روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
پنجشنبه 05 مرداد 1396 / 03 ذی القعدة 1438 / a 27 Jul 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه‌نامه نوروز 90
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
چهارشنبه 25 اسفند 1389 - ساعت 22:13
شماره خبر: 100837538738
گفت‌وگو با بهروز رضوي، گوينده راديو
ميکروفن نوبودنش را از دست نمي‌دهد
بهروز رضوی، صاحب متفاوت‌ترین صدایی است که ممکن است از رسانه‌ای مثل رادیو و تلویزیون بشنوید. گوینده‌ای که هر قطعه بارها خوانده‌شده‌ای را که اجرا می‌کند، مخاطب را ناخودآگاه متوجه ظرایف تازه‌تری در آن می‌کند. انگار که آن قطعه را برای اولین بار شنیده است. فقط آنها که مخاطب برنامه‌های متفاوتی مثل کتاب شب و شب قصه بوده‌اند، می‌دانند که شنیدن قصه یا داستانی از زبان او تا چه حد می‌تواند لذت بی‌نهایت کشف گوش دادن به یک صدای مخملی را به آدم هدیه کند.

از تعطیلات دوران کودکی‌تان چه خاطره‌ای دارید؟

تمام دوران کودکی‌ام پر از خاطرات عید است.خوبی عید این بود که در این ایام همه بزرگ‌ترها خوش‌اخلاق می‌شدند و خیلی خوب بودند. در ایام نوروز امر و نهی بزرگ‌ترها کمتر می‌شد. من هم در این ایام کاملا وقتم آزاد بود و خیلی به ما خوش می‌گذشت، چون در فاصله یکی دو روز آخر سال تمام تکالیفم را انجام می‌دادم.

در آن سال‌ها بهترین عیدی که گرفتید، چی بود؟

خودمان آدم‌های درویشی بودیم، اما خانواده‌ها و اقوام‌مان کمی متمکن‌تر از ما بودند و وضعیت مالی بهتری داشتند و معمولا وقتی ایام نوروز به منزلشان می‌رفتیم، عیدی‌های خوبی می‌گرفتیم.

با عیدی‌هایی که می‌گرفتید، چه کار می‌کردید؟

معمولا عیدی‌ام را دسته‌بندی می‌کردم و اسکناس‌های نو را کنار می‌گذاشتم برای روز مبادا و بیشتر اسکناس‌های کهنه را خرج می‌کردم. هنوز هم این عادت را دارم.

به نظر شما سنت‌های قدیمی همچنان جذابیت دارند؟

اتفاقا مردم امروز این سنت‌ها را خیلی دوست دارند و این اعیاد و سنت‌ها را خیلی پررنگ برگزار می‌کنند. گرچه برخی از جشن‌های آن طرف آب و سوغات فرنگ کمی جوان‌ها را به خود مشغول می‌کند، اما چون ریشه و بنیانی ندارد بسیار گذراست و هیچ چیز نمی‌تواند جای عید باستانی نوروز ایران را بگیرد.

آن روزها چطور تخم‌مرغ‌ها را برای سفره هفت‌سین آماده می‌کردید؟

آن زمان تخم‌مرغ‌ها را در خانه‌ها رنگ می‌کردیم و معمولا بچه‌ها مسوول رنگ‌آمیزی آن بودند و هر کسی که مسوولیت رنگ کردن تخم‌مرغ به او سپرده می‌شد، برایش کار جذاب و مهمی بود. البته رنگ‌آمیزی به شکل کاملا سنتی بود و رنگ‌های جوهری را لای پارچه‌ها می‌پیچیدند و به وسیله آن تخم‌مرغ‌ها به اشکال مختلف پارچه درمی‌آمد.

برایمان از قشنگ‌ترین خاطره نوروزی‌تان بگویید.

در 11ـ10 سالگی یکی از اقوام من از مشهد به منزل‌مان در تهران آمد و یک ساز دهنی به عنوان عیدی به من هدیه داد. آن سال نوروز، ساز دهنی مرا به وادی دیگری برد و آنچنان ذوق‌زده شدم که تا سیزده به در که همراه خانواده به دل طبیعت رفتیم، من بدون معلم و بدون این که از کسی یاد بگیرم، توانستم چند تا آهنگ با این ساز دهنی بزنم و این آغاز مسیری بود که به عالم موسیقی وارد شوم. بعد از ساز دهنی به سمت سنتور رفتم و مدتی هم سنتور زدم. همچنان در کلاس‌های آواز اسماعیل مهرتاش هم می‌رفتم. آن سال نوروز و آن عیدی برایم پرخاطره شد.

سال تحویل دوست دارید چه چیزی عیدی بگیرید؟

دیگر کسی به ما عیدی نمی‌دهد، ما باید عیدی بدهیم. تنها به درگاه خداوند دعا می‌کنیم که به ما سلامت عطا کند تا بتوانیم عیدی خوبی بدهیم. بتوانیم زندگی کنیم و خوب ادامه دهیم.

دوست دارید سال تحویل چه کسانی کنارتان باشند؟

حضور خانواده‌ام را بر همه چیز ترجیح می‌دهم. هر کسی دوست دارد لحظه تحویل سال کسانی که خیلی به آنها علاقه دارد، کنارش باشند و دیدار تازه کنند و برای یکدیگر دعا کنند.

در انتظار چه اتفاق خوبی در سال جدید هستید؟

ما بیشتر در انتظار آن هستیم که اتفاق بدی نیفتد. همین طور هم باشد، خوب است.

برای علاقه‌مندان صدای بهروز رضوی چه عیدی‌ای دارید؟

من معمولا سعی کردم در ایام نوروز بهاریه‌هایی اجرا کنم، اشعار زیبایی بخوانم که اگر صدای من به گوش مردم برسد، پیام عارفانه شاعر گرانقدر ایرانی هم به گوششان می‌رسد. غالبا هر سال من شعرخوانی‌هایی داشته‌ام. صرف‌نظر از برنامه کتاب شب و شب قصه‌ای که در رادیو تهران دارم ـ که در آستانه 20 سالگی خود است ـ در ایام نوروز هم این برنامه‌ها را با حال و هوای بهاری و نوروزی اجرا می‌کنم.

سال تحویل امسال برای شما چه فرقی با سال‌های گذشته دارد؟

تعدادی عزیز از دست رفته داریم که سال گذشته با ما بودند، اما امسال نیستند از جمله زنده‌یاد حسین باغی، چه بسا که سال آینده ما هم نباشیم، چون می‌گویند رو به مغرب که می‌تابد خورشید، سایه‌ها را درازتر می‌بیند. آدم‌ها هرقدر عمرشان بلندتر شود و سنشان بالا برود، طبیعتا به این مقوله بیشتر فکر می‌کنند. من هم فارغ از این ماجرا نیستم.

در‌ آستانه پنجمین دهه از فعالیت هنری خود در هر سال جدید که پشت میکروفن قرار می‌گیرید، چه حسی دارید؟

هنوز میکروفن نو بودنش را برای من از دست نداده، هنوز هم آن حسی که میکروفن می‌طلبد در وجودم هست. هنوز هم میکروفن رادیو را مثل دو سه میلیون گوش می‌بینم و دوربین تلویزیون را هم مثل میلیون‌ها چشم. سعی می‌کنم برخوردم به این واسطه منصفانه باشد.

سال 90 را چگونه می‌بینید؟

ان‌شاءالله سالی خوب خواهد بود؛ هم برای من و هم دیگران. سالی پر از برکت، لطف و کرامت خداوندی، سعه‌صدر و گشاده‌رویی آدم‌های اخمو و بداخلاق باشد.

برای آینده رادیو چه آرزویی دارید؟

هرچه بیشتر مردمی شود و به مردم نزدیک باشد.

زینت پستادست


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: