روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
شنبه 03 تير 1396 / 29 رمضان 1438 / a 24 Jun 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه‌نامه نوروز 90
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 25 اسفند 1389 - ساعت 22:13
شماره خبر: 100837446002
سايه روشن شبکه‌هاي ماهواره‌اي و باقي قضايا
تشت ماهواره حالا روي زمين
اسم ماهواره که می‌آید، همین‌طور بیخودی ذهن ما به طرف یک دایره زنگی بزرگ می‌رود که احتمالا کنار یک قفس کبوتر جا خوش کرده است. این دایره فلزی زنگ‌زده که آنقدر محجوب و ساکت و باحیا در گوشه‌ای نشسته، آتش‌بیار معرکه‌ای است که خیلی‌ها را با خود درگیر کرده است. هرکس به این دایره زنگی از منظری نگاه می‌کند؛ عده‌ای ظاهرا آن را از نان شب واجب‌تر می‌دانند و بسیاری دیگر هم آن را آفتی می‌دانند که توی خانه‌ها خزیده و همین‌طور شب و روز بنیاد خانواده‌ها را تهدید می‌کند. همین امسال اتفاقی افتاد که باعث شد تشت ماهواره بار دیگر از پشت‌بام به زیر بیفتد. باعث و بانی این ماجرا مهران مدیری بود که در یک مجموعه نمایشی گوشه‌ای از پرده این بازی را بالا زد و کوشید اتفاقات روزمره‌ای را که در این شبکه‌ها به‌وقوع می‌پیوندد، با چاشنی طنز همراه سازد؛ موضوعی که البته با واکنش‌های مختلف گردانندگان و هواداران شبکه‌های ماهواره‌ای روبه‌رو شد تا جایی که حتی بعضی از آنها در پاسخ به این اقدام از تلویزیون خودشان هم قهر کردند.

ما هم‌اکنون در سرزمینی زندگی می‌کنیم که علاوه بر نزولات جوی و رحمانی، از آسمان آن امواج شبکه‌های ماهواره‌ای و تعدادی دیگر از امواج نیز نزول می‌کنند. در واقع امروز، نزولات ماهواره‌ای گوی سبقت را از نزولات جوی ربوده‌اند و در رقابتی نفسگیر کاری کرده‌اند تا ما لحظه‌ای از تصویر و صدا خالی نباشیم. نکته جالب این است که به هر حال می‌توانیم روی زمین سقفی پیدا کنیم تا از نزولات جوی در امان باشیم؛ اما آیا سقفی وجود دارد تا ما را از نزولات ماهواره‌ای ناخواسته در امان نگه‌دارد؟

اگر با این نگاه چشم به آسمان بدوزیم، بالای سرمان غوغایی است. از آن بالا انواع و اقسام زبان‌ها، فرهنگ‌ها، فیلم‌ها، کارتون‌ها، بازی‌ها و آدم‌ها در حال فرود آمدن هستند. شما آن بالا همه چیز را می‌توانید پیدا کنید. به قول معروف از شیر مرغ تا جان آدمیزاد با انواع و اقسام کیفیت. ما در خانه‌مان نشسته‌ایم، اما همزمان می‌توانیم در شهر و کشوری دیگر نگاه و احساسی متفاوت و مشترک با دیگر آدم‌ها را تجربه کنیم. اگر با این نگاه چشم به آسمان بدوزیم، بالای سرمان غوغایی است!

در آسمان ایران چه خبر است؟

با بررسی آخرین آمار سایت‌های معتبر مربوط به صنعت ماهواره و با نگاه به آسمان ایران می‌توان گفت از حدود 90 ماهواره جهان، امواج 30 تا 35 ماهواره، آسمان کشورمان را پوشش می‌دهند. به عبارت دیگر با این تعداد ماهواره حدود 3000 شبکه تلویزیونی در ایران «نزولات» دارند که اگر شبکه‌های کارتی و کدشده را از این تعداد حذف کنیم می‌توان گفت حدود 2000 شبکه ماهواره‌ای در ایران قابل دریافت است!

اما این تنها یک روی سکه است. این شبکه‌ها به لحاظ ساختاری و محتوایی برنامه‌های مختلفی را پخش می‌کنند. از 2000 شبکه‌ ماهواره‌ای که پخش می‌شوند؛ 419 شبکه ورزشی هستند، 380 شبکه به صورت 24 ساعته به پخش موسیقی می‌پردازند، 74 شبکه مدل لباس، آرایش و باقی قضایا را تبلیغ می‌کنند، 273 شبکه موضوعات مربوط به ادیان، تاریخ و مذهب را پوشش می‌دهند، 252 شبکه برنامه کودک هستند، 92 شبکه مسائل اقتصادی را پوشش می‌دهند و موضوعات اروتیک و پورنو نیز به ترتیب 253 و 71 شبکه را دربرمی‌گیرند.

بالای سرمان غوغایی است. از آن بالا انواع و اقسام زبان‌ها، فرهنگ‌ها، فیلم‌ها کارتون‌ها، بازی‌ها و آدم‌ها در حال فرود آمدن هستند. شما آن بالا همه چیز را می‌توانید پیدا کنید

از این تعداد 32 شبکه نیز به زبان فارسی هستند که البته تعدادشان بسرعت در حال افزایش است. تمرکز اصلی شبکه‌های فارسی نیز بر مسائل سیاسی، تجزیه‌طلبی، سرگرمی، قومیت‌گرایی و تبلیغات است.

آیا تا حالا فکر کرده‌ایم که چرا نانسی عجرم، سایت اینترنتی فارسی راه‌اندازی کرده است؟ اگر به آگهی‌های نشریات زرد و گاهی نشریات غیر زرد فارسی دقت کنید واژه آرایش عربی یا خلیجی بسیار به کار برده می‌شود. بی‌فایده نخواهد بود اگر بگوییم که محتوای شبکه‌های عربی عمدتا تبلیغ محصولات آمریکایی است.

شبکه‌های فارسی‌زبان

اما شبکه‌های فارسی‌زبان حکایت جداگانه‌ای داشته‌اند. این شبکه‌ها از همان ابتدا ملغمه‌ای از همان چیزی بوده‌اند که هنوز هم هستند. اولین شبکه فارسی‌زبان لس‌آنجلسی در میانه دهه 70 فعالیت خود را آغاز کرد. پس از آن شبکه‌های دیگری نیز تاسیس شد که توجه خود را عمدتا در ترویج و تبلیغ یک فکر سیاسی خاص و معارض با انقلاب اسلامی گذاشتند و در کنار آن به پخش موسیقی‌هایی که در اینجا حرام بود، پرداختند. برخی از این شبکه‌ها تنها موسیقی حرام پخش می‌کردند و بتدریج به سوی فیلم‌های قبل از انقلاب هم رفتند.

در ادامه با تاسیس بی‌بی‌سی فارسی «نگاه سیاسی ـ اجتماعی» به عنوان گفتمان اصلی و برجسته در این شبکه‌ها محوریت یافت و شبکه صدای آمریکا نیز به آن پیوست. اوج این فعالیت در دوران برگزاری انتخابات بود که همه ما از آن خبر داریم.

فارسی وان، رویکرد جدیدی برای ربودن دل و ذهن مخاطب فارسی‌زبان بود تا با پخش انواع و اقسام فیلم و سریال‌های خارجی و دوبله‌شده بتواند رکوردی تازه را در جذب مخاطب به وجود آورد. آنچنان که گردانندگان آن به فکر تاسیس فارسی 2 و 3 و 4 باشند. من و تو 1 و من و تو 2، پس از فارسی وان با برجسته کردن حوزه اجتماعی و فرهنگی، تجربه جدیدی بود تا بتوانند مخاطب میانه بی‌بی‌سی فارسی و فارسی وان را به خود جلب کنند. قشر متوسط در حال حاضر هدف اصلی این شبکه‌ها هستند.

تاکید بر بسته‌بندی شیک و توجه به جذابیت بصری، رویکرد اصلی شبکه‌های فارسی‌زبان است که پس از راه‌اندازی بی‌بی‌سی فارسی بسیار جدی گرفته شده است.

بساز و بفروشی را تصور کنید که در محله‌ای چند واحد آپارتمان ساخته است، با آب و تاب توصیف می‌کند و از خوبی‌هایش می‌گوید. برداشت و دیدگاه شما چیست؟ آیا ترجیح نمی‌دهید درباره راست یا دروغ بودن گفتارش تحقیق کنید!؟ می‌دانید که او بساز و بفروش است و تنها چیزی که برایش اهمیت دارد سود است و این‌که هر چه زودتر آپارتمان‌هایش را بفروشد.

سنگ‌پای ماهواره‌ای

اگر پول در هرجایی نمی‌تواند حرف اول را بزند، در شبکه‌های ماهواره‌ای حتما حرف اول را می‌زند. امکان ندارد جایی پول باشد و دماغ ماهواره آن دور و برها نباشد. پول، اکسیژن ماهواره است و هرچه این پول بیشتر باشد، ماهواره آنجا بیشتر شعبده‌بازی و خودنمایی می‌کند. اساسا هر شبکه ماهواره‌ای نیازمند منابع انسانی و البته سرمایه مادی قابل توجهی است. البته بخش مهم این سرمایه به گونه‌ای مشخص تامین می‌شود که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. اما بخشی از این سرمایه‌ها از طریق تبلیغات و آگهی‌هاست. چندی پیش یکی از دوستان برایم نقل می‌کرد که در بازار با کاغذی روی شیشه یک مغازه مواجه شده است که بر آن نوشته: سنگ پای ماهواره‌ای رسید!

آنچه در این شبکه‌ها تبلیغ می‌شود، مجموعه وسیعی از کالاها و حتی داروها را دربرمی‌گیرد. هیچ‌کس نیست بپرسد اگر دارویی اعتبار داشته و استاندارد باشد چرا باید با این شیوه تبلیغ شود؟ نکته جالب شیوه تبلیغی است که معمولا برای آنها به کار گرفته می‌شود. این امر حتی کالاها و داروهایی را نیز در بر می‌گیرد که به روابط جنسی مربوط می‌شود و بدون هیچ حیا و حریمی به معرفی آنها اقدام می‌شود. می‌گویند روزی از ملانصرالدین پرسیدند به نظر تو خورشید مفیدتر است یا ماه؟ وی در پاسخ گفت: خورشید هنگامی که روز است می‌آید و چندان مفید نیست، اما ماه هنگامی که شب فرا می‌رسد می‌آید و شب را روشن می‌کند. پس ماه مفیدتر است.

یک بازار مکاره تمام‌عیار

می‌شود درباره این دایره زنگی اینطور نتیجه‌گیری کرد که آنچه از آسمان بر سر ما فرومی‌ریزد و آن همه غوغایی که آن بالا برپاست همه و همه برای «فکر» و «جیب» ماست.

اگر پول در هرجایی نمی‌تواند حرف اول را بزند، در شبکه‌های ماهواره‌ای حتما حرف اول را می‌زند امکان ندارد جایی پول باشد و دماغ ماهواره آن دور و برها نباشد

شبکه‌های ماهواره‌ای بازار مکاره بلندبالایی هستند که در آن همه جور چیزی را می‌توان خرید که شاید مهم‌ترین آنها «سبک زندگی» باشد. می‌گویند شبکه‌های ماهواره‌ای داستان‌هایی را که خودشان دوست دارند برای ما تعریف می‌کنند. به تعبیر یکی از اندیشمندان معاصر، قدرت در عصر اطلاعات برای کسی است که داستانش پیروز باشد. یادآوری این نکته هم بی‌فایده نخواهد بود که طراحی و سرمایه‌گذاری برای تاسیس شبکه‌های ماهواره‌ای بدون تدبیر و نقشه نیست و این‌طور نیست که شب‌ بخوابند و صبح بیدار شوند و شبکه‌های ماهواره‌ای افتتاح کنند. به طور کلی در غرب هیچ تاسیس و هیچ تعطیلی‌ بدون طرح و نقشه نیست و همه فعالیت‌ها هدف مشخصی را دنبال می‌کنند. اساسا فرهنگ سرمایه‌داری هوشمند است. می‌داند چطور سر مردم کلاه بگذارد یا چطور کلاه بردارد. چرا که به سود حداکثری می‌اندیشد. رسانه‌ها در راستای اهداف مشخصی کار می‌کنند و می‌کوشند خود را از زندگی مردم دور نکنند زیرا به این حقیقت پی برده‌اند که نبض دلارهای رنگارنگ در نزدیکی هرچه بیشتر به مردم نهفته است.

داستان‌های ماهواره‌ای

چندی پیش طنز و جوکی به زبان انگلیسی در فضای اینترنت پخش شد که نکته جالبی در خود داشت: فردی در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم می‌زند که ناگهان متوجه می‌شود سگی به دختربچه‌ای حمله کرده است. مرد برای کمک به طرف دختر می‌رود، با سگ درگیر می‌شود و سرانجام سگ را می‌کشد و زندگی دختربچه را نجات می‌دهد. پلیسی که صحنه را دیده بود، به سمت مرد می‌رود و به او می‌گوید: تو یک قهرمانی. فردا در روزنامه‌ها می‌خوانید: «نیویورکی شجاع، جان دختر بچه‌ای را نجات داد.» آن مرد می‌گوید: اما من نیویورکی نیستم! پلیس می‌گوید: اوه. پس روزنامه صبح می‌نویسد: «آمریکایی شجاع، جان دختربچه‌ای را نجات داد.» آن مرد دوباره می‌گوید: اما من آمریکایی نیستم. پلیس می‌پرسد: خب پس تو اهل کجایی؟ او می‌گوید: من ایرانی‌ام. پس روزنامه‌ها فردا می‌نویسند: «یک تندروی مسلمان سگ بی‌گناه آمریکایی را کشت.»

آنچه رسانه‌ها از مردم جامعه خودشان در غرب ساخته‌اند، مجموعه‌ای شکل یافته، دسته‌بندی شده، عاری از خلاقیت و شناخت واقعی است که در چنبره امواج رسانه‌ها خوب و بد را می‌فهمند و خارج از آن چارچوب هیچ فرض و فهمی برایشان متصور نیست.

می‌شود گفت آنقدر که مردم ما سیاستمداران غربی و آمریکایی را می‌شناسند، مردم این کشورها با سیاستمدارانشان آشنا نیستند.

در واقع آنها برای فکر کردن به رسانه‌ها نیازمندند و رسانه‌ها نیز در قالب‌های مشخص که در محدوده سرگرمی و اخبار هدایت شده هستند آنها را فعال نگه می‌دارند. به نظر شما جامعه‌ای که اکثریت آن وزرا یا نخست‌وزیر خود را نمی‌شناسند، چه نوع جامعه‌ای است؟

یک چشم‌انداز مصنوعی

با یک حساب و کتاب سرانگشتی حالا می‌توان فهمید که چرا بالای سرمان چنین غوغایی برپاست، غوغایی که از همه تدابیر و روش‌ها استفاده می‌‌کند، تا ما را به خود جلب کند. گاه با سرگرمی و موسیقی، گاه با برنامه‌های سیاسی، گاه با پز روشنفکری و پرداختن به مسائل اجتماعی و فرهنگی و گاه بدون رودربایستی و با به سخره گرفتن ارزش‌هایی که عامل استحکام خانواده در جامعه ما محسوب می‌شوند، دنیایی را می‌سازند تا ما با آن همراه شویم و به جای این که روی زمین زندگی کرده و فکر کنیم، به آسمان برویم و در دنیای رویایی که ساخته‌اند، زندگی کنیم.

شبکه‌های ماهواره‌ای زندگی رویایی‌ را می‌سازند که الزاما واقعیت ما نیست و با فرهنگ و تاریخ ما کمترین نسبت را دارد. ما آنها را می‌پذیریم چرا که چشم‌انداز مصنوعی و جذابی برای ما ایجاد می‌کنند و در شرایط خلسه و پذیرندگی ما را فرو می‌برند.

با وصفی که شد، آسمان بالای سر ما، ما را انتخاب کرده است. ما خودمان با همه آنچه از جبر و اختیار می‌دانیم، امکان انتخاب نداریم.

همین انتخاب شدن هم بخشی از جذابیت و احساسی است که به واسطه دیدن شبکه‌هایی که به زبان مادری ما هستند، به ما دست می‌دهد.در کنار مصرف‌گرایی، ترویج ارزش‌های سکولار و تغییر دادن گروه‌های مرجع اجتماعی و فروپاشی ارزشهای خانوادگی، شبکه‌های ماهواره‌ای می‌توانند احساس محرومیت را نیز افزایش دهند. با ایجاد مقایسه در همه حوزه‌ها اعم از فرهنگی، اجتماعی و سیاسی این احساس در ما به وجود می‌آید و گسترش پیدا می‌کند.شکافی که میان زندگی واقعی و زندگی ماهواره‌ای وجود دارد، ما را وامی‌دارد تا خودمان را دور از زمان حال دنیا فرض کنیم.

سعید غفاری / پژوهشگر رسانه


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: