روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
شنبه 26 آبان 1397 / 08 ربيع الأول 1440 / a 17 Nov 2018
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
قاب کوچک
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 02 بهمن 1389 - ساعت 19:00
شماره خبر: 100833763719
توقف کوتاه در ايستگاه زمان
مجموعه انیمیشن ترکیبی «ایستگاه» به کارگردانی و گویندگی مصطفی قربان‌پور و به تهیه‌کنندگی حمید رجایی کاری از مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیماست که در 50 قسمت کوتاه با موضوع نکات تربیتی و اخلاقی تولید شده و مدت زیادی است که روی آنتن رفته است.

 بنا به گفته‌ حمید رجایی تهیه‌کننده برنامه، «ایستگاه» از جمله برنامه‌هایی است که مورد توجه و تایید خاص رئیس سازمان صدا و سیما نیز واقع شده است. این پویانمایی ترکیبی که از تکنیک فتوانیمیشن و تکنیک‌های دیگر بهره برده تا در زمانی بسیار کوتاه (2 دقیقه)، هر بار نکته‌ای اخلاقی و تربیتی را به مخاطب جوان و بزرگسال خود منتقل کند. ایستگاه کاری است خلاقانه و کم‌نظیر که به ندرت می‌توان نمونه‌ای مانند آن ـ دست‌کم در تولیدات داخلی تلویزیون ـ مثال زد. درواقع سازندگان این برنامه قالبی را برای ساخت برنامه برگزیده‌اند که در تلویزیون ما کمتر تجربه شده است. تولید پویانمایی گرافیکی برای مخاطب بزرگسال یک جنبه‌ این مساله است و مدت‌ زمان کوتاهی برابر با مدت‌زمان تبلیغات بازرگانی جنبه‌ دیگر. مجموعه‌ «ایستگاه» مجموعه‌ای مستقل است با شکل و محتوایی مشخص و ثابت اما در یک برنامه‌ بخصوص پخش نمی‌شود. نوعی میان‌برنامه است که زمان پخش مشخصی نداشته و به تناوب در میان برنامه‌های مختلف گنجانده شده است. از این جهت شبیه به آگهی‌های هشداردهنده‌ای می‌ماند که ظاهر تبلیغاتی (Propaganda) دارند، اما درواقع آگاهی‌بخش و تبلیغی‌اند. تفاوتی که ما در اینجا میان واژه «تبلیغاتی» و «تبلیغی» مدنظر داشته‌ایم، تفاوتی براساس معنای اصطلاحی واژه است. درواقع تفاوت آگهی‌های تبلیغاتی با آگهی‌های تبلیغی در این است که هدف اولی جذب مشتری برای عرضه‌ محصول تجاری است و هدف دومی جذب مخاطب برای ارائه‌ محصول فرهنگی. یعنی کار اولی تجارت است و کار دومی فرهنگسازی. برای آگهی‌های تبلیغی نمونه‌های مختلفی را می‌توان ذکر کرد. از نمونه‌های خارجی، کلیپ‌هایی که برای ترک سیگار، مقابله با بیماری ایدز یا آموزش نکات تربیتی مثل جرات و شهامت در کارها ساخته شده‌اند و تعدادشان هم کم نیست از این قبیل هستند. از نمونه‌های داخلی هم می‌توان به مجموعه انیمیشن‌های راهنمایی و رانندگی با عنوان «ماجراهای داوودخطر و سیا» یا آگهی‌ مربوط به استفاده از کمربند ایمنی که از روی یک نمونه‌ خارجی ساخته شده اشاره کرد. مجموعه‌ برنامه‌ «ایستگاه» به لحاظ قالب و فرم ارائه در مدیوم تلویزیون چنین حالتی دارد، اگرچه این مثال فقط برای تقریب به ذهن است وگرنه آیتم‌های کوتاه این مجموعه‌ مفصل را نمی‌توان «آگهی تبلیغی/‌Advertisement » نامید.

موضوعاتی که مجموعه انیمیشن گرافیکی «ایستگاه» به آنها می‌پردازد، آگاهی‌های مهارتی در باب مدیریت وقت، اشاره‌های تربیتی در قالب نقل از بزرگان و نیز نمایش تصویری حکمت‌های آموزنده‌ مشهور است. به طور نمونه می‌توان از قسمتی از این مجموعه یاد کرد که موضوع آن این حکایت معروف بود: معماری که همیشه بهترین‌ خانه‌ها را برای مردم می‌ساخته روزی تصمیم می‌گیرد دیگر دست از کار معماری و ساختمان‌سازی بردارد و به استراحت بپردازد. کارفرما از او می‌خواهد که قبل از انصراف از کار معماری فقط یک خانه‌ دیگر هم برای او بسازد و بعد تصمیمش را عملی کند. معمار که دست و دلش به کار نمی‌رود، از سر اجبار و رودربایستی می‌پذیرد، اما برخلاف همیشه این‌بار با جان و دل کار نمی‌کند و درواقع کار ساخت خانه را سرهم بندی‌ می‌کند غافل از آن‌که این خانه، خانه‌ای است که کارفرما قصد دارد در ازای زحمات گذشته‌ معمار به خود او هدیه بدهد.

این قبیل داستان‌ها و حکایت‌های ساده، کوتاه و درس‌آموز بهترین بهانه برای ساخت مجموعه‌ای نظیر «ایستگاه» است. مجموعه‌ای که نه قصد دارد حرف‌های قلمبه سلمبه و خاص بزند و نه حاضر است به کم راضی شده و صرفا آنتن پرکن باشد. نکته‌ای که در این بین شایان ذکر است، لحن روایی برنامه و نیز گرافیک بصری آن است که کاملا متناسب با نیاز مخاطب جوان و بزرگسال است اگرچه کودکان و نوجوانان هم می‌توانند در مواردی با آن همراه شده و مخاطب آن باشند، ولی فقط در مواردی خاص، نه همیشه چراکه «ایستگاه» اساسا بر پایه ‌آموزش مستقیم ساخته شده و بیش از آن‌که اثری هنری با بیان غیرمستقیم و متناسب با نیاز کودک باشد، برنامه‌ای آموزشی است که از ابزار هنر نیز برای بیان مقصود خود استفاده می‌کند و این استفاده البته به بهترین شکل ممکن صورت گرفته‌ است.

«ایستگاه» به لحاظ بصری اثر ارزشمندی است. فریم به فریم این برنامه، پوستر گرافیکی است یا دست‌کم تصویری گرافیکی با ترکیب‌بندی دقیق و نقاشی‌گونه که اگر به تنهایی حرفی برای گفتن ندارد، لااقل چشم را آزار نمی‌دهد و خسته نمی‌کند. حتی تایتل نام برنامه (ایستگاه) هم در تناسب کامل با سبک گرافیکی ثابت اثر است. «ایستگاه» از خط و رنگ بهترین استفاده را نموده یعنی با حفظ اعتدال در بهره‌گیری از خط و رنگ، از یک طرف تصویر را بی‌جهت شلوغ نکرده و از طرف دیگر در استفاده از این دو عامل کم‌فروشی ننموده است. همه چیز سر جای خودش است. تناسب خط و رنگ و سن مخاطب هم عامل دیگر موفقیت این برنامه است. در «ایستگاه» ما با طراحی خطی (اسکیس) بیشتر سر و کار داریم تا با طراحی دورگیری شده و شسته رفته (دسن شده). رنگ‌ها هم بیشتر رنگ‌های تیره و مکمل است و کمتر با تنوع و خلوص رنگی کودکانه مواجهیم.

از جنبه‌ تکنیکی هم «ایستگاه» اثری قابل دفاع است. پویانمایی یا همان جان‌بخشی و القای حرکت در این کار به گونه‌ای انجام شده که نیاز یک آیتم کوتاه 2 دقیقه‌ای را برآورده کند. نه کمتر و نه بیشتر. قرار نیست برنامه یکسری اندرزهای اخلاقی تصویرسازی شده باشد و تصاویر هم به خودی خود هیچ موضوعیتی نداشته و فقط مکمل گفتار متن باشند. از طرف دیگر قرار هم نیست تکنیک خودش را به رخ بکشد و مانع انتقال درست محتوا که مقصود اصلی از تولید این مجموعه است بشود. قرار است محتوا ما را در فهم بهتر تصاویر یاری کند و تصاویر هم محتوای مدنظر را در ذهن ماندگار سازند. یک رابطه‌ متقابل و دوسویه میان فرم و محتوا که لازمه‌اش رعایت حد وسط در میزان بهره‌گیری از تکنیک اجرایی است. امری بدیهی و مسلم که متاسفانه اغلب مورد غفلت واقع می‌شود. یا به دلیل محتوازدگی سازندگان برنامه‌های تلویزیونی یا به دلیل نگاه فرمالیستی آنها به تولیدات هنری این رسانه فراگیر.

کوتاهی مدت زمان «ایستگاه» یکی از مهم‌ترین مزایای آن است. بسادگی می‌شد هر کدام از این آیتم‌های 2 دقیقه‌ای را چند برابر کش داد و آب هم از آب تکان نخورد. اما آن وقتی دیگر «ایستگاه» می‌شد کاری نظیر بسیاری نمونه‌های دیگر که برای تولید انبوه و عمده‌فروشی به تلویزیون، ساخته می‌شوند، نه برای اثرگذاری و ماندگاری. دوره، دوره‌ مینیمالیسم است و کسی حوصله اطناب بی‌جا ندارد. حرف را باید مختصر و مفید گفت و الا آدم‌ها آن‌قدر فرصت ندارند که ما بخواهیم به زور آب بستن در برنامه‌ها اوقاتشان را برایشان پر کنیم. تلویزیون هم فقط تلویزیون ما نیست تا دلمان بخواهد شبکه‌ ماهواره‌ای هست و هر کدام هم می‌خواهند بهترین باشند. رقابت بر سر جلب توجه مخاطب و جذب او سنگین و تنگاتنگ است. باید در کم‌ترین زمان ممکن بیشترین تاثیر ممکن را گذاشت، وگرنه انگشت مخاطب روی دکمه‌‌های کنترل تلویزیون به حرکت درمی‌آید و در یک چشم به هم زدن شبکه عوض می‌شود. هنر تلویزیون، تسخیر لحظه‌هاست. ایجاز یا دست‌کم اجتناب از اطناب بیهوده، شرط اصلی تاثیرگذاری در دنیای رسانه است. تولیدات رسانه‌ای امروز، همه با همین آزمون محک زده می‌شوند.

آزاد جعفری


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: