراهیم. ت (شغل آزاد)، سیدمحمد. م (شغل آزاد)، منوچهر. ع (معلم)، حمیدرضا. ه (معلم)،‌ احمد. ب (دانشجو)،‌ داود. ق (کارگر)، حمید. م (عطار)، حسین. ش (شغل آزاد)، احمد. ی (شغل آزاد)، آرش. ب (پزشک عمومی)، رسول. ف (دستفروش)، محمد. ل (برقکار) حمید. ن (بیکار)، سیداحمد. الف (معلم)، محمدرضا. الف (شغل آزاد)، محمدتقی. ق (کارگر)، کریم. خ (قصاب).

در طول ده‌ها جلسه برگزاری دادگاه رسیدگی‌کننده به پرونده مهدویت، سخنان ضدونقیضی از سوی متهمان عنوان شد. (همشهری،30 آبان 1380) ظاهرا میلانی و هواداران او در آغاز کار، حاضر به پذیرش موارد اتهامی خود نبودند و با توجه به جایگاه میلانی در بین هوادارانش، قبولاندن اتهامات به او کار مشکلی بود.

سرانجام در آخرین مرحله رسیدگی رأی دادگاه بدوی، اعلام شد که بر اساس آن، میلانی به عنوان متهم ردیف اول و غلامرضا عاملی به عنوان متهم ردیف دوم به اعدام محکوم شدند و در خصوص مابقی متهمان، احکام سبک‌تری صادر شد.ظاهرا در مراحل بعدی رسیدگی، رازینی به عنوان یکی از شکات خصوصی از حق خود صرف‌نظر می‌کند. خانواده مرحوم انصار عزتی نیز رضایت خود را از عاملان قتل در صورت پرداخت دیه اعلام می‌کنند. به همین خاطر خواهر یکی از متهمان به نام نرگس عاملی، ضمن ارسال نامه‌ای به ایسنا خطاب به رازینی گفت، عده‌ای از فرزندان مؤمن و عاشق اسلام و انقلاب قربانی فریب و سالوس یک عالم و روحانی‌نمای بی‌دین که ادعای اجتهاد در مرجعیت را وسیله اهداف شوم خود ساخته، می‌گردند و در این راه مال‌باخته، آبرو از دست داده و خانمان برباد رفته در مطبوعات به عنوان تروریست و محارب با نظام و جاسوس و خائن به اسلام و انقلاب معرفی می‌شوند.

وی در این نامه برادرش (غلامرضا عاملی) را قربانی خوانده و گفت: لازم به ذکر است که عاملی در حال حاضر، هیچ شاکی خصوصی جز شما ندارد، زیرا تمامی مجروحان و خسارت‌دیدگان حادثه و نیز خانواده رهگذری که در آن جریان کشته شده بود تا پی بردن به حقایق موجود در پرونده و حضور در دادگاه با گرفتن دیه اعلام رضایت کرده، منتهی مفتوح بودن پرونده به دلیل نارضایتی شما می‌باشد.

مدتی از این جریان گذشت تا این‌که خبر اعتصاب غذای غلامرضا عاملی در زندان منتشر شد و در همین زمینه، بیانیه‌هایی از سوی برخی گروه‌های ناشناس در حمایت از وی در سایت‌های اینترنتی انتشار یافت. نرگس عاملی نیز در گفت‌وگو با ایسنا ضمن تأیید خبر اعلام کرد، علت اعتصاب غذای برادرش، موافقت نکردن مسئولان زندان با مرخصی او است. خواهر عاملی در همین زمینه اظهار کرد: 6 ماه است، مرخصی برادرم با وجود تهیه وثیقه 200 میلیون تومانی، عقب افتاده و ما بارها نسبت به این مسأله اعتراض کردیم، ولی مسئولان زندان برادرم را فاقد صلاحیت برای استفاده از مرخصی می‌دانند.

در این گیرودار پرونده زندگی میلانی بسته شد، وی به علت نارسایی قلب به بیمارستان منتقل شد و تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت و مدتی بعد از دنیا رفت.

با توجه به شرایط ایجاد شده، گمان این بود که ماجرا در خصوص این پرونده خاتمه یابد، اما در اواخر بهار 1382، خبری در روزنامه‌ها منتشر شد مبنی بر این‌که اعضای گروه مهدویت، یکی از اعضای سابق خود را ترور کردند. با توجه به این‌که اطلاعات قبلی، حاکی از این بود که تمام اعضای باند مهدویت دستگیر شده‌اند، انتشار این خبر تعجب‌آور بود اما ظاهرا گروه اخیر هیچ نسبتی با گروه سابق نداشته و تحت سرپرستی فردی به نام منشی‌زادگان که اکنون در خارج از کشور به سر می‌برد، اداره می‌شد.

شهاب سلیمی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: