روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
چهارشنبه 07 تير 1396 / 03 شوال 1438 / a 28 Jun 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ايام
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
دوشنبه 24 مهر 1391 - ساعت 19:00
شماره خبر: 100825203066
رابطه تجارت و کاروانسرا
کاروانسرا را که در منابع ادبی و تاریخی نام‌های دیگری چون رباط، سابات و کاروانگه نیز دارد، می‌‌توان نمونه‌ای برجسته از تبلور فرهنگ و اندیشه ایرانیان در درازنای تاریخ پرفراز و نشیب کهن دیار ایران برشمرد. کاروانسراها که از دو جزء کاروان به معنای مسافران و سرای به مفهوم خانه و مکان تشکیل شده است، سازه‌هایی بودند که از دیرباز جهت اسکان موقت و استراحت مسافران در مسیر راه‌ها بنا می‌‌شدند.

تاریخ‌نگاران پیشینه بنیان نهاده شدن نخستین کاروانسراها در ایران را به روزگار فرمانروایی هخامنشیان باز‌می‌گردانند و آن را با اصلاحات گسترده سیاسی، اجتماعی و اقتصادی داریوش بزرگ و تاسیس سازمان برید (چاپارخانه یا پست) از سوی او مرتبط می‌دانند. در حقیقت می‌توان اذعان داشت از روزگاران کهن گرفته تا چندی پیش که مظاهر مدرنیته در ایران زمین چندان عیان و آشکار نشده بود، کاروانسراهای متعدد در ایران همچنان برپا بود و فلسفه ساخت و ساز آنها کماکان توانمند بود.

بایسته یادکرد است، مفاهیم کاروان و کاروانسرا در گذر زمان چنان با فرهنگ ایرانی درآمیخته شد که عارفان پرآوازه و پارسی‌سرایان نامدار نیز برای تبیین اندیشه خویش از آن یاری جستند. به دیگر سخن، ناموران عرصه ادب و عرفان در آثار خود برای برحذر داشتن مردمان از دلبستگی‌های دنیای فانی، آدمیزادگان را چونان کاروان و جهان را همانند کاروانسرا خواندند. مصداق بارز آن را در تک بیت زیر که از سروده‌های شاعر برجسته ایران و جهان، سعدی شیرازی است می‌توان دید:

دل ای سلیم بر این کاروانسرا مبند‌‌/‌‌ که خانه ساختن آیین کاروانی نیست

سروده سیف فرغانی، عارف شهیر روزگار ایلخانی، گواهی دیگر بر صدق دعوی فوق است:

زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت‌‌ /‌‌ ناچار کاروان شما نیز بگذرد

به هر ترتیب، آنچه هویدا می‌نماید، نگارنده را در این کوتاه جستار مجال آن فراهم نیست تا به واکاوی و بازبینی چند و چون کاروانسراها در تمامی دوره‌های تاریخی ایران بپردازد. از این روی بنا بر آن شد تا تنها برهه‌ای از تاریخ ایران که ساخت و ساز کاروانسرا در آن دوره از رونق افزون‌تری نسبت به ازمنه پیشین و پسین برخوردار شد، مورد بررسی قرار گیرد، یعنی دوره حکومت صفویان و بویژه روزگار فرمانـــروایی شاه عباس بزرگ.

برابر با تاریخ، برآمدن صفویان سبب شد پس از سده‌هایی طولانی تجزیه و انشقاق، حکومتی ملی در ایران ایجاد شود؛ حکومتی که نه‌تنها خود را گرفتار رقابتی دشوار با دولت‌های همسایه چون امپراتوری عثمانی مشاهده می‌کرد، بلکه خویش را با عطف توجه دول برخاسته از خواب قرون وسطایی فرنگ به سرزمین‌های شرقی و امیال استعماری نوپای آنها نیز مواجه می‌دید. زمامداران صفوی در جهت توانمندی هر چه بیشتر حکومت خویش که لازمه به سلامت جستن آنان از این مهلکه دشوار بود، راهکارهای گوناگونی را آزمودند. اینان به فراست دریافتند که شکوفایی اقتصاد کشور قدرت آنان را دوچندان خواهد کرد. از این روی شاهان صفوی و بویژه قدرتمندترین آنان یعنی شاه عباس بزرگ، تلاشی افزون پیشه ساختند تا بر رونق اقتصاد جامعه بیفزایند. آنچه در آن عهد بیش از همه می‌توانست اقتصاد کشور را رونق بخشد گسترش تجارت و مراودات بازرگانی بود، اما رشد تجارت بدون داشتن راه‌ها و جاده‌های مناسب و همچنین تضمین امنیت سرمایه بازرگانان ممکن نبود. به این سبب تعمیـــر راه‌های موجـــــود، ساخت و ساز شاهراه‌هایی جدید، گماشتن ماموران بسیار در مسیر راه‌های تجارتی به جهت حفظ امنیت کاروان‌ها از دستبرد راهزنان و صد البته مرمت کاروانسراهای ویران و بنیان نهادن شمار بسیاری کاروانسرا جهت تسهیل گذر کاروان‌های تجاری در دستور کـــــار قرار گرفت.

شبکه کاروانسراهایی که در سراسر ایران و در طول راه‌های تجارتی ساخته شد نه‌تنها امکان استراحت کاروانیان را فراهم می‌آورد، بلکه مکان امنی برای اجناس بازرگانان تدارک می‌دید و حتی امکان عرضه کالاها و انجام معاملات میان تجار کاروان‌های گوناگون را میسر می‌ساخت.

تمامی منابع تاریخی مرتبط با دوره صفویه و همچنین سفرنامه‌هایی که از مسافران خارجی آن عهد چون تاورنیه، شاردن، پیترو دلاوالـــه و... به یادگار مانده، از کاروانسراهای آن عهد و تعداد زیاد آنها یاد کرده‌اند. شاه عباس همان‌گونه که راجر سیوری در کتاب ارزشمند خود، ایران عصر صفوی، نوشته است به‌طور خستگی‌ناپذیری کاروانسرا می‌ساخت و این بخشی بنیادین از سیاست وی برای پیشبرد رونق بازرگانی امپراتوری صفوی بود. برابر با اسناد تاریخی، بستگان شاه عباس، بازرگانان ثروتمند و حکام محلی نیز در بنیان نهادن کاروانسرا از شاه عباس پیروی می‌کردند: بایسته و شایسته است یاد شود، برخی پژوهشگران شمار کاروانسراهای ساخته شده به روزگار شاه عباس را تا 30 ‌هزار عدد تخمین می‌‌زنند.

کاروانسراهای عهد صفوی در فواصل نزدیک به هم ساخته می‌شدند، زیرا کاروان‌ها به‌طور معمول آهسته و آرام طی طریق می‌کردند. کاروانی که با اسب حرکت می‌کرد برای پیمودن مسافتی معین دو برابر زمانی را صرف می‌کرد که یک سوارکار تنها نیاز داشت و کاروانی که با شتر راه می‌پیمود چهار برابر این زمان را لازم داشت.

پیتـرو دلاواله ایتالیایی که در روزگار فرمانروایی شاه عباس به ایران سفر کرد، در جای جای کتاب خود درباره کاروانسراهای ایران توضیحاتی ارائه داده و اظهار داشته که «این مطالب را نوشتم تا توجه داشته باشید شاه عباس چــــــقدر خرج می‌کــند و زحمت می‌کشد تا کشورش زیباتر و آبادتر و برای حمل و نقل و تجارت مستعدتر شود.»

ژان باتیست تاورنیه، جهانگردی فرانسوی که در دوران حکومت شاه صفی، شاه عباس دوم و شاه سلیمان چند بار به ایران سفر کرد، کاروانسراهای ایران عصر صفوی را به ‌طور مبسوط شرح داده است. او در بخشی از سفرنامه خود چنین آورده است:

«در این کاروانسراها غیر از اتاق عریان (بدون لوازم) چیزی به مسافر عرضه نمی‏دارند. فرش و رختخواب و لوازم طباخی تمام باید همراه مسافر باشد و آذوقه و ارزاق هرچه‏ بخواهد از نان و روغن و بره و مرغ و میوه به اقتضای فصل به قیمت خوب از کاروانسرادار یا دهاتی‏های اطراف که بر سر راه می‏آیند باید خریداری نماید. در بیابان از بابت اجاره حجرات‏ کاروانسرا چیزی از مسافر نمی‏گیرند، اما در شهرها وجه اجاره دریافت می‏دارند، اما خیلی‏ مختصر... هرکس حق دارد برای خود یک حجره انتخاب نماید، غنی و فقیر یکسان هستند و تفاوت درجه و رتبه در این مکان‏ها منظور نمی‏شود. گاهی یک دلال یا سمسار کوچکی ممکن است محض رضایت ادب یا مــلاحظه صرفه و منفعت اتاق خود را به تاجر بزرگی واگذار کند، اما احدی حق ندارد به زور حجره‏ای را که کسی اول انتخاب کرده‏ است از او بگیرد. شب‏ها کاروانسرادار در را می‏بندد و مسئول همه چیز است. عده‏ای نگهبان‏ هم در اطراف کاروانسرا مشغول کشیک و پاسبانی هستند.»

گفتنی است، هرچند آگاهی‌بخشی‌های تاورنیه درباره کاروانسراها واجد ارزش وافر است، اما چندان هم خالی از اشکال نیست. به عنوان نمونه او اذعان داشته که «از حیوان و آدم در هر کاروانسرا بیش از یکصد سوار نمی‏تواند منزل نماید». آنچه روشن است، این نکته با نوشته‌های دیگر منابع همخوانی ندارد. چنان‌که پیترو دلاواله در سفرنامه خود از اقامت خود در کاروانسرایی در یکی از روستاهای کردستان یاد می‌کند که میزبان قافله بزرگی متشکل از 2700 شتر بوده است.

ژان شاردن، جواهرفروش فرانسوی نیز که سفرش به ایران مقارن با پادشاهی شاه عباس دوم بود، درباره کاروانسراهای ایران مطالب عدیده ای بیان داشته و در سفرنامه خود آورده که تنها در شهر اصفهان 1802 کاروانسرا وجود داشته است. او که از دیدن شبکه راه‌ها و کاروانسراهای ایــــران شگفت‌زده بود در این‌باره چنین توصیفی ابراز داشته است: «کسانی که از دیدار مشرق زمین محروم مانده‏اند، مشکل است که سهولت مسافرت در ممالک شرقی را پیش خود تصور و تجسم نمایند... در تمام جهان کشوری مانند ایران برای سیاحت و جهانگردی‏ وجود ندارد، خواه از لحاظ قلت خطرات یا امنیت طرق که مواظبت دقیقی در این مورد به‏ عمل می‏آید و خواه از نظر کمی مخارج که معلول کثرت و تعداد عمارت عمومی مخصوص‏ مسافران در سرتاسر امپراطوری، در بلاد و بیابان است.»

منابع تاریخی امنیت فوق‌العاده کاروانسراها در روزگار صفوی را ستوده و حتی بسیاری از مسافران خارجی اقرار داشته‌اند که راه‌های ایران کاملا بی‌خطر بوده و در کاروانسراها نیز اگر سرقتی انجام می‌‌شد، اثاثیه دزدی به سرعت پیدا می‌شد. این مهم تنـــــها به سبب کارآیی فوق‌العاده آن سامانه امنیتی بود که شاه عباس بزرگ بنا نهاده بود. با این وجــود، برابر با آن چه اسناد و منابع تاریخی بازگو می‌کنند، در دوران حکومت ضعیف دو پادشاه واپسین صفوی، شاه سلیمان و شاه سلطان حسین، از کارآیی ایـــن نظام تا حد زیادی کاسته شده بود.

به عنوان پایانی بر این گفتار خالی از لطف و عاری از زیب نیست اگر گفته آید بیشتر پژوهشگــــــران بر آن باورند که به احتمال زیاد دفتر یا مرکزی هماهنگ‌کننده برای ساخت کاروانسراها در تشکیلات دیوانی صفویه وجود داشته است. این تصور عمدتا ناشی از آن است که بیشتر کاروانسراهای عصر صفوی شبیه یکدیگر و به تقریب از طرحی همانند و یکسان برخوردار بوده‌اند.

هیلند براند، نویسنده کتاب معماری اسلامــــی که از جمله باورداران به‌وجود چنین مرکزی است، ضمن تاکید بر این مهم اقرار می‌دارد که «وجود یک چنین کنترل مرکزی، دلیل محکمی است که فقدان مشخص تزئینات در کاروانسراهای صفوی را بخوبی توجیه می‏کند، چرا که اگر یک چنین نظارت مرکزی وجود نمی‏داشت می‏بایست کاروانسرایی که به‌ وسیله یک شخص متمول بنا شده است، تزئینات‏ سنگین‏تری در خود داشته باشد تا به‌وسیله آن اعتبار و خودنمایی شخص بانی افزایش پیدا کند.»

دکتر امیر نعمتی‌لیمائی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: