روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 08 فروردين 1396 / 29 جمادي الثاني 1438 / a 28 Mar 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ايام
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
دوشنبه 24 مهر 1391 - ساعت 19:00
شماره خبر: 100825203536
کاروانسراي معين‌التجار؛ مرکز ثقل اقتصاد جنوب ايران
کاروانسرای معین‌التجار کنار پل سفید و در بافت قدیمی اهواز قرار گرفته است. داستان ساختن این کاروانسرا به سال 1306 ه ـ ق. بازمی‌گردد؛ زمانی که ناصرالدین‌شاه قاجار به دنبال ساختن کانال سوئز در 1286ه ـ ق/ 1869م. و به منظور پیشرفت کار بازرگانی، کشتیرانی بیگانگان را در کارون جنوبی ـ که از اهواز تا به دریا راه داشت ـ آزاد ساخت. با ورود کشتی‌های کمپانی برادران لینچ به کارون، دادوستد خارجی رونق یافت و طبق امتیازنامه کمپانی ناصری، حاج محمدآقا معین‌التجار تاجر بوشهری بازار و کاروانسرایی در این منطقه بنا ساخت و بازرگانی را در قسمت شمالی کارون برعهده گرفت. به این ترتیب بازرگانی دریایی باعث شکل‌گیری این کاروانسرا شد. در این پژوهش می‌کوشیم تا در این باره بیشتر سخن بگوییم.

در دوره قاجاریه همانند امروز رودخانه کارون، بندر محمره (خرمشهر) در دهانه خلیج‌فارس را به شوشتر وصل می‌کرد. آنجا نیز از راه‌های زمینی به سایر نواحی متصل می‌شد؛ راهی که برای دسترسی به مناطق مرکزی و شمالی ایران نزدیک‌تر از راه بوشهر ـ شیراز ـ اصفهان بود. از دهه 1840 م. راه بازرگانی کارون از نظر دسترسى مناسب به شهرهای غربى ایران و بویژه راه بازرگانی هند و انگلستان در اثر کار و نوشته‏هاى سر هنری لایارد و ستوان سلبى مورد توجه انگلیسى‏ها قرار گرفت. اگرچه لایارد به واسطه روابط نزدیک خود با محمدتقى‌خان بختیارى‏ در پی فراهم کردن زمینه‌های موردنیاز برای گسترش بازرگانی از راه کارون بود (لایارد، 1376: 55 ـ154) اما دستگیری خان بختیــــاری در 1258 ه ـ ق/ 1842 م. مانع انجام این کار شد.

با حفر کانال سوئز در 1286ه ـ ق/ 1869 م. توجه به مسیرهای دریایی و رودخانه‌ای برای ارتباط میان اروپا و هند و ایران بیشتر شد. حکومتگران محلی ایران نیز به این مساله توجه کردند. به‌گونه‌ای که در 1295 ه ـ ق/ 1878 م. حسینقلى‌خان نخستین و بزرگ‌ترین ایلخانى بختیارى، به مکنزى(1) که از شرکاى کمپانی «گرى، پل و شرکا»(2) مقیم بوشهر بود برای گسترش بازرگانی پیشنهاد همکارى داد و کمپانی یادشده حاضر شد که در این رودخانه کشتیرانى راه‌اندازی کند (گارثویت، 1375: 107)، اما اقدام خودسرانه و قدرت بیش از اندازه ایلخانی بختیارى، سرانجام در 1299 ه ـ ق/ 1882 م. به قتل وی انجامید و مانع پیشرفت کار شد.

همزمان فرانسوى‏ها توانستند حق انحصارى کشتیرانى کارون و بهره‏بردارى از سرزمین‌های همجوار آن را به دست آورند. این امتیاز که دو بار اعطا و دو دفعه هم میان سال‌های 1293 و 1295 ه ـ ق/ 1876 و 1878م. لغو شد با اعمال نفوذ دکتر تولوزان، پزشک فرانسوى شاه و کمک روس‌ها در تهران منعقد و قرار شده بود که سد اهواز را با دریچه‏هایى تجدید بنا و اراضى اطراف را آبیارى و حتى از جنگل‏ها و معادن بهره‏بردارى کنند (کرزن، 1380: 403؛ ناطق، 1373: 21 ـ 20).

با این حال گسترش ارتباط میان خلیج فارس و هند و نیز کوشش‌های دراموند ولف(3) وزیرمختار بریتانیا در ایران باعث شد تا سرانجام ناصرالدین‌شاه با صدور فرمانی در بیست و چهارم صفر 1306 ه ـ ق/ سی‌ام اکتبر 1888م. کشتیرانی در قسمت جنوبی رودخانه کارون را براى همه کشورها آزاد اعلام کند (کرزن، 1380: 404). به این ترتیب اهواز مورد توجه بازرگانان ایرانی و خارجی قرار گرفت. در چنین شرایطی حسینقلی خان نظام‌السلطنه نیز به حکومت عربستان (خوزستان) و بختیاری منصوب شد (نظام‌السلطنه مافى‏، 1362: 376/ 2) تا اصلاحات موردنیاز را در آنجا صورت دهد.

پس از گرفتن این امتیاز شرکت برادران لینچ(4)، شریک کمپانى کشتیرانى فرات و دجله که از مدت‌ها پیش شرکت انگلیسى کشتیرانى دجله را اداره مى‏کرد، یکى از کشتى‏هاى خود را به سرویس رودخانه کارون اختصاص داد و از آن پس دو هفته یک‏ بار از محمره تا اهواز این رفت‏ و آمد راه‌اندازی شد (کرزن، 1380: 405). اما بنا بر فرمان و قرارداد مربوط به آن، بناى هرگونه ساختمان، انبار زغال‏سنگ و کالا، دکان، کاروانسرا یا کارگاه‏ها و کارخانجات در دو کرانه رود کارون به وسیله‏ این کمپانی ممنوع شده بود (شمیم، 1387: 230). در واقع رودخانه کارون که در محل اهواز دارای چند رگه صخره‌ای در بستر خود بود، به دو بخش بالادست و پایین‌دست تقسیم می‌شد. شاخه بالادست یا کارون شمالی از شوشتر تا اهواز و شاخه جنوبی یا پایین‌دست از اهواز تا خلیج‌فارس را در برمی‌گرفت. بنابراین کشتی‌هایی که از خلیج فارس حرکت می‌کردند در محل اهواز به‌ناچار بار خود را به کشتی دیگری در سمت شمالی صخره منتقل می‌کردند. از آنجا که فعالیت خارجی‌ها در کارون شمالی ممنوع شده بود، این امور را ایرانیان برعهده گرفتند؛ به این شکل که حاج محمدآقا معین‌التجار بوشهری که در دستگاه ناصرالدین‌شاه از قدرت و نفوذ زیادی برخوردار بود توانست از این جایگاه استفاده کند و در هفتم رمضان 1307 ه ـ ق/ بیست و هشتم آوریل 1890 م. امتیاز «کمپانی ناصری» را از ناصرالدین‌شاه بگیرد و «به ظاهر» در امتیاز کشتیرانی کارون شریک شود (ناطق، 1373: 47). حاج محمدآقا معین‌التجار، فرزند حاج محمدرحیم دهدشتی و از طبقه تجار بود. پدرش ورشکسته شد و به نجف مهاجرت کرد. اما خود او در حدود 1295 ه ـ ق. وارد بوشهر شد و 400 هزار روپیه سهم ارث عمه‌اش ملکی جان را از حاج محمدمهدی معروف به ملک‌‌التجار سوم گرفت و در کنار او به امر تجارت پرداخت (سدیدالسلطنه مینابی، 1362: 22ـ21). با کوشش مداوم، کار معین‌التجار بالا گرفت و در 1325 ه ـ ق. به مقام رئیس‌التجار بوشهر رسید. او تجارت داخلی و خارجی جنوب ایران را در دست گرفت و با هند و لندن رابطه تجاری برقرار ساخت تا آنجا که به «سلطان اقتصاد جنوب» ملقب شد (عیسوی، 1369: 64). به هر روی وی با ثروت و نفوذی که داشت توانست این امتیاز را از ناصرالدین‌شاه بگیرد. طبق این امتیازنامه:

ـ برای این که کشتی‌ها در این «بندر مبارکه ناصری» لنگر اندازند و کارکنان کشتی‌ها «به راحت و سهولت به خشکی پیاده شوند»، معین‌التجار باید یک اسکله، یک کاروانسرا و «دکاکین به قدر ضرورت» بسازد.

ـ کمپانی ناصری «مستلزم» بود یک «خط آهن به همراه تراموای هم بکشد»، تا کالاهای داخله و خارجه زودتر به مقصد برسد. (ناطق، 1373: 48). بنابراین کمپانی ناصری در ساحل چپ کارون در نزدیکی اهواز، خط آهنى‌ به‌ طول‌ سه کیلومتر کشید که‌ کالاها را به‌ وسیله تراموای‌ اسبى‌ به‌ شوشتر حمل‌ مى‌کرد (انصاری‌، 1384: 178).

ـ از «بندر ناصری تا بندر شوشتر»، امتیاز آمد و شد کشتی‌ها در جهت «حمل و نقل مال‌التجاره داخله و خارجه» به حاجی واگذار شد. اگر کشتی کم می‌آمد، کمپانی برعهده می‌گرفت که «بر عدد جهازات خود بیفزاید» (ناطق، 1373: 48). یکى از کشتى‏هاى کمپانی به نام ناصرى در قسمت جنوبی کارون و کشتى سوزا هم در قسمت شمالی کارون در رفت و آمد بودند (کرزن، 1380: 425 و 465). از همان زمان، قسمت شمالى شهر اهواز به «ناصری» معروف شد (مساعد، 1352: 184).

رشد و گسترش بازرگانی در بندر ناصری سبب شد تا در 1310 ه ـ ق/ ۱۸۹۲ م. و حتی پیش از کشیدن جاده لینچ(5) (شوشتر ـ اصفهان) معین‌التجار طبق امتیازنامه، کاروانسرایی با ۲۴ دهنه مغازه در اهواز بسازد و حتی در پی آن باشد تا بر شمار آنها بیفزاید (کسروی، 1386: 232؛ انصاری، 1384: 180).

حسنقلی‌خان نظام‌السلطنه نیز در محلی پایین‌تر از صخره‌ها، که محل تخلیه بار‌های کشتی بود، ساختمان‌هایی بنا نهاد. وی برای این کار میان سال‌های 1308ـ1307 ه ـ ق/ 1891ـ1890 م. مبلغ ۶۵ هزار تومان هزینه کرد (نظام‌السلطنه مافی، 1362: 433/2). سپس سربازخانه‏اى براى افراد توپچى و دو فوج پیاده به فرماندهى یک سرتیپ ترتیب داد و کاروانسراى بزرگ، بازار و لنگرگاهى در پایین آبشارها و کاروانسراى دیگر در ساحل مقابل به‏منظور پیشرفت بازرگانی با هویزه ساخت (کرزن، 1380: 466).

به این ترتیب رونق بازرگانی در اهواز و نیز مشکل وجود صخره‌ها که کارون را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می‌کرد باعث شد که برای گذر از محل این صخره‌ها و انتقال کالاها از راه زمینی استفاده شود. استفاده از راه زمینی و جابه‌جایی کالاها زمینه پیدایش انبارها و کاروانسراهایی از جمله کاروانسرای معین‌التجار را در اهواز فراهم کرد. معین‌التجار بوشهری با کشیدن خط آهن از کنار رودخانه تا محل مسجد سرسچه (مسجد آیت‌الله شفیعی کنونی) بارهایی را که از محمره (خرمشهر) به وسیله کشتی به ناصری وارد می‌شد با واگن‌های اسب‌کش تا کاروانسرا منتقل می‌کرد و سپس به محل اهواز قدیم (محله عامری) حمل نموده و از آنجا پس از تخلیه به وسیله کشتی به شلیلی و مقابل در خزینه در سه فرسنگی شوشتر می‌رساند. از 1307 تا 1332 ه ـ ق. کشتی‌ها بار خود را در کاروانسرای معین‌التجار تخلیه می‌کردند. تا چند سال پیش این بنا به صورت غرفه غرفه یا به عنوان انبار مورد بهره‌گیری قرار می‌گرفت تا این که در سال 1374 خورشیدی بر اثر آتش‌سوزی بخش بزرگ آن از میان رفت (فلاحی مقدم، 1389: 92). پس از آن در بیستم آبان 1377 با شماره 2158 در فهرست آثار ملی ثبت شد. هم‌اکنون این بنا در خیابان آزادگان (24 متری)، خیابان کاوه غربی در ساحل رودخانه و کنار پل سفید قرار دارد.

امین تریان

 کارشناس ارشد تاریخ ایران اسلامی، دانشگاه بیرجند

منابع:

انصاری، مصطفی. (1384). تاریخ خوزستان: 1878 ـ 1925 (دوره خاندان کعب و شیخ خزعل). ترجمه محمد جواهرکلام. تهران: انتشارات شادگان. سدیدالسلطنه مینابی، محمدعلی. (1362). سفرنامه سدیدالسلطنه. تهران: بهنشر.شمیم، علی اصغر. (1387). ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: بهزاد.عیسوی، چارلز. (1369). تاریخ اقتصادی ایران در عصر قاجار (1332ـ 1215 ه ـ ق). ترجمه عقوب آژند. تهران: نشر گستره.فلاحی‌مقدم، رضا. (1389). اهواز دیروز/ امروز/ فردا. چ2. اهواز: کردگار.کرزن، جورج ناتانیل. (1380). ایران و قضیه ایران. ترجمه غلام‌على وحید مازندرانى‏. ج 2. چ 5. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.کسروی، احمد. (1386). تاریخ پانصد ساله خوزستان. چ2. تهران: انتشارات دنیای کتاب.گارثویت، جن. راف (1375). بختیاری در آئینه تاریخ. ترجمه مهراب امیری. تهران: انتشارات آنزان ـ نشر سهند.لایارد، سر اوستن هنری. (1376). سفرنامه لایارد: نبرد محمدتقی‌خان بختیاری با حکومت قاجاریه. ترجمه مهراب امیری. چ 2. تهران: انتشارات آنزان.مساعد، علاء‌الدین. (1352). «اهواز». یغما. س 26. ش 3 (پیاپی 297). خرداد. صص 84 ـ 180.ناطق، هما. (1373). بازرگانان در دادوستد با بانک شاهی و رژی تنباکو (بر پایه آرشیو امین ـ الضرب). چ2. تهران: انتشارات توس.نظام‌السلطنه مافی، حسینقلى‌خان. (1362). خاطرات و اسناد حسین‏قلى‏خان نظام‏السلطنه مافی. به کوشش معصومه مافى، منصوره اتحادیه، سیروس سعدونیان و حمید رام پیشه. ج2. چ2. تهران: نشر تاریخ ایران.


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: