روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
شنبه 04 اسفند 1397 / 17 جمادي الثاني 1440 / a 23 Feb 2019
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
راديو و تلويزيون
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
دوشنبه 03 مهر 1391 - ساعت 00:04
شماره خبر: 100823372590
گفت وگو با عبدالله باکيده کارگردان سريال نبردي ديگر
تصوير خشونت در اردوگاه‌هاي عراقي
اوایل دهه 70 تلویزیون سریال «نبردی دیگر» را پخش کرد، سریالی که عبدالله باکیده آن را کارگردانی کرده بود و داستان آن در یک اردوگاه اسرای ایرانی در عراق می‌گذشت. این اولین سریالی بود که خشونت و رفتارهای آزاردهنده عراقی‌ها را با اسیران جنگی نشان می‌داد و بینندگان را با خشونت پنهان جنگ آشنا می‌کرد. شاهد احمدلو و اکبرسنگی در این سریال بازی‌های خوبی را به نمایش گذشتند. احمدلو در نقش یک اسیر جوان ایرانی و سنگی نیز با گریمی متفاوت که یک طرف صورتش سوخته نقش یک افسر عراقی بدخلق را بازی می‌کرد و همه اینها در مجموع صحنه‌هایی را برای بینندگان به نمایش می‌گذاشت که برای بسیاری از اسرای ایرانی آشنا بود. با عبدالله باکیده به گفت‌وگو نشستیم تا خاطرات او را از این سریال به‌یادماندنی مرور کنیم.

شما جزو اولین کارگردانانی بودید که به موضوع دفاع مقدس در سریال سازی روی آوردید. طرح سریال «نبردی دیگر» چگونه شکل گرفت؟

ببینید دهه 70 دهه بازگشت جانبازان و اسرا و مفقودین به کشور بود. موضوع اصلی سریال «نبردی دیگر» نیز نشان دادن وضع اسرا بود. کار را با یک سری تحقیقات هفت‌ماهه آغاز و از منابع مختلفی استفاده کردیم که بسیاری از آنها مستندات خود اسیران بود که شامل ریزه‌کاری‌ها و جزئیاتی بود که خود اسیران در دوران اسارت تجربه کرده بودند. در آن زمان احساس کردم بر مبنای سخن رهبری که فرموده بودند شجاعت و دلاوری‌های مردان جنگ را مورد توجه قرار دهید، جای سریالی که به این رشادت‌ها بپردازد، بسیار خالی است. به همین دلیل نیز به موضوع اسیران جنگی پرداختیم. اکثر آدم‌های سریال هم واقعی بودند. سختی‌ها و مبارزه‌های طولانی که این جوانمردان طی جنگ و سال‌های بعد از آن داشتند ظرفیت ساخت یک سریال چند​ قسمتی را به ما می‌داد. جالب است بدانید ما در این سریال حتی از خاطرات اسیری که در جنگ شش روزه قبل از انقلاب در اردوگاه‌های عراق گرفتار شده بود هم برای کمک گرفتن و به نمایش کشیدن معنای واقعی اسارت استفاده کردیم. اما از آنجا که داستان اصلی «نبردی دیگر» خشونت و جدیت آزاردهنده‌ای داشت برای افزودن جذابیت سریال از چاشنی ملودرام هم استفاده کردیم و ماجراهای خانوادگی و عاطفی را به آن اضافه کردیم. در زمان اسارت، دلبستگی، همبستگی و همیاری اسرا نسبت به یکدیگر بسیار زیاد بود و انگار تمام ماجراها دریک خانواده اتفاق می‌افتاد و ما سعی کردیم این ماجراها را در​ سریال بیاوریم.

خودتان فکر می‌کنید «نبردی دیگر» در رساندن پیامی که مدنظر شما بود، موفق عمل کرد؟

«نبردی دیگر» بینندگان زیادی داشت که آنها را به خود وابسته کرده بود. تا این حد که موقع پخش این سریال یعنی چهارشنبه‌شب‌ها مغازه‌ها بسته می‌شد تا مردم به خانه بیایند و سریال را تماشا کنند. بعدها مضمون این سریال حتی در فیلم‌هایی مثل «مردی شبیه باران» نیز تاثیر گذاشت. این‌که یک سریال جنگی بتواند موضوع بسیار جذاب و البته نویی چون شجاعت و دلاوری اسیران جنگی را محور موضوع خود قرار دهد، جسارت زیادی را می‌طلبید. این در حالی است که سریال‌هایی که در آن زمان ساخته می‌شد با موانع زیادی روبه‌رو بود. تا آن موقع جز سریال‌ها​ و فیلم‌های کوتاه تا به حال کسی سراغ این موضوع نرفته بود به همین دلیل همه به نوعی با وسواس با این موضوع برخورد می‌کردند. منابع چندانی هم وجود نداشت که به آن رجوع کنیم به همین دلیل برای اولین بار از مشاوره حسن محمدی، آزاده‌ای که هشت سال اسیر بود، استفاده کردیم. همچنین ما جزو اولین‌ها بودیم و در دوره‌ای شروع به کار کردیم که هنوز ادبیات مقاومت به نوعی که الان جا افتاده شکل نگرفته بود که بخواهیم به آثار نوشته شده و خاطرات اسرا رجوع کنیم. ما مجبور بودیم تک تک آزاده‌ها را پیدا کنیم و با آنها گفت‌وگو کنیم تا فیلمنامه کامل و دقیقی داشته باشیم.

​در سریال «نبردی دیگر» از چهره‌های کمتر شناخته شده استفاده کردید این موضوع به چه دلیلی بود؟

معتقد بودیم که اگر از بازیگران معروف استفاده کنیم، شاید بیننده در ابتدای کار نقش‌های دیگر آنها را به خاطر بیاورد و این موضوع محور اصلی سریال را که اسرا بودند تحت تاثیر قرار دهد. آن زمان امکانات و بازیگران کاربلد مثل الان زیاد نبودند که ما بتوانیم تک‌تک چهره‌ها را با افراد واقعی هماهنگ کنیم و آنها را با هم منطبق کنیم.

آیا شخصیت‌هایی که در سریال حضور داشتند ما‌به‌ازای واقعی داشتند؟

تمام شخصیت‌ها مبتنی بر واقعیت بودند. اما به این دلیل که بتوانیم قدرت حماسی این شخصیت‌ها را افزایش دهیم باید چیزهایی به آنها می‌افزودیم. اسارت رزمندگان 12 سال طول کشید و قصه ما باید ضرباهنگ متنوعی می‌داشت چرا که لوکیشن‌ها هم محدود بودند. پس باید یکسری جزئیات جذاب به آن می‌افزودیم و گاهی هم در ایجاد صحنه‌های خشونت آمیز یا درگیری بزرگنمایی می‌کردیم.

مثلا اکبر سنگی در این سریال نقش فرمانده اردوگاه اسیران را بازی می‌کرد. این شخصیت خشن تا چه حد واقعی بود؟

ما اکبر سنگی را تعدیل هم کردیم. سرگردی که او نقشش را بازی می‌کرد چهره و ظاهر به غایت خشن تری داشت. تا آنجا که اسرای ایرانی اسم «مشعل» را روی او گذاشته بودند که نشان دهنده خشونت درونی او بود. خشونت او بر مبنای یک کینه‌ای که او به حاج رسول داشت بیشتر هم می‌شد. ما آنها را در سریال در مقابل هم قرار دادیم تا با هم هماوردی داشته باشند و دو شخصیت مثبت و منفی سریال را شکل دهند و جذابیت اصلی داستان از تقابل این دو به وجود بیاید.

نظر شما درباره سریال‌هایی که در حال حاضر با موضوع دفاع مقدس تولید می‌شود، چیست؟

ببینید تمام​ کارهایی که در زمینه دفاع مقدس انجام می‌شود باید محترم شمرده شوند و ما باید برای سازندگان این آثار احترام قائل شویم. هنوز هم بعد از این همه سال به مقوله دفاع مقدس پرداخته می‌شود چرا که تبعات آن هنوز هم دامنگیر مردم ماست. اما سازندگان برخی از این سریال‌ها و فیلم‌هایی که در این ارتباط ساخته می‌شود نگاه جدید و زیبایی به این مقوله ندارند و بعضا سوژه‌های تکراری را محور سریال‌های خود قرار می‌دهند. شاید این موضوع به مدیریت واحدی که بر سر تصویب این سریال وجود دارد، برمی‌گردد. اما در حال حاضر سطحی نگری مهم‌ترین مانعی است که گریبانگیر سریال‌های دفاع مقدس شده است.


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: